Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760210-18808S1

Date of Document: 1997-04-30

تقليد ناشيانه از سينماي حرفه اي نگاهي به چهاردهمين جشنواره ء سينماي جوان چهاردهمين جشنواره سراسري و دومين جشنواره بين المللي سينماي جوان از 16 تا 21 فروردين در فرهنگسراي بهمن برگزار شد. وجه تمايز اين جشنواره از ديگر جشنواره ها حضور و گردهمايي حدود هزار هنرجو و فيلمساز جوان با آثاري گونه گون در زمينه هاي مختلف سينما از سراسر كشور است. جواناني كه هرچند هنوز در تجربه هاي اوليه گام برمي دارند اما نوع نگرش آنها به هنر سينما بسيار جدي و در خور توجه است. هر ساله اين جشنواره فرصتي است براي آنان تا آثار يكديگر را ببينند، به مباحثه و مقايسه برخيزند و برآموخته هاي خويش هرچند بيافزايند در يك جمع بندي مي توان گفت جشنواره سينماي جوان با وجود افزايش بخشهاي جنبي و تلاش براي احياي سينماي آماتور هنوز درآغاز راه است. سينماي آماتور بي شك سينماي جوان ادامه همان سينماي آزاد اواخر دهه چهل و سالهاي دهه پنجاه است. سينمايي كه هدف آن فارغ از مرزبندي ها و دغدغه هاي سينماي حرفه اي، تبيين و تشخص بخشيدن به نوعي سينماي انديشمند و پيشرو است. سينماي آماتور با حذف زوايد به نوعي سادگي آرماني مي رسد. اين سينما هرچند مخاطب عام ندارد اما با گذر از محدوديت هاي خاص فيلمسازي حرفه اي نوعي سينما مي آفريند كه در آن تجربه بدون قواعد قانون مند شده به عاملي جهت بروز استعدادها و توانايي هايي در علاقه مندان به اين رشته مي شود. فيلمسازان آماتور به جاي يافتن مخاطب بيشتر به دنبال كشف افق هاي تازه اي در عرصه اين هنر هستند كه اين امر تلاش آنان را براي بيان ناگفته هاي دروني شان (موفق يا ناموفق ) قابل تقدير مي كند. در اينجا اين سوال مطرح است آيا سينماي جوان به دنبال كسب هويتي مستقل؟ است فيلمهاي ايراني در طي پنج روز حدود 90 فيلم كوتاه در چهار بخش حرفه اي غيرحرفه اي چشم انداز و يك دقيقه اي به نمايش درآمدند. دراين ميان آنچه قابل ذكر است اضافه كردن دو بخش حرفه اي وچشم انداز به بخش مسابقه اين جشنواره بود. در طي چهارده دوره برگزاري اين جشنواره و جشنواره هاي پيش از آن هيچگاه آثار فيلمسازان حرفه اي در كنار فيلمسازان آماتور موردقضاوت قرار نگرفته بود، چرا كه سينماي آماتور لزومازيربناي سينماي حرفه اي نيست، لذا نمايش آثار فيلمسازي با سابقه همچون فرهاد مهرانفر در كنار آثار فيلمسازي شانزده ساله كه تازه با اين حرفه آشنا شده كار چندان درستي به نظر نمي رسد، نكته ديگر اينكه با از ميان رفتن تدريجي فيلمهاي هشت ميلي متري سينماي جوان هنوز نتوانسته جانشيني مناسب براي اين قطع فيلم كه از نظر آموزش وكيفيت بسيار مناسبتر از سيستمهاي ويديويي موجود در كشوراست پيدا كند. اما همچون روال اينگونه جشنواره ها، فيلمهاي امسال هم ازلحاظ مضمون و فرم پراكندگي هاي بسياري داشت. سواي ديدجستجوگرانه و نوجويي كه در اغلب فيلمها ديده مي شد، دوضعف عمده هم گريبان گير آثار بود. اغلب فيلمها انتخاب موضوع خوبي داشتند اما در عمل اين موضوعها بسط و گسترش داده نشده بود. پس اغلب فيلمها از داستاني يك خطي و پرداخت ساده انگارانه رنج مي برد. ديگر اينكه از جسارت فيلمسازان آماتور در