Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760208-18660S1

Date of Document: 1997-04-28

هنوز دانشگاه آماج نخست جوانان است ترس از مردود شدن در كنكور سراسري به صورت اضطراب، توان داوطلب ورود به دانشگاه را محدود مي كند، بايد اين ترس را مهار كرد سواد و ثروت.. آزمون سراسري دانشگاهها، هنوز جاذبه اصلي براي راه يافتن به مدارج بالاتر تحصيلي و به كف آوردن حرفه بهتر محسوب مي شود، گرچه، انباشت ثروت در دست عده اي محدود كه از تحصيلات دانشگاهي و حتي دبيرستاني هم بهره اي نبرده اند و به مدد دلالي و يا شيوه هاي تجاري غير عادلانه پله هاي ثروتمند شدن را طي كرده اند، معيارها را براي برخي دگرگون كرده است اما اكثريت دانش پژوهان كه دوستداركسب معلومات كافي و خدمت به مردم ومملكت مي باشند، هنوز تحصيلات دانشگاهي راترجيح مي دهند و در اين ميان، افراد با استعدادي هم وجود دارند كه فارغ ازتحصيلات دانشگاهي حرفه مي آموزند و در اين راه به موفقيت مي رسند و در واقع حاصل كار و تلاش و استعداد خود را به دست مي آورند. در دومين بخش از گزارش مربوط به آزمون سراسري دانشگاهها، بر اين اصل تاكيد شده است كه داشتن برنامه پي گيري معين، دروس و اجتناب از افتادن در ورطه اضطراب و دلهره مي تواند راه موفقيت در كنكور را هموار كند. به گفته دكتر ملكي مدير كل وزارتي دفتر پژوهش وبرنامه ريزي آموزش و پرورش، از نكات مهمي كه داوطلبان كنكور سراسري بايد به آن توجه كنند، فراگيري درس هابه صورت تدريجي و بهره گيري درست از زمان است. همچنين آگاهي داوطلبان از ضعف هاي خود و تلاش و تقويت براي برطرف كردن اين ضعف ها راه موفقيت در آزمون سراسري را هموار مي كند. وي برنامه ريزي و انتخابهدف براي آمادگي در كنكور سراسري را نيز از رازهاي موفقيت مي داند و مهم مي گويد، اين است كه داوطلب كنكور از زمان به طور اصولي و صحيح بهره بگيرد و براساس يك برنامه دقيق و منظم عمل كند. دكتر ملكي در مورد كلاسهاي كنكور مي گويد: در بعضي كلاسهاي كنكور از جهت نوع آزمون زمينه براي سوء استفاده وجود دارد. آزمونها به صورت تستي است و سرعت عمل و آشنايي با فنون پاسخ هاي چهارجوابي موفقيت فرد را بيشتر مي كند و برخي از اين مجتمع ها بابي است براي سوء استفاده حضور در اين دوره از كلاسها شرط اصلي موفقيت نمي باشد. چون در روستاها، بخشها و شهرهاي كوچك كه اينگونه امكانات نيست داوطلبان امتيازات بالايي كسب مي كنند چرا كه پي گيري و تمركز در مطالعه ودر نهايت برنامه ريزي مي تواند نقش بسزايي در موفقيت داوطلبان كنكور داشته باشد. اضطراب كنكوربه علت وضعيت خاص كنكور و اهميتي كه قبول شدن در دانشگاه در بين جوانان و خانواده ها دارد برخي از داوطلبان دچار اضطراب و دلهره مي شوند البته لازم به يادآوري است كه اضطراب و تشويش امتحان و كنكور تاحدودي طبيعي به نظر مي رسد و روانشناسان نيز آن را تاييد مي كنند اما منظور از دلهره كنكور اضطراب شديدي است كه بر عده اي از داوطلبان مستولي مي شود و توان و كارآيي آنها را مي گيرد. رقابت شديد، فشارهاي اجتماعي اعم از ( خانواده، دوستان، جامعه ) رواج، مدرك گرايي و رابطه آن با انتخاب شغل و سمت اجتماعي نيز از عوامل مهم ايجاد دلهره و اضطراب مي باشد. لذا داوطلب ماهها تمام وقت خود را صرف دوباره خواندن مطالب مي كند تا از اين سد بگذرد. سميرا صادقي داوطلب كنكور مي گويد: بروز اضطراب و تشويش در بين دانش آموزان طبيعي است. ميليونها دانش آموز حداقل 6 ماه درسها را دوره مي كنند به كلاسهاي كنكور مي روند و روزي حداقل 8 ساعت درس مي خوانند و با توجه به رقابت شديدي كه براي راه يافتن به دانشگاه وجود دارد بايد هم اضطراب داشته باشند. بهرام صابري دانشجوي سال اول حسابداري مي گويد: اضطراب كنكور دربين داوطلبان ناشي از اين است كه با قبول شدن در