Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760207-18615S1

Date of Document: 1997-04-27

سخنراني حجت الاسلام والمسلمين كروبي در مسجد اعظم قم اگر بنا باشد كه تخريب كنيم و به يكديگر حمله هاي غيراسلامي دچار نماييم، بلاها و آفتهاي گوناگوني مي شويم حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي دبير مجمع روحانيون مبارز در سخناني در مسجد اعظم قم به تشريح ويژگي هاي مثبت حجت الاسلام والمسلمين خاتمي به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري پرداخت و به سئوالات حاضران در جلسه پاسخ گفت. وي در اين سخنراني گفت: تخريب، اعتمادها را از بين مي برد. تخريب، ركود و ياس در جامعه بوجود مي آورد. تخريب، خودسانسوري بوجود مي آورد. اگر بنا باشد كه تخريب كنيم و به يكديگر، حمله هاي غير اسلامي نماييم، دچار بلاها و آفتهاي گوناگوني مي شويم. هر كس انديشه اي دارد و مي تواند تبليغ كانديداي خود را بكند. بخصوص ما كه اسلامي و روحاني هستيم. اين تخريبها با اعتقادات مردم سروكار دارد. با باورهاي ديني مردم سروكار دارد. به اعتقادات مردم آسيب مي زند. من از خودم و از همه شما مي پرسم از كجا چيزي كه من فكر مي كنم، برتر ؟ است اگر راي كسي را خراب كردم، از كجا كه او بر حق و برتر؟ نباشد من كه در پاي صندوق راي، امين هستم، چگونه مي توانم اين كار را؟ بكنم پس اينها توجيه محض است. اينها اسلام نيست. اسلام قطعا غير از اين است. دو نكته ديگر عرض مي كنم. طبيعي است ما يك جمعيتي هستيم و كانديدايي را معرفي كرده ايم. كانديداي ما، جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيد محمد خاتمي است. من ضمن حفظ حرمت از ديگر دوستان و سروران و عزيزان، چند نكته از ويژگي هاي ايشان عرض مي كنم. ما تقريبا با همه كانديداها رفيقيم، دوستيم و مراوده داريم و همكار بوده ايم. اتفاقا در مورد دوستاني كه الان كانديدا هستند، يعني جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي ناطق، سالها در مجلس، با هم همكاري داشته ايم و يا با جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي ري شهري نيزهمكاري و ارتباط داشته ايم. ايشان مسئول حج هستند و من هم مسئول حج بودم. پس همه با هم هستيم. بنابراين ما رفيق و دوست هستيم. اما برادر عزيز ما جناب آقاي خاتمي، كانديداي ما فضائل هستند و ويژگي هايي هم كه ما براي ايشان مي گوييم، به معني نفي ديگران نيست. ما در مقامي هستيم كه داريم كانديداي خودمان را مي بينيم. من اين نكته را به شما بگويم. وقتي آقاي مهندس موسوي كانديداتوري را نپذيرفت. ما به آقاي خاتمي براي پذيرفتن پافشاري كرديم و ايشان نمي پذيرفت. تا آنكه منجر به اين شد كه من مامور شدم خدمت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي بروم و سئوالاتي از ايشان بكنم تا ببينيم نظر معظم له چيست و ديدم نظرشان درباره وي، همانند سايرين است. قبلا فرموده بودند كه هركدامتان بياييد و كانديد شويد به شما مي گويم هركدامشان كه راي بياورند، تنفيذ و تاييد و حمايت مي كنم. منظورم اين است كه آقاي خاتمي وقتي نمي پذيرفت كه من رفتم و اين خبر را آوردم