Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760223-19660S1

Date of Document: 1997-05-13

آپارتمان نشيني تفاهم و همدلي مي طلبد نگاهي به موقعيت كنوني و مشكلات آپارتمان نشين ها با توجه به مشكلات زندگي در شهرهاي پرجمعيت، تامين آسايش در خانه يك ضرورت حياتي است آپارتمان نشيني پديده اي است رو به رشد كه پيچيدگيهاي زندگي شهري وجود آن را اجتناب ناپذير ساخته گرچه است هنوز زندگي در خانه هاي سنتي با حياط و حوض و باغچه، صفاي خاصي براي بسياري از مردم ما دارد. بويژه بسياري از سالمندان درآپارتمان احساس دلتنگي شديدمي كنند. اما با همه اينهاواقعيت اين است كه رشد جمعيت رويش عمودي شهر را درقالب برجها و ساختمانهاي بلنداجتنابناپذير ساخته است. نبود فرهنگ آپارتمان نشيني جامعه شناسان و كارشناسان امورشهري مي گويند در شرايط حاضر نه تنها بايد تغيير شكل ظاهري محيطهاي مسكوني را پذيرفت بلكه بايد فرهنگ آپارتمان نشيني را نيز ميان مردم رواج داد. زيرا امروز بيش از گذشته، مردم نياز به تامين آسايش خود در خانه هايشان را دارند، آرامشي كه دستيابي به آن در هيچ محيط ديگري امكان پذير نيست. چرا كه هر محيطي تنش ها و دشواريهاي خاص خود را دارد. پروين كتابي صاحب آپارتماني در يك مجتمع مسكوني واحد 10با آپارتمان است. وي علت ايجاد درگيري بين صاحبان آپارتمانها را برخورد خودخواهانه خانواده ها مي داند و مي گويد: يك مجتمع مسكوني در واقع مثل خانواده اي است كه اعضاي آن در اتاقهايش زندگي مي كنندو بايد سعي در ايجاد تفاهم داشته باشند تا مشكلات آنها راه حل مناسب خود را بيابد. اما متاسفانه كمتر با اين نوع نگرش روبه رو مي شويم. هر كس فكر مي كند مجاز است هر كاري را در آپارتمان خود انجام دهد و تنها راحتي خود را در نظر مي گيرد. سعيد مرادي بروز مساله بين همسايه ها را طبيعي مي داند ولي معتقد است كه نحوه برخورد با مساله است كه معمولا مشكل مي آفريند. او براي تاييد حرفش مي گويد: من در ساختماني زندگي مي كنم كه داراي شش آپارتمان است و طوري ساخته شده است كه ساكنان آپارتمان هاي شرقي و غربي اغلب با تزاحم صوتي روبه رو مي باشند يعني صداي افراد هرآپارتمان در آپارتمان مجاور به راحتي شنيده مي شود. در چنين وضعيتي همسايگان براي جلوگيري از مزاحمت بايد اقدامات لازم را به عمل آورند و چون همسايه ما شهرستاني است اغلب اوقات براي آنها از شهرستان مهمان مي آيد و اين مهمانان يك بند و با صداي بلند با هم صحبت مي كنند و گاهي بحث ها و گفت و شنودهاي آنها تا صبح طول مي كشيد! يعني ما به هيچ وجه آرامش نداشتيم اما چند بار من مساله را با خوش رويي به آنها گفتم و توضيحات و خواهش هاي مكرر من تا حدي باعث شد كه همسايه ام اتاق ديگري را براي پذيرايي از مهمانهايش انتخاب كند. وقتي خود ما هم مهمان داريم، قبلا با آنها در ميان مي گذاريم تا آمادگي سرو صداي زياد را داشته باشند. اين كار از نظر رواني نيز تاثير خوبي دارد زيرا نشان مي دهد كه ما تنها راحتي خود را در نظر نداريم و براي آنها نيز ارزش و احترام قائل هستيم. استفاده، متفاوت اما هزينه يكسان مشكل پرداخت هزينه هاي جاري درآپارتمانها مساله اي است كه همواره بين ساكنان مجتمع هاي مسكوني اختلاف مي اندازد. ساكن يكي از آپارتمانها در خيابان دكترشريعتي كوچه سلمان مي گويد: آيا منطقي است كه بابت مصرف گاز شهري از من كه يك نفر هستم و از همسايه بالايي ما كه هشت سر عائله دارد يكسان گرفته؟ شود به هر حال هر كس به اندازه مصرفش بايد هزينه بپردازد. در حالي كه در مجتمع ما براي سادگي كار و بنا به تعداد آپارتمان ها ( دستگاه ) 5 كليه هزينه هاي عمومي را به پنج قسمت مساوي تقسيم مي كنند. وي مي افزايد: اين مشكل را به راحتي مي توان حل كرد. كافي است پول گاز و آب مصرفي مشترك ساختمان به تعدادجمعيت واحدهاي مسكوني تقسيم شود و بعد مبلغ به دست آمده ضرب در تعداد جمعيت هر واحد مي شود تا سهم آن واحد مسكوني مشخص گردد. خانم مريم. س كه به تنهايي در آپارتمان طبقه دوم يك ساختمان چهار طبقه زندگي مي كند نيز پرداخت يكسان برخي هزينه هاي مشترك را غيرعادلانه مي داند و مي گويد: به نظر من پول آب را حتما بايد بر اساس تعداد افراد خانواده ها تقسيم چون كرد آب موردي است كه مصرف آن با افزايش تعداد خانوار بالا مي رود. اما متاسفانه ما در ساختمان خود هنوز به اتفاق نظر در اين مورد نرسيده ايم. اين مساله را برخورد صحيح مديريت ساختمان مي تواند حل كند. شكايت يا بسياري؟ تفاهم از اختلافات همسايه هاناشي از عدم شناخت نسبت به حوزه مالكيت آنهاست. آنهافكر مي كنند كه چون صاحب خانه هستند مختارند هرگونه كه بخواهند زندگي كنند و فراموش مي كنند كه هر آپارتمان در واقع مانند اتاقي است كه به راحتي هر صدايي در محيط انعكاس مي يابد. اين نوع افراد بي توجه به حقوق ديگران، بروز هر مشكلي را براي همسايه، طبيعي مي دانند و آن را به آپارتمان نشيني نسبت مي دهند در حالي كه آنچه مشكل زاست نبود مسئوليت نسبت به كساني است كه با آنها در يك ساختمان زندگي مي كنند. اين نحوه برخورد با مسايل مشترك آپارتمانها، كار را به جايي مي رساند كه امكان ايجاد هيچ گونه تفاهمي نيست و برخي مجبور مي شوند راه شكايت به مراجع قضايي را در پيش گيرند. فريده اسماعيلي كه با مشكلات زياد به تازگي آپارتماني رادر طبقه اول يك ساختمان هشت واحدي خريداري كرده مي گويد است: من، قبلا كه مستاجربودم فكر مي كردم مشكلاتم ناشي از همين قضيه است. اما از وقتي هم كه صاحب خانه شده ام با مسائل زيادي روبه رو هستم. زيرا متاسفانه هنوز تعريف درستي از حوزه مالكيت براي مردم جا نيفتاده است. يعني متوجه نيستيم كه وقتي با همسايه مجاور خود ديوار مشترك داريم و صداي ما كاملابه سوي ديگر مي رود يا كف آپارتمان ما همان سقف آپارتمان پاييني است، بايداز ايجاد سرو صداي زيادخودداري كنيم. ديگر اينجانمي توانيم مدعي باشيم كه آپارتمان صددرصد متعلق به ماست كه وقت و بي وقت ايجادمزاحمت كنيم. وي مي افزايد: اگر همه افرادجامعه كه بيشتر آنها درآپارتمان زندگي مي كنند بافرهنگ آپارتمان نشيني آشناباشند و قانون نيز آنها رامكلف به رعايت حقوق ديگران بكند ديگر شاهد بروز مشكلات آپارتمان نشيني به صورت كنوني نخواهيم بود. حميد كيميا دانشجوي سال سوم رشته رياضي نيز مي گويد: ماآن قدر از سرو صداي زيادهمسايه بالايي خود به ستوه آمديم كه سرانجام مجبور شديم از او شكايت كنيم. گو اينكه مشكلات ميان ما و اين همسايه به خوبي فيصله يافت. اما اي كاش وسايل ارتباط جمعي اين مساله را جدي مي گرفتند و مباحثي رانيز به فرهنگ آپارتمان نشيني و ترويج آن اختصاص مي دادند. نقش مديرسر و صداي زياد آن هم بي موقع به خصوص هنگام استراحت ظهر يا شب در فضاهاي عمومي مثل راهرو، پاركينگ و حياط ساختمان، سروصداي بي وقت مهمانها مخصوصا هنگام خداحافظي در نيمه شب، سرو صداي بچه ها، نبود احساس مسئوليت نسبت به خرابيها، تركيدگي لوله و مشكلات ساختماني كه صاحب آپارتماني براي همسايه اش بوجود مي آورد همه و همه مي توانند آرامش خانواده ها را در مجتمع هاي مسكوني بر هم زنند و گاه مشكلات بسيار جدي ايجاد كنند اما از سويي مديران ساختمانها نيز مي توانند نقش موثري در حل و فصل اين مسائل ايفا كنند. اما ويژگيهاي مدير يا مديران توانا در اين زمينه؟ چيست مهناز كريمي ساكن خيابان گاندي كه در طبقه اول يك مجتمع مسكوني زندگي مي كند بر آن است كه انتخاب مدير يا هيئت مديره براي سامان دادن به حل و فصل مشكلات مشترك آپارتمان ها ضروري است. براي نمونه مي توان درباره زمان بازي بچه ها به توافق رسيد. شايد ساعت 4 تا 6 بعدازظهر زمان مناسبي باشد. با اين برنامه ريزي، نه تنها بچه ها فرصت و امكان بازي خواهند داشت، در عين حال نوعي نظم پذيري اجتماعي را نيزتجربه خواهند كرد. ادامه دارد