Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19812S1

Date of Document: 1997-05-15

همه چيز مثل آب خوردن تمام شد!! در راهروهاي دادگاه خانواده قاضي (رو به مرد ): چرا قبلا دوبار تقاضاي طلاق داده؟ بودي مرد: فكر مي كردم بترسونمش، نمي دونستم كه خودش پيش دستي؟ مي كنه مثل آب خوردن همه چيز تمام شد، اما مي شد تصميم بهتري گرفت. خصومت مانع اجراي هر تصميم موثر ومفيدي مي شود. با تفكر و تامل در تمام لحظه هاي زندگي مي توان از پشيماني فردا پيشگيري كرد. وقتي پدران و مادراني را كه براي جدائي از همديگر به دادگاه مي آيند مي بينم، از خود مي پرسم آيا ايشان مي خواهند راه و چاه زندگي و رسم زن داري و شوهرداري را به فرزندان و جوانان خود و ديگران ياد ؟ بدهند آيا ايشان در انتخاب همسر آينده فرزندانشان يا عروس و داماد خانواده اي، راهنما و واسطه خيرخواهند؟ شد چگونه مي توان پذيرفت كه رشته پيوند زناشوئي زن و مردي بعد از نزديك به سه دهه زندگي مشترك با يك بگو مگوي بيهوده و ظاهرا بر سر مال دنيا پاره؟ شود اما اگر هر روز سري به مجتمع هاي قضائي بزنيد، مي بينيد كه چه آسان ولي گران، فصل مشترك زندگي زن و شوهر ديگري پايان مي يابد. اگر در اين ميان فرزنديا فرزنداني هم باشند كه چه بسا وجه المصالحه طرفين قرار گيرند، بي آنكه حق اظهارنظر موثري داشته باشند در نزد پدر يا مادر و به هرحال محروم از داشتن و خواستن يكي خواهند شد. - دادگاه عمومي - خواهان: زن، طلاق مي خواهد - طرف دعوي: شوهر خانم. قاضي (رو به مرد ): اين جور كه داوراتون نظردادن، شما هم با طلاق ؟ موافقي مرد: البته، مشروط به شروطي كه با خانومم هم در ميون گذاشتم. عرض كنم من يه سري لوازم و كالاهائي كه مربوط به كارمه وجزو سرمايه ام به حساب مي ياد و دست خانومه نياز دارم و بايد پس بدهند. حالا بايد؟ كجاست پيش خود خانوم باشه. يه انبار بزرگ دستشه و وسايل هم اونجاست. بايد بر گردونه. (زن ): اين طور كه ميگن نيست. من اطلاعي ندارم. فقط مي دونم يه جائي بوده كه توسط دادستاني توقيف شده و پيش من نيست. ( مرد ): خانوم چرا كتمان؟ مي كني من اونجارو به نام شما منتقل كردم. همه اسناد و مداركش هم دست شماس. آقاي قاضي اصلا اون جائي كه مي گن سند نداشته ونداره. (مرد ): قرار بود يه مبلغي از ساكنين اون منطقه بگيرن، سند براشون صادر بشه. حرف هائي كه بين زن و مرد رد و بدل مي شود، درواقع هيچ كدام ارتباطي با اين دادگاه و موضوعي كه جلسه براي آن تشكيل شده است، ندارد. چرا كه اولا موضوع طلاق توافقي مطرح است و مسئله خانوادگي است، ثانيا اگر هم كمترين ارتباطي با موضوع دعوي داشته باشد پيش از آمدن به جلسه دادگاه بايد حل شده باشد، وگرنه توافقي براي حضور در دادگاه و جدائي به اين صورت وجود نداشت. شايد تصور شود كه ممكن است طرح اين مباحث وقوع طلاق را به تاخير انداخته يا احتمال آن را كم كند، اما در واقع باعث تنش بيشتر در ميان دو نفر و عدم امكان گفتگو براي آشتي مي شود، كه بايد توسط رئيس دادگاه يادآوري شود. (قاضي رو به زن ):با تمام اين اوصاف، شماتقاضاتون در حال حاضر ؟ چيه ( زن ): طلاق. اين آقا دوبار قبلا تقاضاي طلاق حالا داده، هم من مي خواهم. اين ارتباطي به شما نداره. بچه هم؟ داريد بله. سه تا، هر سه تاشون بزرگ هستن. ظاهرا يه بار از آقا شكايت كردي،؟ درسته به بله خاطر كتك كاري ايشون! نمي خواهيد زندگيتون ادامه پيدا؟ كنه (زن ):به هيچ وجه. مگه بيست و هفت سال با هم زندگي؟ نكرديد بله. حالا نمي خوام. ماده 1133 قانون مدني ايران بيان مي دارد: مردهر وقت كه بخواهد مي تواند زن خود را طلاق دهد. با وجود، شرايط محدودكننده اي كه قانونگذار براي تقاضاي طلاق بدون علت مرد پيش بيني كرده است، هنوز هم بعضي از مردان از آن به عنوان يك برگ برنده سوءاستفاده كرده كه با استناد به آن از همسر خود جدا شوند. (قاضي رو به مرد ): پس شما هم رضايت بديد وجدا شيد ديگه. (مرد ): نه جناب رئيس. امكان نداره. حالا كه خانوم خودش مي خواد و لازم هم نمي شه كه مهريه و اجرت المثل رو هم بپردازي، ديگه چه اصراري داري زندگي؟ كنيد خودش هم كه نمي خواد باهات زندگي كنه. حالا بچه ها كجا؟ هستن (زن ): بچه هارو اينجا تنها گذاشته و رفته شمال زندگي ديگه اي رو شروع كرده! ( مرد ): نه خير، من اونجا دارم كار مي كنم و مرتبهم به بچه ها سر مي زنم. آقاي قاضي ايشون به من گفت: برو از خونه بيرون، مي خوام زندگي ديگه اي رو شروع كنم. (رو به زن ): خوب شما مي رفتي شكايت مي كردي. نرفتم. در صورتي كه مردي زن يا فرزندانش را از خانه بيرون كند، اگر زن به دادگاه مراجعه و شكايت كند، دادگاه علاوه بر الزام مرد به اسكان زن وفرزندش در مكان مناسب، او را به جرم ترك انفاق به حبس از سه ماه و يك روز تا پنج ماه مطابق ماده 642 قانون تعزيرات محكوم مي كند. (رو به مرد ): حالا نمي خواهي با طلاق؟ موافقت كني (مرد ):نه آقا، فكر نمي كنم موردي داشته باشد. پس تا؟ چي تكليف بچه هام روشن نشه، من با هيچ چيزي موافقت نمي كنم. بچه هاي شما رشيد هستن و خودشون در مورد زندگيشون تصميم مي گيرن. (مرد ):من حرفم همينه كه هست. شما حق نداريد براي بچه هائي كه بالغ و عاقل هستن تعيين تكليف كنيد. ( زن ): اگر خرجي و مسكن بچه هارو تقبل كنه، نگهشون مي دارم. شما اين طوري؟ مي پذيريد بله، كدوم مادره كه نخواد كنار بچه هاش؟ باشه (رو به مرد ): شما هم؟ مي پذيري باشه. قبوله. (زن ): از اين در كه بره بيرون مي زنه زيرش. اگراين دادگاه سالها ادامه پيدا كنه من بازم مي يام ولي تو اون خونه نمي رم. در حالي كه در ظاهر مرد تلاش مي كند كه با بهانه تراشي مخالفت خود را با جدائي از همسر وفرزندانش نشان دهد، زن مي كوشد هرطور كه شده، اززندگي با مرد خلاصي يابد. اما نمي توان اين را دليل بر تقصير و كوتاهي زن دانست. بويژه كه پاي زن ديگري در ميان باشد كه براي بسياري از زن ها غيرقابل تحمل است. (رو به مرد ): شما چرا قبلا دوبار تقاضاي طلاق داده؟ بودي فكر مي كردم بترسونمش. نمي دونستم كه خودش پيش دستي؟ مي كنه نظر داورهاتون رو؟ ديدي ما خودمون نتونستيم با هم در مورد بچه ها و حقي كه نسبت به هم داريم توافق كنيم، چطور ميشه حرف داورهارو قبول؟ كرد پس بالاخره نمي خواهي با تقاضاي طلاق خانومت موافقت؟ كني نه خير. اون قدر صبر مي كنم تا هر دوتامون بميريم. واقعا مايه تاسفه. خانوم شما شهودي براي ادعاي ضرب و شتم توسط ؟ شوهرداري ( زن ): مثلا كي بايد شاهد؟ باشه در خونه كه بسته بود. فقط صداي داد و بيداد مارو شايد همسايه ها شنيده باشن. مي تونم به اونا بگم؟ بيان اگر به چشم خودشون ديده باشن، بله. آخه اونا همسايه محل سكونت آقا هستن. در ثاني مردم دنبال شر نمي گردن، بعيد مي دونم بيان. پس چطور مي خواهي ثابت؟ كني اينجا كارمنداي دخترتون ديدن كه چطور صورتم رو سياه كرده بود. (مرد ): اي بابا، آقاي رئيس وقت شمارم مي گيرن. هرچي ايشون و شما مي خواهيد، تصميم بگيريد، برسيم پي كارمون!؟ به همين سادگي كه ملاحظه شد، البته بيشتر براي مرد مثل آب خوردن همه چيز تمام شد. با اينكه تقريبا كار از كار گذشته بود، اما مي شد تصميم بهتري گرفت. خصومت مانع اجراي هر تصميم موثر و مفيدي مي شود، با تفكر و تامل در تمام لحظه هاي زندگي مي توان از اندوه و پشيماني فردا پيشگيري كردو به درستي كه به فرموده پيامبر بزرگمان، ملايمت و مهرباني سرآمد حكمت هاست.