Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760204-18557S1

Date of Document: 1997-04-24

عدالت و نخبگان سياسي از ديدگاه علي (ع ) به مناسبت عيد سعيد غدير عدالت در انديشه سياسي امام علي ( ع ) -(بخش دوم ) ويژگي دوم اين است كه بايدهركدام از اجزاي نظام به وظيفه خود پاي بند بوده و آن را به خوبي به انجام برساند: اما بعد، واگذاردن آدمي آنچه رابه عهده دارد و عهده دار شدن وي كاري را كه ديگري بايد گزاردناتوانيي است آشكار و انديشه اي تباه و نابكار. ( ) 32 و ويژگي سوم اين است كه كار هركدام از مديران و كارگزاران بايد دقيقا موردارزيابي قرار گيرد و به هيچ وجه تلاش با كم كاري، كيفيت عالي با متوسط و ضعيف و افراد قوي و كارامد با افراد ضعيف و متوسط برابر نباشند. حضرت علي ( ع ) مهمترين آفت نظام سياسي را برابر دانستن افراد لايق، پركار و خلاق با افراد ضعيف و نالايق مي دانند و اصرار دارند كه زحمت و رنج هر كسي بايد به خود او متعلق باشد و بزرگي فردي نبايد موجب شود كه كار كوچك او مهم جلوه داده شود يا كار بزرگ و مهم يك فرد معمولي، هيچ انگاشته شود. بنابراين يك نظام سياسي عادلانه برطبق نظر امام (ع ) اين گونه است: مبادا نكوكار و بدكار درديده ات برابر آيد كه آن، رغبت نكوكار را در نيكي كم كند وبدكردار را به بدي وادار نمايد... و رنج كساني را كه كوششي كرده اند بر زبان آر كه فراوان كار نيكوي آنان را يادكردن، دلير را برانگيزاند و ترسان بد دل را به كوشش مايل گرداند انشاءا.. نيز مقدار رنج هريك را درنظر دار و رنج يكي را به حساب ديگري مگذار و در پاداش او به اندازه رنجي كه ديده و زحمتي كه كشيده تقصير ميار و مبادا بزرگي كسي موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شماري و فرودي رتبه مردي سبب شود كوشش وي را خوار به حساب آري. ( ) 33 ب ) اهداف نظام سياسي درجهت تحقق عدالت پس از آنكه ساختار نظام سياسي برمبناي عدالت شكل گرفت بايد اهداف و جهت حركت اين نظام نيز در راستاي تحقق عدالت درزمينه هاي مختلف سياسي اجتماعي باشد. اگر هدف نخبگان سياسي از قبول حكومت چيزي بجز پياده كردن عدالت باشد آنان ظالمند و يك سيستم مبتني برعدالت نمي تواند آنها را تحمل كند. حضرت علي (ع ) يكي از اهداف خود براي قبول حكومت را فرمان خداوند به علما و دانايان مي داند كه ستمكار شكمباره را برنتابند و به ياري گرسنگان ستمديده بشتابند. ( ) 34 بنابراين اولين هدف، ازبين بردن شكاف طبقاتي و ظلم در جامعه و تحقق عدالت اجتماعي است. و در همين راستا بود كه امام ( ع ) فرمود: خوار نزد من گرانمقدار است تا هنگامي كه حق او را بدوبرگردانم و نيرومند خوار تا آنگاه كه حق را از او بازستانم. ( ) 35 بنابراين احقاق حق و اجراي دقيق قانون اولين شرط لازم براي يك نظام سياسي عادل است و حضرت توانست آن را در نظام سياسي خود به مورد اجرا گذارد: چون كار حكومت به من رسيدبه كتاب خدا و آنچه براي مامقرر نموده و ما را به حكم كردن بدان