Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760211-18907S1

Date of Document: 1997-05-01

جنبه هاي كلامي و فقهي آثار شهيد مطهري زن در آثار استاد مطهري در ميزگردي با حضور حجت الاسلام حجت الاسلام سعيدزاده، مهريزي و دكتر نصري (بخش دوم ) .حجت الاسلام سعيدزاده: استاد مطهري در حقوق زن، اصل را بر قبول عرف دينداران مي گذارند وهمه جا، در صدد توجيه و ارائه ديدگاههاي كلامي مقبولات عرف متشرعه هستند نقد ديگري در كنار نقد سند، به نام نقد محتوايي يانقد متن وجود دارد. يعني ما براي اينكه صدوريك سخن تاريخي را روشن كنيم، آن را ازطريق خود متن، نقد كنيم. يعني ممكن است در يك سند، افرادي كه نامشان آمده، صادق ولي باشند، حديث، قطعا دروغ باشد. چون كسي كه مي خواهد حديث دروغ را جعل كند، به نام آدم كذاب كه جعل نمي كند. در اينجاست كه نقد محتوايي، خود را نشان مي دهد و ايشان آن را در بحث روايات طلاق، مطرح مي كنند و مي گويند رواياتي هست كه امام حسن ( ع ) مطلاق، بودند. يعني زياد زن مي گرفتند و زياد طلاق مي دادند. رواياتي در كتاب وسائل الشيعه نقل شده كه به حسب سند رجالي، صحيح يعني است، روايت، معتبر است. وي مي گويد موقعيت امام حسن و محتواي شخصيت ايشان و سخناني كه از دين داريم، اين متن را تكذيب پس مي كند اين متن (با اينكه رجال آن به حسب ظاهر، درستند ) يك، متن جعلي و ساختگي است كه نمي تواند از دين باشد. اين، يك مبناي خيلي قوي است كه اگر فقها در تمام حوزه هاي استنباطي شان به كار بگيرند، خيلي از مسايل حل مي شود. در بحثهاي زن، ما موارد زيادي داريم كه سند، به حسب ظاهر درست است، ولي اين شيوه است كه مي تواند آن را نقد كند. به نمونه ديگري اشاره در مي كنم رساله ها همه ديده ايد كه مي گويند بول پسر بچه، تازماني كه هنوز شيرخوار وقتي است، آب روي آن بريزيم، پاك مي شود. اما در مورد دختربچه، اينطور نيست و بايد آن را مانند نجاسات آدم هاي بالغ، شست. شايد هيچكس به اين موضوع كه در رساله هاي عملي وجود دارد، به عنوان تفاوت ميان زن و مرد، توجه نكرده باشد، ولي خوب، جاي سوال دارد. روايتي كه فقها بر اساس آن، به اين حكم رسيده اند، روايتي صحيح است. مرحوم آيت الله خوئي هم دركتاب فقهي خود، مي گويد كه سند اين روايت، درست است. ولي اين روايت، مطلبي داردكه اگر تامل شود، مسئله رابراي ما، مشكوك مي كند. آن مطلب اين است كه ذيل اين روايت آمده كه چرا بول پسربچه، با دختربچه، فرق؟ مي كند گفته شده كه چون شير پسربچه، از طريق كتف مادر و شير دختربچه، از طريق مثانه مادر مي آيد و چون مثانه، محل تجمع بول است، بنابر اين نجاست بول را دارد و بايد دوبار شسته ولي شود چون شير پسربچه، از طريق كتف مي آيد، پس بول او هم نجس نبوده و مسئله اي ندارد. كمي در اين موضوع تامل كنيم. مادري، دوقلوزاده بچه است اولي پسر و بچه دومي، دختر بوده است. آيا مسير شير، فرق؟ دارد متن شهيد مطهري، براي اين قبيل مسائل كارگشا است كه نمونه آن را در بحث مطلاق بودن، به كارگرفته اند. مباحث دو كتاب مذكور، در حوزه فقه استدلالي قرار مي گيرند يا كلام ؟ جديد .حجت الاسلام سعيدزاده: من قبلا به مطلبي مي پردازم كه در پاسخ قبلي ام، ناتمام ماند. آثار استاد، بيشتر جنبه كلامي دارد تا فقهي. به جز 100 صفحه از كتاب مسئله حجاب بقيه آن جنبه كلامي دارد. استاد به صورت شكلي ونه ماهوي به مسئله نگاه كرده اند. يكي ازپيش فرض ها و مباني فكري استاد، كه در آثارايشان، بدان تصريح شده، اين است كه عدالت را به نحوي خاص، معني مي كنند و عدالت را در حقوق زن و مرد، به اين شكل مي دانند كه مجموعه وظايف زن با مرد، همسنگ و برابر است; نه اينكه در تمام وظايف و حقوق، مثل هم و شبيه هم هستند. اين يكي از مباني نظري استاد است كه در قضاوت ما، تاثير دارد. مسئله ديگر، اين است كه استاد، در حقوق زن، اصل را بر قبول عرف دينداران مي گذارند و همه جا، در صدد توجيه و ارائه ديدگاههاي كلامي مقبولات عرف متشرعه هستند. بدين شكل كه مثلا در بحث مهريه يا در مباحث ديگري كه در نظام حقوق زن مطرح شده، هيچ جا در ماهيت خود قضيه وارد نمي شوند و بحث فقهي و ماهوي انجام نمي دهند، فقط آن چيزي را كه فقها (و نه همه آنها ) مطرح كرده اند، به عنوان ديدگاه اسلام مطرح مي كنند و از آن، دفاع در مي نمايند همين پيش فرض، پيش فرض ديگري نهفته است و آن اينكه فقه را اسلام مي دانند. يعني اسلام و تفسير اسلام، هر دو را يكي تلقي مي كنند. در آخر كتابمسئله حجاب، وقتي بحث از مسئله مصافحه با زنان به ميان مي آيد، نظر يكي دو تا از فقها را نظر فقها مي دانند. همين طور در لابلاي كتاب، خيلي جاها به اين موضوع برخورد مي كنيم كه نظر يك يا دو فقيه يا قليلي از فقها، ديدگاه اسلام تلقي شده كه اين، در قضاوت ما بسيار تاثيرخواهد داشت; خصوصا در وضع حاضر. كتاب استاد با توجه به شبهاتي كه د ر آن زمان بوده، يعني در مورد عصري بودن شبهه، بايد گفت كه خود كتاب، عصري است و من معتقدم اگر مرحوم استاد در قيد حيات بودند، قطعا الان به موضوع زن، از ديد ديگري نگاه مي كردند. دكتر نصري: در مورد سوال دوم كه آيا مباحث اين دوكتاب، در حوزه فقه استدلالي قرار مي گيرند يا كلام بايد جديد، گفت كه اينجا، بحثهايي در مورد كلام جديد مطرح مي شودكه جاي پرداختن به آن نيست. كساني كه اين سوال را مطرح كرده اند، نظرشان احتمالا در ارتباط با موضوعات و سوالات و شبهات جديدي است كه مطرح البته مي شود هر نظري باشد، اثر چنداني بر پاسخ سوالات ندارد. بايد بگويم كه استاد مطهري، متفكري بودند كه از يك نظام ذهني منسجم برخورداربودند. ما متفكراني در طول تاريخ داشته و داريم كه در مسائلي كه مي خواهند بيان گاه كنند، اين اشكال پيش مي آيد كه استقلال موضوعها را در نظرنمي گيرند. ولي مرحوم آقاي مطهري، از جمله شخصيتهايي است كه اگر بنا بوده بحث فقهي كند، بحث فقهي مي كرده; در بحث تاريخي، بحث تاريخي و در بحث