Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760204-18519S1

Date of Document: 1997-04-24

سروهاي سرفراز شهادت سردار شهيد حسن باقري دجله در عمليات رمضان، اولين كسي كه درختهاي دجله را ديد و به قرارگاه گزارش داد شهيد باقري بود. او معتقد بود: فرمانده بايد در خط مقدم باشد و جالباينكه در همين زمان در كانال كشاورزي بين بچه ها وعراقيها، درگيري تن به تن وجود داشت و در همين لحظه شهيد باقري و چند نفر ديگر از فرماندهان در آنجا حضور داشتند و اين در زماني بود كه آتش دشمن زياد بود ولي او از همان جا نيروها را هدايت مي كرد. در ميان بچه ها بودن براي او بهترين لحظات به شمار مي آمد و آتش توپ و تانك نمي توانست او را به عقب برگرداند. ساده زيستي خانه شهيد باقري در اهواز با چند پتوفرش شده بود. وقتي به او گفتيم حداقل موكتي يا قالي براي خانه بخر و خانه را فرش كن پاسخ داد: مي خواهم چكار كنم ما كه آن قدر زنده نيستيم كه بخواهيم به دنيا بپردازيم. و تا پايان عمرش نيز بسيار ساده زندگي كرد. توكل توكل شهيد باقري خيلي زياد بود. مومن وقتي توكل داشته باشد همه كارها را به خدا واگذار مي كند و مسلما پيروز مي شود. توكل او سبب شده بود كه هر وقت به مشكل برمي خورديم احساس ضعف نمي كرديم. زيرا خدايش او را كمك مي كرد. كوچك، اما بزرگ شايد كم سن و سال ترين فرمانده جنگ شهيد باقري او بود با توجه به تجربه كم، آنچنان مديريت و نظمي به كارها مي داد كه همگان را به شگفتي واداشته بود. برخورد قاطعانه، عطوفت سرشار دوستانه، صداقت، وجدان و انضباط در كار از خصوصيات بارز آن شهيد بزرگوار بود. مسئوليت ايشان در حين حضورشان در جبهه، از پشت جبهه نيزغافل نبودند. هميشه مي گفتند: شما افرادي را كه فكرمي كنيد از مسائل مملكت و جبهه و جنگ غافلند جمع كنيد و من عليرغم همه گرفتاريم مي آيم و يك ساعتي براي آنها صحبت بعضي مي كنم اوقات جلسات 4 - ساعت 5 طول مي كشيد و ايشان اخبار و مسائلي را كه لازم بود با بياني شيوا براي حاضرين بيان مي كردند.