Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19816S1

Date of Document: 1997-05-15

مشكلات ما و علل پيدايش آنها يك سند منتشر نشده سرمقاله نخستين شماره مكتبتشيع ارديبهشت 1338 (به قلم آقاي هاشمي رفسنجاني ) اشاره: متن تقديم شده، سرمقاله نخستين شماره نشريه تشيع نوشته شده در سال است 1338 آقاي هاشمي رفسنجاني به گونه اي كه در اثناي اين سرمقاله پيداست، بر مسائل، تنگناها و عوامل و موانع رشد و شكوفايي جهان اسلام اشراف كامل داشته و چنددهه پيش از اين اساسي ترين كاستي ها را اعلام كرده است. آقاي هاشمي ضمن هشدار رسوخ تمدن مغرب زمين به ملل شرقي كشورهاي اسلامي را به ماجرايي هوشيار مي كند كه امروزعواقب آن بيشتر روشن شده است. او با تحليل وضعيت آن روزگار، راهكارهاي نجات جهان اسلام از بيماري هاي عارض شده را تشريح مي كند. قل ما اسئلكم عليه من اجرالامن شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا هزارها سال برعمر بشر گذشت، واو در اين مدت طولاني بتدريج و آهسته آهسته مراحل ترقي علمي و تكامل مادي خود را مي پيمود، تابالاخره انقلاب صنعتي اروپا جهشي در سير تكاملي مادي بشر ايجاد كرد، و ناگهان درتمام شئون زندگي تحولي به وجود آمد، مقارن اين انقلاب، موقعيت رهبران ديني اروپامتزلزل شد، زيرا مردم، كه تا آن روز گردآنها جمع بودند، متوجه پديدآورندگان اين تحول گشته وطبعا از آنها كناره گيري كردند، از طرفي عقايد كليساومحتويات كتابهاي تحريف شده ديني آنها، با نظريه هاي تازه علمي سازگار نبود. از اين رومبارزه از طرفين آغاز شد و رفته رفته شكافي بين رهبران ديني و دانشمندان جديد، و در نتيجه بين دين و تمدن جديد به وجود آمد واين مبارزه همه جا دوش بدوش پيشرفتهاي مادي جلو مي رفت و بالاخره عملا يكي از شئون تمدن شد. سيل تمدن مغرب زمين به ممالك شرقي سرازير شد، وكشورهاي اسلامي با ماجراي تازه اي روبروشدند، رهبران روحاني مسلمين باتكامل وترقي مادي مخالف نبودند، از آن رو كه دستورات دين اسلام براي ايجاد سعادت مادي ومعنوي بشر به وجود آمده وبا هرگونه تحولي كه با اصول ومعارف دين واخلاق منافات نداشته باشد، موافق است، ولي ملاحظه كردند كه تمدن جديد، آميخته با يك نوع انحرافات اخلاقي و فكري است، و از طرفي آزادي و استقلال ملل مسلمان درخطر است، آنها ميل داشتند خيلي با احتياط و اصولي از نتايج علمي مفيد مغرب زمين استفاده شود، و درعين حال بيگانگان لطمه به استقلال و سيادت مسلمين نزنند پديدآورندگان اين تمدن هم كه مي خواستند با حربه آثار تمدن خود ملل شرق را استعمار كرده و دامنه قدرت وشوكت خود را همه جا گسترش دهند، با روحانيت مبارزه را آغاز كردند وهمراه با تحفه هاي غرب، مبارزه با اصول خداپرستي ومظاهر اخلاق وعفت به اين منطقه سرازير شد... كم كم روح ديني در مردم ضعيف شد و رهبران ديني هم تضعيف شده و قدرت آنها محدود گشت. مردم مسلمان هم، مرعوب و خود باخته، تمام شئون و آداب خود را در بست در اختيار ديگران گذاردند، و معارف و آداب ديني فراموش شد. زرق و برق هاي مادي همه را متوجه خود كرد و رقابتهاي شديد براي استفاده از مظاهر تمدن ايجادشد، درنتيجه حرصها وآزهاوكينه ها وحسدها پديد آمد، ازطرفي چون در تمام شئون زندگي توسعه داده شد، علوم و صناعات هم شعب مختلفي پيدا كرد. موسيقي و رقص و تئاتر به عنوان هنرخودنمايي و رفته رفته ترقي كرد و يكي از شئون مهم زندگي را تشكيل داد و در نتيجه پايه هاي عفت واخلاق جامعه متزلزل شد. آزادي بي قيد و شرطي كه از آثار اين تمدن است به زنها اجازه داد كه با مردها آميزش كنند و تمايلات شهواني مردها به آنها اجازه داد، كه از اين آزادي و آميزش پشتيباني كنند. در نتيجه مرزهاي عفت وحجابشكسته شد و روابط نامشروع رايج شد و چون حس ديني ضعيف شده بود، بيشتر كوششها براي اشباع غرايز وتمايلات حيواني به كناررفت و درنتيجه انواع فسق و فجور از شراب و قمار و فحشاء و غيره متداول گشت. با رقابتي كه بين موسسات وافكارو سياستها ايجاد شده هر بود، دسته براي پيشرفت خود ازانحاء وسايل تبليغي استفاده كردند، روانشناسي هم راههاي مختلف تبليغات سمعي و بصري را كشف كرد و ابزارهاي گوناگون صنعتي هم در اختيار تبليغات در راديو و تلويزيون و تئاتر و.. بكار افتاد - تبليغات هر چه بيشتر جلب توجه كند، موثرتر است، و هر چيزي كه بيشتر بتواند