Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760203-18464S1

Date of Document: 1997-04-23

عدالت در انديشه سياسي امام علي (ع ) به مناسبت عيدسعيد غديرخم به نظر علي (ع ) جوهره و هسته اصلي ايمان عدالت است و تمام نيكويي ها از آن سرچشمه مي گيرند اشاره: مسئله عدالت از ديرزمان جزو مهمترين مباحث و دغدغه هاي بشر و انديشمندان سياسي بوده است و آراء و نظريات گوناگوني پيرامون آن بيان شده و به رشته تحرير درآمده است. از طرف ديگر حضرت علي (ع ) گذشته از اينكه امام معصوم شيعيان است، در تاريخ بشريت به عنوان يك متفكر، انديشمند و سياستمداري مطرح بوده كه همواره نامش قرين عدالت مي باشد. بحث عدالت در انديشه هاي سياسي امام علي (ع ) بحث بسيار گسترده و عميقي است كه تامل، تفكر و مجال قابل توجهي مي طلبد. در اين مقاله كوتاه ابتدا اهميت و جايگاه عدالت از ديدگاه امام (ع ) و سپس انديشه هاي حضرت علي ( ع ) در مورد عدالت در نظام سياسي، عدالت رهبران سياسي و جايگاه مردم در اجراي عدالت موردبحث قرار گرفته اند و مهمترين بحث به نظام سياسي اختصاص دارد كه عدالت در اجزاي نظام سياسي، عدالت در هدف و جهت نظام سياسي، عدالت در اجراي حدود و قوانين و عدالت در امور مالي و توزيع ثروت را موردبحث و بررسي قرار داده است. در بحث رهبران نيز عدالت در ويژگيهاي فردي نخبگان سياسي و عدالت آنان در برخورد با مردم موردبحث و بررسي واقع شده اند. طبيعي است اين مقاله نمي تواند بيانگر كامل انديشه هاي امام علي (ع ) در مورد عدالت باشد و هيچ ادعايي هم ندارد كه انديشه هاي امام (ع ) را به نحو احسن تبيين كرده است. سرويس مقالات عدالت و جايگاه آن در سياست و حكومت عدالت، مفهوم وسيعي است كه در هر حوزه اي كاربرد خاص خود را دارد و اختصاص به مكان، زمان يا فرد خاصي ندارد و مراد از آن انجام كارهاست به نحو بايسته و به موقع، به گونه اي كه انجام آن كار بهتر از آن ممكن نباشد و هيچ كوتاهي و افراط و تفريطي صورت نگرفته باشد كه امكان رفع آن وجود داشته است. در زندگي بشر، از حيات فردي گرفته تا نهاد خانواده و نهادهاي بسيار پيچيده اجتماعي و پيچيده ترين و مهمترين نهاد اجتماعي يعني دولت و سيستم سياسي، هر كدام داراي لوازم و مقتضيات خاص خود بوده و عدالت خاص خود را مي طلبند و اجراي عدالت در هر مجموعه اي نياز به علم، تخصص، خلاقيت، مديريت و اصول اخلاقي خاص خود دارد. صاحبنظم الغرر و نضدالدرر مي نويسد: و بر هر صاحب بصيرتي واضح و روشن كه هر صنفي از اصناف خلايق را در شغل و عملي كه دارند ناچار است از استاد و معلمي كه به تعليم آن معلم راه و روش آن عمل برايشان معلوم و صواب و خطاي آن ايشان را مفهوم گردد. مثلا شباني نمودن چند راس گوسفند كه مهمترين امور است اگر شخصي بدون تعليم مرتكب شود البته گوسفندان را از سرما يا گرما يا تشنگي يا گرسنگي يا به گرگ دادن هلاك مي سازد. همچنين است بنايي و نجاري و خياطي و امثال آن از اشتغال و مهمات جزئيه. و چندان كه آن عمل عظيم تر باشد احتياج به معلم و مرشد بيشتر خواهد بود و پرظاهر است كه هيچ كاري عظيم تر و دشوارتر از پادشاهي و جهان داري و سياست ملك و ملت نيست. ( ) 1 حضرت علي (ع ) همين معنا را در بياني بسيار شيوا متذكرشده و عدل را بر چهار شعبه مي داند كه دو شعبه از آن به ابعاد نظري و دروني انسان نگاه مي افكند و دو شعبه ديگر ابعاد عملي و بيروني را شامل مي شود: و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمي ژرف نگرنده ودانشي پي به حقيقت برنده و نيكو داوري فرمودن و در بردباري استوار بودن. ( ) 2 رعايت عدالت بر هر انساني واجب است و اگر غير آن عمل كند در حق خود يا ديگران ظلم كرده است چرا كه حقي به ذي حق تعلق نگرفته، يا كاري به موقع انجام نيافته است. جود و بخشش