Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760201-18285S1

Date of Document: 1997-04-21

مهاجرت، كندن از زادبوم و روياهاي بي پايان با ايجاد فرصت هاي شغلي و امكانات رفاهي در روستاها و شهرهاي كوچك مهاجرت را كاهش دهيم مهاجر فرستي محسوس شهر بزرگ تهران يك تحول تازه است اما در مقايسه با جمعيت بزرگ مهاجران هنوز يك چشم انداز روشن محسوب نمي شود ماندن در روستا حكايتي ديگرشايد براي ما شهرنشينان چشم اندازهاي زيباي روستا، دلفريب و پرجاذبه باشد. چرا كه، بهاري و يا تابستاني و حتي در يك پائيز به تماشاي دهكده رفته ايم و در مرغزارها و حاشيه با صفاي رود به آواي دلنشين پرندگان و آواز جاودانه آب گوش سپرده ايم. شايد هم، واپسين روزهاي خزان و زمستان روستا را از منظر ذوق و هنر عكاسان و نقاشان نظاره كرده ايم، اما ماندن و زيستن در روستا حكايت ديگري است. وقتي كار با درامد مناسب نباشدو براي تدارك سوخت قربان صدقه نفت فروش روستا بروي و با بروز يك ناخوشي جدي درمانگاه و بهداري جوابت كنند و راه شهر و بيمارستان هاي مجهز را به تو نشان بدهند، حتي با نيرومندترين انگيزه ها مهاجرت را به ماندن در روستا ترجيح مي دهي، و عطايش را به لقايش مي بخشي! پس براي ايجاد شوق بازگشت در مهاجران نخست بايد به روستا رسيد. سوخت آن را تامين كرد. براي جوانان آماده به كار، كار مناسب به وجود آورد. درحد امكان درمانگاه و بيمارستاني براي مردم ساخت. بيشتر مطالبي كه در قالب ميان پرده هاي طنز آميز تلويزيون و قطعات طنز صبح جمعه راديو در موردهواي پاك روستا و لبنيات و آب زلال و در مقابل آن زيان هاي هولناك هواي آلوده و دود و سروصداي شهر گفته مي شود، نوعي شوخي است. شناخت استعدادها و برنامه ريزي براي ايجاد و گسترش كارهاي مولد بر اساس اين استعدادها، نخستين گام براي كاهش مهاجرت هاي روستايي است. وگرنه، در دهه هاي آينده در بيشتر روستاهاي ايران، به جاي بافت اصيل مردان روستايي، و زنان پرتلاش و توليدكننده و فولكلور غني، مشتي خانه هاي ييلاقي به جا مي ماند. با اصلاح زيرساخت هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و رونق يافتن فعاليت هاي صنعتي در گوشه و كنار كشور، روند مهاجرت روستائيان به شهرها به صورت نسبي و به طور محسوس كاهش يافته است. اكنون با افتتاح و مورد بهره برداري قرار گرفتن هر طرح عمراني و اقتصادي و حتي فرهنگي در مناطق محروم بويژه جامعه روستايي و شهرستانها، ميل بازگشت مهاجرين به سكونت گاههاي اوليه شان افزايش مي يابد. روستائياني كه با اهداف و انگيزه هاي متنوع و گوناگوني از جمله كسب فرصت هاي شغلي و درامد مكفي به شهرهاي بزرگ مي آمدند، با به وجود آمدن زمينه هاي شغلي تازه در زادگاهشان ترجيح مي دهند، شهر را ترك كنند. گراني سرسام آور در شهرهاي بزرگ، مسئله اجاره و خريد مسكن از عواملي است كه روند مهاجرت به شهرها را به مروركند كرده است. اغلب مهاجران كه سواد و تخصص كافي ندارند، در شهرها ازطريق مشاغل كاذب مثل سيگار فروشي، كوپن فروشي و امثالهم امرار معاش مي كنند. اباصلت معنوي مي گويد: علاوه بر احداث كارخانه در جوار روستاهاو امكان كسب فرصت هاي اشتغال، گراني و پرهزينه بودن زندگي در شهر، آدمي را به فكر بازگشت به زادگاه خود و ا مي دارد. هر چند آمار دقيقي از ميزان و روند بازگشت مهاجرين روستايي به محل اوليه اسكان شان وجود ندارد، اما بررسي نتايج گفتمان با مهاجرين نشان مي دهد نه تنها نرخ مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ كاهش يافته، بلكه درصدي ازآنها در تدارك بازگشت به زادگاه خود هر هستند چند ممكن است مهاجرين روستايي به زادگاه خود باز نگردند، ولي به شهرستانهاي اطراف تهران، كوچ كرده اند. اباصلت معنوي مي گويد: تهران جاذبه هاي خود را براي روستائيان جوياي كار به تدريج از دست مي دهد. ديگر كوپن فروشي مزيتي ندارد. براي بي سوادان و يا كم سوادان كه با سوداي درامد خوب به شهرها مهاجرت كرده اند، فرصت انجام كارهاي سخت كه حتي افغانيها از آن امتناع مي كنند باقي مانده است. به همين