Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19833S1

Date of Document: 1997-05-15

ترجمه قرآن، آفرينش هنري است افقهاي ترجمه قرآن به زبان پارشي در گفتگو با دكتر محمدحسين روحاني، مترجم قرآن (بخش آخر ) بايد شناختي با طبيعت قرآن پيدا كنيم و اين شناخت كارآساني نيست هر كسي كه هر عقيده اي دارد در طول 1400 سال اسلام باز هم به آيات قرآن استناد كرده اند. اشاره: بخش نخست اين گفتگو پيرامون افقهاي ترجمه قرآن به زبان پارسي هفته گذشته از نظرتان گذشت. اكنون ادامه اين گفتگو كه با دكتر محمدحسين روحاني، مترجم قرآن و قرآن پژوه معاصر انجام شده است، تقديم خوانندگان گرامي مي شود. س - ميان ترجمه هاي معاصر كدام يك را شما برتر مي دانيد ومميزه هاي برتري اش در؟ چيست مثلا ترجمه فولادوند يا؟ امامي يا؟ خرمشاهي ج - از ميان ترجمه هاي معاصر از نظر فارسي گرايي واقعا ترجمه دكتر ابوالقاسم امامي به نظر من يك شاهكار است و از نظرفارسي بودن و سره بودن و موجز و فشرده بودن بسيار ناب و موفق است. ترجمه بهاءالدين خرمشاهي به ويژه ويرايش اول كه باتفسير همراه بود، به نظر من يك تفسير نمونه وار است براي انسان كم وقت و كم حوصله امروزي و به نظر من يك ترجمه تفسيري كامل است. پس از آن بقيه كساني كه در 150 سال اخير ترجمه كرده اند همه از نظر دقت و صحت و سلامت و امانت خوب و پاك و زيبا بوده است و هست و خواهد بود، آنهائيكه در گذشته اند روانشان شادباد و آنهائي كه زنده هستند عمرشان طولاني باد. ان شاءالله بتوان ترجمه هايشان را تجديدنظر كرده و بهتر كنند. من حسن تمام در همه ترجمه ها مي بينم ولي كمتر عيب در هيچ ترجمه اي مي بينم. س - در ترجمه قرآن، مسئله اي وجود دارد كه به مذهب مترجم بازمي گردد. شما وقتي به مسئله اي برمي خوريد كه ظاهر كلام بامذهب كلامي شما تناقض ؟ دارد در اينجا آيا پيرو مذهب هستيديا ترجمه متن و؟ چرا ج - بايد شناختي با طبيعت قرآن پيدا كنيم و اين شناخت كار آساني نيست هر كسي كه هر عقيده اي دارد در طول 1400 سال اسلام باز هم به آيات قرآن استناد كرده اند و اين شايد برآمده از آن فرمايش سرور خداگرايان حضرت علي ( ع ) باشد كه به عبدالله بن عباس فرمود: لاتجادلهم باالقرآن فانه حمال ذووجوه وقتي كه ابن عباس را گسيل مي كند براي گفتگوي آشتي با خوارج نهروان مي گويد كه با قرآن در برابر آنها استدلال نكن زيرا قرآن در برگيرنده وجوه معنايي بسيار بسيار فراواني است. اين طبيعت قرآن است كه منشوري است نورافشان كه از هر پهلو كه به آن بنگري رنگهاي زيباي دلفريب و درست به انسان ارائه مي دهد و تصوير درست را از حقايق جهان به ما عرضه مي دارد، بنابراين ما چاره اي نداريم، يعني يك مترجم قرآن اول بايد علوم عربيت كه شامل صرف و نحو و معاني و بيان عربي مي شود را در حد فوق تخصص بلد سپس باشد صرف و نحو و دستور زبان و واژه شناسي فارسي را در حد فوق تخصص بداند و سپس دانشمند در علوم قرآني باشد، يعني مترجم قرآن شرط