فرموده نگريستم و ازآن پيروي كردم و به سنتي كه رسول خدا ( ص ) نهاده است وبرپي آن رفتم. ( ) 36 همچنانكه ظلم و ستم آثار و نتايجي چون اختلاف و تشتت، دشمني، ناامني، بدبختي، نارضايتي و گسيختگي اجتماعي به دنبال عدالت دارد آثار شيرين و لذت بخشي چون اصلاح، آباداني، امنيت، برابري، احقاق حقوق و اجراشدن قانون را به ارمغان مي آورد. يك نظام سياسي مبتني بر عدالت و در راس آن نخبگان سياسي عادل بايد تمام همشان ريشه كن ساختن ظلم و هدفشان اجراي عدالت باشد. چنانكه حضرت علي ( ع ) اينگونه بودند: خدايا تو مي داني آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت و نه از دنياي ناچيز خواستن زيادت، بلكه مي خواستيم نشانه هاي دين را به جايي كه بود بنشانيم و اصلاح را در شهرهايت ظاهر گردانيم تا بندگان ستمديده ات را ايمني فراهم آيد و حدود ضايع مانده ات اجرا گردد. ( ) 37 اما اينكه چه نظامي مي توانداين گونه نسبت به قدرت بي رغبت باشد و تمام توان خود را براجراي حدود و احقاق حقوق متمركز نمايد باز بستگي به ميزان عدالت در اجزاي نظام سياسي دارد كه چه افرادي و با چه ويژگيهايي در سطوح مختلف مديريت قرار گرفته باشند. ازنظر امام علي (ع ): فرمان خدا را برپا ندارد جزكسي كه - در حق - مدارا نكند و خودرا خوار نسازد و در پي طمعهانتازد. ( ) 38 سپس حضرت به سوي آسمان نگريسته مي فرمود: بارالها، تو مي داني كه من آنها را به ستم بر بندگانت و به ترك حق تو فرمان نداده ام. ( ) 39 ج ) عدالت در اجراي حدود و قوانين در حكومت حضرت علي ( ع ) همه در مقابل قانون برابر بودند و هيچگونه تفاوت وبرتري ميان اشخاص، گروهها و طبقات اجتماعي وجود نداشت. امام (ع ) صريحا به فرماندار مصر دستور مي دهند كه: بپرهيز از مقدم داشتن خود، در اموري كه مردم در آن مساويند. ( ) 40 و در نامه اي به يكي ديگر از فرماندارانش تاكيد مي فرمايند كه: پس بايد كار مردم در آنچه حق است نزد تويكسان باشد. ( ) 41 در اينجا نيز امام علي ( ع ) قبل از ديگران ابتدا خودش به اين اصل عدالت عمل مي كرداگرچه به ضررش تمام مي شد. زماني كه حضرت رهبر كشور اسلامي و در اوج قدرت بود زره خود را نزد يك مسيحي (يا يهودي ) يافت و براي گرفتن آن نزد قاضي شكايت برد. مسيحي از دادن زره امتناع كرد، شريح قاضي به امام (ع ) گفت آيا گواهي؟ داري حضرت فرمود: نه، شريح به نفع مسيحي حكم كرد و از محكمه خارج شدند، پس از اندكي مسيحي برگشت و گفت زره مال حضرت علي ( ع ) است كه در راه صفين از پشت شترش برزمين افتاد و من برداشتم. پس فرد مسيحي مسلمان شده و گفت: اين حكم و قضاوت پيامبرانست ( ) 42 كه رهبر يك كشور در نزد قاضي خود حاضر مي شود و قاضي به نفع يك اقليت مذهبي تحت ذمه راي مي دهد. الگوي حكومتي و نظام قضايي مبتني بر عدالت كه امام ( ع ) در پي پياده كردن آن بود نظامي است كه ضعيف ترين افراد جامعه بدون لكنت زبان حقشان را از اقويا و زورمندان حضرت مي گيرند خطاب به مالك مي فرمايند: من از رسول