Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760207-18614S1

Date of Document: 1997-04-27

عدالت و رفتار سياسي جامعه به مناسبت عيد سعيد غديرخم عدالت در انديشه سياسي امام علي ( ع ) (بخش آخر ) در انديشه هاي سياسي امام علي (ع ) در مورد عدالت، نظام سياسي و رهبران جامعه محور بحث بوده و نقش اصلي را در اجراي آن ايفا مي نمايند حضرت علي (ع ) در تقسيم بيت المال نيز ذره اي از عدالت عدول نمي كرد، حضرت چند روز پس از خلافت فرمود: مردم! ..از آدم ابوالبشر فرزندي به عنوان غلام يا كنيز متولد نگرديد. تمام فرزندان اواز روز نخست آزاده بودند، لكن امروز به خاطر جهات و مقتضياتي... جمعي بنده ومملوك شما قرار گرفته اند، قدري از اموال كه مربوط به مسلمين است نزد من جمع شده، بايددر ميان شما از سياه پوست و سفيد پوست، بردگان و آزادگان، به طور مساوي تقسيم شود. ( ) 54 سپس امام ( ع ) به هر نفر سه دينار داد، مردي از انصار اعتراض كرده گفت: يا علي، اين غلام را من ديروز آزاد كرده ام آيا سهم مرابااو به يك اندازه؟ مي دهي حضرت پاسخ داد: من در كتاب خدا دقت كردم تفاوتي بين فرزندان اسماعيل كه كنيززاده بودند و فرزندان اسحق كه آزاد بودند نديدم. ( ) 55 روزي طلحه و زبير از صحابه بزرگ پيامبر ( ص ) نيز اعتراض كردند كه عمر در تقسيم بيت المال با ما اينگونه رفتار نمي كرد، حضرت فرمود آيا پيامبر اسلام ( ص ) بيت المال را مساوي تقسيم؟ نمي كرد گفتند بلي، فرمود شيوه پيامبر سزاوارتر به پيروي است يا شيوه؟ عمر گفتند شيوه رسول الله، ولي ما داراي سوابق هستيم و در راه اسلام رنج و مشقت فراواني تحمل كرده ايم و از نزديكان پيامبريم، حضرت فرمود: سابقه شما بيشتر است يا؟ من گفتند: سابقه تو يا علي آيا شما بيشتر در راه اسلام رنج برديد يا؟ من تو يا علي. آيا نزديكي شما به پيامبر بيشتر است يا نزديكي؟ من نزديكي تو يا امام علي ( ع ) فرمود: به خدا قسم من و اين اجيرم مساوي هستيم. ( ) 56 اگرچه ما فقط به چند نمونه از رفتارهاي عادلانه حضرت علي (ع ) در امور مالي اشاره كرديم ولي مشابه اينگونه رفتارها در سيره امام ( ع ) به وفور ديده مي شود. ( ) 57 آنچه مسلم است هيچگاه امام ( ع ) بيت المال و اموال شخصي خود را در جهت تحكيم پايه هاي قدرتش به كار نبرد و هيچگاه به خاطر جذب افراد به سوي خود مالي به آنها نبخشيد و در تمام رفتارهاي خود فقط به آنچه عدالت ايجاب مي كرد عمل مي نمود. در پايان اين بحث اگر چه قصد ورود به ديدگاههاي اقتصادي امام علي ( ع ) را نداريم ولي به طور گذرا به ديدگاه آن حضرت در مورد شكاف طبقاتي در جامعه اشاره مي نماييم. حضرت علي (ع ) معتقد بودند وجود شكاف طبقاتي در جامعه و پيدا شدن دو گروه فقير و غني نتيجه مهجور ماندن عدالت و وجود ظلم و ستم است. و فرقي نمي كند كه اين ستم مستقيم و بي واسطه باشد - كه كمتر اتفاق مي افتاد - يا غيرمستقيم و با واسطه باشد كه به خاطر پيچيده شدن سيستمهاي اقتصادي و تجاري جامعه صورت مي پذيرد. امام (ع ) اين اصل را به صورت يك معادله بيان مي فرمايند كه: هيچ ثروت انبوهي نديدم مگرآنكه در كنارآن حقي ضايع شده بود. ( ) 58 و در جاي ديگر مي فرمايند: خداي سبحان روزي درويشان فقرا را درمالهاي توانگران واجب داشته، پس درويشي گرسنه نماند جز كه توانگري از حق او خود را به نوايي رساند. ( ) 59 مهمترين هدف حكومت از ديدگاه امام علي (ع )احقاق حق، اجراي عدالت و از بين بردن ظلم است. و همچنين امام صريحا