Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760223-19691S1

Date of Document: 1997-05-13

پيام عاشورا هنوز در گوشم هست.... طنين آن صدا را مي گويم. صداي گرم، پرصلابت، نافذ، سرشار از صداقت و ايمان. صدايي كه وقتي مي شنيدي، در هر موقعيتي كه نمي توانستي بودي، گوش ندهي. صداي امام خميني (ره )... ماه محرم در پيش بود يا تازه شروع شده بودو در سخناني كه از تلويزيون پخش مي شدفرمود: - شما مردم اين را بدانيد كه اگر باقي هستيد، اگر اين مملكت باقي است و دراينهمه قرنها درمقابل تجاوزها و بلاها حفظشده است، به خاطر عاشورا است، به خاطر همين عزاداريهاي ماه محرم است، به خاطر بزرگداشت امام حسين ( ع ) است. اسلام و اين مملكت راسيدالشهداء زنده نگه داشته است. شما اين مراسم را حفظ كنيد، عزاداريها را تمام و كمال و با همه شعائرش برگزار كنيد، عاشوراي حسيني را زنده نگه داريد. اينها باعث بقاي شما ومملكت اسلامي است. مضمون سخنان امام، آنچنانكه پس از سالها به ياد مانده است، با عباراتي به همين سياق است. چنين كلامي، يك چرا و چگونه كنجكاوكننده و تفكربرانگيز ايجاد مي كند: چه رابطه اي ميان عزاداريهاي ماه محرم و بقاي يك جامعه و مملكت مي تواند وجود؟ داشته باشد چرا و چگونه مراسم عاشورا ما رادربرابر بلاها و آفتها و تجاوزها حفظ؟ كرده است چه رمز و رازي وجود دارد كه پس ازگذشت بيش از يكهزار سال، يادآوري و زنده نگهداشتن درسي كه سالار شهيدان كربلا با ايثار جان خود و بستگان و همراهانش به جهان بشريت داد، بقا و دوام ما و كشورمان را تضمين؟ مي كند آيا شعائر ديرپاي دهه محرم، اين گريه و زاريها و سينه زنيها و جامه سياه پوشيدنها اعجازي در خود؟ دارد آيا نوحه سرايي و مرثيه خواني و اطعام و انفاق كردن و مجالس عزا و دعا ترتيب دادن يا در آنها شركت جستن، مي تواند سپر محافظ ما دربرابر توطئه ها و تجاوزها؟ باشد در نظر اول، پاسخ مثبت دادن به اين پرسشها براي همه افراد، با انديشه ها و برداشتها و باورهاي متفاوت آسان نيست. اما بايد گفت كه براي پي بردن به توجيهي كه فراسوي سخنان موجز و به ظاهر ساده حضرت امام (ره ) وجود دارد بايد در عرصه تفكر پرسه اي زد تا سرانجام به باورهاي عميق ايماني دست يافت. ريشه هاي تاريخي سوگواريهاي عاشورا از چگونگي فاجعه كربلا همه ما آگاهيم وريشه يابي آن مستلزم بررسي جزئيات تاريخ قرن اول ظهور اسلام است كه در اين مختصر نمي گنجدو مورخان بسيار در طول قرنها در پيرامون آن به تفصيل كتب و رسالات متعدد نگاشته اند. اما اصل مطلب اين است كه امام حسين ( ع ) ازقبول بيعت يزيد كه به جانشيني پدرش معاويه، خلافت را به سلطنت مبدل كرده وبساط عيش و عشرت و ظلم و استبداد و فساد وشقاوت گسترده بود، امتناع ورزيد و دربرابر سپاه انبوهي كه وي براي مقابله گسيل داشت مردانه ايستاد. در جنگي نابرابر و بي سابقه در سراسر جهان حسين و 72 تن از بستگان و ياران وفادارش، تا آخرين نفر و واپسين نفس دلاورانه پاي فشردند و همگي شهيد شدند. تاريخ نشان داده است كه اين يك شكست نبود، بلكه پيروزي درخشاني بود كه جهان اسلام را تكان داد و يزيد و حكومت بني اميه رابي اعتبار كرد و به قيامهاي متعدد و سقوطآنها پس از يك چند انجاميد. درمقابل، پايداري و پيكار امام حسين ( ع ) با ظلم و ناحق و ايثار و فداكاري تا پاي جان براي آرمانهاي اسلامي و انساني، نام او را در صحيفه روزگار و لوحه افتخار جاودان ساخت، به طوري كه ما ايرانيان اكنون پس از گذشت سده ها، با عزاداري در