خدا بارها شنيدم كه مي فرمود: هرگز امتي را پاك - از گناه - نخوانند كه در آن امت حق ضعيف از قوي بدون - ترس و - لكنت زبان گرفته نشود. ( ) 43 حضرت علي ( ع ) بدون توجه به طبقه، شخصيت، لباس، خدمات افراد و... براي همه قانون را اجرا نجاشي مي فرمود از ياران حضرت علي (ع ) و از بزرگان و شعراي زمان بود كه در جنگ صفين در ركاب علي (ع ) بود و گاهي نامه هاي معاويه را به شعر پاسخ مي داد. وي در يكي از روزهاي ماه رمضان به اصرارابي سمال مرتكب روزه خواري و شرابخواري شد، به امام ( ع ) خبر رسيد و حضرت دستور دستگيري او را صادر كرد و سپس هشتاد ضربه شلاق حد شرابخواري و بيست ضربه حد روزه خواري بر او جاري نمود. جمعي از طايفه يمامه و از جمله طارق بن عبدا... با خشم پيش امام (ع ) آمدند. طارق گفت گمان نمي كرديم نزد فرمانروايان عاقل و با فضيلت مجازات افراد سركش و طاغي با افراد فرمانبر و خودي يكسان باشد با كاري كه تو با نجاشي كردي دلمان را آتش زدي و ما را به راهي كشانده اي كه به جهنم منتهي مي شود. ( ) 44 حضرت آيه از خدا به صبر و نماز ياري خواهيد و اين كاري بس دشوار است مگر بر خداپرستان ( ) 45 را تلاوت كرده فرمود: اي برادر بني نهد آيا نجاشي جز فردي از مسلمانان بود كه يكي از پرده هاي الهي را دريده بود. حد، كفاره گناه است و... همانا خدا مي فرمايد: ملامت قومي موجب نگردد كه به عدالت رفتار نكنيد به عدالت رفتار كنيد كه به تقوا نزديك تر است. ( ) 46 در زمان خلافت عمر، روزي حضرت علي ( ع ) وشاكي او در محكمه حضور داشتند. عمر امام ( ع )را با كنيه ابوالحسن خطاب كرد. حضرت ناراحت شده اعتراض كرد كه چرا مدعي او را با اسم و او را با كنيه صدا زده است ( ) 47 زيرا عدالت ايجاب مي كند خطاب قاضي هم برابر باشد. به عقيده حضرت علي (ع ) هر نظام سياسي اگر به عدالت عمل نمايد همه چيز را بدست آورده است واگر به غير آن عمل كند همه چيز را از دست داده است. امام (ع ) روزي به عمر فرمود: سه چيز است كه اگر آنها را حفظ كرده وبدانها عمل نمودي تو را از چيزهاي ديگركفايت مي كند و اگر آنها را رها كني. هيچ چيزديگري تو را سود ندهد. عمر پرسيد آنها؟ كدامند فرمود: جاري كردن حد بر خويش و بيگانه، حكم كردن براساس كتاب خدا در خشنودي و خشم و بخش كردن عادلانه بين سرخ و سياه. ( ) 48 عدالت حضرت علي (ع ) تا بدان حد رسيد كه باقاتل خود براساس آن رفتار حضرت نمود پس از ضربت خوردن و هنگامي كه در بستر بود در مورد قاتل خود فرمود: با اين مردي كه در بند شماست مدارا كنيد واز همان شيري كه من مي نوشم به او بنوشانيد. اگر جان بدر بردم خودم مي دانم با او چه كنم و اگر از شمشير او به عالم ديگر رفتم و خواستيد قصاص كنيد او را با يك ضربه شمشير بكشيد، مبادا او را مثله كنيد.. اي فرزندان عبدالمطلب! از تعدي به جان و مال مردم دوري كنيد، نبينم شما پس از مرگ من به نام اينكه اميرالمومنين را كشته اند دست به خون مردم بيالاييد و كساني را به نام محرك و معاون