اولش اين است كه مفسر قرآن و باشد ما چاره اي نداريم چون ما مذهب شيعه اثني عشري را به استناد قرآن برگزيده ايم. بنابراين وقتي كه قرآن را ترجمه مي كنيم، چون زيرساخت مذهب، قرآن گرامي است و ما عقيده درست واقعي داريم كه مذهب ما انطباق حقيقي صددرصد و كامل با قرآن دارد; طبيعي است كه وقتي من قرآن را ترجمه مي كنم، جامه زيباي برازنده شيعه دوازده امامي بپوشم اين خيلي طبيعي است و اين كار را بايدكرد. س - راجع به واژگان عربي كه شناسنامه فارسي گرفته اند آيا ترجمه اينها هم چه در قرآن آمده باشندو چه در بقيه بخشهاي زبان فارسي، ترجمه شان به فارسي سره ضرورت؟ دارد آيا ما مجازيم در مقابل واژگان عربي با واژگان عربي ترجمه؟ كنيم مثلا؟ مترادف ها ج - زبان فارسي از روزگار فردوسي كبير به اين طرف به سراشيب سقوط رفته و اين سقوط ادامه دارد; اصولا مترجم ايراني چه ازانگليسي، فرانسه، روسي، آلماني، اسپانيولي، عربي و از هرجا كه ترجمه مي كند، مثلا از انگليسي به عربي ترجمه مي كند مثلا: C on of Perancipal The.اين ertainte واژه انگليسي اصلي است از هايزنبرگ است كه شده: اصل عدم قطعيت يا Positiorمثلا Super شده: اصل حاصل جمع آثار قوا پس يك مشكل در زبان فارسي داريم و آن اين است كه همه مترجمان ايراني بلااستثنا از انگليسي به عربي ترجمه مي كنند. بنده برخلاف اينها نه تنها همه واژگان قرآن را به فارسي سره ترجمه كرده ام، حتي اعلام را هم به فارسي برگردانده ام مثلا ذوالقرنين را دو شاخدار، يا المسجد الحرام را نمازگاه پاس يا داشته، المسجد الاقصي را نمازگاه برترين و همه اعلام را هم كوشيده ام كه معني دار كنم چون پيرو همين سوال شما، مدتي قبل دانشجويي در كلاس فوق ليسانس به من رسيد و گفت: نگاه كنيد: و كذلك نودي ابراهيم ملكوت السموات والارض كه ترجمه شده: بدينسان حكومت آسمانان و زمين را به ابراهيم نشان داديم. خوب وقتي واژه ملكوت ترجمه نشده، بقيه را كه هر فارسي داني، آن مقدار عربي مي داند كه معني آيه را بفهمد. س - در مورد واژه هاي كليدي شايد حق با شما باشد، ولي در مورد اعلام ما حق داريم مناقشه كنيم. ج - من در اين مورد مقاله اي نوشتم كه در چندين روزنامه چاپ شده و مضمونش اين است كه اعلام و اصطلاحات را تا چه حد بايد ترجمه؟ كرد چون مثلا آقاي خرمشاهي گفته كه اعلام و اصطلاحات را نبايد ترجمه كرد. ما در سال چندين ميليون كتاب چاپ مي كنيم كه اينها چندين ميليارد اعلام و اصطلاحات را به فارسي ترجمه مي كنند من يك مثال مي زنم: در ايران هيچكس نمي گويد: vally deat مي گويند: دره مرگ. پس اين اسم خاص ترجمه شده، يا در ايران هيچكس نمي گويد: china of wall great و The مي گويند: ديوار بزرگ چين هيچكس نمي گويد: حائطالسين الاكبر، يا دماغه بزرگ را كه در منتهي اليه جنوب آفريقا هست ما مي گوئيم دماغه اميد نيك، عربها مي گويند: راس الرجاء الصالح و انگليسي ها مي گويند holpe good of Cape The.