Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760213-18977S1

Date of Document: 1997-05-03

شهيد مطهري و نياز عصر ما زن در آثار استاد مطهري در ميز گردي با حضور حجت الاسلام سعيدزاده، حجت الاسلام مهريزي و دكتر نصري (بخش آخر ) چرا با گذشت سه دهه، هنوز كتابي نتوانسته است جاي اين دو كتاب را پر؟ كند . دكتر نصري: درباره اينكه چرا كتاب ديگري نتوانسته جاي اين كتاب را پركند، عرض اين كنم، است كه به گمان بنده، هركس كه بخواهد از نظام حقوق زن بحث كند، مباني اش، همان مباني است. حتي امروزه هم اگر كسي بخواهد فمينيسم را نقد كند، باز براساس همين مباني كه مباني محكمي است، بايد نقد كند. پس از استاد مطهري، خوشبختانه آثاري در رشته حقوق زن، نگاشته شد كه نمونه اي از آن را جناب آقاي مهريزي نقل كردند كه كتاب آيت الله جوادي آملي است و در آن هم بعضي از مسايل، مطرح شده كه در آثار استاد مطهري مطرح نگرديده و به آنها پاسخ گفته شده است. همچنين بحثي را استاد بزرگوار، استاد محمد تقي جعفري در ترجمه و تفسير نهج البلاغه، در جلد يازدهم و در حدود 100 صفحه مباحث بسيار مهمي را مطرح كرده اند كه داراي نكات بسيار مهمي است. مسئله ديگر اين است كه براي مرحوم آقاي دينداري مطهري، اصالت داشته و دين شناسي، فرع بر دينداري بوده است. امروزه در جامعه ما، مسايل دين شناسي مطرح است كه بسيار هم مسايل مهمي است. برخي از شبهات و سوالاتي كه در غرب و در كلام مسيحي مطرح شده وارد جامعه ما شده و بي پاسخ مانده به است اين دليل اين نكته را مطرح كردم كه گاهي ممكن است كسي سوالاتي در عرصه دين شناسي داشته باشد، و بايد برود با اهل آن، به بحث و گفتگو پرداخته و پس از اينكه پخته شد، بيايد و آن ها را بيان كند; نه اينكه برخي از سوالات مطرح شود و به دينداري اشخاص، صدمه بزند. نكته مهم ديگر اين است كه ايشان، اسلام را به عنوان يك كل و يك نظام جامع مي نگريست كه اين كل و نظام جامع، قابل تحقق و قابل پياده شدن است. حال، وقتي يك متفكر، اعتقاد داشته باشد كه اسلام به عنوان يك نظام جامع و كل، قابل پياده شدن است، پس اين فرد بايد التزام داشته باشد كه بعضي از شبهاتي را كه مطرح مي شود (و در ذهن آن شبهه كنندگان، اينگونه طرح مي شود كه اسلام، اساسا قابل پياده شدن نيست ) پاسخ، گويد. مرحوم آقاي مطهري براساس اين اعتقاد در ذيل مسئله حجاب، حضور زن در جامعه را مطرح مي كند، كساني مي خواستند مطرح كنند، كه اسلام قابل تحقق و پياده شدن نيست. نكته بسيار مهم ديگر اين است كه مسئله حقوق براي زن، مرحوم آقاي مطهري، يك مسئله ذهني بود. ملاحظه كنيد كه وقتي ايشان بعد از انقلاب، يك سخنراني كرد، دو نقش اساسي براي زنان در انقلاب قايل شد و گفت: زنان جامعه ما هم خودشان در انقلاب حضور داشتند وهم عامل محركي براي مردان و فرزندانشان بودند كه درصحنه هاي انقلاب، حضور يابند. اين ديد و نگرشي را كه ايشان مطرح مي كند، نشانه اين است كه مسئله زن، براي وي، يك مسئله اساسي و مبنايي است كه ذهنشان را مشغول داشته است. حجت الاسلام سعيدزاده: .