Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19832S1

Date of Document: 1997-05-15

نقش ورزش علمي در حركت هاي درست بدني سهم ما از ورزش علمي چقدر؟ است - (بخش پاياني ) ورزش كلاف سردرگمي است كه راهبردهاي آن معلوم بين نيست سازمانهاي تربيت بدني و آموزش و پرورش، ارتش، وزارت كار، دانشكده هاي تربيت بدني و مراكز علمي ارتباط منطقي وجود بيشتر ندارد حركتها موازي صورت مي گيرد. هاشمي طباء رئيس تربيت بدني مي گويد: ورزش علمي تنها مختص به داشتن لابراتوار، انستيتو و دانشكده ها وافراد فارغ التحصيل دانشگاهها نيست. در شماره پيشين نظرات دست اندركاران ورزش را خوانديم ودر اين شماره درادامه ء بحث علمي شدن ورزش راههاي ممكن براي دستيابي به اين هدف بررسي شده است كارشناسان و دست اندكاران امور تربيت بدني بر اين باورند كه ساختار سنتي مانع علمي شدن ورزش در ايران است و لذا براي توسعه و گسترش ورزش بايد به آن با نگاه علمي نگريست. تجربه كشورهاي پيشرو در اين امر نشان مي دهد علمي نگري به ورزش موجب رشدمنطقي ورزش شده است. در اين راستا دست اندكاران امر ورزش بايد با برخورداري از اطلاعات و يافته هاي علمي روز به تدوين سياستهاي ورزشي مبادرت ورزند. دكتر صادق محبوبي عضو اعضاي پزشكي تيم ملي مي گويد: ما بايد فلسفه وجودي ورزش، اساس و اهداف و آرمانهاي آن را تدوين كنيم. فقر اطلاعات و امكانات (وسايل ورزشي، مربيان ) رااز بين برده و بعد به علمي كردن ورزش بپردازيم. ابراهيمي استاد دانشگاه و رئيس تربيت بدني گيلان مي گويد: علمي كردن ورزش نياز به جداسازي هدفها، نيازها و استعدادها دارد. در تمام دنيا ورزش علمي را از مقاطع پايين وبه طور زيربنايي شروع مي كنند و اين حركتها باايجاد آگاهي همراه است. در كشور ما نيز هم مدرسه وجود دارد و هم مي توان بااين امكانات، ورزش علمي را تعميم داد. مهندس فائقي مي گويد: ورزش در كشور ما سير تكاملي خود را طي نكرده سازمانها است هم كه بوجود آمد به علت احساس نياز شكل گرفت و در اصل يك برنامه اصولي و پيوسته براي آن شكل نگرفته است و مديريت ورزش به خاطرمسايل اقتصادي، سياسي هميشه دچار فراز و نشيب بوده است. دكتر كاشف مي گويد: بسياري از فعاليتهاي ورزشي برپايه ورزشهاي سنتي است. مربيان آموزشهايي كه ديده اند به همان صورت به ورزشكاران خود تعليم با مي دهند، اين ساختار مربيگري و اين ساختار فكري نمي توان گفت كه ورزش علمي است. البته عوامل متعددي را در علمي ساختن ورزش بايد در نظر بگيريم كه اين عوامل نياز به يك همفكري و همكاري گسترده دارد. به طور مثال سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش كشور خالي از متخصصين تربيت بدني است و بسياري از مهندسان كه در زمينه فني آموزش ديده اند در اين سازمان مشغول كار هستندو با يك بررسي ساده مي بينيم كه آمار تحصيلكرده هاي تربيت بدني بسيار پايين است و برخي هم داراي مدرك زير ديپلم هستند. در حال حاضر تيمهاي ملي و ورزشكاران زبده بدون روشهاي