اين خود اعلام يك طيف بسيار بزرگ دارد كه من اينها را دسته بندي كرده ام كه از بينشان كداميك بايد ترجمه شود و كداميك بايد برگردانده نشود ولي واژه اي مثل ملكوت، عليين، عالمون، سجين، طيرابابيل حتما از آنهايي است كه بايد برگردانده شود. اينها دسته بندي علمي نشده و پس از 50 سال فكر، يك طرح علمي استاندارد سيستماتيك تدوين شده اجرا كرده ام. س - فرض را بر اين بگذاريد كه ما آيه اي داريم درباره وضو و كيفيت آن كه در تفسير شيعي درست برعكس آن مي شود. الي المرافق رامن المرافق تفسير؟ مي كنيد ج - اينها مسائل احكام است كه الان جهان اسلام در احكام هم دارد به يك وحدت عمل مي رسد; پس از اينكه به وحدت نظر نزديك شد آن اختلافات عجيبي كه 1400 سال پيش بود غالبا ازبين رفته يا كم رنگ شده است. اينها مسائل احكام است وبه زودي زود به كرانه گشايش من مي رسد دو تا آيه ازقرآن را مي گويم: وجوه يومئذ ناظره الي ربها ناظره برخي ازاين چهره ها در اين روز رستاخيز خرم و خندانند و به سوي كردگارخود نگرندگانند بعضي ها مي گويند برپايه اين آيه، خداگرايان به روز رستاخيز، خدا را به گونه فيزيكي با همين چشمان مادي خواهندديد. آيه ديگر مي گويد: لا تدركه الابصار و هويدركه الابصارو هواللطيف الخبير ديدگان او را درنيابند بلكه اوديدگان را دريابد و او ناپيداي آگاه است. من با دانشمندان بزرگ جهان اسلام كه صحبت كرده ام گفته ام در فيزيك امروز ما بحثي داريم به نام نورشناسي و اين ديد را تعريف مشخص و معيني كرده كه اين ديد مادي و فيزيكي در تمام جهان يك تعريف دارد. الان در اين مسئله كه يك مسئله بنيادي است ما داريم به وحدت نظري كامل نزديك مي شويم و با دانشمندان بزرگ جهان اسلام كه من صحبت كرده ام، آنها گفته اند عقيده همه ما عقيده شما شيعيان است. به بينندگان آفريننده را نبيني مرنجان دو بيننده را اين ديد فيزيكي مادي، كه در فيزيك تعريف شده، به اين صورت ديدن خداوند محال است. بنابراين من به گونه كلي بگويم اصولا اختلافات نظري هم در اثرتكامل علوم به ويژه علوم تجربي درحال تبديل شدن به وحدت سراسري در عالم اسلام است. بنابراين اين مسائل خيلي آسان قابل حل است، ما مي توانيم ترجمه اي داشته باشيم كه همه را شاد كند و هيچكس را آزرده نسازد و هدف من به ويژه درترجمه قرآن اين است كه همه طوايف اسلامي را شاد كند و هيچ كس را از اهل هر باور اسلامي، رنجيده نكند. س - به عبارت ساده تر شما يك مخرج مشتركي از ديدگاهها ارائه؟ داده ايد ج - بله. دقيقا يك معدل و ميانگيني از كل تفاسير اسلام خواهم گرفت كه البته زيرساختش طبيعتا شيعه 12 امامي است; ولي به هيچ وجه من هيچ انگيزه اي نمي بينم كه جهان اسلام با اين همه گرفتاريهايي كه دارد، مسلمان ها ناخنهايشان را بلند كنند تا چهره همديگر را بخراشند. من هيچ انگيزه اي نمي بينم براي خراشاندن چهره برادران مسلمان خودم. س - چرا مترجم قرآن نبايد صرفا مترجم قرآن؟ باشد بلكه بايدمفسر هم باشد، و ضمنا بفرمائيد كه مباحث اساسي براي فهم و ترجمه قرآن كدام ؟ است ج - قرآن گرامي مادر و مايه زبان عربي است و موجزترين و زيباترين و شيواترين متن زبان عربي است. قرآن در واژه گزيني اش هزاران هزار هنر به كار برده، كه يكي از آنها واژه گزيني است كه درباره يك مفهوم وقتي مي خواهد صحبت كند ازبين هزار واژه بهترين و مطابق ترينش را گزينش مي كند. مسئله بعدي اين است كه در اين 1400 سال قرآن با همه رشته هاي معارف اسلامي و با همه عقايد فرقه هاي اسلامي پيوند بنابراين خورده، كسي كه مي خواهد قرآن را ترجمه كند چون درعين حال قرآن سهل و ممتنع است، بايد اين شخص صرف عربي را در حد بالاي فوق تخصص بداند، نحو، بيان، معاني و واژه شناسي عربي رابداند. كلا در ترجمه 3 شرط لازم است: يكي تخصص در زبان مبدا تخصص در زبان مقصد و تخصص در موضوع ترجمه. من ممكن است مترجم خوبي باشم در نقد ادبي و يك مترجم بدي باشم درباره بيماري به مالاريا اين قياس درباره ترجمه قرآن نيز شرايط فوق مي بايد محقق باشد. س - دايره علوم قرآني خيلي گسترده است. و به نظر مي رسد اگر مترجم بخواهد كارش كامل باشد بايد چندنفر باشند. آيا فكر نمي كنيد به وجودآمدن يك فرهنگ معيار كه دردسترس همه باشد؟ ضروري است فرهنگ معياري كه برابر نهاده هاي واژگان قرآني را در تمام دايره هاي معنايي دربرداشته باشد و ديگران بتوانند گزينش؟ كنند ج - در ترجمه قرآن، مسئله اصلي آفرينش هنري است. مثل اين است كه شما بگوئيد اي كاش فردوسي از چندنفر ديگر كمك مي گرفت وگروهي كار مي كردند. اين آفرينش هنري است، يك بار در تاريخ بشري رخ داده و آن هم اسمش شده شاهنامه فردوسي، گونه ديگرش: ديوان حافظ، گونه ديگرش سعدي و گونه بعدي در روزگار مادكتر شفيعي كدكني شده است. اينها هركدام گونه هاي آفرينش هنري هستند، ما نمي توانيم بگوئيم اي كاش لئوناردوداوينچي چندنفر ديگر را به كمك مي خواست وشام آخر را دقيق تر تصوير مي كرد. كار، كار آفرينش هنري است. گاهي در ايران همديگر را ملامت مي كنند كه مردم ايران گرايش به كارگروهي ندارند. ممكن است چنين سخني در عرصه ورزش روا باشد. بله، ولي آن يك مسئله ديگر است و اين مسئله آفرينش هنري است. اصلا طبيعت قرآن، ترجمه گروهي را برنمي تابد. هرگز ترجمه گروهي موفقي انجام نشده; به نظر من الان محال است، در آينده هم كاملا محال خواهد بود. س - منظورم فرهنگي مثل قاموس كتاب مقدس بود. ج - اگر شما راجع به فرهنگ معيار صحبت مي كنيد، الان كاري است كه آستان قدس رضوي از حدود 500 ترجمه قرآن دردست انجام دارد. زيرنظر استاد دانشمند دكتر جعفر ياحقي كه چند جلدش درآمده و بقيه هم درخواهدآمد. همه ترجمه هاي كلاسيك اصيل فارسي را گرفته اند و در برابر هر واژه تمام برابر نهاده ها را گذاشته اند. مثلا اگر براي واژه اي 70 معادل فارسي آمده همه 70 تا راگذاشته اند. س - پس با اين صورت ديگر نياز نيست كه مترجم جامع الاطراف و اقيانوس العلوم باشد. ج - ان شاءالله اين كار كه به سامان برسد، كمك بسيار خوبي به مترجمان آينده خواهدبود.