Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760220-19414S1

Date of Document: 1997-05-10

ميليارد 7 تومان يارانه مردم به تلويزيون سيماي جمهوري اسلامي ايران و حقوق مردم يك كارمند: مردم از نظر فرهنگ تصويري طي سالهاي اخير به مرحله بالايي رسيده اند و ديگر سطحي نگر و ساده پسند نيستند، بنابراين وقتي برنامه هاي تلويزيوني ضعيف را در شبكه هاي تلويزيوني مشاهده مي كنم به وقت هدر رفته خود و درآمدهاي هرز رفته تاسف مي خورم. رئيس سازمان صدا و سيما: در كل برنامه ها بايد يك رويكرد ديني داشته باشيم، با توجه به اينكه دين مجموعه كاملي از نيازهاي انساني است اين رويكردبايددر تمام شبكه ها وجود داشته باشد. هم اينك 12 ميليون خانوار ايراني در طول تومان 600سال از درآمدهاي خود را براي توليد برنامه هاي تلويزيوني در سطح ملي هزينه مي كنند، حال اگر مجموع درآمدهاي حاصله از اين خانوارها را در يك سال محاسبه نمائيم در عمل تلويزيون سالانه /7 200حدود ميليون تومان از طريق يارانه هاي مردمي جذب مي كند. توسعه شبكه تلويزيوني از دو كانال تلويزيوني به پنج كانال تلويزيوني درخور تحسين است ولي با اين حال انبوه سازي برنامه ها آن هم از طريق درآمدهاي ملي و ماليات هاي مردم بدون توجه به نظرات نقادي آنان شايد كاري ناصواب و در عين حال اسراف باشد. اكنون زمان آن رسيده است كه مديران و برنامه ريزان شبكه هاي تلويزيوني با فراخواني كارشناسان وسايل ارتباط جمعي و هنرمندان به انبوه سازي ناهمگون برنامه ها سامان دهند. چگونه مي توان بر توليد برنامه هاي تلويزيوني؟ نظارت كرد آيا توسعه كمي صدا و سيما توانسته از ابعاد فاجعه آميز تهاجم فرهنگي؟ بكاهد به گفته دكتر علي لاريجاني، رئيس سازمان صدا وسيما، در بعد كمي برنامه ها، شبكه هاي مختلف تلويزيوني با تعريف مشخصي راه اندازي شدند، همچنين شبكه اول 24 ساعته شد شبكه دو گسترش پيدا كرد و شبكه سه و چهار و پنج راه اندازي شدند. وي مي افزايد: به طور كلي در اين دو سه سال اخير به فرض در سال 72 توليد سيماي جمهوري اسلامي روزانه حدود 20 ساعت در سال بوده كه الان به حدود 55 ساعت رسيده است و يك افزايش بسيار چشمگيري را نشان مي دهد. بي ترديد افزايش توليد برنامه هاي تلويزيوني در طي سالهاي اخير مي تواند نويدبخش خوبي براي دست اندركاران توليد باشد، چرا كه از يك سو مخاطبان تلويزيوني از متن ها و برنامه هاي ساخته شده داخلي بهره مند مي شوند و از سوي ديگر دلارهاي نفتي صرف خريد برنامه هاي خارجي نمي شود، اما با وجود اين هنوز معلوم نيست برنامه هاي توليدي تا چه حد در جذب مخاطبان موثر بوده؟ است شعور مخاطبان، درآمد برنامه سازي! كريم باوند كارمند دولتي با اشاره به نبود برنامه هاي آموزشي مناسب در تلويزيون مي گويد: تلويزيوني كه در طول دو سال اخير از 2 كانال به 5 كانال توسعه كمي پيدا كند بايد به آن آفرين گفت. امامخاطبان را نيز نبايد دست كم گرفت، چرا كه تنهاگسترش شبكه هاي تلويزيوني نمي تواند مخاطبان را به خودجلب كند، مردم از نظر بينش تصويري طي سالهاي اخيربه مرحله بالايي رسيده اند و ديگر سطحي نگر و ساده پسندنيستند، بنابراين گاهي كه برنامه هاي تلويزيوني ضعيف و در برخي موارد غيرحرفه اي را در شبكه هاي تلويزيوني مشاهده مي كنم به وقت هدر رفته خود و هزينه هاي مصرف شده افسوس مي خورم. وي مي افزايد: همين كشورهاي همجوار بدون در نظر گرفتن معيارهاي ارزشي در برنامه سازي مگر چقدر از نظر تصويرسازي از ما جلوتر هستند، كافي است كمي با دقت و تعمق بيشتر به توليد برنامه بپردازيم، اما متاسفانه اينگونه نيست اغلب تهيه كنندگان قبل از آنكه به شعورتماشاگران بها دهند به درآمدهاي ناشي از برنامه بهامي دهند، به خاطر همين معمولا مترمتر برنامه تحويل مي دهند و بيت المال را بيخودي هدر مي دهند. بارها برخي تهيه كنندگان مضامين آموزشي پرباري را با برنامه سازي ضعيف خود تلف كرده اند. س - احمدي، دانشجوي مديريت دانشگاه آزاد اسلامي با تاكيد بر تكراري بودن برخي برنامه هاي تلويزيوني مي گويد: گويي قوه ابتكار و خلاقيت هنرمندان و نويسندگان در تلويزيون به خاموشي گرائيده، اگر با تعمق به برنامه هاي يك ساله شبكه هاي تلويزيوني نگاه بكنيد اغلب متوجه مي شويد با گل كردن يك برنامه، ساير تهيه كنندگان از آن برنامه تقليد مي كنند، چند سال قبل ساعت خوش از نظر ايجاد موقعيت هاي طنز و مفرح مخاطبان قابل توجهي را به خود جلب كرد، بعدها برنامه هاي طنز شبكه هاي ديگر تكرار نخ نماي اين برنامه بودند. وي مي افزايد: گويي برنامه سازان شبكه ها به اين باوررسيده اند كه خلاف جهت شنا كردن مسئله آفرين است، چندي قبل برنامه اي تحت عنوان در پناه تو در بين نسل جوان توفيق نسبي پيدا كرد، خود بخود برنامه هاي بعدي آن دچار يك خود سانسوري شد. در حالي كه اگر برنامه سازان به اين باور برسند كه برنامه خوب مي تواند مخاطبان ايراني را از ديدن برنامه هاي مبتذل ماهواره باز دارد واقعا وظيفه ملي خود را در مقابله با تهاجم فرهنگ به خوبي انجام اما داده اند متاسفانه برنامه سازان تلويزيوني هنوز به اين باور نرسيده اند. بهرحال توليد برنامه موفق از بعد جذب مخاطب و ارائه محتواي خوب مي تواند در سطح ملي، توفيق قابل توجهي را نصيب مديران فرهنگي نمايد، چرا كه معيارهاي ارزشي حاكم در برنامه سازي تلويزيون فاقد آن صبغه هاي غلط رايج در فرهنگ غربي است بنابراين موفقيت يك برنامه سالم نيز براي افراد جامعه غرورآفرين است. ميليارد 7 تومان يارانه مردمي: طي مصوبه مجلس شوراي اسلامي هر خانوار ايراني بايدماهانه 500 ريال براي توليد برنامه هاي تلويزيوني اختصاص دهند، اين يارانه مردمي جداي از تبصره 55 مقابله با تهاجم فرهنگي است كه معمولا در رسانه تلويزيون براي برنامه سازي صرف مي شود هم اينك 12 ميليون خانوار ايراني در طول سال 600 تومان از درآمدهاي خود را براي توليد برنامه هاي تلويزيوني در سطح ملي هزينه مي كنند، حال اگر مجموع درآمدهاي حاصله از اين خانوارها را در يك سال محاسبه نمائيم، در عمل تلويزيون سالانه حدود 7200 ميليون تومان از طريق يارانه هاي مردمي جذب مي كند، بديهي است اين بودجه علاوه بر بودجه هاي تصويبي مجلس شوراي اسلامي در اختيارصدا و سيما قرار مي گيرد. با حجم بودجه مردمي مي توان در طول سال 72 هزار دقيقه برنامه با درجه بندي الف و 144 هزار دقيقه برنامه با درجه بندي ب توليد كرد. حال چرا صدا و سيما باحجم اين هزينه ها كمتر مي تواند برنامه هاي موفق و متنوعي داشته باشد خود پرسش قابل تاملي؟ است به هرحال راه اندازي شبكه هاي تلويزيوني پنجگانه شايد يك حركت قوي و كارآمد باشد اما شايد دو شبكه تلويزيوني كارآمد و جذاب مي تواند بهتر از تنوع شبكه ها باشد. نياز جوانان، اولويت برنامه سازي: دكتر لاريجاني مدير سازمان صدا و سيما در زمينه محتواي برنامه هاي تلويزيوني گفته است: از نظرمحتوايي جهت گيري به سوي سه هدف كلي است - 10 در همه شبكه ها رويكرد به سمت نياز جوانان است و نياز جوانان را در همه برنامه ها بايد در اولويت قرار داد- 20 در كل برنامه ها بايد يك رويكرد ديني داشته باشيم. با توجه به اينكه اين مجموعه كاملي از نيازهاي انساني است اين رويكرد بايد در تمام شبكه ها وجود داشته باشد. ما در برنامه ها بايد به دنبال خصوصيات يك انسان بصير باشيم، در جامعه پيشرو بايد الگوي صحيح وتصويري از انسان بصير و الگوي صحيح از ارزش هايي كه يك انسان بايد داشته باشد در برنامه ها طراحي شود. ميزان مطلوبيت بهره مندي از برنامه هاي تلويزيوني درميان مخاطبان با معيارهاي خود خواسته آنان متفاوت است ولي بهرحال همه در يك موضوع متفق القول هستند، يك برنامه خوب با ويژگي هاي مناسب بهتر مي تواند تمامي سليقه هاي فكري، سني و جنسي مردم را به خود جذب كند. اما يك برنامه سطحي با تمامي ترفندهاي تصويري نمي تواند مخاطبان خود را راضي كند، به هرحال مردم علاقه مندند با توجه به يارانه هاي پرداختي به صدا و سيما، حداقل از مطلوبيت برنامه هاي متوسط بهره مند شوند. برنامه هاي ناهنجار نصرت حسن پور فرهنگي بازنشسته با اشاره به رواج برخي از برنامه هاي ناهنجار در تلويزيون مي گويد: تصوير كتك كاري برخي از بازيگران طنز و يا مسخره كردن برخي از اقوام با لهجه خودبخود نشان دهنده آن است كه نويسندگان و برنامه سازان اين گونه برنامه هابه يك بن بست فكري رسيده اند، آنها قبل از آنكه درصدد ارائه تصوير الگوي صحيح ارزش هاي انساني سعي باشند، مي كنند بالودگي و مسخره بازي مردم را به سمت خود جذب كنند، من از ديدن اين نوع برنامه ها كه سخن گويي و رفتارهاي فرهنگي يك قوميت را به مسخره مي گيرند واقعا تاسف مي خورم، رسانه اي كه در صدد ايجاد وفاق ملي و وحدت است چگونه به برنامه سازان تلويزيوني اجازه مي دهد اينگونه به اقوام اين مرز و بوم توهين كند. وي مي افزايد: البته شايد برخي از مديران تلويزيون به خاطر مشغله كاري و يا عدم امكان استفاده از برنامه هاي داخلي تلويزيون از وجود چنين برنامه هايي بي اطلاع هستند، ترويج رفتارهاي غلط، بدآموزيهاي گفتاري و دربيشتر موارد توليد برنامه هاي سطحي از جمله انتقادهاي وارد بر اين رسانه عمومي است، شايد اگر شبكه هاي خصوصي كه اين كشور امكان فعاليت داشتند رقابت سالم بين برنامه سازان مي