علمي و آزمايشگاهي انتخاب مي شوند و يا به عبارتي با روشهاي علمي تحقيقاتي، آزمايشگاهي ناآشناهستند و هراس ورزشكاران از هر نوع آزمايش نشانگر اين مطلب است واينگونه اعتقادات را با يك بخشنامه، نمي توان تغيير داد. محمد مهدي خبيري دراين باره مي گويد: در ورزش اهداف مشخص نيست. هر سازماني كار خود را انجام مي دهد، در دنيا براي طرحهاي ورزشي، زمانبندي وجود دارد و در اين زمانبندي همه چيز در نظر گرفته مي شود و هم چنين اهداف با تحولات روز منطبق مي شود و ارتباط تنگاتنگي هم بين دانشگاهها و مراكز علمي با مصدر كارها وجود دارد كه باعث هدايت و تقويت و ثبات اهداف و طرحها مي شود به عنوان مثال براي يك ورزش حداقل سال 25 كار مي شود تا نتيجه بدهد در حالي كه در ايران توجه به ورزش دوره اي است سرحدي مي گويد: مهم ترين و اصلي ترين عامل در ناكام ماندن ورزش علمي در كشور ما نبود برنامه است. ما در كشورمان يك تعريف مشخص از ورزش نداريم. هدف مشخص نيست در نتيجه هميشه در تدارك و تجهيز اهداف ورزشي ناتوان هستيم. بيشتر اهداف بر اساس اولويتها و مي باشد يا سليقه اي است. برنامه ريزي دقيق و طراحي مناسب و اجراي روشهاي صحيح در پرداختن به ورزش خصوصا از نسل نونهال و خردسال باعث مي شود كه ورزش در مسير اصلي خود قرار گيرد. رضا كنگراني مي گويد: ورزش تنها ورزش قهرماني نيست. در كشور ما ورزش تنها اختصاص به ورزش قهرماني دارد. چندين نشريه پرزرق و برق و رسانه اي مثل شبكه سوم در تمامي ساعات برنامه خود ورزش پخش مي كند ولي اهم برنامه هاي آن تنها پخش برنامه هاي مسابقات ورزش قهرماني آيا است همه مردم قهرمان هستند و در سطح قهرماني بايد كار؟ كنند به هر حال مسئولين ورزش بايد بدانند كه ورزش مختص به قشر يا طبقه خاصي نيست، بلكه ورزش بايد شامل عموم مردم باشد تا همه از فوايد آن بهره مند شوند. وي در ادامه مي افزايد: تبليغ ناصحيح در امور ورزش، وجود مشكلات اجتماعي و اقتصادي و روحي باعث استقبال مردم از ورزش شده است كه بتوانند تاحدودي از نعمت سلامتي بهره مند شوند گام اول يعني ورزش كردن انجام شده اما به علت روند ناصحيح ورزش صدمات بيش از فوايد آن شده است. نمونه بارز آن تعليمات ورزشي كه در باشگاهها و مكانهاي ورزشي داده مي شود كه هيچ گونه نظارتي هم بر آن نيست. ورزش كلاف سردرگمي است كه راهبردهاي آن معلوم بين نيست سازمانهاي تربيت بدني و آموزش و پرورش، ارتش، وزارت كار، دانشكده هاي تربيت بدني و مراكز علمي ارتباط منطقي وجود بيشتر ندارد حركتها موازي صورت دانشكده ها مي گيرد و مسئولين آموزشي تربيت بدني، تربيت بدني را قبول ندارند و تربيت بدني نيز كمتر ارتباط با اين مراكز برقرار مي كند. زيرا اعتقادي به روشهاي علمي ورزش و ندارد اين ناشي از ساختار سنتي ورزش است. كمبود سطح سرانه فضاهاي ورزشي، غيراستاندارد بودن امكانات ورزشي و وسايل ورزشي مورد نياز، عدم ارائه صحيح ورزش هاي ارائه شده، عدم سرمايه گذاري زيربنايي و نبود برنامه مدون و منسجم در