Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760131-18242S1

Date of Document: 1997-04-20

چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد... آيا براي صدور يك اطلاعيه يا حكم نبايستي تمامي جوانب امر در نظر گرفته؟ شود آيا به همان سادگي صدور حكم مي توان آن را نيز ملغي؟ كرد ديرزماني نيست كه از تاسيس موسسات آموزشي به نام: (موسسه هاي آموزش عالي -غيرانتفاعي ) مي گذرد. هدف از موافقت دولت با تاسيس اين گونه موسسات مشخص بود: جذب جواناني كه بنا به دلايلي پشت سد كنكور مانده بودند ولي همچنان علاقه مند به تحصيل هستند. آيا موافقت با تاسيس اين موسسات، حركتي اشتباه؟ بود آيا اين گروه از افراد جامعه جوان ما، نمي بايستي بنا به دلايلي كه ذكر آنها جز تكرار مكررات نيست، به تحصيل خود ادامه؟ مي دادند آيا ايجاد يك راه حل مثبت جديد همين موسسات بهتر ازگرايش آنان به سمت شغل هاي كاذب و جذاب فعلي و حل شدن و تلف كردن ذهن و وقت و توان آنها در دلاله بازار موجود، و يا احيانا رفتشان به خارج از كشور كه خروج سرمايه را نيز به دنبال دارد،؟ نبود به هر حال با توجه به نظر مثبت مسئولان امر در راستاي اعتلاي علمي و فرهنگي كشور وپس از بررسي هاي لازم توسط دست اندركاران، مجوز ايجاد موسسه هاي آموزش عالي وگزينش دانشجو توسط آنها، صادر در شد بدو پذيرش اكثر قريب به اتفاق اين موسسات از نوع دوم! بودند، كما اينكه اكنون نيز اينگونه است، ولي چرايي اين تقسيم بندي ها هنوز مجهول است. دانشجويان اوليه پس از پذيرش، چه مشكلاتي در رابطه با وضعيت مدارك خود داشتند. در ابتدا مدارك آنهادر سطح ارزيابي شد ولي پس از گزينش از طريق كنكور سراسري مدرك به معادل ارتقاء يافت و سرانجام طي اطلاعيه وزارت فرهنگ وآموزش عالي كه در تابلو اعلانات تمامي اين موسسات زير واژه دلنشين مژده به رويت دانشجويان رسيد، حذف واژه معادل از مدرك تحصيلي ور سمي شدن مدرك نهايي اعلام شد. چند ماهي از اين خبر و خوشحالي موقت دانشجويان نگذشته بود كه دوباره شايعاتي درمورد وضعيت مدرك اين موسسات بر سر زبانهاافتاد و سرانجام در روزنامه مورخه دوشنبه اول بهمن ماه آقاي وزير فرهنگ و آموزش عالي اعلام داشتند كه: اين موسسات يا بايد به نوع اول تبديل شود يا اينكه به دانشجويان پس از طي دوره لازمه وگذراندن واحدهاي مربوطه مدرك داخلي مربوط به موسسه ذيربط اعطا خواهد شد. به عنوان فردي مشغول به تحصيل در يكي از اين موسسات از اعضاي شوراي عالي وزارت فرهنگ اين سوال را دارم، آيا براي صدور يك اطلاعيه ياحكم نبايستي تمامي جوانبامر در نظر گرفته؟ شود آيا به همان سادگي صدور حكم! مي توان آن را نيز ملغي؟ كرد از جناب وزير محترم آموزش عالي، اعضاي محترم شوراي عالي كه براي ما، براي آينده و سرنوشت ما تصميم مي گيرند، خواهش مي كنم به موقعيت چندين هزار دانشجوئي كه فعلا در اينگونه موسسات مشغول به تحصيل هستند، با درايتي كه شايسته انسان هاي متعالي و مترقي است بينديشيد، همانگونه كه تاكنون مي انديشيديد. دانشجوي يكي از اين موسسات هستم، در رشته كامپيوتر نرم افزار، پنجمين ترم خودم را به پايان رسانده ام. دو سال و نيم از فكر و زمان و سرمايه ام را در اين راه نهاده ام تا بتوانم، شايد در فردايي روشن، فردي تحصيلكرده و مثبت براي جامعه ام باشم، بتوانم با علمم و با مدركم كه متاسفانه جامعه آن را دليل بر سواد و آگاهي من مي داند، حرفه اي بيابم و بدور از هر گونه تنش و هياهوي ذهني كه حاكم بر محيطبازار و شغلهاي آزاد است به زندگي خود ادامه دهم. اين تنها سخن من نيست، حرف دل بسياري از جواناني است كه با قرارگرفتن در شرايطي مشابه، با توجه به فشاراقتصادي فعلي باز هم راه خود را در ادامه تحصيلاتشان يافته اند. آيا بايد اين آخرين راه حل اين جوانان را سد؟ كرد... گذشته از مسائل ذكر شده، يكي ديگر از مسائل يا بهتر بگويم سوء تفاهم هايي كه كم و بيش در بين مردم يا دانشجويان دانشگاههاي دولتي و آزاد در ارتباط با موسسات غيرانتفاعي بيان مي شود اين مطلب ناراحت كننده است كه: همه دانشجويان اين موسسه هاي غيرانتفاعي وابسته به قشري ازجامعه هستند كه در سطح اقتصادي بسيار بالايي بوده و به قول معروف از بي دردهاي جامعه هستند. ولي دوستان، آيا واقعا سري به اين موسسات زده ايد و با دانشجويانش درد و دل؟ كرده ايد شايد انعكاس همين قضاوت هاي ناعادلانه است كه باعث اين تصميم گيري هاي ضد و نقيض در مورد اين موسسات شهريه مي شود اين موسسه ها كه البته خود اذعان به سنگين بودن آن داريم، حدودا يك ونيم برابر شهريه دانشگاه آزاد در رشته مربوط مي باشد. بسياري از خانواده ها به جاي فرستادن فرزندانشان به دانشگاههاي آزاد شهرستان ها، كه مجبورند علاوه بر هزينه تحصيل، هزينه سنگين زندگي و غيره را متحمل شوند، ترجيح مي دهند (و البته كه هم از بعد اقتصادي و هم از ديدگاه منطقي نيز صحيح است ) فرزندانشان را در اين گونه موسسات كه از سطح آموزشي بسيار بالايي نيز برخوردارند مشغول به تحصيل سازند. لذا اين گونه جهت گيري نسبت به موسسات غيرانتفاعي واقعا ناشي از نوعي تعصب و ناآگاهي كامل است و شايسته هيچ انسان نيك انديشي نمي باشد. و در نهايت يادآور مي شوم كه علي رغم مشكلات زيادي كه همه به نوعي با آن دست به گريبانيم، تنها درخواستمان از مسئولان و تصميم گيران اين است كه در صدد گشودن معضلات و ايجاد راه حلهاي جديدي باشند كه اين مهم جز با نگاهي نو و ديدي ديگرگون حاصل نمي شود آري، به راستي كه: چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد... امير حسين روحي دانشجوي موسسه آموزش عالي انفورماتيك ايران