دانشگاه فرد شغل مناسبي را مي تواند داشته باشد. مهدي گنجوي روانشناس مي گويد: دلهره و تشويش در بين داوطلبان ورود به دانشگاه ناشي از علتهاي گوناگون است. در اين باره بايد به اين جوانان اطمينان بدهيم كه همه چيز در كنكور خلاصه نمي شود خانواده، دوستان، جامعه بايد با رفتاري واقعي وضعيتي را بوجود آورند تا داوطلب احساس نكند كه كنكور همه چيز است و در اين باره نقش خانواده حساس تر است. براي آمادگي بيشتر علاقه مندان به ورود به دانشگاهها نكاتي را يادآوري مي كنم: - 1 وضعيت مناسبي را در خانه براي آرامش جوانان ايجاد كنيم - 20 با استفاده از كتابهاي كمك درسي در رفع ضعف ها به او كمك نمائيم. - 3 بايد در داوطلبان اين بينش را ايجاد كنيم كه بايد تلاش كنند. - 4 بايد در اذهان نگرشي را ايجاد كنيم كه فرهنگ و تمدن استعداد وتوانائي منحصر به دريافت مدارك دانشگاهي نيست و با سعي و تلاش در زمينه هاي مختلف مي توان فرد موفقي شد. - 5 انتخاب رشته ها بايد بر اساس استعدادها انجام شود نه بر اساس اهميت آن. - 6 در همه وقت به ويژه در زمان برگزاري امتحان داوطلبان را به آرامش دعوت كنيم. اگرچه دين مبين اسلام تاكيد به فراگيري علم و دانش از گهواره تا گورداردولي اين تاكيد به راه يافتن به دانشگاه و گرفتن مدارك دانشگاهي نيست. لذامسئولين امر بايد در ايجاد مشاغل غيردانشگاهي تلاش كنند تا براي يافتن خيل شغل، عظيمي از جوانان پشت كنكور نمانند. وعدم قبولي براي آنها معضلاتي افسردگي مانندبيكاري، و... ايجاد نكند. فارغ التحصيلي در رشته جامعه شناسي مي گويد: موج جديدي كه در بين جوانان در كشورهاي در حال توسعه ايجاد شده گرايش به رفتن به دانشگاه است. زيرا اين كشورها براي تكميل كادر فني و علمي خود نياز به كارشناسان، مهندسان، مديراني دارند كه تجربه، علم و توان كار را داشته باشند و رشته هاي پزشكي از اهميت بيشتري برخوردار است. و همين امر باعث مي شود كه جوان در انتخاب رشته دانشگاهي رشته هاي پول ساز و مطرح را انتخاب كند تا بتواند در اين ميان پست مناسبي را به دست آورد. پس ظرفيت دانشگاهها پر مي شود و از طرفي هم اين گونه كشورها مثل كشور ما داراي ظرفيت محدود دانشگاهها و افزايش ميزان استقبال ازدانشگاهها است. پس رقابت شديد بيمارگونه اي ايجاد شده و باعث گمراهي سردرگمي، و انحراف جوانان و مي شود در اين ميان بايد به جوانان اين بينش راتفهيم كنيم كه به هر حال ظرفيتها تكميل مي شود. نيازها مرتفع مي گردد پس نيازاست كه هر انتخابي در دانشگاه بر اساس استعدادها باشد تا بتواند بيشترين كارايي را در اين گونه جوامع داشته باشد زيرا جامعه ما هم به پزشك، هم مهندس، هم معلم، مدير، كارفرما، مستخدم و كاسب، تاجر..نياز، دارد تا چرخه هاي حيات زندگي اجتماعي بچرخد. پس به جاي تلف كردن وقت در زمينه هاي مختلف عزم را جزم و در رشته مورد علاقه خود فعاليت داشته باشيم تابيشترين كارايي را داشته باشد. با اصل و ضرورت فراگيري علم در فرهنگ و تمدن اسلامي ما، بايد به نكات مهمي كه باعث انحراف جوانان مي شود توجه داشت و آن اين است كه اول بايد حقيقتها را پذيرفت و آن حقيقت اين است كه ظرفيت دانشگاههاي ما به اندازه اي نيست كه تمام جوانان به دانشگاه بروند و از طرفي دردانشگاه ظرفيت رشته ها نيز محدود مي باشد كه انتخابها بايد بر اساس استعدادهاصورت بگيرد نه سليقه اي و تبليغي، ازطرفي ما در سلسله مراتب اجتماعي نياز به تمام مشاغل داريم تا جامعه حركت خود را ادامه دهد آن هم به صورت منسجم. در اين باره مسئولين آموزشي و اشتغال بايد با هماهنگي هم وضعيتي را بوجود آورند تا بين خروجي و ورودي دانشگاهها تناسب برقرار باشد و همچنين بايد مشاغل ديگر از نظر درامد و رتبه اجتماعي در حد مشاغل باشد تا در بين جوانان تضاد ايجادنگردد و انگيزه اي براي مدرك گرايي به وجود نيايد.