به فرمايشات برادران عزيز، چند نكته را اضافه مي كنم. يكي از شخصيت عوامل، ذاتي خود استاد بوده است. ايشان ذاتا تمايزاتي با بقيه فضلاي دوره خودشان داشتند و اين، شخصيت خود ايشان بوده كه در جهت دادن و گرايشهاي فكري ايشان و اين جاودانگي، تاثير داشت. عامل ديگر، عامل زمان و نيازهاي زمان است. عامل سوم، سرمايه عظيم و بسيار بزرگي است كه در اختيار داشتند و خوب توانستند از عهده اين مسايل برآيند. به همه جوانب قضيه، توجه داشتند. مسئله حقوق زن در لابلاي خود، مسايل بسيار ديگري را به دنبال دارد كه هركسي در اين وادي و عرصه، وارد شود، بناچار بايد آنها را بداند. البته راجع به مسئله حجاب، مقاله هاي زيادي تحريرشده است من مقاله اي نوشتم (كه بخشي از آن در مجله پيام زن چاپ شده است ) و متوجه شدم كه علماي بيش اعلام از 500 كتاب و مقاله درباره مسئله حجاب، به زبانهاي مختلف نوشته اند. وقتي مسئله حقوق زن مطرح شد، همزمان با استاد، كتابهاي زيادي نوشته شد. از جمله من يك نسخه خطي ديدم كه حدودصفحه 500 است و دقيقا همزمان با تاليف كتاب يعني استاد از سال 45 تا فروردين 46 نوشته شده و بسيار مسايل فقهي عميق و جامعي را درباره زن و مسايل كلامي مطرح كرده، اما منتشر نشده و نويسنده آن، يك شخصيت، عاليمقام و بزرگ (تقريبا همرديف استاد مطهري، اما گمنام ) براين است اساس، فرمايشات بزرگواران را تكميل كرده و اين نكته را قبول نموده و تاكيد مي كنم كه اين دو كتاب، واقعا بهترين اثر قابل عرضه بوده و باز هم خواهند بود كه جزو منابع و ماخذ بسياري از دانشمندان و محققان است. آيا مي توان مخاطبان امروزين اين كتابها را از جهت ذهن و زبان و نياز و انگيزه همانند مخاطبان آنروز اين كتابها (در دهه هاي 40 و) 50 فرض ؟ كرد . حجت الاسلام مهريزي: به نظر بنده، هم از نظر مخاطبتفاوتهايي هست، هم از نظر سبك كار و در هر دو جنبه مي طلبد كه امروز، كارهاي جدي و جديدي صورت بگيرد. از نظر مخاطب، مردم عصر ما از آن عصر (دوراني كه اين دو كتاب نوشته شد ) دو، تفاوت پيدا كرده اند. يكي اينكه قدرت تحليل مردم و جوانان و نوجوانان جامعه امروز ما، خيلي بيشتر از گذشته شده است. نكته بعد، اين است كه اطلاعات ديني و مذهبي جامعه ما، بالا رفته است. بنابراين جامعه، نياز به مطالب بالاتر و تبيين هاي بهتري دارد. ثالثا، بسياري از افكار و انديشه ها و شبهات خارجي، وارد كشور ما شده است. در همين مسايل زن، عربها خيلي بيشتر از ما كار كرده و آثار بسيار قابل توجهي عرضه نموده اند. بعضي از كتابهاي آنان، مانند كتابالمفصل في احكام المرا بالبيت المسلم، مجموعه اي 11 جلدي است كه هر جلد آن 400 صفحه دارد. بسياري از اين سئوالها و پرسش ها، امروز وارد جامعه ما شده است. پس مي طلبد كه كار و مطالب جديد، نوشته و نشر شود. از نظر متن هم به نظر مي رسد كه هر دو كتاب، به بازبيني هاو تكميل هايي (حتي از نظر خود استاد ) نياز، دارد. شهيدمطهري در كتاب مسئله پرسش 6 حجاب و شبهه را مطرح كرده و من طبق يك استحصال ناقص حدود 10 شبهه جديد پيدا كرده ام كه برخي نيز