و بعد خودش به محضر رهبري مشرف شد و صحبت كرد و پذيرفت، از همان اول، گفت كه من عضو مجمع هستم، اما كانديداي فقط مجمع نيستم. من مستقلا كانديدا مي شوم و شما از من حمايت كنيد. يعني با اين كه عضو مجمع بود، رسما به عنوان نامزد مجمع، معرفي نشد. مي خواهم نتيجه بگيرم كه ايشان كاملا توجه دارد كه فراجناحي عمل كند. ما جامعه وسيع با نيروهاي فراواني داريم. براي پيشبرد جامعه، بايد از همه نيروها استفاده شود. همه نيروها بايد در صحنه انقلاب حضور داشته باشند. شما مي دانيد كه رئيس جمهور، چهره دوم كشوراست و شخصيت او، گذشته از داخل، در مسايل بين المللي، برخوردها، سفرها و گفت و شنودها، اهميت دارد. آشنايي به مسائل جهاني، بسيار موثر است. اين فضايلي كه من براي او عرض مي كنم، به هيچ عنوان نفي ديگران نيست و آنها هم براي ما عزيزند. حجت الاسلام والمسلمين كروبي در تشريح نظريه ولايت فقيه گفت: شما مي دانيد كه ولايت فقيه تئوري امام است و امام با اين نظريه انقلاب كرد. با اين مبنا، ما مردم را تشويق مي كرديم كه به خيابانها بيايند. اينها مسايل ساده اي نيست كه برايتان مي گويم. امام با اين مبنا و با اين ديد، انقلاب كرد. اين ميراث امام است. همه ما ولايت مطلقه فقيه را قبول داريم. ولي فقيه را هم كه در راس اين نظام است، همه ما قبولش داريم وهمه هم مطيع او بوده و از فرامينش، اطاعت مي كنيم و اين وظيفه همه ماست. دبير مجمع روحانيون مبارز درمورد توقف فعاليتهاي اين گروه در سالهاي اخيرگفت: ما بعد از انتخابات 71 (انتخابات براي مجلس چهارم ) در يك تحليل، به اين نتيجه رسيديم كه مجمع باشد و ما هم باشيم، ولي فعاليت سياسي نكنيم. حوادثي رخ داد كه ما ديديم كه ديگر در اين فضا نمي شود فعاليت كرد. اگر آنها بگويند و ما هم بگوييم، بخش عظيمي از آبروي روحانيت مي رود و فتنه اي در جامعه پديد مي آيد، به اعتقادات و باورهاي مردم، آسيب مي رسد. ما احساس كرديم قدري سكوت كنيم، كنار بكشيم، از نظام محافظت كنيم و ببينيم چه مي شود و لذا از يكسال قبل از انتخابات مجلس هم مي آمدند و با ما براي حضور در صحنه، صحبت مي كردند و تحليل ما اين بود كه نمي شود. اگر بياييم، باز آن وضع تكرار مي شود و مصلحت نيست. ولي بعد از انتخابات و حوادث مجلس پنجم و خيلي قضايا، با جلسات طولاني، به اين نتيجه رسيديم كه حالا مي شود وارد صحنه شد و فعاليت كرد. دست به عصا وارد شديم، آرام آرام شروع كرديم، خدمت رهبري رفتيم و به اين نتيجه رسيديم كه حالا مي توانيم فعاليت در كنيم اساس، احساس كرديم كه اگر با يكديگر كشمكش كنيم، به روحانيت ضربه مي خورد. وي در مورد علت استعفاي آقاي خاتمي از وزارت ارشاد گفت: آقاي خاتمي، همان طوركه قبلا عرض كردم حدود 11 سال وزير بود. در دوران وزارت هم كارهايي انجام داد كه مقبول و محفوظ است. يك سلسله مشكلات و دشواري ها و خستگي هايي داشت كه با اصرار، استعفا كرد. من در جريان بودم كه آقاي هاشمي هم من نمي پذيرفت چون آن موقع، خدمتگزار بودم و در بنياد شهيد و مجلس بودم، به خوبي مرتبط بودم كه ايشان، اصرار داشت و آقاي هاشمي هم نمي پذيرفت. اما به هر جهت، ايشان گفت كه من مي خواهم مدتي