Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760204-18515S1

Date of Document: 1997-04-24

ازدواج نكرده ايم اما مي خواهيم طلاق بگيريم! در راهروهاي دادگاه خانواده صيغه به معني شكل و نحوه بيان الفاظ و افعال است در مورد عقود و قراردادها بيان مقصود بايد با الفاظ معيني باشد در بعضي از آنهامانند ازدواج كه عقدي تشريفاتي به شمار مي آيدتاكيد بر گفتن عبارت يا جمله اي است كه صيغه عقد نكاح ناميده مي شود چه عقد دائم باشد چه موقت وقتي در ميان خانواده ها و بطور كلي در سطح جامعه كنوني صحبت از ازدواج و سروسامان گرفتن زندگي جوانان به ميان مي آيد، عموما تاكيد بر سهل گيري و رفع موانع كاذب مي شود. اينكه معيارهاي معنوي و توانايي هاي ذاتي و خصوصيات فردي مثبت افراد بر دارايي هاي مادي و فيزيكي برتري داشته باشند و ملاك عمل قرار گيرند، بسيار شايسته و قابل ستايش است. البته به شرط اينكه چندان از واقعيت هاي امروزي زندگي دور نشويم كه به جاي ساختن كاشانه اي مشترك، ويرانه اي بر خاكستر خيال خام و توهم شكل بگيرد. مال و ثروت هم به اندازه نياز وسيله اي است كه مي تواند بخشي از خواسته هاي زندگي را برآورده كند، هر چند هيچ گاه نبايد اصل واساس زندگي و روابط خانوادگي باشد. تشكيل خانواده و يا جدايي زن و وشوهرها در نظر اول امري خصوصي است كه سود و زيان ناشي از آن بيش از هر كس به اعضاء خانواده تشكيل شده يا در حال از هم پاشيدگي مي رسد. اما جامعه نيز به دليل اينكه كوچكترين جزء پديدآورنده اش خانواده است، در صورت سلامتي و دوام يا بيماري و از هم گسيختگي آن تحت تاثير قرار مي گيرد. از نمونه هاي بارز آن ازدواج ها و طلاق هايي است كه نمونه اي از آن به نظر شما مي رسد. - مجتمع قضايي... - دادگاه عمومي... شعبه... - خواهان: زن و مرد باهم - زن دانش آموز 18 ساله - مرد شغل آزاد 30 ساله ) - خواسته: طلاق توافقي - در حالي كه جلسه رسيدگي به دعوي زن و شوهري هنوز پايان نيافته است، درب دادگاه باز مي شود و دختر جواني وارد مي شود. قاضي دادگاه و حاضرين با شگفتي و نگاهي پرسشگر از خانم تازه وارد استقبال مي كنند. با توجه به اينكه پايان جلسه نزديك است قاضي از او مي خواهد بيرون برود و بعد از خروج زن و مرد حاضر در دادگاه داخل بيايد و اينك... زن (روبه قاضي ):جنابرئيس من همون هستم كه از شهرستان اومده بودم. فرموديد كه اگر شوهرم اومد، به حضورتون بيام تا خارج از نوبت عادي در وقت فوق العاده به پرونده رسيدگي كنيد. حالا شوهرت؟ اومده زن: بله. شناسنامه هاتون رو؟ آوردين ( باشتاب ): بله - (و پس از چند لحظه ): بگم بياد؟ تو بگو بياد ببينم. (مرد با احتياط وارد دادگاه مي شود و بسيار خونسرد به نظر مي رسد. ) در تمام دعاوي حقوقي ( غيركيفري ) از جمله دعاوي خانوادگي پس از اينكه دادخواست تقديم شده به دادگاه و پرونده كامل شد، مدير دفتردادگاه پرونده را به نظر رئيس دادگاه مي رساند. قاضي نيز پس از ملاحظه پرونده واطمينان از تكميل بودن آن دستور تعيين وقت به دفتردادگاه مي دهد. در موارد عادي، وقت اولين جلسه دادرسي مطابق اوقات ثبت شده در دفتر تعيين وقت و در نزديكترين زمان ممكن يعني پس ازآخرين پرونده ثبت شده در دفتر، تعيين مي شود. در عرف قضايي به اين وقت، وقت مقرر ياوقت رسيدگي مي گويند. علاوه بر اين دوگونه وقت دادرسي نيز وجود دارد. يكي وقت نظارت يا احتياطي كه قاضي ضرورتي براي حضور طرفين در جلسه نمي بيند و براي جريان داشتن رسيدگي به برخي پرونده ها منظور مي كند. ديگري وقت فوق العاده است كه در دعوي مورد نظر ما نيزمطرح شده است. در اين حالت دادگاه بدون تعيين وقت قبلي به موضوع رسيدگي مي كند. نكته ديگراينكه هر دو طرف دعوي بايستي براي حضور درجلسه دادگاه دعوت شوند. از آنجا كه موضوع دعوي، طلاق توافقي است، بنابراين براي اطمينان يافتن از اينكه هر دو نفر با طلاق موافق هستند، مي بايستي هر دونفر به دادگاه بيايند و در غير اين صورت به فرض اينكه تقاضاي طلاق مطرح شود، توافقي نبوده و يك جانبه محسوب مي شود. بديهي است نتيجه حاصل از طرح دعوي از طرف يكي از زوجين با حالتي كه دو طرف خواهان جدايي باشندمي تواند بسيار متفاوت باشد. قاضي: (خطاب به زن و مرد ): قباله نامه ازدواجتون رو؟ آورديد زن: بله (سند ازدواج به رياست دادگاه تقديم مي شود. ) ( روبه مرد ):آقا شناسنامه شما كه عكس؟ نداره! فرصت نشده عكس دارش كنم. حالا هر دوتون كاملا به توافق رسيديد كه جدا؟ بشين بله، (سپس كمي باخودش كلنجار مي رود تاچيزي بگويد ):البته ما، يعني چي ميگن به هم حلال شديم. چه جوري بگم، (بالاخره عبارت موردنظر به ذهنش مي آيد و به زبان مي آورد ): ما صيغه خونديم، همين! اما عروسي نكرديم. يعني عقد رسمي خونده؟ شد بله ديگه. پس شما ازدواج كرديد، اما جشن عروسي نگرفتيد ووظايف زناشوئي انجام ؟ نشده بله، همين طوره. در تمام دعاوي و بويژه دعاوي راجع به ازدواج و طلاق، به همراه داشتن شناسنامه براي طرفين دعوي ضروري است. چرا كه اولا وقتي رونوشت آن را به دادگاه ارائه داده اند بايد اصل آن را همانند مدارك ديگر داخل پرونده يا مورد استناد با خود آورده باشند. ثانيا براي اينكه هويت واقعي افراد بطور كاملا قانوني و رسمي احراز شود و مورد شناسائي قرار گيرند وجود اصل مدرك شناسائي لازم است. ثالثا براي يافتن اطمينان خاطر از ثبت ازدواج يا عدم ثبت آن مورد نياز است. در اين دعوي هم اشتباه ناخواسته و متاسفانه متداولي كه افراد و خانواده ها مرتكب مي شوند تكرار شده است. باز هم واژه اي آشنا در معنايي نادرست دردسرساز شده است. صيغه به معني شكل و نحوه بيان الفاظ و افعال است. در مورد عقود و قراردادها بيان مقصود بايد با الفاظمعيني باشد. در بعضي از آنها مانند ازدواج كه عقدي تشريفاتي به شمار مي آيد تاكيد بر گفتن عبارت ياجمله اي است كه صيغه عقد نكاح ناميده مي شود. چه عقددائم باشد و چه موقت. حتي اگر به زبان غيرعربي گفته