خيلي قوي بوده و براساس يك مباني روانشناسانه طراحي شده اند. اين شبهات، آن زمان نبوده تا ايشان پاسخ دهند. اما كتابنظام حقوق زن در اسلام از سه جهت نياز به تكميل دارد. سبك و نظم نگارش، يك سبك منطقي نيست، به اين جهت كه ايشان نخست چند مسئله را مطرح كرده اند، بعد مباني بحث (يعني بحث اسلام و مقتضيات، اسلام و تجدد زندگي ) را مطرح نموده اند. دوم ايشان در اين كتاب، تنها مسايل حقوق خانواده را مطرح كرده اند، آن هم نه همه آن را. مثلا بحث هاي حضانت، سرپرستي در خانواده و تمكين، مطرح نشده اند. غير از اين مباحث كه در حقوق خانواده مطرح نكرده اند، برخي از مسايل سياسي نيز مطرح نشده است. ازجمله اينكه آيا زن مي تواند حاكم يا رييس جمهور ؟ شود در بحث مشاركت اجتماعي (مانند ورزش بانوان، هنر، اشتغال و غيره ) نيز كه از مباحث روز است، به چيزي اشاره نشده است. بنابراين من فكر مي كنم اگر شهيد مطهري بودند، در برخي از آراء فقهي شان (نه مباني ) تجديدنظر، مي كردند و به خيلي از شبهات جديد كه امروزه مطرح شده توجه مي كردند و شايد اين مسايل سبب مي شد كه تغيير رايي در ايشان به وجود بيايد. دكتر نصري: ما نمي توانيم درباره كسي كه در قيد حيات نيست، بگوييم آيا آرائش تغيير مي كرد يا نه. من اعتقاد دارم كه اين موضوع را اساسا نبايد مطرح كرد. آنچه كه قابل طرح است، اين است كه ببينيم آيا خود آراء ايشان (يعني آنچه كه تدوين شده و در دست ماست ) اشكال، دارد يا نه و روي اين زمينه بحث كنيم. درباره مسئله سبك و سياق كتاب، بايد گفت اين كاري است كه در آن زمان انجام شده و كارهاي بسياري هست كه بايد انجام شود و بنده معتقدم كه جسته و گريخته، كارهايي صورت گرفته، نه اينكه كاري انجام نشده باشد. شما ببينيد در دادگاه هاي مدني خاص، امروزه به مسايل كاربردي پرداخته مي شود و قاضي براساس مباني اسلامي خود، به دعواي بين زوجين حتي مي پردازد مسايلي بوده كه به تصويب مجلس شوراي اسلامي هم رسيده است. براي همين من معتقدم كه اين راه، ادامه پيدا كرده و كارهاي خوبي در اين زمينه انجام شده كه برخي از آنها، مدون نشده اند. حجت الاسلام سعيدزاده: من فكر مي كنم عصر شهيد مطهري باعصر ما، داراي تفاوتهايي است. عصر ايشان، عصر تبيين آراء ديني بود و اين عصر، دوران بازنگري است. يعني الان خود فقهاي ما نسبت به يكسري مسايل حقوقي، مشغول بازبيني هستند. مثلا بعضي از نكات قانون مدني، تغيير كرده است. در آن دوره، عمدتا با پذيرش آراء مشهور، دين شناسان ما، به تبيين آنها مي پرداختند، ولي امروز به جز تبيين، يك بازنگري هايي هم صورت مي گيرد. مثلا در آثار شهيد مطهري يا حتي كتاب آيت الله جوادي، درباره بلوغ دختران، از همان نظريه معروف دفاع شده و همان، تبيين شده است. الان يك بازنگري فقهي روي اين موضوع صورت مي گيرد. يعني خودراي مشهور، مورد بازنگري قرار گرفته يا است مثلا درباره بحث قضاوت زن، برخي از نويسندگان ما در آن دوره، به آن، به ديد تبيين راي مشهور مي پرداختند. الان خود حكم، مورد بازنگري قرار مي گيرد. پس بايد اين دو زمان را