Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760213-18944S1

Date of Document: 1997-05-03

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( ) 23 اين بحرانها كه اغلب به هنگام تغييرشرايط اقتصادي اجتنابناپذير است، منجربه ستيز حقوقي برسر زمين، تحصيلات، بكارگيري زبان، نمايندگي سياسي، آزادي عقيدتي، حفظ هويت قومي، خودگرداني يا خود تعيين كننده بودن مي شود. در حاليكه در جهان حدود 190 حكومت وجود دارد، بسياري از آنها چند قومي است و در ميان مرزهاي خودفرهنگها و گروههاي قومي بيشماري را در دارد الگوهاي استاندارد توسعه، توجه كمي به اين گوناگوني شده است و مي پندارد دسته بنديهاي اساسي مانند طبقه اجتماعي و شغل با اهميت تر با است وجود اين، مشخص شده كه ريشه بسياري از شكستها و فاجعه هاي توسعه (مانند جنگهاي داخلي در رواندا، نيجريه و بروندي و تجزيه پاكستان ) در شناخت نادرست از پيچيدگيهاي قومي و فرهنگي است. قوم گرايي عامل تعيين كننده براي ماهيت و پويايي درگيري است، چنانچه مي بينيم زبان، نژاد يا دين و نيز ساير جنبه ها براي تشخيص عوامل مخالف بكار اغلب مي رود اوقات، قدرت حكومتي در دست گروه خاصي است و ساختار حكومتي به گونه اي است كه بسياري از گروههاي ديگر از داشتن قدرت يا تاثير محروم مي گردند. هنگامي كه مشاهده شود دولت ميان گروههاي مختلف كه با توجه به قوميت، نژاد يا دين از يكديگر شناخته مي شود، تبعيض مي گذارد يا از گروهي جانبداري مي كند، بايد بر سر منافع و برپايه اين هويت مذاكراتي صورت گيرد. بنابراين، اين امر مستقيما موجب سياسي شدن فرهنگ مي گردد. پويايي اين روند به گونه اي است كه همينكه گروهي مذاكره برپايه هويت فرهنگي خود را آغاز مي كند، ديگران نيز بر آن مي شوندتا عملي مشابه را انجام دهند. در نهايت، اين روند اغلببه گونه اي است كه مرتبا پشته اي بر پشته ديگر اضافه مي شود. هويتهاي جديدي نيز ممكن است پديد آيد. براي مثال، درپاكستان مزاياي اقتصادي و سياسي يك استان، رشدملي گرايي در ساير استانها را برانگيخته است. يكي ازگروههايي كه از داشتن ادعا بر چنين هويت استاني محروم شده، گروهي كوچك ولي آشكار از نظر سياسي و اقتصادي است كه پس از تجزيه سال 1947 ميلادي به استان سند ( Sendh) در هندوستان مهاجرت كرد. عناصر موجود در گروههاي مهاجري كه حتي زباني مشترك ياوابستگي قومي در هندوستان يكپارچه نمي ديد، حس جديدملي گرايي را بوجود آورد كه فقط بر اين پايه بود كه والدين ايشان مهاجر بوده اند. اين جوانان كه در پاكستان به دنيا آمده اند، اكنون سخن از ملت مهاجر به ميان مي آورند. در سطح جمعيتي، حزب سياسي كه نماينده خواسته هاي ايشان است، فعاليت دارد، كاريابي مي كند و به نزاعها خاتمه مي دهد. اين حزب سياسي، خلا ميان حكومت و جمعيت مهاجري را كه ترك ديار كرده است و ديگر سنتي منسجم براي ارجاع به آن ندارد، پر مي كند.