تمايلات بشر را ارضا كند، زيادتر جلب توجه مي كند - از اين رو وسائل تبليغي ميدان شهوات و موسيقي و غيره شد، جرايد هم كه ركن چهارم مشروطيت! ... را تشكيل مي دهند و براي بالا بردن سطح افكار جامعه به وجود آمده اند، صحنه هايي از عشق و شهوت و رمان و شعر و بازي.. و خلاصه هر چه بيشتر بتواند مشتري پيدا كرده و تيراژ را بالا ببرد، به وجود آوردند. سياستهاي متضاد پديد آمد، و هرسياست كه پيش برد طبعادستگاههاي تبليغي به نفع اوبكار افتاد و سياست رقبا مورد حمله قرار گرفت، در نتيجه حق كشي، تملق، پرده پوشي، خلافگويي و... رايج شد. از بين زمامداران هم كساني پيدا شدند كه براي حفظ موقعيت خود با ديگران ساخته و براي اسكات متنفذين داخلي هر روز مناصب، عناوين و حقوقهاي تازه اي ترتيب دادند، وجيب اين و آن به عناوين مختلف از بودجه ملت پر شد، در نتيجه حق به اهل حق نرسيد و اختلاف طبقاتي عميق به وجود آمد. نالايقها بكار گمارده شده و هرج و مرج شديد اقتصادي و تشكيلاتي پيدا شد، عده زيادي هم ناراضي شدند. با ازدياد شعب علوم، تحقيقات و بحثهاي تازه اي پيدا شد، حس كنجكاوي و تحول فكري و آميزش افكار ومذاهب، سوالات وشبهاتي را پيش آورد و اين شبهات با وسايل تبليغي قوي وزرق و برق ظاهري همه جا جلوه و نفوذ كرد... جواب دهندگان هم تجهيزات تبليغي نافذي در اختيار نداشتند، تا بتوانند در مقابل سيل شبهات و اعتراضات ايستادگي از كنند، طرفي احزابي كه براساس فلسفه خاص به وجود آمده بودند، براي پيشرفت خود، آثار شوم افكار خويش را به مردم تزريق كردند... اگر گاهي سياست مقابل هم جلو پيشرفت عملي آنها را مي گرفت مبارزه اصولي با شبهات و انحرافات فكري در كار نبود و در نتيجه ارواح مردم با انواع بحثها و شبهات بدون هيچگونه مانعي، خو گرفت. از طرفي با توجه به سوابق تاريخي جامعه اسلامي ملاحظه مي شودكه بعد از وفات پيغمبر (ص )اختلافاتي به وجود آمد در نتيجه اهل بيت از مردم كناره گيري كردند و رابطه مردم با منابع وحي قطع شد، مدتها حكومت اسلام تحت سيطره بني اميه و بني العباس اداره مي شد. اغلب معارف ديني توسط نااهلان براي مردم وارونه بيان شد و رفته رفته در اثر فتوحات فراوان افكار و آداب جديدي در بين مسلمين به وجود آمد، مردم تازه مسلمان هم سنن ملي خود را حفظ كردند. كتابهاي زيادي در علوم و صناعات مختلف از يوناني و رومي و فارسي و سرياني به عربي ترجمه شد و از اين مجرا افكار و خرافات فراواني در بين مسلمين رايج گشت. اهل بيت هم كه ملاك تشخيص حق و باطل و مشعلداران هدايت خلق بودند از اجتماع كنار بودند - بالاخره فرهنگ اسلام توسط نااهلان به دنيا معرفي شد و مباني آنها از طرف بنيانگذار اسلام تاييد نشده و غالبا انحراف و آلودگي داشت. مستشرقين هم درباره اسلام كتابهاو رسائلي نوشتند، قضاوتهاي آنان نيز مستند به مدارك صحيح شيعه نبود، درنتيجه حقايق اسلام به دنيا معرفي نشد و بسياري از خرافات ملي و بدعتهاي فرق و مذاهب را منتسب به اسلام دانستند و سيل اعتراضات و اشكالات به سوي ملت اسلام روانه گشت وحقيقت اين آئين مقدس مخفي ماند. خوانندگان عزيز! در قسمتهاي فوق به طور خلاصه گوشه اي از مهمترين گرفتاري ها و انحرافاتي كه دربين جامعه اسلامي وجود دارد وعللي كه موجب پيدايش آن گشته است، گوشزد شد و اينك ما درچنين محيطي زندگي مي كنيم، محيطي كه در آن; انواع شبهات، انحرافات، مفاسد اخلاقي، هرج و مرجهاي طبقاتي و تشكيلاتي، فاصله بين روحانيت و ساير طبقات وهزاران بدبختي ديگر وجود دارد. چه بايد كرد آيا نبايد همه با هم در فكر علاج؟ باشيم آيا وقت آن نرسيده كه هر كس به اندازه استعداد خود قدم اصلاحي؟ بردارد آيا نبايد يك دستگاه تبليغاتي قوي كه براساس قانون مقدس آسماني كار خود را شروع كند به وجود؟ آيد مسلما جواب تمام اين سوالات مثبت است و اينك ما با توجه به مطالب فوق در صدد برآمده ايم تا به اندازه وسع خود كوشيده و كتابهاي مفيدي كه ازنتايج افكار دانشمندان برجسته مذهبي تهيه شده در اختيار جامعه بگذاريم واين اولين كتابي است كه بدين منظور با سبك بديع تقديم مي كنيم. البته ابتداي كار ما است و نبايد توقع داشت كه بي نقص باشد ولي اميدواريم به لطف وعنايت پروردگار رفته رفته در تكميل و توسعه اين نشريه بكوشيم و وزنه بزرگي از نظر تبليغي و بيان حقايق اسلامي به وجود آوريم. (ارديبهشت ) 1338