از هم منفك كرد و به ويژگي ها و شرايط زمان، توجه نمود. دكتر نصري: بحث بازنگري را كه شما مي فرماييد، عرض عريضي دارد. يعني ممكن است كه شبهات بسياري را ايجادكرده و برخي تصور كنند كه ما اساسا مي خواهيم يك دين شناسي و دينداري جديد داشته باشيم. گويي كه هرچه كه تاكنون فقها و متكلمان بزرگ ما استنباط كرده و بيان داشته اند، اشكال داشته و حالا ما مي خواهيم روي آنها بازنگري نماييم. واقع قضيه، اينگونه نيست. مسايل اندكي وجود دارد كه بحث و گفت وگو را مي طلبد و درباره آن هم بايد توجه كنيد كه وقتي فقيهان بزرگ ما، آرائي، براساس مباني خاص خودشان دادند، هيچ اشكالي ندارد كه روي آن مباني يا فتاوي، بحث و گفت وگو شود. همان طوري كه تاريخ هزار و اندي ساله علوم اسلامي (به ويژه فقه ما ) معركه، بحث و دقت نظرهايي بوده كه فقيهان، بر آراء يكديگر داشته اند. نه اينكه يك فقيه بيايد همه آراء ديگران را كنار بگذارد و از ابتدا شروع كند. چنين نيست. وقتي شما مسئله قضاوت زن را مطرح مي كنيد، اين مسئله كه مربوط به امروز نيست. شما بزرگواران كه با آراء مقدس اردبيلي آشنا مي بينيد هستيد، ايشان از معدود فقيهاني است كه در گذشته ما، آراءخاصي داشته و رايش با راي بسياري از فقيهان تا عصر متفاوت حاضر، بوده است. در طول تاريخ، فقه ما، روبه رشد و بالندگي رفته و با مسايل مستحدثه و شبهات جديدي كه پيش مي آمد، مطالبي براساس آن مباني، استنباط مي شد. من اين حرف را قبول ندارم كه يك دوره، دوره تبيين بوده والان، دوره بازنگري است. بازنگري در چه؟ زمينه اي اگرمي بينيد كه بعضي از آراء فقهي، مورد اختلاف است، در طول تاريخ چنين بوده است. اما بايد به يك موضوع توجه داشته باشيد و آن اين است كه ما در طول تاريخ فقه پربار شيعه، چون هيچگاه نظام حكومتي نداشته ايم، لذا به برخي از مسايل، پاسخ نداده ايم. يعني فقيهان ما، آن مسايل را استخراج نكرده اند. من زماني كه آثار فقيهان صد ساله اخير را مرور مي ديدم مي كردم، كه بسياري از ايشان، در زمينه صلاه، صوم، خمس وغيره، كتاب دارند; چرا كه اين مسايل، مورد ابتلاء فرد فردمردم بوده و لذا فقيهان ما، به سراغ آنها رفته و پاسخ گفته اند. اما شما در مسايل مربوط به حكومت يا بانكداري يا بيمه يا پيوند اعضاء در آن دوران، اصلا مطرح نبوده تا فقيهان درباره آنها بحث كنند. يكسري مسايل هم ابعاد حكومتي و اجتماعي داشته كه چون فقيهان ما احساس مي كردند كه مورد لزوم جامعه نيست، به آنها نپرداخته و به مسايلي پرداخته اند كه مورد لزوم جامعه بوده است. اما امروزه كه ما مدينه اسلامي تشكيل داده ايم و مي خواهيم نظامات اجتماعي اين جامعه (مانند نظام هاي فرهنگي، سياسي، حقوقي و غيره ) را بر مبناي كتاب و سنت تبيين كنيم، مي بينيم بعضي از آرايي كه امروزه لازم داريم، استنباط لذا نشده اند فقيهان ما بايد بروند و استنباط كنند و اين مسايل را در اختيار به اصطلاح كارگزاران نظام جامعه قرار دهند و آنها هم بر مبناي آن، عمل كنند. اين توضيحات را از آن جهت دادم كه خود من، روي مسئله بازنگري حساسيت دارم.