Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760215-19109S1

Date of Document: 1997-05-05

روستا شهرها شتاب براي گريز از هويت بومي تبديل سريع روستا به شهر اگر با مطالعات لازم همراه نباشد نتايج زيانباري خواهد داشت پيش از تبديل هر روستا به شهر تشكيل يك هيات امناء مركب از شخصيت هاي اجتماعي و فرهنگي براي نظارت بر اين تحول در حفظ هويت بومي و هدايت درست توسعه ضروري است لباس شهري و پيامدها... به گفته مسئولان تا پايان امسال 80 روستاي بزرگ تبديل به شهرمي شود. به اين ترتيب 80 شهريا در واقع روستا شهر جديد به شمار شهرهاي كشور افزوده مي شود. تا يك دهه پيش روندتبديل شدن روستاها به شهربسيار كند بود و احراز شرايطلازم براي اينكه يك روستا به كسوت شهري درآيد، چندان آسان نبود. به همين دليل، در ميان خواست ها و پيشنهادهاي مردم روستاها كه در وسايل ارتباطجمعي بازتاب مي يافت، يكي هم تبديل شدن روستاهاي محل اقامت آنان به شهر بود. شايد به اين دليل كه بسياري از ادارات وسازمان هاي دولتي تحت شرايط و موقعيت ويژه اي در يك منطقه استقرار مي يافت و يكي از اصلي ترين اين ويژگي ها، شهر شدن بود. اما ظرف سه سال اخير بسياري از روستاهاي كشور تبديل به شهر شده است. اين روند از يك سو، باعث ايجاد زمينه هاي جديد اشتغال و جلوگيري از مهاجرت روستائيان به شهرها مي شود، اما از سوي ديگر، اگر همراه با مطالعات كافي و براساس توسعه پايدار نباشد تنها، شهرك هاي بي هويتي پديد مي آورد كه قبل از هر چيز آلودگي محيطزيست و جمعيت مصرف كننده بيشتري را بر كشور تحميل مي كند. در بسياري از كشورهاي جهان، بر اساس تجربه هاي طولاني اين نتيجه حاصل شده است كه همراه با توسعه روستاها به خصوص ايجاد مظاهر و امكانات شهري در اين مناطق، مطالعات و تلاش هاي لازم براي حفظ محيط زيست، فرهنگ و فولكلور و هويت آن منطقه به عمل آيد تا اين سرمايه هاي ارزشمند كه اساس فرهنگ و هويت ملي هر كشوري را تشكيل مي دهد، از ميان نرود. در گزارش حاضر بخشي از پيامدهاي مثبت و منفي تبديل روستاها به شهرها مطرح شده است. نظرات و پيشنهادهاي علاقه مندان و كارشناسان مي تواند، ما را در ادا مه اين بحث در آينده ياري دهد. با متمركز شدن شهرها به شكل امروزي و آغاز فصل تازه اي ازمناسبات اجتماعي كه محوراصلي آن را شهرنشيني و فرهنگ شهري تشكيل مي دهد از سازمان هاي ادارات، دولتي و مراكزي كه به امور مردم رسيدگي مي كرد، در شهرها شكل گرفت و از سوي ديگر، بازارهاي گسترده وگوناگون شهرها به صورت عمده ترين مراكز داد و ستد كالادرآمد. به همين بيمارستانها، اعتبار، مراكز واحدهاي درماني، صنعتي، نخستين دانشگاهها و مراكز آموزش عالي نيز در شهرها به وجود آمد و در قالب مناسبات تازه، روستائيان كه پيش از آن از طريق مبادله محصولات كشاورزي و فراورده هاي دامي با كالا، با هم ارتباط داشتند و به نوعي زندگي اقتصادي كه تامين كننده نيازهاي متقابل آنان بود وابسته شده بودند. اما پيدايش شهرها اين مناسبات را دگرگون كرد و مراجعات روستائيان به شهرها براي برآوردن نيازهاي گوناگون فزوني يافت. يكي از مهمترين نيازها در اين ميان امور درماني بود. تمركز بيمارستان ها و تجهيزات پزشكي در شهرها و محروم ماندن روستاها از اين امكانات موجب شد كه روستائيان براي درمان بيماري هاي سخت و صعبالعلاج، به ناچار راهي شهرها تعقيب شوند امور اداري نيز يكي از دلايل مهم سفر ساكنان روستاها به شهرها بود، زماني كه صدور حتي يك رونوشت شناسنامه - در آن روزها - بايد