Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760218-19319S1

Date of Document: 1997-05-08

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان ـ 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( )منافع 27 اقتصادي در تقابل با كشاكش اجتماعي در جوامع چند فرهنگي (البته بيشتر جوامع امروز چند فرهنگي هستند ) و در بلند مدت، شرط فروكش كردن نزاعهاي فرهنگي و درون اجتماعي، گسترش پايه اقتصادي است يعني بايد بيكاري كاهش يابد و معيارهاي زندگي بهتر شود. با وجود اين، حقيقت دارد كه روند توسعه اقتصادي به خودي خود مي تواند نزاعهاي فرهنگي و اجتماعي را بوجود آورد يا تشديد كند. طرحهاي نوگرايي كه برنامه هاي آموزشي و سوادآموزي را نيز در برمي گيرد، بر شمار جوانان تحصيلكرده و نيمه تحصيلكرده افزوده است، اما آنان اغلب بيكار هستند يا شغل دلخواه خود را ندارند. از آنجا كه معمولا آرزوها پيش از آنچه اقتصاد مي تواند ارائه دهد، برانگيخته مي شود، بستري شكل گرفته است كه به نارضايتي و طغيان در برابر ساير گروهها دامن مي زند. جوانان بيكار در مراكز شهري، عنصر فعال و آشكار در شورشها و جنبشهاي قوم گراـ ملي گرا هستند. در هندوستان، جنبش ملي گراي هندو را كه گرايشات ضد مسلماني دارد، عمدتا جوانان نيمه تحصيلكرده بيكار يا با مشاغل پست تشكيل مي دهند كه همگي از طبقات متوسط و بالاي جامعه هند هستند. در سريلانكا نيز به طور مشابه، دو گروه از جوانان تحصيلكرده و ناخشنود وجود دارند كه از تبعيض و محروميت نسبي كه احساس مي شود، آزرده هستند. يكي از اين دو گروه كه به شورشها دامن مي زند، از جمعيت اكثريت سينهالز ( Sinhalese)برخاسته است و ديگري از اقليت تاميل در آن كشور تشكيل مي شود. در چند دهه اخير، مهاجرتها و حركتهاي جمعيتي گسترده سبب تغييرات چشمگيري در نسبتهاي آماري و آميزه هاي فرهنگي واجتماعي مردم در پاره اي از نقاط شده است، بطوري كه جمعيت محلي احساس خطر و محاصره شدن مي كند. روند توسعه اقتصادي، تشويقي براي اين نوع حركت است و آن را آسان مي كند، زيرا كارآيي اقتصادي را افزايش مي دهد و طبيعتا سبب بهبود معيارهاي زندگي براي هر دو جمعيت مهاجرو بومي مي گردد. در عين حال، برخورد بوجود آمده ميان جمعيتهاي گوناگون، حس هويت قومي را برانگيخته است، بخصوص زماني كه مهاجرت باعث شود تا برسر دراختيار گرفتن ثروت اقتصادي، قدرت سياسي و موقعيت اجتماعي رقابت در گيرد. همچنين حقيقت دارد كه به هنگام وجود حس قوي براي قوميت ارضي، پاره اي از گروههاي قومي، خود رافرزندان آن خاك مي دانند كه در آن فضا ريشه گرفته اند. اين حس حتي هنگامي كه مهاجرت تغييرات سريعي را در توازن آماري و آميزه گروههاي قومي پديد مي آورد، در شهرهاي صنعتي و بزرگ كه رشد سريعي دارد نيز بطور خاص ديده مي شود. گاهي نيز گروههاي مهاجر در كشورهايي كه واردكننده نيروي كار هستند، ابتدا در مقام كارگران مهمان پذيرفته مي شوند، مهاجران اغلب به سبب فرهنگ غالب، از تبعيض و انزوا رنج مي برند. در سالهاي اخير، ميزان خالص مهاجرت سالانه به كشورهايي كه درامد زيادي دارند /1 4تقريبا ميليون نفر بوده است كه دو سوم اين افراد از كشورهاي در حال توسعه آمده اند. بايد اين نكته را بخاطر سپرد كه مهاجرت بين المللي، موجب كاهش ذخاير انساني در كشورهاي مبدامي شود و ممكن است كشاكشهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي را در كشورهاي مهاجرپذير برانگيزد و بنابر اين بايد دست كم، علتهاي ريشه اي مسائل مربوط به فرهنگ و توسعه را جستجو كنيم.