Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760209-18767S1

Date of Document: 1997-04-29

قباي ژنده كوچ نشينان و شب تيره قرن بيست ويكم... كوچ نشيني، پديده اي ماندگار يا محكوم به؟ نابودي (واپسين بخش ) كوچ نشينان، در همه جا به سخت ترين مناطق زميني عقب رانده شده اند اسكان اجباري موجب از دست رفتن دانش و هويت آبا و اجدادي كوچ نشينان مي شود اشاره: كوچ نشيني نوعي راهبرد استفاده از منابع است كه جمعيت هاي انساني از ديربازبراي به دست آوردن غذا، آب و فرآورده هاي ديگر از ميان منابع پراكنده وپرنوسان به كار برده اند. كوچ نشينان، در طول قرن ها، دانش بوم شناختي پيچيده اي كسب كرده اند كه سازگاري آنان را با اوضاع زيستبوم هاي ناهمگون، از جنگل هاي گرمسيري و گرم دشت ها، كويرهاي گرم و سرد، محيطزيست هاي دريايي و ساحلي گرفته تا جلگه ها و توندراهاي يخ زده جنوب قطبي تسهيل مي كند. جمعيت هاي كوچ نشين بابه كارگيري انواع متنوعي از فنون و نظام هاي مربوط به دانش و مهارت سازگاري با محيط، نه تنها در زيستگاه هاي طبيعي بقا يافته اند، بلكه با احياء و نيزبهره برداري از منابع طبيعي جايگزين پذير، به بقاي اين زيستگاه ها كه خود به آنها وابسته اند، كمك كرده اند. اما، در دهه هاي اخير فشارهاي اقتصادي و اجتماعي - فرهنگي بر شيوه هاي زندگي كوچ نشيني به تغييرهاي فراواني در الگوهاي امرارمعاش، به حاشيه رانده شدن مناطق سنتي، اسكان و يكجانشيني فزاينده گروه هاي كوچ نشين و انحطاط شتابان محيطزيست آنها انجاميده است. به راستي، كوچ نشينان در جهان آينده، قباي ژنده خود را به كجاي شب تيره قرن بيست ويكم خواهند؟ آويخت آخرين بخش از گزارش كوچ نشيني را به نقل ازفصلنامه پژوهش هاي محيطزيست و منابع طبيعي يونسكو كه با همكاري موزه دارآبادانتشار يافته است پي مي گيريم. با آنكه گروه هاي كوچ نشين در معرض تغييرات ويرانگري چون نسل كشي هدايت نابودي شده، بر اثر بيماري و اتمام منابع سنتي قرار دارند، تغيير اجتماعي مي تواند به شكل متفاوتي ظاهر شود. فرايند اسكان كوچ نشينان و ادغام يا جذب اقتصادي، سياسي و فرهنگي همراه آن، با از دست رفتن آشكار هويت آنان و ازهم گسيختگي بيرحمانه پيوندهاي اجتماعي و شيوه ها و دانشي كه پشتوانه جهان بيني هر قوم در محيطزيست خود است، توام مي شود. هر جا كه ساختارهاي اجتماعي حفظ شده اغلب به قيمت رانده شدن به حاشيه تمام شده است. و كوچ نشينان ناگزير شده اند كه به سخت ترين مناطق عقبنشيني يا كنند، به پراكندگي اجتماعي و فروپاشي نظام هاي توليدي آنان انجاميده و ظرفيت واكنش آنان را در برابر تغييرات آب وهوا و محيط زندگي، كه قبلا بارها آنها را تجربه كرده و از سر گذرانده بودند (براي مثال، چندين دوره خشكسالي و قحطي پيشين شبيه به خشكساليهاي - 1970 1973 و 1984 - در 1983 ساحل )كاهش داده است. اسكان، از دست رفتن دانش و شيوه هاي آبا و اجدادي، به حاشيه رانده شدن وتنشهاي اجتماعي - اقتصادي دروني، در چند كشور سوداني - ساحلي، سبب بروزبحرانهاي سياسي و بحران توليد غذا شده، و در حومه بسياري از شهرها و اردوگاههاي پناهندگان، فقر و بي خانماني فزاينده اي به