انگيزه خود ازقبول حكومت را عهد و پيماني مي داند كه خدا از علما و دانايان گرفته سيري ظالم و گرسنگي مظلوم را برنتابند. ( ) 60 در نتيجه بر حكومت اسلامي علما و دانايان جامعه و هركس ديگري كه توان دارد لازم است كه احقاق حق كرده، بي عدالتي را از بين برده، حقوق پايمال شده مردم مظلوم را به آنان برگردانند. و اين فرمايش امام علي (ع ) يكي از مصاديق احقاق حق است. جايگاه مردم در عدالت سياسي در انديشه هاي سياسي امام علي (ع ) در مورد عدالت، نظام سياسي و رهبران جامعه محور بحث بوده و نقش اصلي را در اجراي آن ايفا مي نمايند. نقش مردم در احقاق حق و اجراي عدالت به مراتب كمتر از اين دو بوده و فقط در راستاي ياري رهبران براي اجراي عدالت معنا و مصداق پيدا مي كند. البته نياز نخبگان سياسي به كمك مردم براي اجراي عدالت نيز بيشتر ناشي از شرايط آن زمان بوده كه رهبران، نيروي نظامي و قواي قهريه منسجمي دراختيار نداشتند و به دليل محدود و ساده بودن سيستم سياسي، مردم عادي به شدت تاثيرگذار بودند. در دنياي امروز اگرچه اين شرايط وجود ندارد ولي باز هم نمي توان از نقش مردم در احقاق حق و اجراي عدالت غافل ماند. امام علي (ع ) براي برانگيختن مردم به حق و عدالت مي فرمود: خدا بيامرزد كسي را كه حقي ببيند و ياري آن كند و يا ستمي ببيند و آن را بازگرداند و خداوند حق را ياور بود تا حق را بدو برساند. ( ) 61 ولي امام ( ع ) در صحنه هاي عملي اجراي حق و عدالت، كه بيشتربه ياري مردم نياز داشت خطاب به آنان فرمود: اي مردم! مرا بر كار خود يار باشيد و فرمانم را پذيرفتار، به خدا سوگند كه داد ستمديده رااز آن كه بر او ستم كرده بستانم و مهار ستمكار را بگيرم و به ناخواه او تا به آبشخور حق كشانم. ( ) 62 چنين قاطعيتي در اجراي حق و عدالت و مبارزه با ستمگر، آنچنان مي تواند يك نظام سياسي مبتني بر عدالت و جامعه عادلانه اي ايجاد كند كه در سايه آن بشر بتواند به تمام استعدادهاي نهفته خود دست يابد و بهترين الگوي حكومتي را از خود باقي گذارد. اما گروهي كه منافع خود در خطر مي بينند و اجراي عدالت را به ضرر خود مي پندارند به شدت از آن امام مي گريزند (ع ) در مورد اين گروه فرمود: عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند و به گوش كشيدند و دانستند مردم برابر عدالت در حق يكسانند، پس گريختند تا تنها خود را به نوايي دور برسانند بوند دور از رحمت خدا. به خدا آنان از ستمي نگريختند و به عدالت نرسيدند. ( ) 63 اجراي عدالت نياز به مردمي عدالتخواه و تشنه راه عدالت دارد تا رهبري راكه اجراي عدالتش منوط به ياري مردم است او را ياري نمايند. البته امام (ع ) در سيستم سياسي و در سطح رهبران جامعه عدالت را ايجاد كرده بود ولي اينها فقط وسيله اي براي اجراي عدالت در جامعه بود كه به كمك مردم نياز داشت ولي مردم نيز آنقدر در اين راه سست و بي تفاوت بودند كه امام (ع ) خطاب به آنها فرمود: اي مردم رنگارنگ، با دلهاي پريشان و ناهماهنگ، تن هاشان عيان، خردهاشان از آنان نهان، در شناخت حق شما را مي پرورانم. همچون دايه اي مهربان و شما از حق مي رميد چون بزغالگان از شير غران. هيهات كه به ياري شما تاريكي را از چهره عدالت بزدايم و كجي در حق راه يافته راست نمايم. ( ) 64 امام علي (ع ) به تمام تعهدات و وظايف خود به عنوان رهبر جامعه عمل نمود. عادلانه ترين نظام سياسي را پايه گذاري كرد و ذره اي از دايره عدالت خارج نشد و برخلاف عدالت، كوچكترين قدمي