از فضيلتهاي انساني است كه در رديف مستحبات قرار مي گيرد اما وقتي از امام علي (ع ) سئوال شد كه كداميك از عدل و جود برتر است امام ( ع ) فرمودند: عدالت كارها را بدانجا مي نهد كه بايد و بخشش آن رااز جايش برون نمايد. عدالت تدبيركننده اي است به سودهمگان و بخشش به سود خاصگان، پس عدل شريفتر و بافضيلت تر است. ( ) 3 حضرت علي (ع ) عدل رارستگاري و بهترين برترين فضايل، كرامت، خصلت وبالاترين موهبت الهي ( )مي دانند 4 و آن رامانوس خلايق و رعايت آن را موجبافزايش بركات ذكر مي فرمايند. ( ) 5 به نظر علي ( ع ) جوهره و هسته اصلي ايمان عدالت است و تمام نيكويي ها از آن سرچشمه مي گيرند. ( ) 6 به اعتقاد حضرت علي ( ع ) ملاك حكمراني عدل است ( ) 7 و عدالت محكمترين اساس و بنياني است ( ) 8 كه در نظام اجتماعي وجود دارد. خداوند تعالي عدالت را سبب قوام امور زندگاني مردم قرار داده تا از ظلم نابساماني و گناه درامان بمانند ( ) 9 و احكام و قوانين به وسيله عدالت احيا و اجرا گردند. ( ) 10 حضرت علي ( ع ) بهترين نوع سياست و حكومت را نوع مبتني بر عدل دانسته ( ) 11 و انتظام امور نظام سياسي و مردم را به عدالت منوط كرده. ( ) 12 مي فرمايند: تحقيقا بهترين چيز (نور چشم ) براي حاكمان اقامه عدالت است و ظهور محبت مردم را به دنبال دارد وبه درستي كه محبت مردم ظاهر نمي شود مگر به سلامت سينه هايشان به خالي بودن از كينه و بغض حاكمان. ( ) 13 رعايت عدالت از سوي رهبران و نخبگان سياسي در سطوح مختلف سيستم سياسي و جامعه، آثار و نتايج فراواني به دنبال دارد كه به آن اشاره مي كنيم. اين آثار براي شخص رهبران عبارتست از: استقلال و توان، نافذشدن ارزشمندي حكم، و بي نيازي بزرگمقداري، از ياران و اطرافيان (از جهت وابستگي به آنها )مورد ستايش، قرار گرفتن زمان حكمراني آنان وبالارفتن شان عظمت و عزت آنان. ( ) 14 درمورد تاثيرات عدالت بر تداوم قدرت و حكومت، امام علي (ع ) معتقدند كه: هيچ چيزي همانند عدالت دولتها را محافظت نمي كند. ( ) 15 و عدل چنان سپر محكمي است ( ) 16 كه رعايت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سياسي مي گردد. ( ) 17 اما مهمترين و فراگيرترين اثر عدالت در سازندگي و اصلاح جامعه متبلور مي شود چرا كه عدل سبب انتظام امور مردم و جامعه مي باشد ( ) 18 وهيچ چيز به اندازه عدالت نمي تواند مردم را اصلاح نمايد. ( ) 19 اجراي عدالت مخالفتها رااز بين مي برد و دوستي و محبت ايجاد مي نمايد ( ) 20 و درعمران و آباداني كشور (توسعه اقتصادي صنعتي ) تاثيربسزايي دارد. ( ) 21 اگر عدالت در جامعه اجرا نشود ظلم و ستم جاي آن را خواهد گرفت و ظلم جز آوارگي و بدبختي و درنهايت خشونت به دنبال نخواهد داشت. حضرت خطاب به يكي از واليان خود مي فرمايند: كار به عدالت كن و از ستم و بيداد بپرهيز كه ستم رعيت را به آوارگي وادارد و بيدادگري شمشير درميان آرد. ( ) 22 عدالت در سيستم سياسي وقتي در يك چشم انداز كلي مجموعه اي از انسانها را تصوركنيم كه در محلي به نام شهر يا كشور گردهم آمده و جامعه اي را بنيان نهاده اند، عدالت ايجاب مي كند كه داراي حاكمي باشند و مجموعه اي از قواعد و قوانين در آنجا جاري باشد تا جامعه بتواند به حيات خود ادامه دهد. حضرت علي ( ع ) اين گام اول و دورنماي عدالت در يك مجموعه بشري به نام جامعه را اينگونه بيان مي فرمايند: حالي كه مردم را حاكمي بايد نيكوكردار يا تبهكار، تادر حكومت او مرد باايمان كار خويش كند و كافر بهره خود برد. تا آنگاه كه وعده حق فرارسد و مدت هر دو دررسد. در سايه حكومت او مال ديواني فراهم آورند و با دشمنان پيكار كنند و راهها را ايمن سازند و به نيروي او حق ناتوان را از توانا بستانند تا نيكوكردار روز به آسودگي به شب رساند و از گزند تبه كار درامان