فيلمها خبري نبود، فيلمها از جهت فرم و تكنيك هم بسيار محتاطانه و اغلب تقليدهاي ناشيانه اي از فيلمهاي حرفه اي بود. دو دليل عمده اين امر نبودن آموزش كافي (جدا از آموزش مقدماتي ) و ديگري با سلايق جشنواره و براي جايزه فيلم ساختن بود به ويژه كه تركيب ثابت هيات داوران در سالهاي اخير هم مزيد بر علت گشته بود. در ميان فيلمهاي اين بخش چند فيلم شاخص ديگر نيز وجود داشت كه از چشم هيئت داوران دور ماند: كسوف ساخته بهروز صمدي مطلق از فيلمهاي موفق اين بخش بود. در اين فيلم پديده كسوف به عنوان نمادي منحوس از نبودن خورشيد و مرگ جانداران تعبير شده بود. تصاوير بديع و چشم نواز در تضاد با تصاوير سولاريزه شده بعد از كسوف حس دوگانه مرگ و زندگي را القاء مي كرد. ثانيه 34 انيميشني يك دقيقه اي از حسين اكرمي با خراش روي سطح فيلم ميلي متري 35 شكل يافته بود جدا از دشواريهاي چنين كاري فيلم ريتم و طرح خوبي داشت. آقاي س چگونه قاتل؟ شد ساخته عليرضا محمودي فيلمي متفاوت با داستاني تكان دهنده مردي اسير زندگي روزمره است. مثل ماشين مي خوابد، بيدار مي شود و به سر كار مي رود و طبق عادت هرروز ساعت به 10 زنش تلفن مي زند. روزي پس از كشتن زنش طبق معمول به اوتلفن مي زند اما ديگر كسي تلفن را جوابنمي دهد. پل كاري ازكاوه بهرامي مقدم درباره دختر و پسري روستايي است كه از كودكي دلبسته يكديگرند. روز عروسي هنگام گذشتن از پلي كه دو روستاي آن دو را به هم متصل مي كند دختر در آب مي غلتد و رود او را مي برد. مرد پس از جستجوي بي نتيجه به اين انديشه مي رسد كه پلي استوارتربسازد. فيلمي آرمان گرا با فيلمبرداري و موسيقي تاثيرگذار. چشمهاي ديوار ساخته سعيد تارازي فيلمي مستند در ستايش سينما، نمايش سينمايي ويران شده در جنگ به نوعي استعاره اي است از سينمايي كه نياز به بازسازي و تحول دارد. پايان بندي عالي فيلم روي پرده زخمي از جنگ، با صحنه هاي پاياني فيلم آب، باد، خاك (امير نادري ) ديزالو مي شود. پاياني خوشبينانه ولي تلخ. فيلمهاي خارجي حدود 35 فيلم كوتاه از 16 كشور جهان در اين بخش به نمايش درآمدند. اغلب فيلمها با داستانهايي پرداخت شده و انتخاب تكنيك و فرم مناسب نشان از آشنايي كامل سازندگانشان با سينماي غيرمتعارف داشت، نمايش اين فيلمها يك كلاس آموزشي براي فيلمسازان جوان ما بود اي كاش مسئولان جشنواره به جاي نقد و بررسي آثار پذيرفته نشده (كه عملا جايي براي مباحثه نداشت ) به بررسي اين فيلمها مي پرداختند. كيلومتر 11 ( كلوديوفا - سوئيس ) زني در حال رانندگي درجاده وارد تونلي مي شود اما هرچه در تونل جلو مي رود تابلوي كيلومتر 11 تكرار مي شود. فيلمي واقع گرا آميخته با وهم ورويا. رخت كن ( پيترپوزي - فرانسه ). مردي براي كشتن شخصي پس اجيرمي شود از تلاش بسيار و تمرينهاي سخت در گنجه اتاق مرد پنهان مي شود، اما مرد پس از ورود به اتاق و پيش ازكشته شدنش خودكشي مي كند! فيلمي دقيق و نفسگير با پاياني غافلگيركننده با كنايه اي آشكار به سينماي پليسي و ترور شخصيت. اگر آدم بزرگ بودم (گابريل گارديو - آرژانتين ) فيلمي فانتزي از روياهاي كودكي كه آرزوي آدم بزرگ بودن تعويض رادارد موقعيت ها با افه هاي كامپيوتري در اين فيلم صحنه هاي طنزآلودي را مي آفريند. شهرام شريف