جرم به قتل برسانيد. ( ) 49 د ) عدالت در امور مالي و توزيع ثروت هميشه ثروت يكي از شاخصهاي بسيار مهم نفوذو تاثير در كنار قدرت مطرح بوده است و حتي برخي از انديشمندان، ثروت را منشا قدرت مي دانند. بهرحال آنچه مسلم است نقش بسزاي ثروت در تحكيم و تداوم قدرت مي باشد كه دشمنان و رقباي امام علي (ع ) به راحتي از آن استفاده مي كردند. امام (ع ) پس از به قدرت رسيدن با پايبندي كامل به عدالت، سياستهاي قاطع و سرسختانه اي در امور مالي در پيش گرفت و اين سياست به خصوص براي سران قريش و روساي قبايل كه از ثروتهاي زمان عثمان بهره مند شده بودند بسيار سنگين بود. حضرت در دومين روز حكومت خود چنين اعلام كرد: اي مردم، من يكي از شمايم با هريك از شما در حق و وظيفه برابرم، روش كارم همان سنت پيامبرتان بوده و دستور او را به كار خواهم بست، بدانيد زمينهايي كه عثمان به تيول بستگان خود در آورده و اموالي كه به ناحق به اين و آن بخشيده است همه به بيت المال بازگردانده خواهد بدرستي شد كه حق را هيچ چيز باطل نمي كند، به خدا اگر چيزي از آن اموال بيابم كه به مهر زنان يا بهاي كنيزكان رفته باشد آن را برمي گردانم، همانا در عدل گشايشي است و آنكه عدل براو سخت باشد ستم را سخت تر يابد. ( ) 50 سپس امام (ع ) تمام اموال و املاكي كه عثمان از بيت المال به اعوان و انصارش بخشيده بودرا به بيت المال بازگرداند. فضيل بن جعدنقل مي كند كه مهمترين عاملي كه موجب شدعرب از حمايت علي ( ع ) دست بردارد مسائل مالي زيرا بود امام ( ع ) روسا و بزرگان را بر مردم عادي، و عرب را بر عجم برتري نمي داد با روسا و بزرگان قبايل همانند پادشاهان و ديگر حكام رفتار نمي كرد و سعي نمي نمود از هر طريقي آنها را به خود مايل سازد. ولي معاويه برعكس اين عمل مي كرد و به همين دليل مردم علي را ترك كرده و به سوي معاويه مي رفتند. ( ) 51 روزي بزرگان بني اميه فردي رانزد حضرت علي ( ع ) فرستاده پيام دادند كه: يا ابوالحسن تو با همه ما به ستم رفتاركردي... اگر آنچه را كه در زمان عثمان بدست آورده ايم به ما واگذاري با تو بيعت خواهيم كرد. ( ) 52 ولي امام ( ع ) اين كار را نكرد و همينها در مقابل امام (ع ) دست به شمشير برده و با او جنگيدند. شدت عدالت علي ( ع ) در مسائل مالي، و رشوه دادنهاي بي حد و حسابمعاويه و در نتيجه گرايش سران قبايل به سوي معاويه به حدي بالا گرفت كه عده اي از ياران نزديك امام ( ع ) به او گفتند: يااميرالمومنين اشراف عرب و قريش را برمولي و عرب برتري بده و از اين اموال به آنان و كساني كه بيم مخالفت و گريز به سوي معاويه مي رود عطا كن، چرا كه اصل حكومت در خطر است، حضرت در پاسخ فرمودند: مرا فرمان مي دهيد تا پيروزي را بجويم به ستم كردن درباره آن كه والي؟ اويم به خدا كه نپذيرم تا جهان سرآيد و ستاره اي در آسمان پي ستاره اي برآيد. اگر مال از آن من بود همگان را برابر مي داشتم - كه چنين تقسيم سزاست - تا چه رسد كه مال مال خداست. ( ) 53 ادامه دارد