براي حفظ قدرت و حكومت خود - كه بعد دنيوي داشت - برنداشت. ولي مردمان همچنان بي تفاوت و غرق در آداب و عادات جاهليت خود بودند، امام ( ع ) در اواخر حكومت خود فرمود: اگر پيش از من رعيت از ستم فرمانروايان مي ناليد امروز من از ستم رعيت خود مي نالم، گويي من پيروم و آنان پيشوا، من محكومم و آنها فرمانروا ( ) 65 پاورقي ها - 1 عبدالكريم بن محمديحيي بقا قزويني و زوال دولت در كلمات سياسي امير مومنان ( ع ) به، كوشش رسول جعفريان، ( قم، انتشارات كتابخانه عمومي آيت الله العظمي مرعشي نجفي ) 1371 ص - 892 نهج البلاغه سيدجعفر شهيدي ( تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ) 1371 قصار 31 ص - 3643 همان قصار 437 ص - 4404 العدل فوز و كرامه الانصاف افضل الفضائل عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني پيشين ص - 97 العدل الفضل سجيه همان ص 100 الانصاف افضل الشيم همان ص 97 اسني المواهبالعدل همان ص -العدل 1125 مالوف بالعدل تتضاعف البركات شرح غررالحكم و دررالكلم، جمال الدين محمد خوانساري، به تصحيح سيدجلال الدين ارموي ( تهران: انتشارات دانشگاه تهران ) 1360 ج 11 1 ص و ج 3 ص; 6 - 205 العدل راس الايمان و همان جماع الاحسان ج 2 ص; 7 - 30 ملاك السياسه العدل همان ص 116 ج; 8 - 6 العدل اقوي اساس همان ص 216 ج; 9 - 1 جعل ا... سبحانه العدل قوام للانام و تنزيها من المظالم و الاثام و تسنيه للاسلام همان ج 3 ص - 37410 العدل حياه الاحكام همان ج ص -خيرالسياسات 10411 العدل همان ج 3 ص العدل خيرالحكم 420 ج 1 ص 81 جمال السياسه العدل في الامره و العفومع القدره همان ج 3 ص - 37512 العدل نظام الامره همان ج 1 ص . العدل 198 قوام الرعيه و جمال الولات. همان ج 2 ص - 90 محمد; - 13 ان افضل غره عين الولاه استقامه العدل في البلاد وظهور موده الرعيه وانه لايظهر مودتهم الابسلامه صدورهم، عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني، پيشين، ص - 12514 من عدل تمكن شرح غررالحكم و دررالكلم پيشين ج 5 ص. 148 من عدل نفذحكمه همان ج 5 ص 175 من عدل عظم قدره ج 5 ص. من 193 عدل في سلطانه استغني عن اعوانه همان ص. من 343 كثرعدله حمدت ايامه همان ج 5 ص 290 من عدل في سلطانه و بذل احسانه اعلي ا... شانه و اعزاعوانه همان ج 5 ص - 39615 لن تحصن الدول بمثل استعمال العدل فيها همان ج 5 ص. من 70 عمل بالعدل حصن الله ملكه و من عمل بالجور عجل الله هلكه همان ج 5 ص - 35516 العدل جنه الدول. همان ج 62 2 ص. العدل جنه واقيه عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني پيشين ص - 10517 اعدل تدم لك القدره شرح غررالحكم و دررالكلم پيشين ج 2 ص - 17818 العدل جنه الدول. همان ج 2 ص. العدل 62 قوام البريه عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني پيشين حسن العدل ص 99 نظام البريه همان ص. عدل الساعه 138 حيوه الرعيه و صلاح البريه همان ص - 17519 الرعيه لاتصلحهاالاالعدل شرح غررالحكم و دررالكلم پيشين ج 1 ص . العدل 354 يصلح البريه همان ج 1 ص 133 بالعدل تصلح الرعيه همان ج 3 ص - 20620 العدل يستديم المحبه عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني پيشين ص 100 الانصاف يرفع الخلاف و يوجب الابتلاف همان ص - 10121 ما عمرت البلدان بمثل العدل همان ص - 19322 نهج البلاغه پيشين قصار 44523 476 ص - همان خطبه 40 ص - 3924 همان خطبه 16 ص - 1725 همان خطبه 174 ص - 17926 همان خطبه 3 ص - 927 