Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760131-18198S1

Date of Document: 1997-04-20

افزايش آگاهي علمي مردم; وظيفه روزنامه نگاران يا؟ دانشمندان اشاره: در ادامه سلسله مقالات بررسي نقش دانشمندان، روزنامه نگاران در انتقال مسائل علمي به مردم، جان ترني طي مقاله اي در نشريه علمي لنست ( Lancet) به مسئله ميزان درك مردم از موضوعات علمي پرداخته و با ذكر اين نكته كه مردم به طور طبيعي نسبت به مسائل علمي كه به زندگي شان مربوط مي شود، علاقه نشان مي دهند، بار ديگر بر وظيفه دانشمندان مبني بر بازگويي يافته هاي علمي به شيوه اي كه مردم در درك آن با مشكلي مواجه نشوند، تاكيد مي كند. جان ترني، رسالت روزنامه نگاران علمي را تنها در بالا بردن درك علمي مردم نمي داند; بلكه افزايش شناخت دانشمندان از مردم را نيز از وظايف روزنامه نگاران مي شمرد كه مشروح آن در پي مي آيد: اهميت افزايش آگاهي عمومي از مسائل علمي، مورد تاييد همگان است; اما چگونگي افزايش آگاهي هاي عموم از مسائل علمي، نكته اي است كه نيازمند بحث و بررسي هاي بيشتر است. در دو دهه اخير در مبحث جايگاه علم در همواره فرهنگ، بر لزوم افزايش درك علمي عموم و نقش روزنامه نگاري علمي در انجام اين امر تاكيد شده است. والتر بودمر انگليسي در سال 1985 افزايش درك علمي مردم را عامل عمده اي در دستيابي به سعادتمندي و همچنين غني ساختن زندگي افراد يك جامعه دانسته وآن را از لحاظ اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي قابل توجه و نكته تاثيرگذارمي خواند اساسي در اينجاست كه چگونه مي توان حساسيت ها وآگاهي هاي مردم نسبت به مسائل علمي را افزايش داد. آيا انتقال بهتر مسائل علمي به معناي دستيابي به روش هاي موثرتر براي آگاه ساختن عامه مردم از مسائل علمي و؟ است يا افزودن علاقه و توجه مردم نسبت به مسائل علمي مي تواند جوابگوي اين ضرورت آلن؟ باشد ايروين، راه حل اين مشكل را در بازگويي مسائل علمي به زباني ساده دانسته و از كتاب 1001 نكته علمي كه همه بايد از آن آگاه باشند به عنوان نمونه بارزي از تلاش براي آشتي دادن مردم عادي با مسائل علمي ياد مي كند. طرح آموزش علمي عموم، با مشكلات بسياري مواجه بوده است. بسياري از برخي مردم، از موضوعات علمي مطرح شده را با نيازهاي خويش بيگانه ديده، از اين رو تمايلي نسبت به فراگيري آن نشان نمي دهند. در دهه اخير، تلاشهاي فراواني براي بالابردن آگاهي هاي علمي مردم انگليس انجام شده است. يكي از اهداف اساسي برنامه ملي انگليس، وسعت بخشيدن به سواد علمي افراد جامعه بوده و اين برنامه، تاكيد روزافزوني بر درك عام تر مردم از ماهيت علمي و همچنين تداخل علم و جامعه داشته است. جان مداكس، سردبير پيشين نشريه علمي نيچر مي گويد: كمك به درك عميق تر مردم از مسائل علمي، داراي اهميت بسياري است; اما اين امر بدين معنا نيست كه به عنوان نمونه، مردم را با چگونگي ساختار دي. ان. اي آشنا سازيم; بلكه هدف، درك صحيح يافته هاي علمي و تمايز ميان آنها از سوي مردم در است گذشته، برخي از افراد، مسائل علمي را حقيقتي انكارناپذير مي انگاشتند; در حالي كه با توجه به مسائل مطرح در جوامع صنعتي و امروزي، اين موضوع به گونه اي ديگر مطرح مي شود. جان دورانت با ذكر اين ايده آنتوني گيدنز، نظريه پرداز انگليسي در مسائل مبني اجتماعي، بر اظهار نظر كارشناسانه در مورد مسئله اي، نيازمند حصول اطمينان ازدرستي آن است، مي گويد: با وجود آن كه نظر دانشمندان را ارج مي نهيم، اماقادر نيستيم در مورد برخي از مسائل علمي با قطعيت اظهار نظر كنيم. حتي درمورد ارتباط پزشك و بيمار نيز با توجه به توانايي كه پزشك در تغيير سرنوشت بيمار خود دارد، مسئله