Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760203-18419S1

Date of Document: 1997-04-23

مقطع ابتدايي; سن بيداري وجدان بچه خوب، بچه؟ بد - (بخش آخر ) در مدارس ابتدايي، كم و كودك بيش، تمايل زياد به خلق رفتار و روش هاي جديد دارد و كاملاعلاقه مند به تجسم و عينيت بخشيدن به دلايل و واقعيتهاي دنيا است. چگونه و چرا اين چيزها كار اما؟ مي كنند درعين حال، چرا و چگونه كودك بايد در موقعيتهاي مختلف، متفاوت عمل؟ كند اين، سن بيداري و وجدان، به نوعي خودآگاهي است. اين سني است كه ضمير ناخودآگاه ساخته كودك، مي شود و يا به بياني سن ديگر، و زماني است كه دنيايي جديد ازعلم و دانش و دانستنيها وامكانات، ازطريق كتاب دراختياربچه ها قرار مي گيرد، ازطريق هنر، موسيقي، ورزش والبته معلمان مدارس و مربيان خصوصي كه تمام اين چيزها را به بچه ها ياد مي دهند، و نيز دوستان آنها كه در اين تجربيات و به دست آوردن آن با يكديگر شريك اين مي باشند سالها، جادويي است، سالهايي سرشار از اشتياق، اشتياق جهت فهم دنياي اطراف و درك خوبيها و بديها، اشتياق و لذتي وافر كه گاهي معلمان و والدين به سختي مي توانند جلوي آن را در خيلي از موارد بگيرند، چرا كه آنها سعي در فهم خود و اطرافيان خود دارند. چنانچه در اين سن، هر نكته اي را به انحاي مختلف به كودك ياد دهيد، كودك تا ابد آن را ضبط كرده و درمواقعي كه حتي خود نسبت به آن بي خبريد، آن را براي شما ارائه مي دهد. وقتي از پسر 6 ساله اي پرسيدم كه به چه علت اين قدر به تلسكوپ علاقه دارد و چه چيزي را در آن درجوابم مي بيند، گفت: زماني كه از داخل آن به آسمان نگاه مي كنم، مثل اين است كه به يك مسافرت طولاني مي روم و خيلي دور مي شوم، اما درعين حال هنوز اينجا هستم! سپس اين بچه، مرا به مسافرت طولاني تري در ذهن خود برد، فكري نسبت به آينده و بچه هاي ديگر كه من حتي تصورش را هم نمي توانستم بكنم: ستارگان بسيار تند حركت مي كنند، حتي اگر چنين به نظر آيد كه يك اينچ هم حركت ندارند. يكي از دوستانم مي گفت كه خدا ستارگان را نگهداشته تا به يكديگر نخورند، اما من گفتم نه خدا چنين كاري نمي كند. او اجازه مي دهد كه همه چيز اتفاق بيفتد و هيچ گاه مانع حركت كسي يا چيزي نمي شود! او همه چيز را به وجود آورده و همه چيز متعلق به اوست، ازجمله در آدمها مدارس مذهبي به ما مي گويند كه اين به شما بستگي دارد كه خوب يا بد باشيد و اين درست مثل حركت اين ستارگان است: آنها حركت مي كنند و اگر ناگهان ازجاي هميشگي خود خارج شده و به بيرون پرت شوند، به اين خاطر است كه موردي خاص پيش آمده و يك جاي كار اشتباهي شده، يك حادثه است، و بدين معنا نيست كه خدا خوابش برده! بلكه او هميشه بيدار است و مراقب ما. اين صحبتهاي بچه 6 ساله اي است كه تمام مسائل را از نقطه نظر خود بيان كرده مسئله اي است كه شايد هيچ گاه به ذهن هيچ كدام از ما نيايد. حال آن را مي توان بدين صورت تعميم داد: اينجا فقط كمي تفاوت دارد. به جاي ستارگان، مردم حضوري فعال دارند و در رفت و آمد. ستارگان مي توانند در مسير يكديگر رفته و يا با هم برخورد داشته اين باشند حالت بدترين حالت ممكن براي هر دو ستاره است. اما مي توان به جاي آن كار بدتري را هم انجام داد! اينكه ستاره اي ثابت باشد و ديگري به آن بزند، دقيقا مانند انسانها كه شخصي مي تواند شخص بي آزار ديگري را مورد ضرب و شتم قرار دهد. اين ديگر خدا نيست كه خواسته چنين شود، بلكه