محمدبن محمدبن نعمان، الشيخ المفيد، الجمل، تحقيق: السيدعلي ميرشريفي (قم: مكتب الاعلام الاسلامي ).143 1371 ص و 317 و- 41628 جورج جرداق الامام علي (ع ) صوت العداله الانسانيه ( بيروت: دار مكتبه الحياه 1970 م ) ج 1 ص; 29 - 153 نهج البلاغه پيشين خطبه 216 ص - 24830 الاعمال تستقيم بالعمال عبدالكريم بن محمد يحيي قزويني پيشين ص 84 افه الاعمال عجزالعمال همان ص - 7031 الاعمال بالخبره شرح غررالحكم و دررالكلم پيشين ج 1 ص - 1832 همان نامه 61 ص - 34633 همان نامه 53 ص 328 و; 34 - 331 همان خطبه 3 ص; 35 - 10 همان خطبه 37 ص - 3736 همان خطبه 205 ص; 37 - 239 همان خطبه 131 ص; 38 - 129 همان قصار 110 ص; 39 - 379 محمد باقرالمحمودي نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه ( بيروت موسسه التضامن الفكري 1387 ق هـ ) ج 4 ص ; 40 - 144 نهج البلاغه پيشين نامه 53 ص - 34041 همان نامه 59 ص ; 42 - 344 ابي جعفر رشيدالدين محمدبن علي بن شهر آشوب مناقب (قم: موسسه انتشارات علامه ) ج 2 ص. و 105 عزالدين علي ابن اثير الكامل في التاريخ ( بيروت: دار صادر -دار بيروت 1385 هـ. ق - ) 1965 ج 3 ص ; 43 - 401 نهج البلاغه الدكتور صبحي صالح (بيروت 1387 هـ 1967 ق م ) ص; 44 - 439 ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفي كوفي اصفهاني الغارات (تهران: انتشارات انجمن آثار ملي ) 1355 ج 2 ص; 45 - 532 انهاالكبيره الاعلي بقره الخاشعين /; 46 - 45 ولايجرمنكم شنان قوم الاتعدلوااعدلواهو اقرب مائده للتقوي /; 47 - 8 سيد اسماعيل رسول زاده، قضاوتها و حكومت عدالتخواهي علي بن ابيطالب، (تهران: انتشارات ياسين چاپ دوم ) 1369 ص; 48 - 120 احمدبن ابي يعقوب تاريخ اليعقوبي ( بيروت دار صادر دار بيروت ) ج 2 ص; 49 - 208 حسن صدر مرد نامتناهي ( تهران انتشارات اميركبير) 1361 ص; 50 - 35 ابن ابي الحديد، شرح تحقيق نهج البلاغه: محمدابوالفضل، ابراهيم، ( بيروت داراحياالتراث العربي الطبقه الثانيه 1385 هـ 1965 ق م ) ج 269 1 ص. (ترجمه خطبه از محمود عابدي درجستجويي در نهج البلاغه ); - 51 همان ص; 52 - 197 شيخ محمد مهدي شمس الدين جستجويي در نهج البلاغه محمود عابدي ( تهران: بنياد نهج البلاغه چاپ دوم ) 1361 ص - 19653 نهج البلاغه سيد جعفر شهيدي پيشين خطبه 126 ص - 12454 سيد اسماعيل پيشين رسول زاده ص 188 به نقل از روضه كافي ص - 12455 همان - 56 جمعي از محققين كاوشي درنهج البلاغه ( تهران: بنياد نهج البلاغه ) 1364 ص - 22457 براي نمونه ر. ك. نهج البلاغه پيشين خطبه 232 ص 234 و شيخ محمدباقر محمودي پيشين ج 3 ص 3031 و احمدبن مقدس اردبيلي، حديقه الشيعه ( تهران: انتشارات، علميه اسلاميه ) ص. و 324 محمدبن محمدعلي نعمان الشيخ المفيد الجمل ص 40058 پيشين - جورج جرداق امام علي ( ع ) صداي عدالت انساني سيدهادي خسروشاهي ( تهران: موسسه انتشارات فراهاني ) ج 1 ص - 21359 نهج البلاغه پيشين قصار 328 ص - 42060 همان خطبه 3 ص - 61011 همان خطبه 205 ص; 62 - 240 همان خطبه 136 ص; 63 - 134 همان نامه 354 70 ص; - 64 همان خطبه 131 ص; 65 - 129 همان قصار261ص. 409 ساير منابع رهبر محمدتقي، درسهاي سياسي ازنهج البلاغه ( تهران: انتشارات، اميركبير);طه 1364 حسين علي وفرزندانش محمدعلي شيرازي (تهران: انتشارات گنجينه ); 1354 معاديخواه عبدالمجيد فرهنگ آفتاب(تهران: نشرذره ); 1373 ناظم زاده قمي سيد اصغر تجلي امامت ( قم: دفتر تبليغات حوزه علميه قم چاپ سوم ). 1374