كلامي يا فلسفي هم بحث كلامي و فلسفي مي كرده و از خلط مباحث، ابا داشته است. وقتي ايشان مي خواهند به مباحث فقهي، جنبه استدلالي بدهند، تلاش دارند كه مباني كلامي قضيه را بيان كنند. لذا در اين دو كتاب، هم به مباني كلامي و هم به پاسخ به مباني فقهي مي پردازند. بنابر اين ايشان در تبيين مسائل فقهي، به مباني كلامي ومعرفت شناسي، خيلي توجه داشتند. نكته مهمي كه در اينجا مطرح مي شود، اين است كه ايشان گاه به آثار فقهي يك فتوا هم توجه داشتند. ما در صفحه 167 كتابمسئله حجاب مي بينيم كه وقتي مي خواهند مسئله وجه و كفين را بيان كنند، به اين نكته اشاره مي كنند كه اگر كسي معتقد به پوشش وجه و كفين باشد، در حقيقت طرفدار فلسفه پرده نشيني زن و ممنوعيت او از هر گونه كار، جز در محيط خاص خانه و يا محيطهاي صددرصد اختصاصي زنان است. لذا اگر بنا باشد كه ايشان هم نگاه فقهي و هم نگاه كلامي به يك موضوع داشته باشد، در ابتدا به مباني كلامي توجه مي كند تا بر آن مباني، به استنتاج هاي فقهي هم بپردازد. نكته ديگري كه مي خواستم عرض كنم، اين است كه در فرمايشات برادر بزرگوارمان، شايد قصور از فهم بنده بوده كه تصور مي كنم ايشان گفتند اگر استاد الان در قيد حيات بودند، گاه در آراء ونظرياتشان، تغييري مي دادند. من اين قضيه را بعيد مي دانم. چرا كه ايشان بر اساس يك مباني خاصي، مسائل خود رابيان مي كردند و زماني اين كتاب را نوشتند كه نظام فكري خود ايشان، محكم شده بود. حال چه از نظر ابعاد كلامي و فلسفي و چه از نقطه نظر ابعاد فقهي ايشان در مسئله حجاب، آراء اجتهادي خود را در زمينه وجه و كفين بيان مي كنند و در عين حال، گوشزد مي نمايند هر خواننده اي كه مجتهد نيست، بايد به مرجع تقليد خود رجوع كرده و نظر او را بپذيرد. يعني ايشان با اين احتياطها، مسايل فقهي را بيان مي كردند. حجت الاسلام مهريزي: در مورد كلامي يا فقهي بودن اين كتاب، در ابتدا بايد توضيح بدهم كه اگر كلامي باشد يعني چه و اگر فقهي باشد، يعني چه وظيفه كلام، تبيين دين ودفاع از شبهات مربوط به دين است و كار فقه، استخراج استدلالي احكام مكلفين است. اگر ما اين تعريف را بر كلام و فقه بپذيريم، نكته ديگري به موضوع اضافه مي شود. كلام، دانشي مصرف كننده است. يعني مي تواند از رشته هاي مخالف كمك بگيرد تا يك مسئله ديني را تبيين نمايد، يا شبهه اي رااز يك مسئله ديني، برطرف كند. لذا علم كلام، از روانشناسي تاريخ، و مسايل عرف وآداب و رسوم، استفاده مي كندو اين، كلامي بودن مسئله را از بين نمي برد. بنابر اين احكام ديني را تبيين مي كند. تبيين مهريه كه در دين پذيرفته شده،؟ چيست ما بايد از مسايل روانشناسي، تاريخ و غيره استفاده كنيم تا آن را تبيين نماييم. بر اين اساس، نظام حقوق زن، همان طور كه جناب آقاي سعيدزاده فرمودند، فقط كلامي است، يعني نگاه كلامي دارد. چون به استخراج استدلالي احكام، نپرداخته است. يعني استاد نيامده اثبات كند كه مهريه در فقه ما، وجود دارد و همان چيزي را كه فقهاء مشهور گفته اند تبيين كرده اند. استاد در 7 يا 8 مسئله اي كه در كتابنظام حقوق زن، به آنهاپرداخته اند، با پذيرش راي مشهور، به تبيين آنها و رفع شبهات مربوط به آنها پرداخته اند. اما در كتاب مسئله حجاب، بحث، هم كلامي و هم فقهي است. يعني به عنوان يك فقيه، روايت را آورده و در ذيل آن استدلال و نقد كرده است. اين ويژگي كلامي بودن، ويژگي عامي در كل نوشته هاي شهيد مطهري است و در واقع ايشان، به تمام مسايل در عصر با خودشان، نگاه كلامي مي پرداختند. در قرآن، آيه اي هست كه خداوند به پيغمبرمي فرمايد: اناانزلنا اليك الذكر (ما قرآن رافرستاديم و قرآن، بيان حكم مي كند ) لتبين للناس (تو تبيين مي كني ) لعلهم يتفكرون (تامردم بفهمند ). يعني بيان، تبيين و تفكر است. بيان، كار خدا; تبيين، كار رسول; وتفكر، كار مردم است. فقهاي ما معمولا بيان حكم مي كنند. مباحث استدلالي را مطرح كرده و در رساله مي نويسند كه واجب، يا حرام، يا مستحب و يا مكروه است، اما دليل آن، بيان اما نمي شود اين متكلم ديني است كه به تبيين آن حكم مي پردازد و شهيد مطهري، در مقام و موقعيت اين متكلم دين، به مسايل نگاه كرده اند. چرا با گذشت سه دهه، هنوز كتابي نتوانسته است جاي اين دو كتاب را پر ؟ كند حجت الاسلام مهريزي: دليل اينكه با وجود گذشت بيش از 20 سال از تاليف اين دو هنوز اثر، كتابي نتوانسته جايگزين آن شود، به نظرمن، دو علت دارد: يكي به ويژگي شهيد مطهري برمي گردد و يكي به بقيه انديشمندان ما. نسبت به آنچه كه به ايشان برمي گردد، بايد گفت كه شهيدمطهري، از يكسري ويژگي هاي خاصي برخوردار بودند كه نه تنها اين دو كتابشان، بلكه همه آثارشان ماندگار و ماندني است. به اعتقاد بنده 7 ويژگي در كارهاي ايشان وجود دارد كه سبب ماندگاري و پايداري بسياري ازمباني و افكار ايشان شده است. اولين ويژگي ايشان، اصالت ديني يعني ايشان است در مرحله اول، خود را يك ديندار متعهدو متعبد به دين مي داند و مي خواهد از هويت ديني خود دفاع كرده و آن را تبيين كند. دومين ويژگي، نگاه كلامي ايشان به مسايل است كه قبلا توضيح دادم. ويژگي سوم، اين است كه استاد، انسان معاصر و جامعه معاصر را در دوران خودشان، خوب شناخته بودند. چهارم، دانش جامع ايشان است. پنجم، توجه به نيازها بود. ويژگي ششم، مسئله تحليل و ژرف نگري ايشان ويژگي بود هفتم، نگاه تاريخي و ريشه يابي است. اين 7 ويژگي سبب شده كه تمام آثار ايشان (منجمله دو اثر مورد بحث اين جلسه ) ماندگار، و پايدار باشد. و اما نسبت به بقيه انديشمندان، بايد گفت كه ضعف اين، علماي ما، يا به تعبير ديگر، دغدغه نداشتن علماي ماست. آن دغدغه اي كه ايشان نسبت به مسئله زن داشتندو آن جامع نگري و جامعه نگري كه داشتند، در ديگران نبوده است، تا اين اواخر كه آيت الله جوادي آملي كتاب زن در آيينه جلال و جمال را نوشتند كه تاحدودي به كتابهاي شهيد مطهري، نزديك است.