شود، پيمان زناشوئي ميان گوينده و پذيرنده ( پاسخ دهنده ) بسته مي شود. در اين صورت محرميت بين دو نفر ايجاد خواهد يعني شد حلال شدن زن و مرد به يكديگر از آثار عقد نكاح است و ما چيزي به عنوان محرميت به تنهائي نداريم و قانوني نيست. يادآوري اين نكته نيز لازم است كه عنوان زن يا مرد صيغه اي يا عقدي فقط به كساني كه به صورت موقت يا منقطع با هم ازدواج كرده اند گفته شود چرا كه ازدواج دائم هم با عقد و صيغه خاص خودش ايجاد مي شود. (روبه مرد ):الان؟ مجردي (با تبسم ):نه خير. يعني رفتي دوباره ازدواج؟ كردي (با خنده ): بله، بچه هم دارم. پس براي چي قبلش رفتي با ايشون ازدواج؟ كردي فكر مي كردم بتونه با من زندگي كنه. مدرسه درس مي رفت، مي خوند نمي تونست تمكين كنه و از عهده خونه داري و شوهرداري بربياد. انجام نشدن تشريفات عروسي موردنظر مرد و عدم برگزاري مجلس جشن و مراسم خاص همان طور كه ملاحظه شد مرد را دچار اين توهم كرده است كه هيچ گونه پيوند رسمي و قانوني با دختري كه همسرش محسوب مي شود ندارد، بنابراين باخيالي آسوده همسر دوم اختيار كرده و اكنون فرزندي هم دارد. خوشبختانه زن اول و مرد به جهت اينكه هيچ گونه رابطه زناشوئي با مرد نداشته و در آينده نيز قصدزندگي مشترك با وي را ندارد، نگراني از نظر كم توجهي شوهر و برخي عوارض ناشي از دو همسري مرد چرا ندارد كه خواسته هر دو نفر با توجه به شرايط طرفين جدائي از يكديگر به شكل قانوني است. درباره اصل موضوع ازدواج مجدد نيز صرف نظر از ديدگاههاي موافق و مخالف، منع قانوني وجود نداشته و ندارد. اما اينكه مرد علي رغم اطلاع از وضعيت كنوني دختر با او ازدواج كرده و دختر نيز با توجه به موقعيت خود و مرد كه امكان آغاز زندگي مشترك مهيا نبوده پيشنهاد او را پذيرفته تعجبآور است! والدين ايشان نيز ظاهرا توجهي به اين مسئله نداشته اند. نامزدي پيش از ازدواج رسمي راه حل مناسبي براي پيشگيري از چنين پيش آمدهائي است. اما هنوز هم بسياري از مردم تصور مي كنند يا به دلايلي معتقدند دوره نامزدي پس از ايجاد عقد ازدواج آغاز مي شود، در حالي كه يكي از مهمترين دلايل پيش بيني نامزدي بين دو نفر پيش از ازدواج در قانون مدني قطعي نبودن و الزام آور نشدن پيوند زناشوئي در اين دوره زماني است. پس بايد بدانيم كه دوره نامزدي از آغاز تا پايان پيش از عقد نكاح مي باشد. داور هم انتخاب؟ كرديد (مرد ) - بله - مادر خانم هستن. شرايط لازم رو؟ داره بله. يعني هر دو نفر مادر خانمتون رو به عنوان داورمشترك انتخاب بله؟ مي كنيد قبولش دارم. اگر مشكلي پيش اومد؟ چي ( مرد ): نه آقاي قاضي. غريبه كه نيست. مادرخانومم زن عموي من هم هست. باهاتون بله؟ اومده بيرونه. بگيد بياد تو. مسئله قابل توجه در اين دعوي نسبت خويشاوندي قبلي طرفين دعوي است. يعني اينكه ايشان دختر عمو و پسرعمو هستند. مي بينيم كه حتي اگر به فرض عقد دختر عموها و پسرعموها را در آسمان بسته باشند. بر روي زمين ممكن است چندان دوام نيابد. البته طرفين اين پيوند به ظاهر آسماني در تقويت و تضعيف آن نقش اول را ايفا مي كنند. ديگر اينكه انتخاب مادر زن به عنوان داور مرضي الطرفين (مورد توافق هر دو نفر ) جالب به نظر مي رسد. چرا كه به ندرت اتفاق مي افتد كه در پرونده هاي مربوط به خانواده، يك نفر بطور مشترك از سوي زن و مرد انتخاب شود و چنين نسبت نزديكي با يكي از طرفين داشته باشد. بي گمان علت آن موافقت زن و مرد با جدائي از يكديگر و قطعي بودن امكان طلاق است. مسلما تعيين داور در چنين دعوائي به لحاظ مغايرت قصد طرفين با فلسفه وجودي پيش بيني شده براي تعيين و معرفي داور در نظر قانونگذار، كاري بي فايده و تشريفاتي است. (رو به مرد ):يه مسئله اي كه شما داريد اينه كه خانوم رفته مهريه اش رو گذاشته اجرا. بايد اونو يه طوري حل كنيد، چون حالا مي خواد اونو ببخشه. ( مرد ): بله حتما اين كاررو انجام مي ديم. (رو به داور مشترك دو طرف يعني مادر زن ):شماهم بايد نظرتون رو راجع به خواسته طلاق اين دو نفر اعلام كنيد و ضمن پيگيري مسئله اجراي مهريه، نتيجه رو به دادگاه اطلاع بديد. (مادر زن ): باشه، چشم، خداخيرتون بده. - زن و مرد و مادرزن با آرامش ظاهري و رضايت ازجلسه دادرسي، بيرون مي روند. با توجه به موضوعي كه در اواخر جلسه دادرسي عنوان شد، توجه به نكات زير ضروري است. اينكه چون زن ومرد رابطه خاص زناشوئي با يكديگر نداشته اند و طلاق پيش از آن روي داده است، زن در صورت تمايل فقطمي تواند نيمي از مهريه تعيين شده در قباله نامه ازدواج را از مرد بخواهد. گرچه وقتي صميميت و يكرنگي بر روابط زن و شوهر حاكم باشد، زنان معمولا مهريه خود را مطالبه نمي كنند و حرفي از آن هم نمي گويند. يعني مهريه صرفا پشتوانه مالي براي روز مباداي زن است. دوم با توجه به اينكه زن براي دريافت مهريه خود از طريق دايره اجراي ثبت اقدام نموده است بايد بگوئيم مطابق ماده 92 قانون ثبت تعهداتي كه ضمن عقد ازدواج در قباله نامه زن و مرد درج گرديده از جمله مهريه لازم الاجراء بوده و مطابق بند ج از ماده 1 آئين نامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازم الاجراء و... /4/55 6مصوب وزارت دادگستري: ..نسبت به اموال منقول و ساير تعهدات (به استثناي غيرمنقول ) از دفتري كه سند ازدواج را تنظيم كرده است و نسبت به اموال غيرمنقول كه به ثبت دفتر املاك رسيده است از دفتر اسناد رسمي تنظيم كننده سند در خواست اجراء مي شود. اجرائيه صادرشده براي اقدام به شعبه يا اداره اجراي ثبت مربوطه كه ملك يا مال موردنظر در حوزه آن واقع است فرستاده مي شود. از آنجا كه زن مراحل يادشده را طي نموده و اكنون از حق خود نسبت به نصف مهريه اي كه به او تعلق مي گيرد صرف نظر كرده است، مي تواند از اداره اجراي ثبت تقاضاي توقف اقدامات اجرائي را بخواهد و چنانچه مالي از اموال شوهر جهت فروش يا تضمين پرداخت ميزان مهريه مورد نظر توقيف شده باشد، آزاد مي گردد.