ورزش، نگاه و گامهاي سطحي در اين زمينه و نبود استراتژي و سياست خاصي در ورزش، كمبود كارشناس شاغل در ورزش و.. باعث كمرنگ شدن ورزش خصوصا ورزش علمي و زيربنايي در كشور گرديده است. مربي يكي از تيمهاي ملي مي گويد: هزينه ها و بودجه هاي ورزش در كشور ما هميشه هيجاني بوده است. در زمينه ورزش قهرماني با شروع فصل مسابقات ورزشي اردوها شروع مي شود امكانات مهيا مي شود و به طور سفت و سخت ورزشكاران تحت نظر هستند ولي آيا مسئولين از خود سوال كردند كه روزه 15اردوي و يا امكانات محدود در يك دوره داراي بازده خواهد بود و آيا ورزشكار تنها در اين دوره ورزشكار؟ است نياز نيست كه با ديدي دقيق و موشكافانه به اين نكات توجه كه كنيم ورزش دلسوز مي خواهد فكر و تلاش، همت و استقامت و فداكاري مي طلبد. آيا نبايد بين تمامي ارگانهايي كه در زمينه ورزش فعاليت مي كنند نشستي وجود داشته باشد تا اهداف خود را همسو سازند و يا با بهره گيري از تجربيات از صرف بودجه و وقت اضافي جلوگيري؟ شود هاشمي طباء رئيس تربيت بدني مي گويد: ورزش علمي تنها مختص به داشتن لابراتوار، انستيتو و دانشكده ها و افراد فارغ التحصيل دانشگاهها نيست. بعضي وقتها تحصيلكرده ها مي خواهند فخر فروشي كنند ما نبايد فراموش كنيم كه بعضي از مربيان استعداد خاصي براي مربيگري دارند زيرا در طول فعاليت ورزشي به درك و شناختي رسيده اند كه مي توانند موثر باشند. به هر حال ما بايد تلفيق بين علم و تجربه (هر دو ) را با هم داشته باشيم. مربي تجربي نيز كه استعداددارد از علم ورزش استفاده كند. هاشمي طباء در پاسخ به اين سوال كه چرا مدارس ما در زمينه ورزش ضعيف است و اين ضعف ناشي از امكانات و مربي است به طوري كه در مقاطع ابتدايي از معلمين در زنگ ورزش استفاده مي شود (تنها براي رفع تكليف است ) و اين در حالي است كه كودكان و نوجوانان به علت قهرمانيهاي اخير و وجود شبكه اي به نام ورزش به ورزش روآورده اند و با توپهاي پلاستيكي در روي زمين آسفالت بازي مي كنند آيا به نظر شما در ورزش علمي نياز نيست كه سرمايه گذاري را از مقاطع پايين شروع؟ كنيم گفت: مشكل اصلي در آموزش و پرورش اين است كه ما به ورزش به عنوان يك امر تربيتي نگاه نمي كنيم، حتي به عنوان يك امر ضروري براي رشد بدني و استعدادهاي ذاتي بچه ها توجه نداريم. ما دنبال اين هستيم كه آموزش را با ساختن كلاس حل كنيم و در پرورش با به كار بردن يك سري كلمات ودستورالعملها و سختگيريها كار پرورش را انجام دهيم، اين نوع عملكرد باعث نوسان خواهد شد، ما اگر مثل كشورهاي ديگر كاري كنيم كه مدرسه اي بدون امكانات ورزشي نداشته باشيم مشكل حل خواهد شد. وي در ادامه مي افزايد: الگو براي حركتهاي پايه اي در ورزش درآموزش و پرورش وجود دارد ما هم سياست ملي ورزش داريم منتهي بايد يك مرجعي وجودداشته باشد آن را تصويب كند ولي به طور كلي الگو به دست آوردن كاري نداردبا استفاده از تجارب موجود و تكميل آن باعث مي شود ورزش جايگاه خود را به دست آورد. زهرا جعفري