Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760204-18510S1

Date of Document: 1997-04-24

موسيقي در مكتب: كلاسيك رمانتيك - امپرسيونيست (بخش آخر ) امپرسيونيسم معمولترين برچسبي است كه بر سبك دبوسي زده شده است. اصل واژه Imperssionازامپرسيون نام نقاشي كلود مونه مشتق شده است. ازلحاظ بسياري از شنوندگان موسيقي دبوسي در برخي جهات با نقاشي امپرسيونيستي مشترك است. خود دبوسي اصطلاح امپرسيونيست را دوست نداشت. در سال 1908 درنامه اي مي نويسد: دارم سعي مي كنم چيز نويني بسازم واقعيت ها را همانطور كه هستند، همانها را كه ابلهان سبك مغز امپرسيونيسم مي نامند. كلود آشيل دبوسي آهنگساز فرانسوي در سال 1902 داستان پلئاس و مليزاند را در پنج پرده به موسيقي اپرا درآورد و با اين اپرا مكتب امپرسيونيست رابنيان گذاشت. اين اپرا يك تئاتر همراه با آوازو موسيقي بود و غالبا بارستيانيف بلند به صورت مكالمه و همراه موسيقي خوانده مي شد. (رستيانيف: خواندن با صداي بلند و از بركردن ) بدعت و ابتكاردبوسي در اين اپرا باعث شد كه در شب نمايش پلئاس و مليزاند غوغايي در سالن اپرا كميك برپاشود. حضار كه به موسيقي جديد دبوسي آشنا نبودند آن را مورد انتقاد قرار دادند و او را مخرب هنردانستند، اما اهل موسيقي از آن شب مكتب نوبنياددبوسي را پذيرفتند. در مقايسه نقاشي با موسيقي همانطوري كه نقاشان امپرسيونيست نور را در مقابل نور قرار دادند دبوسي نيز صوت را در برابر صوت مطالعه كرد و از تركيب اصوات، هارموني و هم آهنگي خاصي در موسيقي به وجود آورد. وي بيشتر به اصوات طبيعي توجه داشت به خصوص در صداي آب تحقيقات بسيار كرد و در اين زمينه آثاري مانند باغ در زير باران، انعكاس نور در آب، ماهي طلايي، دريا، مهتاب، ناقوس در ميان برگها، شبي در غرناطه و ديرپنهان تصنيف كرد. با اين مقدمات دبوسي به مفهوم واقعي امپرسيون توجه كرد و موسيقي امپرسيونيست را در مقابل مكتبرمانتيك بنيان گذاشت. در مكتب كلاسيك هنر قالب و تركيب معيني داشت و هنرمند مطيع فرم هنر بود اما در مكتب رمانتيك هنر از قيد و قاعده آزاد شد و هنرمند توانست براي ابراز شخصيت خود به خيالپردازي بپردازد. در حالي كه در مكتب امپرسيونيست هنرمند مي خواهد بدون توسل به دنياي خيال، آنچه را كه در حقيقت مي بيند و حس مي كند بيان نمايد. براي توجه به طرز فكر رمانتيك ها و امپرسيونيست هاممكن است تجسم ابر را در اين دو مكتب مطالعه دبوسي كرد در سه آهنگ Nucturnes شب قطعه اي به نام ابرها دارد كه حركات ابر را به طور ملايم توصيف مي كند. اما اين نكته از نظر واگنر و بتهوون به نحو ديگري بيان شده است. آنها براي مجسم كردن ابر حالت خاص آن را به موسيقي درآوردند، چون در طرز تفكررمانتيك غالبا هيجان و احساس Drang Und وجود Strum دارد. براي آنها موضوع ابر بايد با حادثه اي همراه باشد. ابتدا ابرهاي پراكنده از افق نمايان مي شود. وزش باد آنها را جمع مي كند و به تدريج ازتلاقي آنها رعد و برق به وجود مي آيد و آهنگ تند وپرهيجاني آغاز طوفان را بيان مي كند. بتهوون درسمفوني پاستورال و واگنر در پرلود اپراي واكلوره ابرها را اينطور توصيف كرده اند. اما در مكتبامپرسيونيست براي بيان حالت احتياجي به حادثه وهيجان نيست. دبوسي در آهنگ شب ابرها را در حال آرامش مجسم مي كند: شب زيبايي است، ابرها آهسته درآسمان حركت مي كنند. مهتاب گاهي از زير ابرها بيرون مي آيد و اشكال و تصاوير دلپذيري ديده مي شود و موسيقي اين حالت شاعرانه را با ملايمت توصيف مي كند. دبوسي نمي خواهد از دوره منظره مهيج تصادم ابرها را شرح دهد، بلكه مي خواهد حالت ابرها را چنان كه هست درذهن انسان به وجود آورد و درست مانند آن كه شنونده را در ميان ابرها پرواز دهد، زيبايي آن را بيان مي كند. ديدن يك منظره براي رمانتيك ها فقط محركي است كه داستانسرائي مي كند، درحاليكه هنرمندامپرسيونيست همين منظره را با ديده تعمق مي نگرد وزيبائي آن را ثبت مي كند. از پيروان مكتب امپرسيونيست گابريل فوره، كلودآشيل دبوسي، موريس راول، اريك ساتي (ابتدا به شيوه واگنر آهنگ ساخت، پس از آن به امپرسيونيست گرويد و عاقبت از هر دو روي بر تافت و شيوه اكسپرسيونيست Experssioniste را انتخاب كرد ) رانام برد. نفوذ دبوسي با سرعتي شگفت انگيز در همه مغرب زمين انتشار يافت و اين نفوذ نه تنها جنبه جغرافيايي داشت بلكه يك تاثيربخشي اجتماعي نيز بود و به هرنوع كار موسيقي سازي، به كليسا و مدرسه، تئاتر و كنسرت هال ها و به همه خانه ها رخنه گرانه سرايت كرده است. موسيقي دبوسي شايد آخرين موسيقي باشد كه چنين نفوذ همه جانبه اي را اعمال مي كند. بدون موسيقي دبوسي فرهنگ موسيقايي قرن بيستم بس فقير مي ماند، هرچند كه باز هم تاريخ موسيقي قرن بيست مي تواند با دبوسي تنها از اين نظر آغاز شود كه او نفوذ گسترده و نيرومندي روي موسيقي اين قرن باقي گذاشته است. توضيح: در اين متن از كتب ذيل استفاده شده است. سعدي 1 حسني تاريخ موسيقي. ( جلد 2 در يك مجلد ) تهران: صفي عليشاه. سعدي 201363 حسني تفسير موسيقي از كلاسيك تا دوره معاصر. ( جلد 2 در يك مجلد ) تهران صفي عليشاه. 1372 . ويليام 3 آستين تاريخ جامع موسيقي در قرن بيستم: تاريخ موسيقي مدرن بخش اول. ترجمه بهزادباشي. تهران: آگاه. (جلد 1373 چهارم ) آلك رابرتسون 4 دنيس استيونس. تاريخ جامع موسيقي: كلاسيك و رمانتيك ترجمه بهزادباشي. تهران: آگاه. (جلد 1369 سوم ) . زيگموند 5 اسپات چگونه از موسيقي لذت ترجمه ببريم پرويز منصوري. تهران: كتاب زمان. 1365 . كارتر 6 هارمن; داستان هنر موسيقي از سرودهاي گريگوري تا موسيقي الكترونيك ترجمه فرهاد مومني. تهران: بهجت. 1367