ماند. ( ) 23 به عبارت ديگر مي توان گفت منظور امام ( ع ) اين است كه يك جامعه در درجه اول بايد داراي يك نظام و سيستم سياسي باشد تا ابتدايي ترين و ضروري ترين امور زندگي مردم به چرخش درآمده و عملي شود. اما در گام بعدي عدالت، هر كدام از اجزاي نظام سياسي از رهبر، واليان و كارگزاران گرفته تا اصناف، مجموعه ها و نهادهاي مختلف اجتماعي بايد داراي عدالت خاص خود باشند و براساس عدالت تشكيل و تنظيم شده هر كدام كار ويژه و خدمات خاص خود را ارائه دهند. به همين دليل حضرت علي (ع ) وقتي به اصرار مردم حكومت را پذيرفت بر اين عقيده بود كه سيستم سياسي - اجتماعي براساس عدالت تنظيم نشده و هر چيزي در جاي واقعي خودش قرار نگرفته است و تصميم گرفت تمام اين سيستم را به هم بريزد و مجموعه اي جديد مبتني بر عدالت تنظيم نمايد. امام علي ( ع )در يكي از خطبه هاي اوليه خود فرمودند: بخدايي كه او پيامبر اسلام را به راستي مبعوث فرمود، به هم خواهيد درآميخت و چون دانه كه در غربال ريزند يا ديگ افزار كه در ديگ ريزند روي هم خواهيدريخت تا آن كه در زير است زبر شود و آن كه بر زبر است به زير در شود و آنان كه واپس مانده اند پيش برانند و آنان كه پيش افتاده اند واپس مانند. ( ) 24 و از اينجا بود كه امام (ع ) به بناي يك ساز و كارسياسي مبتني بر عدالت پرداخت و به خوبي هم از عهده آن برآمد، اگرچه نتوانست در سطح جامعه و مردم توفيقات زيادي به دست آورد. در ادامه بحث به برخي از ويژگيهاي يك سيستم سياسي مبتني بر عدالت از ديدگاه امام علي ( ع ) اشاره مي نماييم. الف ) عدالت در اجزاي نظام سياسي شكي نيست كه مهمترين عنصر سيستم سياسي كه موتور محرك و مغز آن به شمار مي رود نخبگان و مديران اين مجموعه هستند و بقيه كارگزاران به ترتيب اهميت در رده هاي بعدي قرار مي گيرند. رشد، كمال، و تعالي يك جامعه در طول تاريخ يا انحطاط و زوال آنها بستگي مستقيم به نظام سياسي آن كشور دارد و به همين دليل حضرت علي ( ع ) تمام توان خود را بر بنيانگذاري يك سيستم سياسي قوي، سالم و كارآمد يعني همان سيستم مبتني بر عدالت متمركز نمود و اولين گام در اين راه اصلاح هسته مركزي حكومت يعني رهبران، واليان و مديران جامعه بود. امام علي ( ع ) با اين اعتقاد كه: سزاوار به خلافت كسي است كه بدان تواناتر باشد ودر آن به فرمان خدا داناتر. ( ) 25 ابتدا از خودش كه بالاترين مقام جامعه بود شروع كرد ويادآوري نمود كه: خلافت جز مرا نشايد كه آسيا سنگ تنها گرد استوانه به گردش درآيد. كوه بلند را مانم كه سيلاب از ستيغ من ريزان است و مرغ از پريدن به قله ام گريزان. ( ) 26 و البته مهمتر از اين، اقرار همه مردم و حتي مخالفان حضرت مي باشد كه صريحا او را لايق ترين و تواناترين شخص براي حكومت و رهبري جامعه مي دانستند. ( ) 27 سپس امام (ع ) تمام حكومتهاي نالايق و سيستمهاي معيوب و بيمار را زير سوال مي برد كه: شگفتا! آيا خلافت با رفاقت وخويشي هم؟ مي شود.( ) 28 طبيعي است كه اگر در پستهاي مديريت و اداره جامعه ملاكهاي دوستي و رفيق بازي و معادلات خويشاوندي و طبقاتي ازبين بروند تنها يك معيار باقي مي ماند و آن توان، لياقت و شايستگي واقعي افراد است و حاكميت اين معيار در تمام اجزاي سيستم سياسي مهمترين هدفي بود كه حضرت علي ( ع ) براي ايجاد يك نظام مبتني بر عدالت آن را دنبال مي كردند. حضرت علي (ع ) با اعتقاد به اين اصل كه: كار مردم جز به شايستگي زمامداران سامان نمي يابد ( ) 29 و با قبول اين دو مقدمه كه: كارها به وسيله كاركنان راست ودرست مي شود. وآفت كارهاناتواني كاركنان است. ( ) 30 به اين نتيجه رسيد كه برطبق اصل عدالت و حاكم نمودن معيارلياقت و شايستگي در كارها سيستم سياسي، را به دست افراد متخصص و خبره ( ) 31 بسپارد. علي اكبر عليخاني ادامه دارد