در شهر انجام مي شد، مردم روستاها چاره اي جز سفر به شهر را نداشتند. نيازهاي اساسي روستائيان كه بايد در شهرها تامين سبب مي شد، گرديد كه، ساكنان روستاها، ايجاد امكاناتي را كه منحصر به شهرها بود، براي روستاهاي خود طلب كنند. ايجاد مراكز درماني از قبيل درمانگاه و بيمارستان، دبيرستان، (در بيشتر روستاها مدارس ابتدايي وجود داشت ) و اداراتي همچون ثبت اسناد و ثبت احوال در صدر اين تقاضاها قرار داشت. اين نياز سبب شد كه نخستين تشكل هاي رسمي روستايي از قبيل انجمن هاي محلي آن دوره، به مرور، خواستار تبديل روستاهاي محل سكونت خود به شهر البته شوند پيش شرط اوليه چنين تبديلي، تشكيل بخش بود كه معمولا از چند روستا تشكيل مي شود. ضوابط قانوني موجود در آن زمان ايجاب مي كرد كه بخش هاطبق شرايط ويژه اي قابليت تبديل به شهر را داشته باشند. نزديك بودن روستاها و جمعيت كافي و همچنين موقعيت جغرافيايي مناسب از جمله اين شرايط بود. گاهي، وجود روابطمخصوص يا ملاحظات سياسي وغيره از سوي دولت هاي وقت اين تبديل را تسريع مي كرد. اما روال كلي چنين بود كه يك بخش بايد داراي پيش شرطهاي لازم باشد تا تبديل به شهر شود. احراز چنين شرايطي بسياردشوار بود و سالها به طول مي انجاميد. از سوي ديگر باتبديل هر بخش به زمينه هاي شهر، تازه اي براي ارائه خدمات دولتي پديد مي آورد كه نيازمند تامين اعتبارات مالي، جذب و استخدام نيروي انساني بود. شايد به همين دليل تامين خواست هاي روستائيان براي تبديل يك بخش به شهرستان با دشواري تحقق مي يافت. از سوي ديگر با متحول شدن بخش ها بر اثر احداث جاده، درمانگاه، ادارات جديد، لوله كشي آب، تامين برق و غيره خود بخود، زمينه براي تبديل يك بخش به شهر فراهم مي شد و بخش هايي كه از اين لحاظ در اولويت قرار داشتند، زودتر در فهرست تبديل شدن به شهر قرار مي گرفتند. پيش از آنكه، گسترش بي رويه شهرها، افزايش جمعيت وآلودگي محيطزيست، به صورت يكي از اصلي ترين مشكلات جهان امروز درآيد، روند تبديل روستا به شهر در سراسر جهان به آرامي ادامه داشت و سوالي را برنمي انگيخت. اما، براي نخستين بار در آلمان و فرانسه، كارشناسان دريافتند كه تبديل سريع روستا به شهر، درصورتي كه بر اساس مطالعات دقيق همراه نباشد، پيامدهاي زيانباري به همراه دارد كه يكي از مهمترين آنها از ميان رفتن هويت و فرهنگ بومي و انتقال سريع آلودگي محيطزيست به روستاهاست. به همين دليل، از يك دهه پيش در اين دو كشور ضوابط تازه اي براي حفظ بافت روستاها و هويت بومي آنها به كار گرفته شد و بعدها در كشور ژاپن نيز به اجرا درآمد. كارشناسان مي گويند: مي توان روستاهايي داشت كه از خدمات اساسي از قبيل آب جاده بهداشتي، و ترابري مناسب، مدرسه و دانشگاه برخوردار باشد. اما فرهنگ، هويت بومي و محيطزيست آن در خطر نابودي قرار به نگيرد اين ترتيب كه اين تبديل در چارچوب ملاحظات و مطالعات دقيق و به طور كلي توسعه پايدار باشد. انجام تحقيقات اوليه در زمينه تبديل شدن روستا به شهر، يك الگوي جهاني است و سازمان يونسكو نيز مطالب و مباحث كارشناسي مهمي را براي تهيه اين گونه الگو آغاز كرده است. همچنان كه در مقدمه اين گزارش اشاره شد، از يك دهه پيش تبديل روستا به شهر در ايران شتاب گرفته است. معمولا جمعيت، و نزديك بودن چند ده، مهمترين شرط اوليه، براي چنين تبديلي به شمار مي رود اما، به جز يك سلسله مطالعات ساماندهي روستاها كه توسط بعضي از دستگاهها از جمله جهاد سازندگي انجام شده، به نظر نمي رسد پيش از تبديل شدن روستاها