Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19884S1

Date of Document: 1997-05-15

يادداشت روز علل اجتماعي قيام عاشورا آن دسته از علل و اسبابي كه جامعه ساخته پيامبر را ويران ساخت و مدنيت محمدي اسلامي را به بربريت اموي يزيدي بدل كرد همواره مي بايد مورد توجه مسلمانان قرار بويژه گيرد از جانب شيعيان و خاصه از طرف ايرانيان، كه همواره در دفاع از سنت توحيدي و التجاي به خاندان پيامبر و قرآن كريم پيشتاز و مفتخر بوده اند. اين رسالتي است كه خداوند با واسطه تاريخ و سنن مضمر در آن بر دوش ملت ايران نهاده تا تذكري بر همه مسلمانان و امكاني براي حفظ موجوديت حقيقي دين باشد و آموزه هاي راستين الهي همواره در دسترس بشريت قرار گيرد... انديشيدن به اين مسئله، يعني رسالت تاريخي يك مي تواند ملت، فلسفه تاريخ و ماهيت قانونمنديهاي الهي در رونداستكمالي حيات بشر را روشن سازد. يكي از اين قانونمنديهاكه كمتر مورد عنايت و توجه قرارگرفته است، وجودامت وسط وامه يدعون الي الخيرمي باشد. همچنانكه پيامبر، نمونه و شاهدي بر ملت اسلام و امت مدينه بود، مقتضاي حيات اجتماعي بشر نيز ايجاب مي كند كه قومي از ميان ملل اسلامي، رسالت شهادت و نمونه سازي را بر عهده گيرد و آنرا به همه ابنا و آحاد بشري ابلاغ نمايد. رسالتي كه بر عهده اين قوم قرار دارد، علي القاعده مي بايد متضمن كمالات اخلاقي و اجتماعي بوده باشد و جميع انسانها را در راهيابي به مرتبه توحيد عملي و اجتماعي هدايت نمايد. درك مرتبه متعالي انسان در پرتو دين، نخستين پله از اين حركت متصاعد معنوي - اجتماعي است. پس از رحلت پيامبر اسلام وپايان عصر خلفاي راشدين، جامعه اسلامي كه با مساعي رسول ( ص ) وشاگردانش نضج گرفته بود درمسير استحاله اي تاريخي افتاد. جريان اين استحاله به دليل سنتهاي عصبي و جاهلي عربي چنان شدتي يافت كه حاصل فعاليت ومساعي و آموزشهاي معمار بزرگ بشريت، حضرت ختمي مرتبت (ص )طي چند سال ويران شد و رجالگي و اشرافيت و نژادپرستي و انواع عداوتها و سفلگي ها جانشين فضايل متعالي و معنوي عصر نبوي گرديد. نگاهي به شرايط آن روزگار، ما را در درك علل و اسباب اين انحراف، بيشتر ياري خواهد داد. در اواخر دوران پيامبر، حركت متكامل اسلام به سوي مغرب ومشرق عالم، براساس وعده هاي خداوند مبني بر فتح امپراتوريهاي بزرگ، آغاز شده بود. امپراتوري ايران توسط سپاه اسلام در نورديده شد و شام و بيت المقدس به نام الله مفتوح گرديد. گشايش اين دروازه هاي طلايي، راه را در شرق براي حركت به سوي هند و چين و در غرب براي سرازير شدن از كوههاي پيرنه و فتح اندلس و نفوذ به اروپاي نصراني باز اما كرد اين فتوحات بزرگ، فقط بر وسعت و عظمت حكومت نمي افزود، بلكه بزودي تبعات داخلي دامنه دار و عظيمي به دنبال داشت كه فقط با وجود راهبراني خردمند و متقي امكان مهار آن ميسر مي گرديد. اميرالمومنين علي ( ع ) كه به شدت عدالت اشتهار داشت در عهد خلافت خويش، كماكان متوجه غرابت اوضاع شد و با شدت عمل و ايجاد سلسله اي از قوانين بازدارنده و شرايط سياسي دشوار، سعي در تربيت نيروها وي نمود با نظارت بر عمل و رفتارهاي سياسي حكام، اين آزمون دشوار را تا حدودي مهار كرد و اجازه تحرك را از قدرت نامتقيان اما ستاند آشوبهاي پايان خلافت عثمان و جنگهاي داخلي در عصر امام علي (ع ) كه، به شهادت آن ابرمرد انجاميد، چشم انداز اصلاحات اجتماعي و سياسي را به افقهاي متلون و ضد اسلامي بني اميه و بني عباس متحول و متبدل ساخت. از اين پس شعارهاي: قولوا لااله الا الله تفلحوا وان اكرمكم عندالله اتقيكم و انما المومنون اخوه از يادها رفت و برتري عربي و فضايل قومي در برابر ملل تابعه و سرزمينهاي مفتوح قرار داده شد. ايرانيان كه به عشق توحيد وبرابري و مودت اسلامي، براي رهايي از ستم طبقاتي ساسانيان به آغوش اسلام پناه آورده بودند، اسير چنگال خونريزقتيبه بن مسلم وحجاج بن يوسف شدند. شعوبيه و شيعه، دو عكس العمل برون ديني و درون ديني اين ملت براي رفع ستم اموي بود. در اين زمان، مخارج جائرانه حكومت اموي كه به صورت اغراق آميزي رشد كرده بود وخرجهاي بي حساب و كتاب واليان آنها، همچون ارقامي نجومي دربرابر