بار آورده به است علاوه، ستيزه ها و جنگهاي بين المللي در بخشهايي از صحرا، منطقه سوداني - ساحلي و آسياي ميانه به بي ثباتي نظامهاي كوچ نشيني كمك كرده است، كه خود عامل گذاربه شكلهاي جديد سازماندهي اقتصادي و سياسي شده است. بدين سان، شمار زيادي از كوچ نشينان وابسته شده اند، كه با احساس بي يار وياوري و از دست رفتن مناعت طبع سنتي، كه به بي ثباتي سلامت رواني و اجتماعي اين جوامع مي انجامد، همراه است. عوامل مانند ديگر، توسعه جهانگردي وفولكلوري شدن برخي از گروه ها، نيز به پيدايش فردگرايي و ستيزه هاي دروني و بيروني اين جوامع دامن مي زنند كه خود به موارد حاد پناه بردن به الكل، خودكشي و وخامت عمومي تغذيه، بهداشت و اخلاق مردم منجر مي شود. امروز، فعاليت هاي انسان، كه سخت به آخرين الگوهاي توسعه و نظريه هاي اقتصادي وابسته است، چنان خسارتي به محيط زيست هاي اطراف و اكناف جهان وارد مي كند كه گاه ممكن است برگشت ناپذيرباشد. جمعيت هاي چادرنشين، كه به طور سنتي دربرخي از شكننده ترين مناطق سياره ما ساكن شده اند، در آن واحد هم نخستين قربانيان اين تغييرات اند و هم آخرين شاهدان نظامي از طبيعت كه در مجموع هماهنگ تر است. نياز مبرم به تعريف دوباره سياست توسعه به شناسايي برخي از بديهيات مهم انجاميده است: تاكيد بر ارتقاي دانش درونزا و بصيرت بومي، اجراي طرح هاي بيشتر در سطح محلي به جاي سطح ملي! تحقق تدريجي و هماهنگ اهداف ترويج برنامه اي، گسترده فنون متعادل بهره برداري از منابع در متن زندگي امروز، مانند كشاورزي - شبانكاري هماهنگ، پيوند دامداران با شبانكاري، كاربستهاي جنگلداري كشاورزي، در نواحي جنگلهاي استوايي و بسياري كارهاي ديگر. همان گونه كه تعارض هاي ذكر شده نشان مي دهند، برخي از مشكلات مهم چادرنشينان صرفا فني يا اقتصادي در نيستند متن پويايي دروني دولت هاي امروزي، تداوم ستيزه هاي ريشه اي ظهور دوباره وابستگي هاي قومي و قبيله اي را در بخش هايي ازمنطقه سوداني - ساحلي و آسياي ميانه به وجود آورده است، كه به ويژه ضرورت تعريف دوباره قلمروها و كوشش براي حل مشكلات فراوان حقوق مربوط به زمين را، كه از بعد نظامهاي حقوقي جديد در مقياس ملي به وجود آمده است، در دستوركار قرار مي دهد. در چند سال تشديد آينده، فشار قابل پيش بيني بر زندگي چادرنشينان بدين معني خواهد بود كه سلامت جوامع كوچ نشين تقريبابدون شك به عنوان نوعي كاغذ تورنسل براي محك زدن اظهارات مربوط به اصلاح برخوردها در مورد توسعه پايدار، عمل خواهد كرد. در واقع، در حالي كه جوامع چادرنشين اغلب نخستين جوامعي هستند كه با تكنولوژيهاي امروزي و دگرگوني هاي اجتماعي معاصر در مي افتند، در عين حال هم آنها امروز موارد روشني را به مانشان مي دهند كه در آنهاطبيعت نه صرفا يك وجود خارجي بيگانه كه بايد فقط از آن بهره گرفت بل، به درستي، چيزي است كه ما، در مقام به انسان، آن متعلق و وابسته ايم. در ميان سروصداي پيچيده بحراني كه هم اكنون بهره وري، تكنولوژي هاي مافوق پيچيده و كمبود منابع را در مقابل هم قرار جوامع مي دهد، چادرنشين مي توانند حامل پيام مناسبي باشند كه براي همه ما طنين معاصري دارد.