Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760229-20025S1

Date of Document: 1997-05-19

يادداشت روزبه انگيزه شهادت امام سجاد (ع ) گشايشگر درهاي رحمت حق : - 311 شعرموازي: حاشيه 0 ميانه 0 گفت پيغمبر كه گر كوبي دري عاقبت زان در برون آيد سري : -انتهاي 114 چاپ تطبيقي سخن گفتن انسان با يزدان، همچون نزول قطره هاي باران، حيات مي آفريند و پاك مي سازد و عطش را از ميان مي برد. بندگي و پرستش، در غيابدعا و نيايش، هيچ مفهوم و جلوه اي نخواهد داشت. هم از اين رو امام سجاد ( ع ) اين، سلاح از ياد رفته را در ظلماني ترين روزگاران برگرفت و نويد احياگري را در زمزمه هاي ذكر و استغاثه هاي مومنان تجديد فرمود. آتش هاي از ياد رفته خداوندي، بدينگونه بر زبان آن ستاره عالم هدايت جاري شد: الهم وانطقني بالهدي. اي پروردگار من به هدايت و راستكرداري گويايم ساز. والهمني التقوي. و بارش الهام را بر قلب من سرشار از پرهيزگاري كن. و وفقني للتي هي از كي. و توفيق ده مرا به پاكترين گونه ها. واستعملني بما هوارضي. و كردار مرا رهين خشنودي خود فرما. اللهم اسلك بي الطريقه المثلي. خداي من; برترين راه سلوك را فرارويم نه. واجعلني علي ملتك اموت واحيي. و آنگونه ام قرار ده كه بر آيين تو بميرم و زنده شوم. اين است آيين نيايش و شيوه پرستش، كه لاجرم به خضوع، اطمينان، سلوك و آرامش اتصال مي يابد. باري، قلبهاي ناآرام در اين وادي به سجده مي افتند و تنهايي هاي عالم كثرت را در پيوستگي توحيد و مودت بازمي يابند. زيباترين ارواح پرستنده، بدينجاي كه مي رسند، زبان خويش را به بيان مقتداي معصوم خويش وامي نهند و از زبان او بر پلكان عالم بالا عروج مي كنند... امام علي بن الحسين (ع ) كه ميراث دار همه ارزش ها و امانت هاي عصمت پس از قيامت خونين نينوا بود، معراج خويش را با سفينه نيايش آغاز كرد. هنگامي كه بيرق هاي انتقام و انقلاب به خونخواهي حسين ( ع ) وبرعليه خاندان سفله اموي افراشته مي شد، در تبوتاب آن آشوبهاي جانسوز، جويبار زلال معارف الهي را اينگونه پاس داشت. مرزباني ازحصن رفيع دين محمد ( ص ) و گسترش آن، با گشودن دريچه هاي آسمان به روي انسان ممكن بود و امام بس زين العابدين ( ع ) چشم خفتگان بشر را، به باغستان هاي مخلدي كه در پس اين دريچه ها بود بيدار فرمود و قفل هاي رازناك آن را به رمز نيايش هاي بلند و جاودانه اش بازگشود. تفسيري كه همواره از دعا و نيايش داده شده است، نشستگاني دلشكسته را به خاطر مي آورد كه از بي پناهي بدين در پناه آورده اند. اين تفسير، حقيقي را در خود نهفته دارد; اما فقط گوشه اي از حقيقت را. زيرا هنگامي كه چشم انسان به راستي بر خويشتن گشوده مي شود، جز خداوند پناهي نخواهد يافت. ولي اين بي پناهي از سر مذلت نيست، بلكه از سر عزت و در عين استغناست. نيازمندان اين درگاه، بي نيازان عالم خلقت اند. در عالم مخلوقات، اگر به چشم بصيرت بنگريم، سنگ و درخت و نسيم و باران هم تسبيح گوي و شاكر انعام حق اند; وااسفا اگر آدمي به غفلت بگذرد و بگريزد. امام سجاد (ع ) در، مدرسه معنوي خويش، صحيفه نيايش را بازمي گشود. درس هاي اين صحيفه، همه عرصه هاي زندگي و همه آموزش هاي متعالي براي تربيت انسان را دربر داشت. در يك سوي، طلب رحمت و رستگاري; و در سوي ديگر، رسالت هاي بزرگ اجتماعي: پروردگارا به تو پناه مي برم. از آشوب آزمندي، و تيزي خشم، و چيرگي حسد، و ناتواني بر شكيبايي، و قلت قناعت، و بدي مردمان، و ستيهيدن شهوت، و بندگي نخوت، و پيروي هواي نفس، و به يكسو شدن از راه خير، و فرورفتن به خواب غفلت، و درافتادن در آنچه به كار نيايد، و مقدم داشتن باطل بر حق، و اصرار بر گناهان، و خوار شماردن معصيت و بزرگ شمردن طاعت. (از دعاي هشتم صحيفه سجاديه ). خدايا; من از تو پوزش مي خواهم كه در پيش روي من به كسي ستم شود و من او را ياري نكنم، يا نعمتي به من ارزاني گردد و سپاس آن را نگويم. يا گناهكاري از من عذر خواهد و عذر او را نپذيرم. يا حاجتمندي از من چيزي طلبد و او را بر خود مقدم ندارم. يا حق مرد باايماني بر گردنم آيد و آن را بزرگ نشمارم. يا عيب مرد باايماني را ببينم و آن را نپوشانم... (از دعاي سي وهشتم ).