توده مردم قرار گرفته و مالياتهاي كمرشكني را ايجاب مي كرد. پرداختن اين پولهاي بي حسابوكتاب، فشاري غير قابل تصور را بر طبقات محروم و رعايا وارد مي كرد و موجب مظالم بي حد و حصر مامورين غلاظ و شداد اموي بر استثمار هر چه بيشتر خلق مي گرديد. در اينجا براي اطلاع از شدت ظلم واليان اموي، بد نيست به دونمونه از تاريخ نظر و كنيم اگرآگاهان اين نمونه ها را با عدالت پس از رحلت رسول اكرم (ص ) و به ويژه دقت و شدت عدالت درعهد امام علي (ع ) مقايسه كنند، ديگر هيچ نيازي به تحليل اين استحاله تاريخي نخواهد بود. ابوبكر محمدبن جعفر صاحبتاريخ النرشخي، بخارا در كتابخود، ضمن شرح لشكركشي عبيدالله بن زياد به ماوراءالنهر در سال 53 هجرت آورده است كه عبيدالله فرمود تادرختان را كندند، وديه ها را ويران كردند، و كاريزها وقنوات را خشك كردند، تاخاتون، حاكم شهر بخارا، به مصالحه حاضر شد و هزار بار باهزار درم مال بفرستاد وعبيدالله آن مال بگرفت وبازگشت و چهار هزار برده باخويش برد. (تاريخ بخارا چاپ 1317 ص ). اين 46 نقل قول مقايسه شود با كردار اميرالمومنين علي (ع ) در جمل و صفين كه نه آب را به روي دشمن مي بست و نه اجازه تعرض به املاك و افراد، و نه حتي اجازه تعقيب تاركان جنگ را مي فرمود. نقل قول دوم ازآثار الباقيه اثر كم نظير ابوريحان بيروني، دانشمند بي غرض و ممتاز ايران است. وي درباره كردار فاتح خوارزم مي نويسد: قتيبه بن مسلم هر كسي را كه خط خوارزمي مي دانست از دم شمشير گذرانيد وآنانكه از اخبار خوارزميان آگاه بودند و اين اخبار و اطلاعات را ميان خود تدريس مي كردند نيز به دسته پيشين ملحق ساخت. بدين سبب اخبار خوارزم طوري پوشيده ماند كه پس از اسلام ممكن نيست از آن اطلاعي به دست آورد (آثار الباقيه - چاپ اكبر داناسرشت ص ). 59 اين در حالي بود كه پيامبر (ص ) به فرهنگهاي مدني آن روزگار تا آنجا كه مخالف بنيادهاي اسلام نبود، حرمت مي نهاد و ايرانيان را جويندگان علم تا ثريا و چين مي دانست و امام علي ( ع ) عيد نوروز را از اعياد برتر و مكرم مي خواند. با در نظر گرفتن چنين اكنون اوضاعي، مي توان به قلب امپراتوري اسلام بازگشت و عكس العمل اهل بيت عصمت و وفاداران به حقيقت اسلام را مورد بررسي قرارداد. پس از شهادت امام علي ( ع ) كه به دست ناجوانمرد احمق متحجري از خوارج اتفاق افتاد، معاويه راههاي مبارزه با شخصيت اجتماعي و سياسي امام مجتبي (ع ) را در پيش گرفت. در توطئه معاويه براي از ميان بردن شخصيت بلندمرتبه اي همچون امام حسن ( ع ) مروان، بن حكم فرماندار مدينه، نقشي ويژه ايفا كرد. معاويه طي نامه اي محرمانه از او خواست تا در مسموميت آن حضرت سرعت عمل به خرج دهد. براي اين ماموريت جعده همسر امام حسن (ع ) كه به رشوتها و وعده ها و دلايلي فريفته شده بود آلت فعل قرار گرفت. از جمله اين وعده ها، يكصد هزار درم پول بود و ازدواج با يزيد، پسر پس معاويه از انجام ماموريت پول را به او پرداختند، اما معاويه در پيامي طنزآلود و عاقلانه به وي نوشت: چون علاقه به حيات و زندگي فرزندم يزيد دارم، نمي گذارم با تو ازدواج كند!! (دائره المعارف اسلاميه ج 7 ص ) 400 به هر رو به قول ابن ابي الحديد: چون معاويه خواست براي پسرش يزيد بيعت گيرد، به مسموم كردن امام مجتبي (ع ) اقدام كرد. زيرامعاويه براي ستاندن بيعت به سود پسرش و موروثي كردن حكومتش مانعي بزرگتر و قوي تر از حسن بن علي ( ع ) نمي ديد. پس معاويه توطئه كرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد. ( ابن ابي الحديد نهج البلاغه ج 16 ص ). 49 اين واقعه در سال پنجاه هجري رخ داد. با فقدان امام دوم، معاويه سختگيري و فشار عظيمي را بر پيروان اهلبيت آغاز كرد و در اين راه اهانت به امام علي (ع ) و هرگونه اتهام به پيروان وي مجاز شمرده و رايج شد. در فاصله شهادت امام مجتبي ( ع )تا قيام عاشورا، وقايع چندي رخ داد كه اهم آنها قيام حجربن عدي و يارانش بود. اين قيام با خشونت زيادبن ابيه، (يا زيادبن سميه ) سركوب شد. رهبران قيام، يعني حجر و دوازده نفر از يارانش دستگير و به شام اعزام شدند. حجر در مرج عذرا، از قراء حوالي دمشق، زنداني شد و به شهادت رسيد. ادامه دارد