دهه محرم و برگزاري مراسم عاشورا، ياد سالار شهيدان را گرامي مي داريم و او را قهرمان مبارزه حق عليه باطل مي شناسيم. براساس روايات و شواهد و مدارك تاريخي، ايرانيان از همان آغاز گرويدن به دين مبين اسلام، به خاندان علي ( ع ) عشق مي ورزيدند و در قيامهايي كه به خونخواهي سيدالشهداء و براي سرنگوني بني اميه انجام مي گرفت، شركت فعال و موثر سرانجام داشتند نيز اين خاندان فاسد به همت ابومسلم خراساني، در راس سپاهي از ايرانيان، از مسند خلافت به زير كشيده شدند. در اين ميان حماسه كربلا در گوشه و كنار ايران و سرزمينهاي اسلامي، زبان به زبان مي گشت و به ويژه شيعيان در هر جا كه بودند، مراسم عزاداري عاشورا و بزرگداشت سالار شهيدان را برگزار مي كردند و جزئيات ماجرا را سينه به سينه و نسل به نسل انتقال مي دادند. به خصوص در دوران قدرت يابي ديلميان و آل بويه كه شيعي مذهب بودند و بر بخش عمده اي از ايران و حتي بغداد، مركز خلافت عباسيان دست يافتند، برگزاري اين مراسم گسترش و رونق بيشتري پيدا كرد، چنانكه مورخان اسلامي قرن چهارم روايات و گزارشهايي در اين باره در كتب خود آورده اند. ازجمله ابن الاثير مورخ معروف دركتابتاريخ الكامل به نكته فوق اشاره مي كندو مي نويسد: امير ديلمي در دهم محرم سال 352 فرمان داددر بغداد مردم تمام دكانها و بازارها را ببندند و دست به نوحه گري و عزاداري سالار شهيدان كربلا بزنند. چادرهايي نيز برپا داشتند كه زنان در داخل آنها به اجراي مراسم سوگواري پرداختند. سوگواران با موهاي ژوليده و جامه هايي كه پاره پاره كرده بودند، چهره هاي خود را سياه مي ساختند و از معابر و محلات مختلف بغداد مي گذشتند و هنگام راهپيمايي ضجه و ناله و شيون و فرياد مي كردند و در عزاي امام حسين ( ع ) و شهيدان كربلا بر سر و صورت و سينه خود مي زدند. بدينگونه سوگواريها و مراسم خاص عزاداري دهه محرم در ميان ايرانيان ريشه هاي كهن دارد كه تا يازده قرن پيش و حتي بيش از آن عقب مي رود و به احتمال قوي ساير اقوام شيعه در ممالك مختلف اسلامي نيز به رسم خود چنين آيينهايي را برپا مي داشتند. تجليات حماسه كربلا در جلوگيري از تجاوز پاره اي از پژوهشگران متاخر اظهار كرده اند كه ميان عزاداريهاي محرم و آئينهاي موسوم به خون سياوشان كه پيش ازاسلام درمرثيه قتل سياوش به دست افراسياب در ميان ايرانيان مرسوم بود و فردوسي نيز به آن اشاره كرده است، رابطه اي وجود دارد. اماچگونگي اين رابطه و دلايل اثبات آن روشن نيست، زيرا ماجراي سياوش به اساطير پيش از تاريخ برمي گردد و در روايت افسانه اي قتل مظلومانه او، سرمشق و الگوي زنده مبارزه جويي و شهادت طلبي در راه حق و جانفشاني و ايثار براي آرمانهاي بزرگ انساني كه حماسه كربلا آكنده از آن است ديده نمي شود. فقط مي توان درنظر داشت كه در اعتقادات ايرانيان از ديرباز انديشه پيكار نيك و بد وجود داشته و حقانيت و مظلوميت و مقاومت امام حسين ( ع ) دربرابر شقاوت و ستمگري دشمنانش، قلوب شيعيان ايراني را در طي قرون متمادي از عشق به او و آرمانهايش انباشته است. با غلبه غزنويان و سلجوقيان و سپس يورشهاي مغول و تيمور، نهضت شيعه در مدتي نزديك به پنج قرن، در شرايط آشوب و نابساماني و سركوب و خفقان حاكم بر منطقه، يك دوران درونگرايي و جوشش انفعالي عاري از تحرك را گذرانيد، اما همچون آتش زير خاكستر به حيات خود ادامه داد تا اينكه با ظهور صفويه فرصت خيزش دوباره يافت و با پذيرش به عنوان دين رسمي كشور، به اساس هويت جديد اسلامي - ايراني شكل بخشيد كه در ايجاد وحدت اقوام مختلف اين سرزمين كهن و همگني و همگرايي اجتماعي و فرهنگي آنان عامل عمده بود. همين هويت جديد بود كه در جنگ معروف چالدران، سپاه سي هزار نفري شاه اسمعيل را به مقابله با 200 هزار سرباز رزم آزموده سلطان سليم عثماني، معروف به سپاه يني چري كه مجهز به اسلحه آتشين و توپخانه قوي بود و از قدرتمندترين ارتشهاي جهان آن روز به شمار مي رفت برانگيخت. آنها با جنگ افزار ابتدايي مانند نيزه و گرز و شمشير و تير و كمان به جنگ هماوردان مجهز به توپ و تفنگ رفتند و اگرچه به تعداد بسيار به خاك و خون غلتيدند، اما با نبردي دليرانه و شهامتي غيرقابل تصور نشان دادند كه مرگ را بر فرار و اسارت ترجيح مي دهند، به طوري كه در اين پيكار نابرابر اگرچه بيش از دوسوم سپاهيان شاه اسمعيل شربت شهادت نوشيدند، ليكن حتي يك نفر از آنان اسير دشمن نشد يا از ميدان نبرد فرار نكرد. اين رزم آوران مجهز به ايمان و برخوردار ازروحيه شهادت طلبي و ايثار، حماسه عاشوراي حسيني را درسر داشتند و در پهنه دشت چالدران كه سياهي لشگر دشمن آن را فراگرفته بود، صحراي كربلا را مجسم مي ديدند. به همين جهت اگرچه به خاك هلاك افتادند، اما با دلاوري و شهامتي كه از خود بروز دادند، متجاوز را متوجه ساختند كه براي به زنجير كشيدن چنين آزادگاني بايد بهاي گزافي پرداخت. از آن پس امپراتوري عثماني كه در غرب تاقلب اروپا و سراسر شمال افريقا پيش رانده بود، پي برد كه در شرق سدي گذرناپذيردربرابرش وجود دارد و تلاشهاي بعدي فرمانروايان خودكامه آن براي شكستن اين سد نيز ناكام ماند. بدينگونه نيروي ايمان و حق طلبي و ستم ستيزي كه در حماسه كربلا اوج خود را نشان مي دهد، درپيروان راستين مكتب محمدي و در عشاق خاندان علي (ع ) و در الگوبرداري از نبرد حق با باطل در رويداد هميشه زنده عاشورا، تجليات شكوهمند خود را در حفظ اين آب و خاك و بقاي آزادگي و استقلال اين مردم به منصه ظهور رسانيد. و البته اين يك نمونه و از اين نمونه هابسيار است و تازه ترين موارد را در جريان انقلاب اسلامي و پس ازآن در جنگ تحميلي همگي شاهد بوده ايم. پيام انسان ساز در بطن فرهنگ عاشورايي اكنون به روشني مي توان دريافت كه چرا امام راحل از رابطه ميان حماسه عاشورا و بقاي اسلام راستين و حفظ اين سرزمين و استقلال اين مردم سخن مي گفت. اگر ما پيروان علي ( ع ) مراسم سوگواري محرم و شناخت و بزرگداشت و الگوسازي عاشوراي حسيني را زنده نگاه نداريم، چگونه مي توانيم بدون قدرت معجزه گر اين سرچشمه الهام و اكسير آرماني، دربرابر ناحق، دربرابر فساد، دربرابر تجاوز، دربرابر ظلم و بي عدالتي و استكبار؟ بايستيم درس كربلا و فرهنگ عاشورا، اعجازي دربرداردكه بايد مكررا يادآوري و بازشناسي شود تازنده و فعال بماند و امكان ظهور و شكوفايي پيدا كند. مراسم عزاداري محرم و توجه به ابعاد گوناگون نهضت حسيني، رهيافتي به سوي اين هدف است كه در طي قرون متمادي و در تجربه نسلهاي متوالي ارزش كاربردي خود را نشان داده است. اين آئينها در بطن خود پيامي دارد براي همه نسلها و همه زمانها كه انسان ساز است، انسان به مفهوم واقعي و متعالي آن: آزاده، حق طلب، ستم ستيز، درست كردار، ايثارگر و يا سخن ديگر يك مسلمان راستين. پس اينكه امام راحل توصيه مي كرد: مراسم عزاداري محرم و عاشوراي حسيني را زنده نگهداريد و آن را با همه شعائرش برگزار كنيد با آگاهي كامل به اين نكته ها و به منظور حفظ و ترويج فرهنگ انسان ساز عاشورايي بود.