شك آگاهانه بيمار نسبت به صحت و يا عدم صحت تشخيص پزشك، امري طبيعي به نظر مي رسد. در حقيقت، عمده اين بحث و بررسي هاي پيشين در مورد لزوم بالا بردن درك علمي مردم، به مسائل پزشكي برمي گردد; زيرا طرح مسائل پزشكي و شيوه هاي درمان بيماري ها، براي مردم ملموس تر از طرح ساير مسائل علمي است. طرح ژنوم انساني، ژن چاقي، تازه هاي علمي در مورد بيماري هاي قلبي، سرطانهاي مختلف و غيره به طور مستقيم بر زندگي مردم يك جامعه تاثيرگذار است. از اين رو، اين وظيفه دانشمندان و روزنامه نگاران است تا يافته هاي تازه علمي را به زباني ساده تر و به شيوه اي كه در خور فهم همگان باشد، در اختيار مردم قرار دهند. تحقيقات نشان داده است كه مردم به مسائل پزشكي علاقه نشان مي دهند و مايلند از نتايج پژوهش هاي پزشكي آگاه شوند. در چند سال اخير نيز بخش عمده اي از نشريات مختلف به تازه هاي علم و تكنولوژي اختصاص يافته است. در تحقيقات 10 ساله اخير در مورد موانع افزايش درك عموم از مسائل علمي، پژوهشگران به مسئله نيازهاي افراد مختلف به پرداخته اند طور طبيعي، مردم عادي تا احساس نياز به شناخت از يك مسئله علمي نداشته باشند، نسبت به فراگيري آن تمايلي نشان نمي دهند. به عنوان نمونه، پدر و مادري كه فرزندشان به يك نوع بيماري هر چند نادر مبتلاست، نسبت به دريافت آگاهي هاي مختلف در مورد اين بيماري، بيش از آگاهي يافتن از ساير بيماري هاحساسيت نشان مي دهند و همچنين افرادي كه بستگان نزديكشان از ابتلا به يك بيماري خاص رنج مي برند، نسبت به كسب اطلاعات بيشتر در مورد آن بيماري، علاقه بيشتري نشان مي دهند. پس، بالابردن درك عمومي از مسائل علمي مستلزم شناخت دقيق تر از افراد يك جامعه و نيازهاي آنان است. به اعتقادجان سولومون، متخصص آموزشي، ارائه آگاهي هاي علمي بدون درك اجتماعي لازم، براي مردم قابل استفاده نخواهد بود. دانشمندان براي انتقال مسائل علمي بايد از سطح درك مردم آگاه بوده و متناسب با نيازهاي اجتماعي آنان، شيوه اي مناسب براي انتقال مسائل علمي به مردم برگزينند. لمبرت ورز در تحقيقات خود در مورد اقداماتي كه افراد مبتلا به افزايش كلسترول خون پس از آگاهي از آن انجام مي دهند، بدين نتيجه دست يافتند كه توصيه هاي پزشكان براي كاهش كلسترول مانند مصرف دارو و رعايت رژيم سهم غذايي، اندكي را در اقداماتي كه معمولا بيماران انجام مي دهند، تشكيل مي دهد; بلكه معمولا بيماران از منابع ديگري مانند مقالات روزنامه ها، توصيه هاي دوستان و غيره نيز كسب اطلاع كرده و سپس به اقداماتي دست مي زنند. لين فرير وريچارد شفرد، پژوهشگران انستيتو تحقيقات غذايي در انگليس كه در مورد ميزان اطمينان مردم به منابع اطلاعات علمي تحقيق كرده اند، نتايج تحقيقات خود را چنين اعلام كرده اند: اغلب مردم مدعي اند كه اگر مسائل علمي به طور منطقي از طريق برنامه هاي تلويزيوني، روزنامه هاي پرتيراژ و نشريات موسسات علمي معتبر برايشان تشريح شود، در باور آن شكي نخواهند داشت; اما تحقيقات نشان داده است كه عملا چنين نيست. به اعتقادوين و همكارانش، جهل، تنها به معناي نبود آگاهي نيست، بلكه گاه به عنوان سد محكمي در برابرآگاهي قد علم مي كند. در اين ميان، نقش مطبوعات از اهميت بسياري برخوردار است. درك و دريافت آگاهي بدون وجود انگيزه امكان پذير نخواهد بود. افرادي كه از طريق مطبوعات به اطلاعات مختلف در مورد مسائل پزشكي و درمان بيماري ها دست يافته اند، هنگام بروز بيماري در خود و يا بستگانشان و همچنين هنگام رويارويي با پزشكان آگاهانه تر عمل مي كنند. پزشكان نيز با شناخت صحيح از وضعيت اجتماعي بيماران، مي توانند در بهبود ارتباط دو سويه پزشك و بيمار كوشا باشند. منبع: لنست