دليل تمايل در بين هم ولايتي هاي من به منظور آمدن به تهران روبه كاهش است و برخي از آنان كه در تهران هستند قصد بازگشت دارند. حسين ايماني يامچلو مي گويد: هر ساله ما در گروههاي 2030 نفري و پس ازپايان فصل فعاليت هاي كشاورزي، براي كار راهي تهران مي شديم و كوپن فروشي مي كرديم اما امسال تنها به صورت يك گروه 8 نفره به تهران آمديم اما براي همين تعداد هم به سختي كار پيدا به مي شود ر غم اين هنوز بيشترين مهاجران از استانهاي آذربايجان اردبيل، شرقي، كردستان، لرستان و خراسان راهي تهران مي شوند و تهران همچنان مهاجرپذيرترين شهر كشور يك جامعه شناس است مي گويد: مساله مهاجرت، امري طبيعي است و خاص ايران نيست. مهاجرت از نقطه اي به نقطه ديگر با انگيزه هاي مختلفي صورت مي گيرد. اكثرمهاجرتهاي انجام شده در ايران با هدف كسب درامدهاي افزون و حداقل متناسب و متعادل با نرخ هزينه هاي زندگي انجام مي شود. مهاجرت روستائيان به شهرهاي بزرگ از چندين دهه قبل شتابناك شد. با اجراي اصلاحات ارضي در آغاز دهه چهل شمسي، روستائيان را شايد بتوان گفت به اجبار به يكباره به شهرها گسيل كردند و بدين ترتيب روستائيان كه روزگاري نيروي توليدي و مولد بخش كشاورزي بودند، جذب مشاغل تازه اي در كارخانه هاي مونتاژ، ارتش و بانكها شدند. و روستا نيز كه به واسطه فعاليت روستائيان، كانون توليد محسوب مي شد، به ويرانه تبديل و حداقل كانون غيرفعال شد. علل و پيامدهاي مهاجرت در بيشتر گزارشهاي تحقيقي و مقالاتي كه در مورد پديده مهاجرت نوشته شده است، عوامل زيادي را به عنوان علل مهاجرت روستائيان به شهرها و تمركز بيش از حد جمعيت در شهرها ذكر كرده اند. به طور كلي علل مهاجرت روستائيان را مي توان در سه بخش عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و نيز سياسي طبقه بندي كرد. علي شمخاني مي گويد: به طور كلي عوامل اقتصادي مهمترين علت مهاجرت به حساب مي آيد و در بيشتر تحقيقاتي كه در اين باره به عمل 70تا 80 آمده درصد مهاجرت ها بنا به عوامل اقتصادي صورت گرفته است. درامد يك روستايي در مقابل شهري بسيار ناچيز و كم است. يك روستايي درشرايط كنوني جامعه مايل است درامدي در خور توجه داشته باشد چرا كه او ديگر همچون گذشته زندگي نمي كند. او مي بايد فرزندان خود را براي ادامه تحصيل به شهر بفرستد و نيازهاي اوليه آنها را برطرف سازد. اين روزها لباس، خوراك، اجاره مسكن و تحصيل، هزينه هاي سنگيني دارند. قدر مسلم با كار روي زمين آن هم با شيوه هاي سنتي هرگز نمي توان به درامد كافي دست يافت. كارشناسان بر اين باورند كه منابع آب و خاك جزو مهمترين ابزارتوليد كشاورزي و كار به حساب مي آيند اما متاسفانه اين منابع با محدوديت مواجه بوده و به خاطر بازدهي پائين كشاورزي سنتي و عدم بهره برداري صحيح از بخش كشاورزي و از طرفي فصلي بودن فعاليت هاي زراعي در مهاجرت روستاها، روستائيان به شهر فزوني گرفت. يك جامعه شناس مي گويد: بر خلاف آنچه كه از بسياري گفته ها برمي آيد روستائيان تنها در طلب بهره مندي از امكانات رفاهي، آموزشي، بهداشتي، تفريحي و.. به شهرها مهاجرت نمي كنند. مهاجرت روستائيان به شهرها و بويژه به شهرهاي بزرگ بيشتر واكنش نهايي آنها براي يافتن شغل و زندگي بهتر و راحت تر است. بنابراين چنين مهاجرتهايي از يك سو درمناطق روستايي كه ساكنان آنجا را ترك مي كنند آثار سويي همچون تخريبالگوهاي خانوادگي، هدر رفتن نيروهاي مبتكر، تشديد كمبود نيروي كار درمحل، كاهش بازدهي زمين، ايجاد فشار بيشتر بر افرادي كه در آنجا باقي مي مانند به دنبال دارد كه اين پيامدها نيز به نوبه خود باعث خارج شدن روستاها از چرخه توليد اقتصادي كشور و ايجاد مشكل در ساير بخش ها مي شود. از سوي ديگر در مناطق مقصد كه غالبانيز شهرهاي بزرگ است، مهاجرت روستائيان مشكلات سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و انساني همچون حاشيه نشيني، افزايش بيكاري، گسترش نابرابري، تشديد مشكل مسكن، وارد آمدن فشار بر تاسيسات شهري، بروز مشكلات زيست محيطي و... به دنبال دارد. ادامه دارد