توانست به كج سليقگي برخي ازبرنامه سازان فعلي خاتمه دهد. چنانچه در اين چند سال اخير تنوع مطبوعات و رويه ها توانست تكاني به صاحبان جرايد و مخاطبان بدهد. يك برنامه ساز تلويزيوني با اشاره به تپش آنتن درمجموعه شبكه هاي پنج گانه مي گويد: تصور اينكه يك برنامه ساز بتواند در شرايط عادي و عاري از استرس برنامه متنوع و جذابي را تهيه كند كمي دشوار است، چرا كه از زمان تصويب برنامه و زمان بندي پخش، وقت كمي در اختيار تهيه كننده قرار مي گيرد، لذا برنامه سازمجبور است با استفاده از بودجه تصويبي و زمان محدوددر صدد برنامه سازي باشد، چه بسا كه در اين مدت اندك با يك تحقيق شتابزده و گروه توليد غيرحرفه اي، برنامه اي ضعيف تحويل شبكه ها شود، از آنجا كه معمولا هزينه اي براي يك برنامه صرف شده لذا ارزيابي درستي نيز در مراحل نهايي برنامه صورت نمي گيرد مگر مواردي كه واحد پخش آنهم قبل از پخش برنامه در مورد آن اعمال مي كند، البته در مورد برنامه هاي با درجه الف وضعيت متفاوت است، با اين حال هنوز يك رويه همسان در شبكه ها براي ارزيابي توليد كيفي برنامه ها اعمال نمي شود و اگر هم رويه اي دنبال شود سليقه اي خواهد بود. وي مي افزايد: آب بستن بر برنامه ها، درخواست متمم قرارداد، استفاده از عوامل غيرحرفه اي و ارزان قيمت در توليد، كش دادن زمان توليد، توليد كمي برنامه بدون در نظر گرفتن استانداردهاي ضبط برنامه و... از جمله شيوه هايي است كه برخي از تهيه كنندگان سودجو اعمال مي كنند. اميد است در طول سال هاي آتي مديران فرهنگي شبكه ها بتوانند نظارت كافي بر برنامه ها داشته باشند، اگر كمي غيرت و همت در وجود برخي از برنامه سازان تلويزيوني باشد، بي ترديد آنان دست كمي از برنامه سازان خارجي نخواهند داشت. قضاوت در مورد تلاش هاي چند ساله اخير در بهبودبرنامه هاي كمي و كيفي تلويزيون كمي دشوار است، اماآمارهاي منتشره نشانگر آن است كه باور مديران صدا وسيما بر اين است كه توليدات داخلي را با توجه به معيارها و ارزش هاي جامعه شتاب بخشند، اما خطري كه اين حركت نوپا را تهديد مي كند، انبوه سازي بدون توجه به كيفيت برنامه است، بنابراين زحمات حاصله بيهوده تلف خواهد شد، گويي كه يك كارخانه عظيم كه يك كالاي مصرفي توليد مي كند بدون توجه به استانداردهاي لازم فقطتوليد كند، در آن صورت آنچه عايد صاحبان كارخانه خواهد شد. مواد اوليه هرز شده و سرمايه از دست رفته است. اميد است همان گونه كه مديران فعلي تلويزيون توانستند پس از تصدي امور حركتي دوباره به آن بخشند بتوانند در كيفيت برنامه ها نيز گام هاي ارزنده اي بردارند. به نظر مي رسد همه چيز مهياست، مواد اوليه نيروهاي خلاق وكارآمد و سرمايه و... تنها يك همت عالي و نظارت كافي مي طلبد. اين گزارش در تكاپوي آن بود كه بتواند بخشي ازكاستي هاي موجود در نظام تصويري تلويزيون را بديهي بنماياند، است راه اندازي سه شبكه جديد با سليقه هاي مخاطبان كار آساني نيست و نخواهد بود، اما حال كه شرايط لازم در كار فرهنگي مهيا شده وقت آن است كه خوراك مناسب به مخاطبان خود بدهيم.