Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760222-19612S1

Date of Document: 1997-05-12

شهرهاي جديد در ايران بنيادگذاران جنبش تعاوني ( آون، فوريه و سن سيمون )شهرهاي آرماني، خود را به عنوان گزينه اي در برابر جوامع صنعتي ارائه مي كنند آرمان شهرها بر مبناي دست يابي به هدف هاي برابري و عدالت اجتماعي، محدود ساختن بخش خصوصي و دگرگوني محيط اجتماعي در خدمت انسان ها هستند انديشه شهرهاي آرماني، در انگلستان و فرانسه به سده نوزدهم ميلادي بازمي گردد. هدف از پي ريزي اين شهرها جمعيت مناسب و كارآفريني همراه با اسكان و مشاركت اجتماعي بود. بنيانگذاران جنبش تعاوني ( آون، فوريه وسن سيمون ) شهرهاي، آرماني خود را، به عنوان گزينه اي دربرابر جوامع صنعتي ارايه آنها مي كنند آرمان شهرها رابر مبناي دست يابي به هدف هاي برابري و عدالت اجتماعي، محدود ساختن بخش خصوصي و دگرگوني محيطاجتماعي در خدمت انسانها ارايه مي كنند. آنان با تاكيد بر نقش طبيعت و محيط بر سرنوشت انسان، به بازسازي محيطهاي انساني، بدون توجه به هرگونه سود و صرفه اقتصادي توجه كردند. بدين ترتيب، آرمان شهرها براساس تعادل و مشاركت و با هدف ايجادمحيط مطلوب در خدمت انسانها و نيل به انسجام اجتماعي، پا به عرصه قرن بيستم گذاشتند. ويژگي تفكرآرمانشهرها را مي توان چنين خلاصه كرد: - 1 تجزيه و تحليل مسايل شهرهاي موجود بر مبناي ارزشهاي صرف جامعه شناختي. - 2 اعتقاد به فقدان راه حل هاي مناسب براي حل مشكلات شهرهاي بزرگ كه معلول شرايط اجتماعي تلقي مي شوند. - 3 تاكيد بر محيط شهري كوچك به عنوان اجتماع زيستي مناسب. - 4 تاكيد بر مالكيت تعاوني بر شهر و مراكز اقتصادي آن. باغ شهرها (Garden Cities) ايده باغ شهرها را به عنوان الگوي اوليه شهرهاي اينزر جديد، هوارد ارايه كرد. او باغ شهرها را با وسعت جمعيت محدود مطرح كرد، به عقيده او اين شهرها در مجموع جمعيتي در حدود 30 هزار نفر را در برمي گيرند. باغ شهرها، انديشه مسلط در نخستين دهه هاي قرن حاضربودند و شهرهاي جديد احداث شده تا آغاز جنگ دوم جهاني نيز ملهم از اين انديشه اند. از تاكيدات هوارد، محدود ماندن جمعيت باغ شهرهاو انتقال جمعيت اضافه به باغ شهر جديد است. در اين دوره، چند شهر جديد براساس انديشه باغ شهرها، در انگلستان (ولوين و لچ ورث ) و در ايالات متحده ( رادبرن، گرين، هيلز و گرين بلت ) به وجود مي آيد و تا اين مرحله، سخني از ارزيابي هزينه - فايده توسعه شهري در ميان نيست. بلكه توجه كلي معطوف به تامين مسكن و خدمات مناسب و گروه بندي جمعيتي اين مراكزجديد است و اهداف عمومي نيز، بر مبناي اين زمينه شكل مي گيرند. ويژگي و اهداف باغ شهرها چنين اند- 1 تاكيد بر ارزشهاي اجتماعي نهفته در آرمان شهرها. - 2 توسعه باغ شهرها به عنوان گزينه اي در مقابل شهرهاي موجود بدون ارايه راه حل براي مشكلات موجود در شهرهاي فوق. - 3 توسعه شهر بر مبناي مالكيت خصوصي به جاي مالكيت عمومي (تعاوني ) - 4 محدود كردن سقف جمعيتي باغ شهرها شهرهاي جديد پس از جنگ جهاني دوم با پايان يافتن جنگ، انگلستان، بار ديگر پيشگام توسعه شهرهاي جديد مي شود و احداث شهرهاي جديد، به عنوان سياستي براي مقابله با رشد مناطق مادر شهري انتخاب مي شود. مسايل ناشي از جنگ و همچنين كمبود مسكن از يك سو، و توجه به