بروم. وي در مورد اظهارات خود در مصاحبه با روزنامه همشهري گفت: آقاي آيت الله مهدوي، از چهره هاي عزيز و از شخصيتهاي موردتوجه و عنايت امام ومقام معظم رهبري هستند. سال ها در روحانيت مبارز در خدمت ايشان بوديم. بنده با ايشان از سال 42 در زندان بوديم. در سال 57 هم با هم از قزل قلعه بيرون آمديم. ما درسالهاي 53 و 54 و 55 در خدمت ايشان در زندان هم بوده ايم. ايشان از چهره هاي شاخص، باارزش و روحاني هستند. بحثهايي كه آقاي مهدوي شروع كرده بودند، ما احساس كرديم اگر مطرح شود، من مطلوبنيست در آن مصاحبه، مطلبي بيان كرده و گفتم ما اتمام حجت كرده ايم. منظورم را در اينجا براي شما عزيزان توضيح مي دهم. با توجه به اينكه باز با جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي انواري ما مدتهاست دوست و رفيقيم و هم در زندان قصر و هم در اوين، با هم بوده ايم، و روابط عاطفي مان محكم است، من جلسه اي با آقاي انواري گذاشتم و احساس كردم قضيه به اين سمت مي رود. پس مفصل با ايشان صحبت كردم كه ما براي آقاي مهدوي، حرمت قايليم. ايشان چنين بحثي را شروع كرده ما است اين بار جواب نداديم، اما اگر اين بحث ادامه يابد، حق شرعي و قانوني ماست كه جواب بدهيم. اگر خود من بودم و هر حرفي هم مي زدند، هيچي نمي گفتم، كما اينكه قبلا تريبون مجلس هم در اختيارم بود و به عنوان مدير مجلس هم بودم و از خيلي امكانات هم مي توانستم استفاده و مصاحبه هرچه كنم به ما گفتند، ما حتي يك كلمه هم اما نگفتيم روزي كه ما آقاي خاتمي را راضي به شركت در انتخابات كرديم، به رياست جمهور محترم و دفتر مقام معظم رهبري، عرض كردم حالا كه جناب آقاي خاتمي وارد صحنه شده، او داراي حيثيت و شخصيتي است و اگر بخواهد موردتعرض قرار بگيرد، ما ناگزيريم از او دفاع كنيم. گفتيم غيرتمند هستيم و حاضرنيستيم كسي را به ميدان دعوت كنيم و بعد او را رها كنيم. هم به سمع بزرگان وسروران و سياستگذاران رسانده بوديم و هم به برادر عزيزمان آقاي مهدوي گفته بوديم. ولي در عين اينكه چندي پيش هم در محضر آقاي انواري عرض كردم، بعد كه ديديم آقاي مهدوي در مشهد كم لطفي كرده و اين مسايل را مطرح نمودند و جناب حجت الاسلام والمسلمين موسوي خوئيني ها را هم زيرسئوال بردند. آقاي موسوي خوئيني ها، دادستان كل كشور بوده، آن هم به قلم امام. امام در روزگاري كه بين ما مجلسي ها و شوراي نگهبان، مشكل وجود داشت، مجمع مصلحت را براي رفع مشكلات تاسيس كرده و بوجود آورد 7 نفر را در آن منصوب كرد ببينيد در يك مجموعه اين چنيني، ايشان را منصوبكرده است. در روزگاري كه ما شوراي نگهبان و قانون اساسي نداشتيم، و ما مي خواستيم اولين انتخابات رياست جمهوري را برگزار كنيم و از طرفي، صلاحيتها را بايد رهبري تاييد كند، دو نفر را تعيين كرد (اگر اشتباه نكنم ) آقاي، هاشمي رفسنجاني و آقاي موسوي خوئيني ها را. آقاي موسوي نماينده امام در حج، با آن تعابير امام، عضو مجمع اول نماينده مصلحت امام در صدا و سيما در آن جريان هايي كه در سال 58 وجود داشت، چنين شخصيتهايي را زير سئوال بردن، ما را ناگزير ساخت كه جواب بدهيم. ما نخواستيم وارد بحثهاي اين چنيني بشويم.