Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760228-19946S1

Date of Document: 1997-05-18

علل اجتماعي قيام عاشورا ـ 2 در شماره گذشته در بيان علل اجتماعي قيام عاشورا نوشته بوديم: در فاصله شهادت امام مجتبي ( ع ) تا قيام عاشورا، وقايع چندي رخ داد كه اهم آنهاقيام حجربن عدي و يارانش بود. اين قيام با خشونت زيادبن ابيه (زيادبن سميه )سركوب شد. رهبران قيام، يعني حجر و دوازده تن از يارانش دستگير و به شام اعزام شدند. حجر در مرج عذرا (از توابع قراء حوالي دمشق ) زنداني شد و به شهادت رسيد... آنچه در پي مي آيد ادامه نوشته شماره پيشين است كه مي خوانيم: زيادبن سميه، پس از اين جنايت و با توجه به فقدان امام مجال دوم، را از دست او نداد اجازه اقامت و فعاليت به هيچيك ازرجال معروف شيعه در عراق را نداد و در اين زمينه، جانشين وي، يعني سمره بن جندب، حداقل هشتاد هزار نفر را طي مدت كوتاهي به قتل رساند. ابن اثير نوشته است كه: ابوسوار عدوي گويد: سمره در يك بامداد 47 نفر از اقوام ما را كشت در حالي كه همگي حافظ قرآن بودند. ( كامل ج 3 ص ). 463 اما اين فشارها، اگر چه به ركودو تشتت نيروهاي وفادار به آيين محمدي و عامه مردم موجب انجاميد، بازانديشي در شرايط سخت و ناگواري كه پديد آمده بود نيزشد. بسياري از رجال و بزرگان اقوام بر گذشته ها تاسف مي خوردند و انگشت تحسر به دندان مي گزيدند. بويژه در عراق، و خاصه در كوفه و بصره، نطفه هاي اعتراض به شدت شكل مي گرفت و گسترش اين مي يافت دو شهر مركز مهاجران و اسيران ايراني نيز بود. از اين پس سلسله اي از مبارزات ضد اموي آغاز شد كه رفيع ترين و بزرگترين و موثرترين آنها انقلاب حسيني (ع ) بود. در سال 52 هجري زيادبن خراش عجلي و يارانش قيام كردند. در همين سال معاذ طايي انقلاب نظامي ناموفقي انجام داد. در سال 53 هجري ربيع بن زياد فرماندار خراسان به خونخواهي حجربن عدي سر به شورش برداشت. و اين حركتها از هر سوي همچنان ادامه داشت. حتي در سال 58 هجري گروه زيادي از خوارج نيز به ستوه آمدندو به سرپرستي حيان بن ظبيان سلمي بر معاويه خروج كردند. اما تاثير اجتماعي و دامنه اصلاحي اين حركتها چنان نبود كه بتواند آب رفته اسلام را به جوي باز گرداند. آن جريان و حركتي كه توانست دوام و بقاي دين محمدي رامجددا تضمين كند انقلاب وخيزش بزرگ حسيني در سال 60 و 61 هجري بود و اين زمان مقارن بود با مرگ معاويه بن ابي سفيان و جلوس پسر بي كفايت و فاسدش يزيد بر مسند سلطنت. يزيد عليرغم آنكه فردي بي خردبود، اما اين اندازه مي دانست كه بايد خيال خود را از جانبحسين بن علي ( ع ) و ساير رجال ارزشمندي كه در چشم مردم بزرگ و مكرم بودند آسوده بدين سازد سبب او به وليدبن عتبه، والي مدينه نوشت كه حسين را رها نكند تا از او بيعت گيرد و اگر بيعت نكرد سرش را به شام بفرستد. در كنار حسين ( ع ) عبدالله، بن زبير نيز بود، اما او وسعت مخاطره اي را كه حسين مي توانست بيافريند ايجاد نمي كرد. همچنانكه عبدالله بن عمر در چشم مردم همچون پسر فاطمه (س ) معزز و مكرم نبود. امام صراحتا در پاسخ والي مدينه براي بيعت با يزيد فرمود: يزيد مردي شرابخواره و فاسق است و شايسته حكومت بر مسلمانان نيست. سپس آشكارا قصد حج كرد وماجراي قيام آغاز شد. ماجرايي كه همه جزئيات آن روشن و گواه بر احياي حقايق دين محمدي درظلماني ترين عهود تاريخ اسلام بوده است. آخرين فصل اين قيام الهي، با نامه نگاري عراقيان به امام و دعوت وي به خلافت و قيام بر ضد يزيد به اوج رسيد. امام مسلم بن عقيل را به نيابت از خود به كوفه فرستاد و خود عازم عراق شد. اما با ورود عبيدالله بن زياد به كوفه و تعقيب و كشتار پيروان حسين ( ع ) از، جمله مسلم و هاني، ورق برگشت و حسين (ع ) در ميانه راه مكه و عراق به محاصره سپاه يزيد درآمد. پيمان شكني كوفيان و كثرت عدد سپاهيان ابن زياد، مي توانست امام را به سوي تجديدنظر در حركتش سوق دهد، اما آنچه انقلاب حسيني را از همه قيامهاي تاريخ ممتاز مي كند در همين تصميم به وقوع پيوست. امام حسين ( ع ) با اصحاب خاص واهلبيت خويش در سرزميني كه كربلا نام داشت فرود آمد. حاكم كوفه، لشكري به رياست عمربن سعدبن ابي وقاص به پيشواز حسين ( ع ) فرستاد تا از او بيعت بگيرند، اما حسين ( ع ) اهداف خود را كه ناظر بر احياي دين محمد ( ص ) و امر به معروف و نهي از منكر، ولو به قيمت كشته شدن خود و خاندانش بود بيان فرمود و آماده جنگ شد. جنگ نهايي چند ساعتي در روز دهم محرم 61 هجري رخ داد. مردان و جوانان جنگاور كشته شدند و زنان و كودكان كاروان حسين (ع ) به اسارت به شام اعزام گرديدند. اين آغاز بزرگترين دگرگونيهاي تاريخ اسلام بود. همه نهضتهاي اصلاحي از اين سرچشمه سيرابشدند و كوچك و بزرگ بدان پناه بردند. از قيام توابين تا اين زمان، نام و عمل حسين (ع ) وانقلاب عاشورا، سرنوشت وجهت نهايي دين اسلام را تعيين بويژه كرده است در ايران شيعيان، رسالت پيروي از اين نهضت راهمچون بيرقي ابدي بر دوش كشيده و مي كشند....