Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760228-19899S1

Date of Document: 1997-05-18

آميزه هنر با شهابهاي آسماني چهره نقاش ( ) 1905 به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار نقاش روسي در دوسلدورف وروبل به عنوان بزرگترين و آخرين اثر در سال 1902 تابلويي را با نام دنياي هنر در سنت پطرزبورگ خلق كرد، اين تابلو درهمين شهر در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفته است به نظر مي رسيد كه اين هنرمند درمكاني بين آسمان و زمين مطلق مانده بود، چرا كه زندگي او با شكست مواجه شد. اين جمله اي است كه در مراسم يادبودي ازمايكل توسط وروبل، يكي از همكارانش گفته شد. به نوشته هفته نامه اشپيگل مايكل وروبل، نقاش سمبوليست روسي ( ) 19101856 قصد داشت روح را ازميان تصاوير بيدار كرده و به آنهاجان بخشد. اما متاسفانه به دلايل شرايط روحي، رواني كه در پايان زندگيش، گريبانگير او گشت، وي را از اين كار بازداشت و پايان عمرش را در كلينيك رواني به انتها رساند. افول و نزول، نبوغ و احترام ديوانگي، وتنفر، راههايي بودند كه سرنوشت زندگي اين هنرمند را در آن غوطه ور ساخت و او را از اين سو به آن سو مي برد. زن مصري 19001899 وروبل، تصاويري از سنتهاي كليسايي، افسانه ها، تخيلات اسطوره اي و همينطور از صحنه دنياخلق كرده بود، آثار او بخاطر وجوداشكال پرجاذبه و مدور گونه و به خاطر رنگهاي صدف گونه و بسيار درخشان، ناظرين هنري را مجذوب خود مي سازد. وروبل، نيز مانندآلكساندر بنوئيس جز تعدادي كاغذهاي طراحي و تكه كاغذهاي نقاشي شده كه آنها هم در نوع خود، داراي جذابيتي خاص مي باشند، آثار چنداني از خود بجاي نگذاشته است. او به رنگهاي پخته وزيبايي دست يافته بود كه گويي آنهارا با قطعات شهابهاي آسماني در هم آميخته است. از همين روي، بازديدكنندگان زيادي، خواهان ديدار از نمايشگاه آثاروروبل مي باشند. اين نمايشگاه، در سالن هنري شهر دوسلدورف، برپا شده و براي اولين بار است كه آثار اين هنرمند، در مكاني غير از روسيه به نمايش گذاشته مي شود. در اين آثار، زيبايي نقاشي و نحوه نمايش بطور گسترده اي نشان داده شده است. بيشتر از 200 تابلو طراحي آبرنگ و مجسمه سنت پطرزبورگ ازمسكو اودساوكازان، كيف، نشان دهنده روح خشمگين و پردغدغه اوست و همين طور زيبايي ادبي الهام گرفته شده، همراه با شكوه و جلال. اماوروبل، نسبت به هم عصرانش در هاشور زني از مهارتي بسيار بالا برخوردار بوده و در آن دوره هيچكدام ازهنرمندان موفق به ربودن اين گوي از اونشده اند. به آثاروروبل، نوعي مانند روحي در حال حركت، رنگ به رنگ مي شوند. يكي از اين آثار و در واقع شاهكاراو به نام شيطان است. داستاني از ميخائيل لرمونتف، رمان نويس روسي كه بنا بر داستان، دختر شاهزاده اي توسط شيطان گمراه شده و به آسمان مي رود. حتي اپرايي با نام شيطان و براساس همين داستان، توسطآنتون روبن اشتاين، ساخته شده است و وروبل براساس همين داستان، آن را بر روي بوم نقاشي كرده است. وروبل بعنوان بزرگترين و آخرين اثر در سال 1902 تابلويي را با نام دنياي هنر، در سنت پطرزبورگ خلق اين كرد تابلو در همين شهر، در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفته است. وحشت از نابودي اين اثر بي همتا در ديدگان، بازديدكنندگاني كه اين تابلو را مشاهده مي كنند، به وضوح ديده اين مي شود تابلوي هنري شكننده از طبقات بي شماري رنگ تشكيل شده كه گالري Tretjakow مسكو، از فرستادن آن به آلمان خودداري كرده است. در اين تابلو، رنگها ثابت و زيبا هستند و شخصيتها، خود به تنهايي مجذوب كننده! پرنس دريا اثري با سراميك ( ) 19001899 اولين سفارش بزرگ او مربوط به كليساي كيف در است 1884سال كه تمامي نقاشي هاي ديواراين مكان توسط اين هنرمند بزرگ روسي انجام گرفته شده است. جذاب بودن نقاشي ها، خود نشاندهنده استعدادي شگرف از اين هنرمند است. او نه تنها قادر بود، هنگام خوشي بر روي طرحهاي قبلي اش مجددا با رنگ روغن نقاشي كند، بلكه گاهي اوقات در اوج عصبانيت، طرحهاي مدادي اش را پاره مي كرد. در تصاويري كه وروبل، از حضرت مريم (ع ) نقاشي، كرده، حركات وحالات چهره به قدري گويا و زنده هستند، كه قابل تحسين مي باشد. هنروروبل پس از ورودش به مسكو در سال 1889 شكوفا او شد با تعدادي از كلكسيونرها و حاميان هنردر مسكو، آشنا شد. بخصوص آشنايي اوباساوامامونتوف، او را به درجات بالايي از هنر كشاند. مامونتف نيز داراي اشكال بزرگي از جادوگري پير بود كه آنها را در حالتهاي مختلف بر روي بوم نقاشي آورده بود. در سال 1896 هنگامي كه يكي از نمايشگاههاي روسيه درنيشيني نوگورود از به نمايش درآمدن دوتابلوي وروبل، امتناع ورزيد، مامونتوف، سالني را براي نمايش آثاروروبل، آماده و مهيا كرد و به او واگذار نمود. در كارخانه مامونتف، سراميك سازي، اين نقاش روسي، به فراگيري سفالگري پرداخت. پس از مدتي او به صحنه پردازي و آرايش براي سالن اپراي خصوصي روسيه پرداخت و همين امر باعث آشنايي و ازدواج او با ناد شدا زابلا، خواننده روسي گرديد. او كه در اواخر عمرش به پريشاني و ناراحتي هاي روحي و رواني دچار شده بود، مجبور به اقامت و بستري شدن در يك كلينيك رواني او گرديد در نامه اي به همسرش چنين نوشت: مرا از جلوي شيطان نجاتم بده! . اما متاسفانه با وجود معالجات فراوان، تاثيري درروح روبه زوالش نبخشيد. مترجم: ميراندا، معاوني