Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760217-19296S1

Date of Document: 1997-05-07

يادداشت روز انتخاب اصلح قسمت دوم تاكيد و توجه و اطميناني كه رهبر معظم انقلاباسلامي ايران و ولي امر مسلمين جهان بر غافل نبودن مردم ازاهميت انتخابات رياست جمهوري ابراز كرده و برآنند كه حضور مردم ايران در صحنه هاي گوناگون، نقش تعيين كننده در قضاوت ها و تشخيص ها و تصميمات ديگران دارد به روشني پاسخي صريح به آناني است كه در تبيين عناصر وجودي و پشتوانه هاي حكومت اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران، حتي نقش درجه دوم نيز براي مردم قائل نيستند و به بهانه هواداري از ولايت، مردم را در معادلات خويش كنار مي گذارند. اينان اگر به راستي بر اين فرموده رهبر معظم انقلاب توجه داشتند كه اهميت حضور مردم در صحنه و از جمله انتخابات رياست جمهوري از هميشه بالاتر و بيشتر است ونفس اتكاء نظام اسلامي به مردم از حداكثر اهميت برخوردار است، اين چنين ناشيانه نمي كوشيدند تا از لابلاي فرمايش هاي روشن و راهگشاي رهبر و ولي امر مسلمين، به ضرب تفسير و تاويل نام اين يا آن نامزد انتخابات جاري رياست جمهوري را بجويند و تبليغ كنند. آنها كه مي كوشند تا هر جمله از رهنمودهاي مقام رهبري را به حجتي براي برحق نمايي اين يا آن مصداق و نامزد - و نه ملاك - تبديل كنند، علاوه بر آن كه كمكي به تقويت جايگاه رفيع اين نهاد محوري در نظام اسلامي نكرده اند، بلكه در عمل - و البته ناخودآگاه و ناخواسته - حرمت نهاد ولايت را نيز پاس نداشته اند. دست كم در اين حوزه، عمل و نتيجه عملي شعارها و افكار، از سيماي ظاهري آن بس مهمتر است. زيان تصور انتساب نهاد ولايت به اين يا آن جناح سياسي - گو، هر جناح كه باشد - تنها به اين جا پايان نمي يابد. اين تلاش و علاوه تصور، بر آن كه مي كوشد تا اين گوهر بي بديل را در چهارچوب تنگ يك جناح بندي خاص محدود و محصور كند كه در بهترين حالت تنهابخشي از آحاد ملت را دربر مي گيرد و بقيه خيل عظيم ملت را بيرون از دايره مي انگارد، مستلزم ناديده گرفتن رشد عقلي و تاريخي و توان تشخيص ملت نيز هست; حال آنكه اين ملت، همان مردمي هستند كه با قيام تاريخي وجاويدان خويش، بساط نظام ستمشاهي را برچيدند و با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در 22 بهمن 1357 نظام ولايت فقيه را به اختيار و آگاهي كامل خويش و پس از 14 قرن دوري و متروك ماندن آن احيا كردند و جالب آن كه استقرار اين نظام به زعامت بي همتاي خميني كبير ( ره ) پس، از همه پرسي تاريخي روز دوازدهم فروردين 1358 و سپس همه پرسي قانون اساسي در همان سال، صورت گرفت. اين در حالي بود كه امام راحل رحمه الله عليه، با وجود اعتقاد ديرينه به اين اصل بنيادين و نيز به رسميت شناخته شدن رهبري بي چون و چراي ايشان بر ملت ايران از سوي همه جهانيان، تنها پس از اين همه پرسي هاي پي درپي بود كه استقرار نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه را رسميت بخشيدند. از اين لحاظ نيز دلسوزان واقعي و آگاه امت شامل امام راحل و مقام معظم رهبري، به مراتب مردم شناس تر و مردمگراتر از دلسوزان اسمي و ظاهري خلق و امت و... بوده و هستند و عمل كرده و مي كنند! همه اين تفكرات و تصورات جناحي و خطي از ولايت فقيه، بيش و پيش از هر چيز و صرف نظر از حجم شعارپردازي ها و هيابانگهاي كركننده اي كه گاه بر سر آن صورت مي گيرد، به معناي درك ناقص، نادرست و حتي برعكس از مفهوم و جايگاه فقهي و تاريخي و عملي و قانوني ولايت مطلقه فقيه است. با اين حساب حتي محدوده جغرافيايي نظري نهادولايت فقيه يعني بعد و جنبه جهاني آن نيز به كلي زير سئوال مي رود، زيرا وقتي تنها در حد يك ملت اين نهاد چنين تنگ و كوچك و محدود انگاشته مي شود، چگونه ممكن است كه گستره عمل و نفاذ كلام ولي امر مسلمين بر خارج از چهارچوب مرزهاي ملي و سراسري جهان؟ بسطيابد به اين ترتيب، شايد بتوان گفت كه تلاش براي به انحصار درآوردن نهاد ولايت امر و انتساب آن به اين يا آن جناح وشخص سياسي، ظلمي بزرگ در حق اين محور و ركن بنيادين نظام اسلامي و اين - مظلوم هميشه تاريخ - به شمار مي آيد. اين تلاش، ولو ناآگاهانه و از سر جز دلسوزي، به تزلزل درآوردن پايه هاي نظام نمي انجامد; آن هم در لحظاتي چنين حساس و سرنوشت ساز در موقعيت داخلي و بين المللي كشور و نظام ما كه به فرموده مقام معظم رهبري، دشمنان آن مايلند خود را به همدستي عليه جمهوري اسلامي ايران نايل كنند. ادامه دارد