Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760221-19486S1

Date of Document: 1997-05-11

عكاسي; رسانه اي گمنام زلال، غلامحسن غفاري - ياسوج جواديان دبير نمايشگاه: وزارت بازرگاني مواد اوليه عكاسي را جزو اشياء لوكس اعلام كرده و هيچگونه تسهيلاتي حتي براي ورود اين مواد به كشور تخصيص نداده است در بخش نخست گزارش بخش عكس چهاردهمين جشنواره سراسري و دومين جشنواره بين المللي سينماي جوان 76 به مشكلاتي مانند سيستم آموزشي و كمبود كتاب و نشريات تخصصي در زمينه عكاسي اشاره شد همچنين مهرداد اسكويي عكاس شركت كننده در بخش عكس جشنواره به مسئله كپي برداري در عكاسي ايران اشاره كرد. وي گفت: عكس هايي را مي بينيم كه كاملا از روي يك عكس موفق خارجي كپي شده اند. محسن راستاني از عكاسان باتجربه كشورمان و از داوران نمايشگاه مي گويد: فكر مي كنم اين گرفتاري ناشي از آن كليشه اي است كه به طور فراگير همه زندگي ما را مثل نوع سوال بيان، كردن و اساسا گفتگوي ما را پوشش داده است. به هرحال اگر در اين آثار تكرارمي بينيد ناشي از اين كليشه است و متاسفانه به رغم هزينه هاي هنگفتي كه صرف اين جشنواره هامي شود نمايشگاه را فاقد نوع آوري و خلاقيت من مي بينيم تصور مي كنم كه اين قضيه بحث ريشه داري دارد كه به سيستم آموزشي نوجوانان بخصوص عكاسان مربوط مي شود. شيوه هاي آموزشي هيچ كمكي نكرده اند تا ما عكاس برجسته اي داشته باشيم و حتي در زمينه هاي حرفه اي هم مي بينيد كه افراد خود سعي كردند خودشان رابالا و بكشند به هرحال من فكر مي كنم خودجوانان كمتر مقصرند و بيشتر سازمان هايي كه متولي آموزش آنها هستند بايد متحول شوند. و در موردحرفه اي ها هم اين قضيه تاحدي حس مي شود كه طبيعي است. اين موضوع به اين دليل است كه عكاسي ما عكاسي درگيري نيست. ما دوپروژه مهم انقلاب و جنگ را انجام داديم وتحرك و سرمايه ما حاصل همان دو پروژه است. و بعد از آن اين مسئله توسط متولياني كه بايد پي گيري مي شد، دنبال نگرديد. به هرحال عكس رسانه معاصر و نويني است واگر نتوانيم آن را باتنش هاي معاصر برخورد دهيم، نمي توانيم در آن تحولي ببينيم. شما مي بينيد كه عكاسي درايران واقعا هيچ نقشي در مطبوعات ما ندارد بااين كه پايه هاي علمي هم براي عكاسي در كشورايجاد شده با همه اين احوال نتوانستيم براوردكاربردي برايش اختيار كنيم و عواقب اجتماعي را به نحوي به ثبت عكاسي برسانيم مامتاسفانه همانطور كه گفتم عكاسي درگيري نيست پس پناه مي برد به آرت ( هنر ) كه بخش آرت هم در ايران زياد موفق نبوده چرا كه عكاسان ما در تماس حوادث هنري نيستند وحالا اين خيلي جالب است كه در بعضي ها علي رغم نبود همه اين امكانات كارشان را خيلي عاشقانه ادامه مي دهند. البته مي خواهم اضافه كنم كه مشكل اصلي خود عكاسان هم هستند، يعني خود عكاسان هم در اين كسالت و در اين ياس سعي نكردند در واقع خودشان را جمع وجور كنندو به يك خانواده اي جمعي تبديل شوند كه بتوانند دفاعيه اي از حقوق و تاليفشان داشته باشند. براي همين است كه امروز حتي روشنفكرهاي ما وحتي هنرمندان ما با اين رسانه بيگانه اند. امروز يك نويسنده ياكارگردان نزد جامعه فرزانه و فرهنگي ما بيشتر شناخته شده است تا يك عكاس و اين است كه هنوز ما بحث عكاسي را به شكل يك ساختار فرهنگي مورد شناسايي و رسميت قرار نداديم و شما به هرحال شاهد حركت هاي خيلي پراكنده و فردي هستيد. به هرحال عكاسي ايران را نمي توانيم تنها با كتابهاي آقاي كسرائيان يا مثلا عكسخانه شهر يا عكاسخانه پيش ببريم. ما بايد بتوانيم در واقع اين هويت لازم را در ابتدا ايجاد كنيم و بعد اين سازمان ها به نحوي در شكل دهي بهتر اين ساختار تلاش كنند. جواديان دبير نمايشگاه در پايان مي گويد: انجمن سينماي جوان تا حدي بخش آماتور را حمايت مي كند ولي ازبخش حرفه اي حمايت هاي لازم نمي شود. وزارت بازرگاني مواد اوليه عكاسي را جزو اشياءلوكس اعلام كرده يعني هيچگونه تسهيلاتي حتي دلار ارزانتر يا دلاربازرگاني براي ورود اين مواد به كشور تخصيص نداده است. گاهي حتي وزارت بازرگاني براي ورود اين مواد و ابزار عكاسي اقدام نمي كند. به لحاظ اين كه حداقل اين مواد و ابزار مطمئن تر به دست عكاسان برسد. اغلب اين ها توسط مسافران آورده مي شود كه غيرقابل اطمينان ممكن است است بسته سالم نباشد يا تاريخ گذشته و كيفيتش را از دست داده باشد چون موادعكاسي تحت شرايط خاصي بايد نگهداري شوند. درنتيجه اينها در روندكار تاثير مي گذارد. من معتقدم بيشترين صدمه را در اين چند سال اخير عكاسان به طور خوردند مثال در زلزله اخير اردبيل اولين كساني كه در سرماي درجه 20 زيرصفر در منطقه حضور يافتند عكاسان بودند و از طرفي مي بينيم كه واقعا محروم بودند و هيچگونه امكانات و شرايط خاصي برايشان ايجاد نشده است. حدودا ميليون 100سالي تومان وام به هنرمندان رشته هاي مختلف تعلق مي گيرد درحالي كه به عكاسان تعلق عكاساني نمي گيرد، كه درانقلاب و جنگ نقش موثري داشتند و در واقع تاريخ ملت را ثبت كرده اند وهمين الان هم نقش موثري در تبليغات، مسائل تاريخي و فرهنگي كشور دارند و من خواهشم از مسئولان اين است كه امكانات لازم را براي اين قشر فراهم آورند.