Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760214-19029S1

Date of Document: 1997-05-04

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( )اقليتها 24 نزاعهاي ميان جمعيتهاي اكثريت و اقليت و اغلب ميان خود اقليتها، از مهمترين مسائل جوامعي است كه چندگانگي در آن وجود گرچه دارد اصطلاح اقليتها به مفاهيم گوناگوني به كار رفته است، اما كاربرد پذيرفته شده اين لفظ در سطح بين المللي براي گروههاي حاشيه اي وآسيبپذير است كه با داشتن يك ايدئولوژي فرهنگي غالب ومتفاوت، در سايه جمعيتهاي اكثريت زندگي مي كند. اين گروهها نظامهاي ارزشي و منابع عزت نفس خود را دارد كه اغلب از منابعي كاملامتفاوت از منابع فرهنگ اكثريت برگرفته شده است. براي اقليتها اغلب دشواراست كه به طور كامل درفعاليتهاي جوامعي كه گروههاي غالب را ترجيح مي دهد، شركت جويند. گاهي اين تبعيض حتي چهارچوب قانوني به خودمي گيرد و اقليتها از حق تحصيلات، اشتغال و نمايندگي سياسي محروم مي گردند. البته به طور كلي، كمبود مشاركت اقليتها بيشتر به علت رسم رايج است تا خطمشي قانوني. چالش ما در وهله اول، كنارزدن موانع تبعيض و سپس ايجاد پايه اي براي شركت دادن اقليتها در قدرت اجرايي است. اقليتها در بسياري از كشورها سركوب مي شوند - كه اغلب، هم به صورت سازماندهي شده و هم خودبه خودي است و گاهي نيز خشونت بار مي گردد. در حقيقت، حقوق اقليتها موضوع اصلي در زمينه جغرافياي سياسي قرن بيستم به شمار مي رود كه پيشينه آن در تاريخ بسيار كهن است. در اروپا براي اولين بار قوانين بين المللي به منظور حفظ اقليتها در سال 1555 وضع شد. در آن سال، پيمان صلح اگسبرگ ( Augsburg) براي حمايت از اقليتهاي ديني منعقد گرديد. مدتي بعد، عهدنامه و ستفاليا (Phalia West) در سال 1648 ونيز پيمان لهستان - روسيه درسالهاي 1767 و 1775 تضميني براي حقوق مخالفان در لهستان بود. در عهدنامه وين ( Vienna) در سال 1815 به اقليتهاي ديني آزادي عمل به عقيده و نيز چند حق مدني اعطا شد. عهدنامه هاي صلح مربوط به سال 1919 بسياري از حكومتهاي قديم و جديد را ملزم ساخت تا از همه اتباع خود بدون توجه به مليت و تولد، زبان، نژاد يا مذهب، كاملا حمايت كنند. چند سال بعد، اتحاديه ملل (Nations of League) براي حل و فصل درگيريهاي اقليتي، روش خاصي را اعلام كرد البته، پيمانهاي اين اتحاديه كارآيي چنداني نداشت. پس از جنگ جهاني حكومتهاي دوم، عضو سازمان نوپاي ملل متحد تصميم گرفتند تادستگاه حقوق بشر اين سازمان را بر پايه ادراك فردي و جهاني از حقوق استوار با سازند وجود در خواست چند كشوربراي قيد حمايت از اقليتهادر بيانيه جهاني حقوق بشر، درآن اشاره اي به اين موضوع نشد. درخواستهاي ايشان مورد قبول قرار نگرفت، زيرا سازمان ملل متحد هراس داشت از اينكه اين عمل به جنبشها و گرايشات جدايي طلب دامن زند. علت ديگر، آن بود كه سازمان ملل فكر مي كرد حقوق در وجود هر انساني به وديعه گذاشته شده است و ديگر اهميتي ندارد كه فرد به چه گروه فرهنگي تعلق اما دارد از سال 1989 به بعد ثابت شد كه نمي توان از اين مسئله خطير گريخت.