سياست كاستن از تراكم شهر بزرگ با لندن، هدف كنترل رشد آن از سوي ديگر، زمينه ساز شكل گيري طرح ايبركرامبي (Cromby Iber) براي منطقه لندن بزرگ مي شود. براساس اين طرح در سال هاي 1946 توسعه تا 1950 هشت شهر جديد (معروف به حلقه لندن مانند كراولي هايو استون اج و.. ) براي تامين مسكن و اشتغال جمعيت اضافه لندن، به مثابه اجتماعاتي خودكفا و برخوردار از تسهيلات لازم، آغاز مي شود. اين عمل، در بيشتر كشورهاي اروپايي و صنعتي، بويژه پيرامون برخي از پايتخت هاي بزرگ جهان ( مسكو، پاريس و توكيو ) و حوزه هاي مادرشهري، با احداث سكونت گاههاي شهري جديد آغاز مي شود. هدف بيشتر آنها در اين دوره معطوف به كاستن از ازدياد جمعيت شهرهاي بزرگ، ازطريق توزيع جمعيت در پيرامون اين نقاط است. براي نمونه، از نه شهر جديد، كه در فرانسه احداث مي شوند پنج شهر پيرامون منطقه پاريس با هدف تمركززدايي حوزه مادرشهري ايجاد مي شوند. سوئد، فنلاند و دانمارك نيز طرح هاي مشابهي را اجرا كردند. فرضيه ايجاد شهرهاي جديد ايجاد شهرهاي جديد، به عنوان ابزاري در جهت توزيع جمعيت و توسعه شهري در سطح ملي: در اين فرض، شهرهاي جديد به مثابه ابزار سازماندهي فضاهاي ملي، برنامه ريزي منطقه اي و سياست هاي تمركززدايي جمعيتي و اقتصادي است. لذا، اهميت وضرورت تدوين سياست هاي ملي توسعه شهري و منطقه اي پذيرفته مي شود. شهرهاي جديد، به عنوان جزئي از سياست توزيع جمعيت و توسعه شهري، در سطح ملي مورد توجه قرار مي گيرد و توسعه شهرهاي موجود و ايجاد شهرهاي جديد در ارتباط باهم ارزيابي مي شوند. برپايه اين فرضيه، هدف هاي زير را براي شهرهاي جديد، با وجود تنوع آنها مي توان در نظر گرفت: - هدف هاي اجتماعي يا سامان دهي به توزيع جمعيت درمناطق مادرشهري و كل كشور - هدف هاي اقتصادي يا تشويق توسعه مناطق كمتر توسعه يافته - هدف هاي سياسي يا ايجاد پايتخت ها و مراكز اداري جديد بويژه در كشورهاي در حال توسعه بدين گونه، نبود تعادل در بافت جمعيتي - اجتماعي واقتصادي شهرهاي موجود، مورد انتقاد قرار مي گيرد و سياست هاي جديد برقراري تعادل در بافت آنها پيشنهادمي شود و حد و مرزي براي سقف جمعيتي شهرهاي جديد قايل نمي شوند. كشورهاي سوسياليستي، انتخاب شهرهاي جديد را براساس اين فرضيه، يعني به عنوان قطبهاي توسعه و توزيع جمعيت در سطح ملي به اجرا در مي آورند. انگيزه اصلي ايجاد شهرهاي جديد، ايجاد مراكز صنعتي در مناطق توسعه نيافته، يا مرتبط ساختن صنعت با مناطق غني از حيث مواد اوليه - كه به آن صنعت و براي آن لازمند - بوده و در بسياري از كشورها نيز هدف سياست عمراني، تامين عمران متوازن تمام نقاط كشور است. ازاين رو، براي رسيدن به اين هدف ها در مناطق مختلف شهرهاي جديد احداث مي كنند تا به عنوان قطب توسعه آن منطقه عمل كنند. نمونه هاي اين گونه شهرها را در انگلستان (شهر جديدايكلف پيترلي )، ايتاليا ( مستوچورنو ) و لهستان (استالووا ) مي توان در ديد ايران، بويژه در ارتباط باصنعت نفت، شهرهاي آبادان، مسجد سليمان، آغاجاري ونفت شهر را مي توان نام برد. برخي نمونه هاي تاسيس شهرهاي جديد دور از نواحي شهرهاي بزرگ، كه بيشتر در نتيجه انگيزه هاي سياسي به وجودآمده اند، عبارتند از: كانسرا در ايتاليا، برازيليا دربرزيل و شانديگار پايتخت جديد پنجاب در هند. ادامه دارد