به شهر، مطالعات لازم براي جلوگيري از بروز پيامدهاي منفي مثل آلودگي محيطزيست و فروپاشي هويت بومي انجام گرفته باشد. يك كارشناس كه خود در طرح هاي عمراني بسياري ازروستاهاي استان تهران به عنوان مشاور خدمت كرده است مي گويد: در تبديل شدن مجموعه چندروستا به شهر، اولين تحولي كه جلب توجه مي كند، انتصاب ومعرفي شهردار براي اين مجموعه روستايي است. شهردار اين شهرنوبنياد پيش از همه، به فكراحداث يك بولوار اصلي به همراه يك ميدان يا فلكه براي شهر است و در پي آن صدورانواع قبض ها و اوراق عوارض شهري پايان كار نوسازي ساختمان، و غيره... آغاز مي شود. شهردار تازه وارد كه آشنايي قبلي با فرهنگ و هويت بومي و نوع مناسبات اقتصادي منطقه را ندارد، از همان آغاز بذر نارضايي را مي كارد و دست كم، با مقاومت پنهان مردم براي همكاري روبه رو مي شود. در يكي از مناطق روستايي استان تهران كه ظرف 3 سال اخير تبديل به شهر شده شهرداري است، بدون آنكه خود باعث ايجاد امكانات تازه اي در زمينه آبرساني براي ساكنان مجموعه روستايي سابق و شهر جديد باشد، عوارض جديدي را بابت مصرف آب - غير از حق اشتراك و هزينه مصرف معمولي - پيش كشيد. بديهي است مردم توقع دارند، يك شهرداري جديد و نوبنياد دروهله نخست با كمك اعتباراتي دولت، را براي ايجادزيرساخت هاي شهري از جمله اداره آب و فاضلاب تامين كند، منبع جديد آب بسازد، لوله كشي آب را كه به صورت ناقص و با همياري مردم به وجود آمده است، تجهيز كند و زمينه را براي جلب مشاركت هاي عمومي فراهم سازد. اين كارشناس مي گويد: مهم ترين نكته كه در تبديل روستا به شهر بايد مورد توجه مسئولان قرار گيرد، آماده سازي مردم براي همكاري با شهرداري و حتي خدمات داوطلبانه در است آن صورت مي توان به جاي ايجاد نارضايي و عدم همكاري، محيط مناسبي براي فعاليت و سازندگي به وجود آورد. روستا، خاستگاه فولكلور، فرهنگ، صنايع دستي و هنرهاي بومي است. هر گونه تغييرساختار در بافت روستايي اگرهمراه با مطالعات و ملاحظات دقيق اوليه نباشد فرهنگ و هويت بومي روستا را به خطر مي افكند به همين دليل كارشناسان پيشنهاد مي كنند كه تشكيل يك هيات امنا مركب از شخصيت هاي فرهنگي و اجتماعي آشنا به پيشينه تاريخي، جغرافيايي و فرهنگي در هر منطقه روستايي تشكيل شود تا به هنگام تبديل يك روستا به شهر روند گذار، به گونه اي باشد كه در حد امكان به محيطزيست و هويت بومي آن لطمه وارد نشود. يك كارشناس ميراث فرهنگي مي گويد: هنگام تبديل يك روستا يا مجموعه روستايي به شهر مي توان براساس ويژگي هاي فرهنگي و اجتماعي، شخصيت ها و مشاهير آن منطقه و همچنين ابنيه و آثار نسبت به ايجاد موزه و يك مركز فرهنگي اقدام كرد. به عنوان نمونه، طالقان كه چند سالي از تبديل آن به شهر نمي گذرد، زادگاه بسياري از چهره هاي برجسته سياسي، اجتماعي و فرهنگي كشور اما مي باشد، هنوز يك مركز طالقان شناسي نداريم. براي ايجاد يك موزه، كتابخانه و مركز طالقان شناسي، لازم است، از سوي چهره هاي برجسته اجتماعي و فرهنگي معاصر طالقان، كوشش هاي لازم به عمل آيد و باتشكيل جمعيت طالقان شناسي، به نوعي نظارت مطلوب بر توسعه اين منطقه، اعمال شود تا درآينده مشكلاتي همچون آلودگي محيطزيست و بيرنگ شدن هويت بومي بروز نكند. يكي از مهمترين اهداف دولت در تبديل روستاهاي مستعد به شهر، ماندگاري روستائيان در اين مناطق و جلوگيري از مهاجرت است. اين كار را مي توان با احياء صنايع دستي وبومي و ايجاد مراكز آموزشي مناسب براي اين منظور به انجام رساند.