Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760218-19362S1

Date of Document: 1997-05-08

يادداشت روز انتخاب اصلح - قسمت سوم در شماره هاي پيشين گفته شد كه برپايه تفكرات فقهي و سياسي امام راحل و مقام معظم رهبري، نقش انتخابات و آراء مردم در بنيان هاي عقيدتي و استحكام سياسي نظام جمهوري اسلامي، تا چه حد مهم و حياتي است: تا آنجا كه باوجود حاكميت و استقرار كامل مباني فقهي و عقيدتي نظام جمهوري اسلامي، هيچ نهادي در كشور ما وجود ندارد كه با آراء مستقيم مردم پديدار نشده و ثبات و رسميت نيافته باشد. در واقع، در كشور ما كه هنوز دوران دشواري از عبور اجتماعي، فرهنگي، و اقتصادي را سپري مي كند، مفهوم مشاركت مردم در فرآيندهاي سياسي خرد و كلان كشور، يا با حضور در صحنه هايي چون راهپيمايي هاي ميليوني تجلي مي يابد و يا - در شكلي به مراتب نظام مندتر و سازمان يافته تر - در قالب راي گيري هاي منضبط ظاهر مي شود. و به راستي معلوم نيست چرا كساني درصددند نظام كشور را بي اعتنا به اين پشتوانه كمياب جهان معاصر و بي بهره از آن به جهانيان معرفي كنند. فراز بسيار مهم ديگر سخنان مقام معظم رهبري در هفته جاري در ديدار روحانيون باايشان، تبيين جايگاه و نقش روحانيون و علما در هدايت سياسي و ايفاي نقش مشاوره اي براي مردم ايشان بود پس از تشريح نقش و اهميت مشاركت مردم در انتخابات كشور و از جمله انتخابات حساس هفتمين دوره رياست جمهوري، نقش علما را به عنوان امانتداران مردم بسيار مهم ارزيابي كرده و جامعه روحانيون كشور را داراي مسئوليت مضاعفي خواندند كه برپايه آن، تكليف سنگين معرفي نامزدهاي اصلح بر دوش اين پيشتازان فرهنگي و سياسي كشور قرار مي گيرد. در اين بيانات، بي ترديد مقام معظم رهبري به نقش و كاركردتاريخي روحانيون كه همواره در قيام براي اصلاح امور معنوي و مادي جامعه نقش رهبري و پيشتازي برعهده داشته اند، نظر ورزيده اند. بنابراين تعبير، نقش روحانيون در معرفي نامزدهاي اصلح، همچون ديگر صحنه هاي سياسي كشور مهم است; اما اولا به معناي نفي نقش مهم تر مردم در گزينش نامزد موردعلاقه خود از ميان نامزدهاي موردتاييد شوراي محترم نگهبان نيست و ثانيا نبايد چنين تعبير شود كه در اين بيانات، روحانيون يا روحانيت در معرفي مصداق ها - و نه ملاك ها - يكپارچه و بي تضارب داخلي آراء انگاشته شده اند. واقعيت هاي جاري كشور نيز اين است كه همه اعضاي محترم قشر روحاني كشور، به يك نامزد ويژه در ميان نامزدهاي موردتاييد موجود نظر ندارند و تقسيم تمايل روحانيون برجسته و محترم سراسر كشور به سه نامزد مطرح كنوني، بنابر شواهد و مدارك قطعي است به عنوان شاهدي بر تاييد اين نگره، بايد به ياد داشت كه از قضا هر سه نامزد موردتاييد شوراي نگهبان و مطرح كشور نيز روحانيوني با سوابق روشن علمي، فقهي، سياسي، مديريتي و انقلابي هستند و اين نشان مي دهد كه نمي توان روحانيت را در اين امر - تعيين مصداق - يكپارچه تصور كرد. آنها كه مي كوشند بيانات دقيق و راهگشاي رهبر انقلاب را متمايل به اين يا آن نامزد تعبير كنند و به مثابه شاهدي بر آن اعلام حمايت تني چند از روحانيون محترم كشور را مثال مي آورند، نهاد تاريخي، فقهي و مردمي روحانيت را نيز موردظلم و تعدي قرار داده اند; زيرا در عمل كوشش در به انحصار درآوردن نهادي كرده اند كه در طول تاريخ خود هرگز به انحصار هيچكس و هيچ فرقه اي درنيامده و همواره به عنوان پدر ملت و - به تعبير مقام معظم رهبري -امانتدار مردم عمل كرده است. از قضا، رمز پايداري اين نهاد فوق العاده موثر نه فقط در ساختار ديني و فرهنگي كشور، بلكه در ساختار اجتماعي و سياسي آن نيز همين بوده است. تمايل يك روحاني مشخص - هرچقدر والامقام و عالي رتبه - ناقض بي طرفي و ايفاي نقش پدرانه نهادروحانيت نيست و نبايد يك روحاني يا جمعي از روحانيون را عدل نهادروحانيت تصور كرد. اين امر، در مورد هر يك از نامزدهاي محترم انتخابات رياست جمهوري كه هر سه روحاني هستند و پشتيباني مشخص و روشن شماري كثير از روحانيون را نيز با خود همراه دارند، صدق آنچه مي كند از بيانات مقام معظم رهبري در مورد نقش روحانيون در معرفي نامزدهاي اصلح مي توان دريافت، آن است كه منظور از لزوم دخالت روحانيان در معرفي نامزد اصلح، دخالت نهاد روحانيت در اين امر نيست; بلكه ايفاي نقش عالمانه و معرفتي و مبتني بر تكليف تك تك روحانيون اين نهاد حسب تشخيص انفرادي آنهاست نه اينكه يكايك حضرات روحانيون معظم تابع يك دستورالعمل سياسي از نوع دبيرخانه اي آن باشند. واقعيتي بزرگ كه فراموش كردن آن بيشتر ظلم به نهاد روحانيت شيعه است تا خدمت به آن، اين است كه دست كم هزار سال پيش از ايجاد تشكل هاي سياسي روحاني مانندروحانيت مبارز ياروحانيون مبارز اين نهاد وجود داشته و سراسر تاريخ شيعه و ايران را به حضور خستگي ناپذير و موثر و راهبر خويش انباشته است. بنابراين هيچكس حق ندارد رهنمود مقام معظم رهبري را پيرامون نقش سترگ اين نهاد در پيشبرد حيات اجتماعي و سياسي كشور، تا اين حد تنزل دهد كه آن را به جناح بندي هاي سياسي آنها بكشاند كه از تكرار تجربه مشروطيت نگرانند، جلوه واقعي نگراني خويش را بايد در اينجا بجويند; زيرا در همان انقلاب بود كه نهاد روحانيت به جاي رهبري و پدري بر كل ملت، به جناح بندي ها و درگيري هاي سياسي كشانده شد و پس از آن انشقاق در درون آن گريزناپذير شد و شكست روي نمود و دشمن سر از كنام برآورد.