Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760229-19984S1

Date of Document: 1997-05-19

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( ) 33 در پاره اي از موارد، شرايط اقليمي طاقت فرسا (براي مثال، در استراليا، ناحيه گرينلند يا در صحراي استراليا ) سبب توسعه شيوه هاي بسيار تخصصي زندگي شده است كه با شرايط اقليمي جوامع مصرفي كه اين مردمان را احاطه كرده اند، سازگاري ندارد. بيشتراوقات، مردم بومي با زور و فشار از سرزمينهاي خودرانده مي شوند كه اين امر در گذشته از راه فتوحات ارضي صورت مي گرفته و اكنون از راه برنامه هاي طرح ريزي شده براي توسعه است، مانند پروژه هاي هيدروالكتريك و آبياري، معدن، ايجاد قرارگاههاي نظامي، جاده سازي، ايجاد خطوط راه آهن، بناهاي مذهبي، پارك و گسترش نواحي شهري. حتي ديده ايم، براي آنان حق برخورداري از نمايندگي سياسي درباره موضوعاتي كه مستقيما به ايشان مربوط مي شود را درنظر نمي گيرند. در طول روند تاريخ به تدريج، فرهنگهاي مردم بومي و قبيله اي، كنار گذاشته شده است و كماكان در نزاعي نابرابر با نيروهاي سياسي خارجي و نيروهاي اقتصادي قومي گرفتار آمده اند. در موارد بسياري، كمبود نمادهاي فرهنگي كه زندگي انسانها با آن درمي آميزد، به چشم مي خورد. براي جبران اين كمبود، نمادهاي فرهنگي تازه تري بوجود آمده است كه در زندگي با آن دست به گريبانيم، مانند تلويزيون، تبليغات، مصرف گرايي و غيره. اين نمادها، ساختاري از معنا و ارزشها را شكل داده است كه بيش از پيش امنيت اجتماعي و فرهنگي را كاهش مي دهد. بيشتر اوقات، نابودي بوميان در مقام جمعيتهاي مشخص فقط فرآورده جانبي و تاسف بار توسعه بلكه نيست، از يك خط مشي آشكار يا نهان برخاسته است. نام اين روند را كشتار قومي يا ديگركشي فرهنگي گذاشته اند و جنبه هاي فرهنگي و نيز اقتصادي را دربردارد. كشتار قومي اقتصادي از اين اعتقاد برمي آيد كه بايدكاپيتاليسم خصوصي يا چندمليتي، سوسياليسم دولتي ويا آميزه اي از اين دو را جايگزين شكلهاي كهن ساختاراقتصادي كرد. كشتار قومي فرهنگي روندي است كه باآن، مردمي با فرهنگي بارز، هويت خود را همانندسرزمين و منابعشان كه فرسوده گرديده و همانند نهادهاي زبان، سياسي و اجتماعي، سنتها، شكلهاي اعمال هنري، مذهبي و ارزشهاي فرهنگي شان كه كاربرد آنها محدود شده است، ازدست مي دهند. اين امر، پيامد خطمشي نظام گونه دولت است و حتي به علت فشارهاي غيرشخصي توسعه اقتصادي نيز پيامدهاي كشتار قومي به چشم مي خورد. بنظر مي آيد، همه چيز در حال تغيير است و ازدياداخير حركتهاي بنيادي، سبب شگفتي طبقه ممتاز حاكم گشته است. بسياري از اين جنبشها فقط نسبت به توزيع مادي منافع يا كمبود خدمات رفاه اجتماعي يا نظامهاي متجاوز و يا تبعيض و ظلم اعتراض نمي كنند، بلكه حتي درباره جنبه هاي نمادين الگوهاي حاضر و ارزشهاي برتر توسعه اقتصادي نيز به بحث و جدل مي پردازند. اين جنبشها همچنين تاكيد فزاينده اي بر موضوع اصلي ديگر كه همانا وابستگي مستقيم بوميان به سرزمينهايشان است، مي گذارند. يعني معتقدند، ما بايد هم به نمود فرهنگي ايشان احترام بگذاريم و هم به پايه مادي موجوديت اين جوامع. بنابراين، در دستور كار شماره 21 اين كميسيون آمده است اينكه سرزمينهاي مردم بومي و جوامع ايشان را بايد در برابر فعاليتهايي كه از نظر محيط زيست ناسازگار هستند حفظ كرد و آنان را از جنبه اجتماعي و فرهنگي نامناسب ندانيم، موضوعاتي هستند كه بايد به رسميت شناخت.