Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760222-19571S1

Date of Document: 1997-05-12

تلويزيون; هيولاي يك چشم يا دريچه اي به ؟ جهان از ميان تحولاتي كه در جامعه نيمه دوم قرن بيستم رخ داده است، كمتر پديده اي مانند تلويزيون بر كودكان تاثيرگذار بوده است. اغلب كودكان وقت خود را بيش از آنكه با والدين خود بگذرانند در جلوي دستگاه تلويزيون سپري مي كنند. تلويزيون بيش از هر رسانه گروهي ديگري بررفتار كودكان تاثير دارد، اگرچه تنها يكي از چندين رسانه همگاني موجود است. قابليتهاي اغواكننده تلويزيون مبهوت كننده است; هزار 20 ساعت ميانگين زمان تماشاي تلويزيون توسط هر كودك امريكايي تا پايان دوره متوسطه از تعداد ساعاتي كه در كلاس درس مي گذراند نيز بيشتر است. نقش هاي متعدد تلويزيون: تلويزيون مي تواند با دور نگه داشتن كودكان از تكاليف درسي، تبديل كردن آنها به يادگيرنده غيرفعال، آموزش كليشه ها به آنها، نشان دادن الگوهاي تهاجمي پرخاشگري و تصاوير غيرواقعي از جهان به آنها، بر تكامل كودكان اثر منفي اما بگذارد از سوي ديگر، تلويزيون مي تواند با ارائه برنامه هاي آموزشي انگيزنده، افزايش اطلاعات كودكان درباره جهان فراتر از محيط پيرامونشان و نشان دادن الگوهايي از رفتار جامعه پسند، بر تكامل كودكان تاثير مثبت نيز داشته باشد. تلويزيون را خيلي چيزها كه ناميده اند، همه آنها خوب نيست. براساس ديدگاه هرفرد، تلويزيون مي تواند دريچه اي روبه هيولاي جهان، يك چشم، يامار خوش خطوخال باشد. امروزه به تلويزيون به عنوان يكي از دلايلي كه سطح مهارتهاي رياضي و خواندن نسبت به سابق كاهش يافته است انتقاد مي شود; ادعا مي شود كه تلويزيون كودكان را در جهت مخالف كتاب و تكاليف مدرسه به خود جلب در مي كند يك پژوهش مشاهده شد كودكاني كه مطالب چاپ شده مثل كتاب را مطالعه مي كنند كمتراز كساني كه كتاب نمي خوانند، تلويزيون نگاه مي كنند. منتقدين به علاوه، استدلال مي كنند كه تلويزيون به كودكان ياد مي دهد كه فراگيرنده غيرفعال باشند; اگرنه هرگز، به ندرت تلويزيون به پاسخ فعال بيننده نياز دارد. همچنين گفته مي شود كه تلويزيون فريب مي دهد; به اين ترتيب كه به كودكان مي آموزد كه مشكلات به راحتي حل مي شوند و همه چيز در پايان درست از آب درمي آيد. براي مثال، كارآگاههاي تلويزيون معمولا تنها دقيقه 3060 براي جور كردن سرنخ هاي پيچيده براي پرده برداشتن از يك جنايت وقت صرف مي كنند و هميشه قاتل را مي يابند. در بسياري از نمايشهاي تلويزيوني، خشونت نوعي روش زندگي است; و اشكالي ندارد كه پليس در نبردعليه بدكاران به خشونت متوسل شود و قوانين اخلاقي را زيرپابگذارد. نتيجه نهايي خشونت نيزبه ندرت به خانه بيننده آورده مي شود. شخصي كه در تلويزيون آسيبمي بيند تنها چند ثانيه درد مي كشد; درحالي كه در زندگي واقعي شخص براي بهبودي به ماهها يا سالها وقت نياز دارد يا ممكن است هرگز بهبود نيابد. از هر دو كودك كلاس اولي يك نفر مي گويد كه بزرگسالان در تلويزيون شبيه بزرگسالان در زندگي واقعي هستند. درعوض برنامه هايي مثل خيابان سسامي نيز هست كه نشان مي دهندآموزش و سرگرمي مي تواند توام بايكديگر باشد. دراين كودكان برنامه، دنيايي از يادگيري راتجربه مي كنند كه هم سرگرم كننده است و هم هيجان آور. خيابان سسامي اين اصل را نيز دنبال مي كند كه آموزش مي تواند هم مستقيم و هم غيرمستقيم باشد. در روش مستقيم، معلم بايد دقيقا به كودكان بگويد كه چه چيزياد خواهند گرفت و سپس به آنها آموزش دهد. اما در زندگي واقعي، اغلب مهارتهاي اجتماعي هم به روش مستقيم گفته مي شود. ولي تلويزيون به جاي اينكه صرفا به كودكان بگويد شما بايد با يكديگرهمكاري كنيد، مي تواند به آنها نشان بدهد; طوري كه آنها ببينند كه همكاري كردن چه مفهومي دارد ومزيت هاي آن چيست. كودكان چند ساعت تلويزيون؟ تماشامي كنند بايد گفت خيلي زياد! و به نظرمي رسد كه روزبه روز بيشتر تماشا مي كنند. در دهه 1950 كودكان 3 ميلادي ساله كمتراز 1 ساعت در روز تلويزيون نگاه مي كردند وبچه هاي 5 ساله كمي بيش از 2 ساعت در روز. اما دردهه 1970 كودكان قبل از مدرسه به طور متوسط 4 ساعت در روز و بچه هاي دبستاني حدود 6 ساعت در روز تلويزيون تماشا مي كردند. در دهه ميانگين 1980 تماشاي تلويزيون توسط كودكان به 28 11 تا ساعت در هفته رسيد، كه از هر فعاليت ديگري غيراز خواب بيشتر است. نكته مهم، مدت زماني است كه كودكان درمعرض خشونت وتهاجم در تلويزيون قرار مي گيرند. تا 80 درصد نمايش هاي تراز اول را اعمال خشونت آميز شامل ضربوشتم، تيراندازي، و زخمي كردن با اجسام تيز تشكيل مي دهد. تكرارخشونت در نمايشهاي كارتوني صبح شنبه افزايش مي يابد كه ميانگين آن بيش از 25 عمل خشونت آميز درساعت است. اثرات تلويزيون بر پرخاشگري ورفتار اجتماعي اثرات خشونت در تلويزيون برپرخاشگري كودكان؟ چيست آياتلويزيون تنها كودك را تحريك مي كند كه برود يك اسلحه پرتاب اشعه جنگ ستارگان بخرد، يا مي تواند موجب حمله او به همبازي اش؟ بشود وقتي كودك رشد مي كند، آيا خشونت تلويزيوني احتمال اينكه او با خشونت به كسي حمله كند راافزايش؟ خواهدداد در يك تحقيق طولي ميزان خشونتي كه در 8 سالگي در تلويزيون ديده شده بود به طور قابل ملاحظه اي با وخامت اعمال جنايي انجام شده در بزرگسالي همبستگي نشان داد. دريك مطالعه ديگر، درمعرض خشونت قرارگرفتن به مدت طولاني ازطريق تلويزيون به طور معني داري به احتمال پرخاشگري در 1565 پسر ساله رابطه 1217 داشت. پسراني كه بيشترين پرخاشگري را در تلويزيون تماشا كرده بودند بيشتر متمايل بودند كه به جرائم خشونت آميز، ناسزاگويي، خشن بودن در ورزش، تهديد به خشونت عليه ديگران، نوشتن تهديد يا بد و بيراه روي ديوار، يا شكستن پنجره ها دست بزنند. اين پژوهش ها از نوع همبستگي هستند. بنابراين نمي توان از آنها نتيجه گرفت كه خشونت در تلويزيون باعث مي شود كه كودكان پرخاشگرتر شوند، تنها مي توان گفت كه تماشاي خشونت در تلويزيون با رفتارهاي پرخاشگرانه ارتباط دارد. در يك مطالعه تجربي، تعدادي كودك به طور تصادفي به دو گروه تقسيم شدند; يك گروه نمايشهاي تلويزيوني انتخاب شده از كارتونهاي خشونت آميز صبح روز شنبه را در 11 روز پياپي تماشا كردند. گروه ديگر نمايشهاي كارتوني را ديدند كه تمام خشونت آن حذف شده بود. سپس اين كودكان هنگام بازي در مهدكودك خود مورد مشاهده قرار گرفتند. كودكاني كه نمايشهاي كارتوني خشونت بار را تماشا كرده بودند بيش از كودكاني كه كارتونهاي بدون خشونت ديده بودند رفتارهاي خشونت آميز مثل لگدزدن، مشت زدن و هل دادن همبازي ها را از خود نشان دادند. چون كودكان به طور تصادفي در يكي از دو موقعيت قرار داده شده بودندمي توان نتيجه گرفت كه درمعرض خشونت تلويزيوني قرار گرفتن موجبافزايش پرخاشگري در كودكان موردپژوهش شده است. ادامه دارد