Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760228-19906S1

Date of Document: 1997-05-18

تاريخچه گنجينه در ايران به مناسبت روز جهاني گنجينه و ميراث فرهنگي سابقه نگهداري اشياء هنري و عتيقه قبل از تشكيل گنجينه ها و پس از آن در بررسي گوشه گوشه تاريخ هنري، اجتماعي كشور چندين هزار ساله ايران همواره به آثار منحصر به فرد و يگانه اي برخورد مي كنيم كه تحسين همگان را برمي انگيزد. در لابه لاي برگهاي پراكنده مختلف تاريخي مطالبمتنوعي آمده كه نشانگر اين واقعيت است كه سابقه حفظ، نگهداري و به نمايش گذاشتن اشياء مختلف را به دوران هخامنشي مي رساند. پارسيان در به اوج رسانيدن تزئين و آرايش كاخهاي خود پا را فراتر از واقعيت مي گذارند كه بدون ترديد ملهم از فرهنگهاي همجوار زير سلطه اين قوم بوده. با هجوم سپاهيان اسكندر در قرن سوم ( ق. م ) و فروپاشي امپراتوري با عظمت هخامنشي گنجينه هاي بسياري مورد غارت و چپاول قرار گرفت. ازدوران اشكاني به خاطر زد و خوردهاي مكرر و مداوم باروميان كه وارثان تمدن يونان بودند اطلاعات خاصي دردست اما نيست با شروع حكومت ساسانيان در قرن سوم ميلادي مجددا مجد و عظمت هنري ايران را در همگي زمينه ها شاهد هستيم. ساسانيان به واقع دنباله رو حكومت هخامنشي بودند. آنان نيز اقدام به ساخت كاخها و عمارتهاي باشكوه نمودند و در كاخهاي ساساني تالارهاي وسيعي جهت نمايش آثار متنوع هنري وجود داشت كه نمونه بارز آن بدست آمدن آثار نقاشي كاخ بيشاپور است. توجه كامل و دقيق به هنرمندان در اين عصر باعث خلق آثار ممتاز و يگانه اي شد كه از آن درياي بي كران تنهامجموعه هاي پراكنده اي برجاي مانده است. بعد از ظهور اسلام و نابودي حكومت ساساني در قرن هفتم ميلادي خلق آثار منحصر به فرد كه براي طبقه خاصي باشد متوقف گرديد و تا زمان سلجوقيان نيز به لحاظدرگيريها و زد و خوردهاي دائم و نبود حكومت مركزي مقتدر منطقي به نظر نمي رسد كه سعي و همت خاصي جهت گردآوري و نگهداري اشياي هنري شده باشد. اما از زمان سلجوقيان مردم و بعضي از حكام براي حفظو نگهداري آثار ارزشمند هنري مانند قرآنهاي شيشه هاي نفيس، مينا، پارچه هاي زربفت، ظروف قلمزني و.. آنها را وقف امامزاده ها و زيارتگاهها مي كردند كه در صورت تهاجم نيز از تعرض سپاهيان در امان بود و اين رسم تا دوران صفويه همچنان ادامه داشت كه در بين اين فاصله تاريخي يك وقفه طولاني رخ مي دهد كه آن حمله مغول در قرن 7 است. با به قدرت رسيدن صفويان در قرن دهم شاهان صفوي مانند شاه اسمعيل به فكر جمع آوري و نگهداري آثارهنري افتادند و مقارن همين زمان در اروپا تاسيس موزه ها شروع مي شود. اسنادي در دست است كه در مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي اشياي نفيسي مانند كتب خطي شامل قرآنها و اشعار، فرشهاي ابريشمي، ظروف چيني زرنگار، قنديلها و آويزهاي طلايي و... نگهداري مي شده است. همچنين از سفرنامه سياحاني كه در زمان صفويه ايران را ديده اند چنين برمي آيد كه شاهان صفوي نيز اقدام به نمايش آثار خود در كاخها مي كرده اند. مخصوصا از زمان شاه عباس با ساخت قهوه خانه هاي سلطنتي و تزئين آنها با اشياي هنري حالتي موزه اي به اين مكانها مي دادند. ولي با حمله افغانها آثار اماكن مذهبي نيز از اين تعرض در امان نماند. با به قدرت رسيدن نادرشاه و بازگشت پر غنيمت اواز هندوستان توجه به نگهداري و حفظ آثار بيش ازپيش مورد توجه قرار گرفت اما با ترور نادر و ايجادآشوب و بي نظمي اين تفكر تا دوران قاجاريه به دست فراموشي سپرده شد. دوران حكومت قاجار نيز پس از جنگهاي ايران و روسيه نفوذ هر چه بيشتر بيگانگان در ايران را بيشتر كرد و اين امر خود را در زمان ناصرالدين شاه كاملا بروز داد. تاريخچه تاسيس گنجينه در ايران در دوران حكومت ناصرالدين شاه براي نگهداري و نمايش آثار هنري دربار تصميم به ساخت مكاني گرفتند كه اين امر در سال 1290 هجري قمري در 2 بخش تالار سلام و عمارت سفره خانه صورت گرفت كه شرح آثار آن در سفرنامه ارنست اورسل آمده است. اما اولين موزه رسمي ايران در سال 1295 قمري توسط مرتضي قلي خان ممتازالملك وزير معارف وقت با 72 قلم اشيا كه بيشترقاليچه بودند در يكي از تالارهاي مدرسه دارالفنون تشكيل شد و اين روند تا دوران حكومت پهلوي ادامه يافت. اما به دليل كوچك بودن تالار مدرسه دارالفنون در سال شمسي 1304 اشياء مربوطه را به عمارت مسعوديه كه متعلق به شاهزاده مسعود ميرزا بود منتقل كردند. اين عمارت كه در خيابان اكباتان در ميدان بهارستان از بود، بناهاي زيباي دوران قاجار به حساب مي آيد و هم اكنون در اختيار اداره آموزش و پرورش است. اما با كشف پي درپي و همه روزه آثار از اماكن ومحوطه هاي باستاني عمارت مسعوديه نيز فضاي لازم رابراي اشيا دارا نبود. از اين رو رضاخان دستور ساخت موزه ايران باستان را داد. كار ساختمان موزه در سال شروع 1311 و تا سال 1316 به طول طراح انجاميد و سازنده آن آندره گدار فرانسوي بود كه ساليان دراز سرپرست اداره عتيقجات ايران بود و طرح موزه را از كاخ بيشاپور ساساني اقتباس كرده بود. در دوران حكومت پهلوي اول و دوم ساخت موزه به صورت عمومي و اختصاصي در تهران و شهرستانها ادامه يافت و در تهران موزه هاي ديگري همچون موزه هاي آبگينه، رضا عباسي، فرش، هنرهاي ملي، تاريخ طبيعي، هنرهاي تزئيني، سكه جواهرات، ملي، هنرهاي معاصر و نيز در شهرهاي اصفهان (موزه چهلستون ) 1327 مشهد (موزه آستان قدس ) 1314 شيراز (موزه نارنجستان ) 1344 تبريز (موزه باستاني مردم شناسي ) 1336 تاسيس شد. پس از انقلاب شكوهمند اسلامي در سال 57 مجموعه كاخهاي سعدآباد و نياوران نيز به مكانهاي نگهداري ونمايش اشيا پيوستند و با تشكيل سازمان ميراث فرهنگي توليت اين موزه ها به اين سازمان واگذار گرديد. بابك شهلايي