Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760217-19241S1

Date of Document: 1997-05-07

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( ) 26 يكي از حساس ترين موضوعات، مسئله زبان است زيرا زبان اساسي ترين خصيصه فرهنگي مردم به شمار مي رود. حقيقتا نيز، ماهيت زبان، نشاني از اصل بنيادين چندگانگي است، زيرا هر زبان گفتاري در دنيا بيانگر نگرشي منحصر به فرد به تجربه انساني و خود جهان است. خط مشي زباني همانند ساير خطمشي ها هنوز در مقام ابزاري براي غلبه، تجزيه و همنوايي به كار مي رود. بنابراين جاي تعجب نيست كه زبان، ازاولين حقوقي است كه اقليتها آن را مطالبه اين مي كنند ادعاها كماكان مشكل آفرين است، چنانچه مشكلاتي مانند جايگاه قانوني و رسمي زبانهاي اقليت، آموزش زبان درمدارس، ساير موسسات و همچنين در رسانه هاي عمومي آشكارا مشاهده مي شود. در فصل هفتم اين كتاب، به مسئله زبانهايي كه در معرض خطر قرار گرفته است و ارتباطآن با ميراث فرهنگي مي پردازيم. براساس خط مشي مبتني بر آزادانديشي نسبت به اقليتها، بايد موجبات حفظ زبانهاي ايشان را فراهم كرد و در عين حال به اقليتها اين فرصت را داد كه وارد اجتماعي بزرگتر شوند. در مدارس بايد چندين زبان را آموخت، بخصوص زبان اكثريت و نيززبان محلي (يا اقليت ) تا مردم قدرت انتخاب داشته باشند و از اين رهگذرتواناييهاي آنان افزايش يابد. اين روند در واقع همپايه طرح ريزي براي يك شكل آموزشي است كه حقيقتا چند فرهنگي است. در اين طرح، به فرهنگهاي اقليت جايگاه بهتري در نظام آموزشي و حتي در تصوير فرهنگ ملي اعطا مي شود. مورد اخير چيزي است كه هر كشوري تلاش مي كند تا به آن دست يابد. البته هنوز مقاومتهايي در برابر اين بينش وجود دارد. اين مقاومتها از سوي سياستگزاراني است كه اين امر را هنوز تهديدي براي يكپارچگي ملي مي دانند و نيز از سوي جوامعي است كه موجهاي پياپي مهاجرت در آن، آميزه اي از آداب و رسوم گوناگون را بوجود آورده است، به طوري كه مهاجران نيز ناگزيرندبا آن همساز شوند. بعضي از حكومتها مانند مالزي، موريتيوس، سنگاپور و آفريقاي جنوبي تلاش كرده اند تا مشكلاتي را كه در بالا گفته شد، حل و فصل كنند. بيشتر كشورهااين مشكلات را ناديده گرفته يا بدست فراموشي سپرده اند. معدودي از دولتها نيز هنگامي كه زير فرمان يك گروه قومي اكثريت و غالب هستند و به واسطه آن شناخته مي شوند يا در موارد نادر، يك اقليت غالب و نيرومند دارند، دچار دسته بندي سياسي مي گردند و با يكديگر درگير مي شوند. پاره اي از نزاعهاي سياسي حاد و اجتنابپذير، از ناتواني يا بي ميلي دولتهابراي پاسخگويي به تقاضاهاي روزافزون گروههايي كه قدرتي در دست ندارند، برمي خيزد. تقاضاهاي اقليتها متنوع و متغير است مانند، ادغام كامل اجتماعي با جامعه بزرگتر، برابري اجتماعي، اقتصادي، تكنيكي و عملي بدون ادغام كامل اجتماعي، بي ميلي نسبت به تجزيه و استقلال سياسي و نيز برخورداري از اجازه لازم براي ترك كشور. براي بيشتر اقليتها، موضوع اصلي، يكي از شكلهاي ادغام فقط است زماني كه روند ادغام با شكست روبه رو مي شود، درخواست استقلال به ميان نظر مي آيد جهاني به خودي خود نمي تواند جلوي بدرفتاري حكومت با اقليتها را بگيرد، اما به هر حال انتقاد و تحريم كارساز است. فقط چند كشور هستند كه قادرند كاملا با نظربين المللي مخالفت ورزند. با توجه به تجربه هاي بدست آمده در مي يابيم كه كشورهادر نهايت مجبور خواهند شد تا به فشارهاي بيروني تن دهند.