Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760131-18197S1

Date of Document: 1997-04-20

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم سوسن سليم زاده ( - 175 برابري ميان نسلها و درون نسلها جهان گرايي، اصل بنيادين يك آيين جهاني است. براساس آدابحقوق بشر جهاني، همه انسانهابرابر بدنيا مي آيند و بايدصرفنظر از طبقه اجتماعي، جنسيت، نژاد، اجتماع يا نسل، از حقوق زندگاني برخوردار گردند. به عبارت ديگر، نيازهاي اساسي براي يك زندگي شايسته رابايد مهمترين كانون توجه انسانيت قرار داد. جهان گرايي مستلزم اين است كه ما با وجوداضطرابي كه براي حفظ نسلهاي آينده حس مي كنيم، خواسته هاي مبرم افراد فقير امروز را براي زندگي ناديده نگيريم. طبق اصل بنيادين برابري درون نسلي، نسلهاي كنوني بايد مراقبمحيطزيست و منابع فرهنگي وطبيعي باشند و از آنها در جهت منافع همه افراد نسلهاي كنوني وآينده استفاده كنند. هر استفاده كننده نسل، و نگهبان وتعالي دهنده بالقوه ميراث طبيعي و مشترك انساني، ميراث فرهنگي و ژنتيكي است. بنابراين بايدبراي نسلهاي آتي نيز همين دست كم، فرصتهاي بهره گيري را باقي گذاشت. دو پرسش فلسفي وجوددارد كه ما را به مبارزه فرامي خواند. يكي، چگونگي ارتباطانسانها با كره زمين و مسئوليت ديگري، آنها دربرابر نسلهاي زاده نشده است. پاسخ به آنهارا بايد از منابع بسياري جستجوكرد. شايد تمدن نوين بايد از آن فرهنگهاي محلي كه در ديدگاه خود، افراد و نسلها را همچون حلقه هاي زنجير و يك خانواده درنظر مي گيرد، بياموزد. بدون پرورش نظريه هايي درباره چگونگي اعطاي يك شكل نهادي به اصل برابري درون نسلي، نمي توان پاسخي براي نحوه درك آن يافت. يكي از جالبترين نظريه هاي اخير، اين است كه بهترين راه براي حفظ منافع نسلهاي آينده، تدارك يك نماينده در مقام نگهبان و يك اداره نگهباني است كه در چهارچوب سازمان ملل و قانون بين المللي عمل كند. آيين جهاني در اداره جهاني امروزه، هنوز عناصر بسياري ازيك آيين جهاني در اداره جهاني حضور ندارد. چند سازمان مهم دراداره جهاني، بخصوص سازمانهاي برتون وودز (Woods Bretton) نمي تواند، مدعي مشروعيت مبتني بردموكراسي كامل شود، زيرا پايه واساس آنها بر قاعده يك يك دلار، راي استوار است و نه توافق مردم. همچنين، معمولاملتهاي ثروتمند خودشان تمايلي به پذيرش همان اصولي كه باسخنوري هرچه كاملتر به ملتهاي فقير سفارش مي كنند، ندارند. براي مثال، هرچند سرپوش گذاشتن بر پولهاي بدست آمده از تجارت موادمخدر، از راه به جريان انداختن آن در گردش بانكي آشكارا محكوم گشته است، اما مي بينيم چندين بانك در سراسر دنيا، مخفيانه مبالغ هنگفتي پول بدست آمده از راه فساد را، از مقامات رسمي ملتهاي فقير مي پذيرند. بانكدارها از اين كار سود بسياري مي برند و در همين حال سياستمداران همين ملتهاي كشورها، فقير را به سبب انجام كارهاي خلاف، به باد انتقادمي گيرند. حتي بار اصلاح ساختاري نيز تقريبا بطور كامل بر شانه كشورهاي فقير سنگيني مي كند، درحاليكه ملتهاي ثروتمند با توان بسيار دربرابر هرگونه كاستي درمعيارهاي بالاي مصرف خود، مقاومت بخرج مي دهند. اصول بازار در همه زمينه ها بكار بسته مي شود، به غير از موارد استفاده از مشتركات جهاني مانند اكوسيستم، چنانچه مشاهده مي كنيم ملتهاي ثروتمند بدون پرداخت پول، هشتاد درصد منابع محيطزيست را مورد استفاده قرارمي دهند. پيشنهادهاي عملي براي بهبود اين وضعيت، در دستور كاربين المللي كميسيون قيد شده است.