Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760225-19811S1

Date of Document: 1997-05-15

بيش از 350 ميليون نفر در چين زير خط فقر زندگي مي كنند . واحدرسانه هاي خارجي همشهري: كوفي عنان، دبير كل سازمان امروزنخستين ملل، ديدار خود را از چين آغازمي كند. به گزارش تلويزيون اين بي بي سي، ديدار در حالي صورت مي گيرد كه ادارات سازمان ملل در پكن كوشش مي كنند مناطق مركزي چين را كه ازدرياها به دورند و از فقررنج مي برند، و ميليونها جمعيت آن ازسوء تغذيه وبي سوادي در عذابند به نوعي رهايي بخشند. براساس برآورد بانك جهاني بيش از 350 ميليون نفر در چين زير خط فقر زندگي مي كنند. چين وعده داده است تا سال 2000 ميلادي به فقر پايان دهد. اما كارشناسان مي گوينداين وعده به طور مبالغه آميزي خوش بينانه است. در يك منطقه مركزي چين شدت فقر به قدري است كه افسانه معجزه اقتصادي را به دروغي شاخدار تبديل نموده است. در ناحيه چينك هاي زمين ها سخت خشك، و غير حاصلخيزند. جمعيت كشاورزان خرده پاي آن كه بيشتر به رعاياي قرون گذشته مي مانند، با كمبود مواد غذايي و بيماريهاي مختلف دست به مساله گريبانند چند سال خشكسالي پي در پي نيست. فقر اين منطقه چيزي است كه نسلهاي متوالي گرفتار آن بوده اند. در اينجا كشاورز فقيري است به نام هنداوو كه پاهايش را دارد از دست مي دهد، زيرا آنها سياه شده و به قانقاريا مبتلا شده اند. دليل آن هم سرمازدگي است كه وي در حال قطع درختان و هيزم شكني در دماهاي زير صفر به آن دچار شد. وي اكنون به هيچ وجه نمي تواند كاركند. حمايت دولتي هم برايش وجود ندارد. در 43 سالگي وي عمرش را به پايان رسيده تلقي مي كند. هنداوو مي گويد: من چطور مي توانم براي درمان به بيمارستان؟ بروم پولي ندارم. حتي نمي توانم چيزي براي خوردن و سدجوع بخرم. دخترش از زماني كه در كودكي از يك الاغ لگد خورده به ضربه مغزي دچار شده و آسيب ديده است. اين دختر هرگز به مدرسه نرفته است. مادر اين دختر مي گويد تمام خانواده ما مستاصل شده اند. وي مي گويد: مي بينيد كه هيچ چيزنداريم. مطلقا چيزي براي خوردن نداريم و درامدي هم وجود ندارد. نمي دانم چكار خواهيم؟ كرد مقامهاي دولتي به افتخار ما جشني برپا كردند و اگر يادتان باشد در آن وقت ما غذايي خورديم. آنها نتوانستند تناقض بزرگ جشن را باوضع زندگي ما ببينند. آنان از مائوتسه تونگ به عنوان رهبر بزرگشان تجليل مي كنند. اما در ضمن وي را مسئول سياستهايي مي دانند كه به فقر منجر شد. حالا مقامها مي خواهند جبران گذشته را بنمايند. هنداوو ادامه مي دهد: مي دانم كه در برخي نقاط چين جلوي هر خانه اي، اتومبيلي هست. مردم آن نقاط هر جا كه بخواهند مي توانند بروند. من واقعا به آنها حسادت مي ورزم. هر طور شده بايد سعي كنيم ما هم به آن سطح زندگي برسيم. در اين ناحيه روياي چيني هزاران فرسنگ با ما فاصله دارد. دراين برهوت بي حاصل يكي از شديدترين درجات فقر در جهان وجود دارد. در حالي كه نيمي از چين سعي داردبه وضعيت يك ابر قدرت برسد نيم ديگر آن كوشش فراوان مي كند تا فقطنان شب مردمش را تامين نمايد. پزشك محلي دارويي در اختيار ندارد. بيمارستاني هم براي مراجعان وي وجودندارد. سرزدن وي به بيمارانش ممكن است آرامشي در دل آنها به وجودآورد. اما بيش از آن هم زيرا نيست، دارو درماني وجود بيمارانش ندارد از نبود، يد، كلسيم و يااز بي غذايي زجر مي كشند. وي مي گويد: من به هيچ وجه داروهاي جديد پزشكي ندارم. با يك فشارسنج گوشي طبي، و يك دماسنج به بيماران سر مي زنم. براي كاري كه بايد انجام دهم، فقط همين چيزها را دارم. ماه ارديبهشت است. در اين ناحيه يخ ها تازه شروع به ذوب شدن نموده اند. ميليونها تن در چين با اين حداقل رزق و روزي، روزگار مي گذرانند و بااين محيط زيست ناجوانمردانه دست به گريبانند. در اين منطقه فقر زده، مردم آن به سختي نيازمند و محتاجند.