اين ذات و تربيت فرد است كه او را به چنين مسائلي و برخوردهايي رهنمون مي سازد. پسربچه اي 6 ساله ظاهرا و عميقا تحت تاثير اين برخوردها قرار گرفته و آن را به گونه اي كه ذكر شد، تعريف مي كند. علاقه جاودانه او به ساير سيارات و نشاني ستارگان، از علاقه وافر وي به ديگر مردمان دارد. بزرگترين مشكل و مسئله حاضر براي تمام افراد بشر، هماناچگونه رفتار كردن آنها با ديگران است كه ممكن است تاثيرات زيادي برروي بسياري از موجودات زنده بگذارد. نوجواني اين دوره، شروع سنين پيشرفت در خودآگاهي است. تولدي تنها ديگر، در اين دوره از خودآگاهي شخص، زندگي، خود را نشان مي دهد. شايد هيچ جنبه ديگر از زندگي ما به اين اندازه تحت تاثير نوشته ها، مقالات، موسيقي، هنر و ساير چيزها قرار نداشته باشد. سخني با والدين و مربيان رالف والدوامرسون در يكي ازسمينارهاي خود پيرامون اين مطلب چنين گفت: شخصيت باارزشتر و برتراز هوش و استعداد و ذكاوت شخصي است. زماني كه وي در دانشگاه تدريس مي كرد، با يكي از دانشجويان خود ماريان مشكلي داشت كه نتوانست به نتيجه اي مثبت برسد. ماريان به علت علاقه زياد به تحصيل و آن هم در اين علي رغم رشته، وضع بد مالي، تصميم گرفت با تميز كردن اتاقهاي سايردانشجويان، خرج تحصيل خود را درآورده و ادامه دهد. بارها و بارهابا همكلاسي هايي برخورد كرد كه اصلامعني تشكر، سپاسگزاري، و دوست داشتن را فراموش كرده بودند. آنها هيچ شكي در اينكه بي ادب وخشن باشند، نداشته و حتي در برابراو كه وضعيتش را مسخره بازي مي دانستند، هم درمي آوردند. اين مسئله آن قدر ادامه پيدا كرد تاماريان از شغل خود استعفا داده و سعي كردتا دانشگاه را هم كنار بگذارد. زماني كه علت را جويا شدم، باعصبانيت گفت: من تمام واحدهاي فلسفه را گذرانده ام. ضمن اين درسها، ما راجع به اينكه حقيقت؟ چيست چه چيزي مهم؟ است وخوبي و بدي؟ چيست بارها وبارها صحبت كرديم. خوب، حالاشما چگونه مي خواهيد به مردم ياددهيد كه خوب؟ باشند! بچه هايي كه سركلاس خودتان هستند، هيچ گونه شناختي راجع به خوبي و بدي ندارند. پس چگونه مي توانند خودالگويي براي ديگران؟ باشند واقعا ما الان به جايي رسيده ايم كه مي دانيم تا با بچه ها از كوچكي راجع به خوبي و بدي صحبت امكان نكنيم، ندارد آنها در سنين بالاتر بتوانند اين علائم را دريافت كنند. پرورش ذات بچه ها با خود ماست. يكي از استادان در اين زمينه مي گفت: سه چيز در زندگي انسان اهميت زيادي دارد- 1 مهربان باشيد- 2 مهربان باشيد- 3 مهربان باشيد كليد رمز اين لغات، در بعد نصيحتي آن نيست، بلكه درمقياس انسان بودن شخص نهفته است. اين احساس كه يك نفر تا چه حد مي تواند نسبت به وجود ديگران و ديگر موجودات زنده حساس و باعلاقه باشد. چگونه اين امر شدني ؟ است با به آب زدن خود، بارها و بارها، بيشتر و بيشتر با اين هدف در فكر خود كه شما بايد آن قايق را به ساحل نجات رهنمون شويد. تمامي مسافران آن، فرزندان شما هستند كه با ديدن ايثار و از خودگذشتگي شما در دستيابي به هدفتان شما را كمك كرده و ياد مي گيرند كه خوبي ها را براي ديگران هم بخواهند، با آنها شريك شده و بچه هاي خود را از همان كودكي با روشي درست و هوشمندانه بپرورند. هيچ گاه از داد و فرياد نترسيده و از پيشامدها دوري نكنيد، چرا كه هرچه اين حوادث بيشتر باشد، تجربه شما در زمينه پرورش فرزندانتان و يا ديگرزمينه ها فزوني خواهد يافت. منبع: Jan - Time ترجمه: سهيلا زماني