Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760130-18119S1

Date of Document: 1997-04-19

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( )در 16 چنين موقعيتهايي است كه بايد چندين اولويت را پايه گذاري كرد: اول اينكه، اعضاي گروههاي اقليت بايد از حقوق وآزاديهاي پايه اي و يكساني برخوردار گردند وحمايتهاي قانون اساسي بايد براي همه اتباع يك كشور باشد. دوم اينكه، صرفنظر از نوع دولتي كه برقرار شده است (دولت خودگرداني متمركز، نسبي، ائتلافي يا غيره ) حقوق، بشربايد براي همه اعضاي گروههاي اكثريت واقليت در نظر گرفته حقوق شود بشر بر هرگونه خواسته براي تماميت فرهنگي كه ازسوي اجتماعات گوناگون مطرح مي گردد، اولويت و برتري دارد. سوم اينكه، همزيستي فرهنگي و بردباري بايد تقويت شود تاتشويقي براي گوناگوني فرهنگي باشد. تجربه هاي البته، موجود اين هشدار را به ما مي دهد كه گاهي سياستهاي فرهنگي در مقام ابزاري است كه بجاي پيشبرد احترام و درك متقابل، به ناسازگاريها دامن مي زند. - 4 التزام به حل صلحجويانه درگيري و مذاكرات عادلانه همانطور كه در زير به تفصيل توضيح داده خواهد شد، اصول و ارزشهايي را كه در يك آيين جهاني جاي دارند، بايد ناچيزترين موضوعات اخلاقي دانست كه انتظار داريم همگان بدون امتيازي بر يكديگر، رعايت كنند. اين معيارهاي پايه اي (مانند حقوق بشر )امروزه براي حل و فصل كليه موضوعات جهاني وبين المللي كه پرسشهاي اخلاقي را در خودگنجانده اند، كافي نيست. براي مثال، حقوق بشر قادر به پاسخگويي به اين پرسش نيست كه چه چيزي تجارت عادلانه را تشكيل مي دهد ياچگونه بايد هزينه هاي انجام شده بمنظورنابودي تكنولوژيهاي زيانبار براي محيطزيست را ميان كشورهاي دخيل قسمت كرد. گرچه بي شك، موضوعات عدالت و بي طرفي براي يك آيين جهاني بااهميت است، اما نمي توان حكم فلسفي درباره آن داد، زيرا حتي يك اصل ساده عدالت كه همگان بپذيرند، وجودندارد. نمي توان با تحميل يك اصل اخلاقي و ازپيش متصور شده، عدالت و بي طرفي را درسياستهاي ملي پياده در كرد چنين بايد وضعيتي، به همه گروههاي علاقه مند اجازه بيان عقيده داد. اختلافها را بايد با مذاكره حل و فصل كرد. يعني، همه گروههاي دخيل در اختلاف بايد حضور بهم رسانند و درباره اصول يا قوانيني كه مي تواند موضوع را حل و فصل كند، اظهارنظر كنند. بنابراين، از نظر كميسيون، گنجاندن پايبندي محكم به حل صلحجويانه درگيري و مذاكرات عادلانه در آيين جهاني، امري ضروري است. بايد خود را پايبند به ساخت فرهنگ صلح كنيم. هزينه هاي سنگين اقتصادي، اجتماعي وانساني كه پيامد درگيريهاي مسلحانه است، از حد تحمل پذيرخود فراتر رفته است. هزينه هاي نظامي سبب هدررفتن اسفبار منابع محدود در سراسر جهان مي گردد. جاي بسي اندوه است كه دست اندركاران قرارگاههاي نظامي هنوز قانع نشده اند كه چه تعداد مدرسه يا داروخانه هاي دهكده اي را مي توان به جاي يك تانك جنگي ايجاد كرد. بحثهاي كلي كه درباره اولويتهاي مهم اجتماعي مي شود، همگي بيهوده است. بايد به نظاميان فهماند كه هدف ايشان يعني ايجاد امنيت ملي، با ساخت جنگ افزارتامين نمي شود. خطرهايي درواقع، كه براي صلح، امنيت و توسعه انساني وجود دارد، از سياستگزاريهاي ما و انتخابهاي جمعي سرچشمه مي گيرد، ازجمله توجه به منافع بدست آمده از راه تجارت اسلحه. فرهنگ صلح فقط يك نظريه يا مجموعه اي از چند اصل نيست. فرهنگ صلح همانگونه كه فردريكو مايور (Mayor Federico) برشمرده، روندي است كه طي آن، رفتارهاي مثبت نسبت به صلح، دموكراسي و بردباري، از راه آموزش و آگاهي يافتن از فرهنگهاي مختلف فرهنگ پديدمي آيد صلح بر زمينه از پيش فعال شده ايجاد صلح بنا مي گردد كه هماناپيشگيري پيش از آغاز درگيري و اصلاح، پس ازبه بار آمدن ضايعات انساني به سببدرگيري است. فرهنگ صلح به معناي مشاركت همه طرفهاي درگير، پرورش روند مبتني بر دموكراسي، احترام به حقوق ديگران و سامان دادن به درگيريها است. فنون ايجاد صلح تقريبا در همه كشورها وجود داشته چنانچه است، ديده ايم مردم كارهاي گوناگوني رابراي جلوگيري از بروز درگيري و خونريزي انجام در داده اند بسياري از فرهنگها، از مروجان صلح يعني افرادي كه درباره درگيريها انديشيده و درصدد رفع آن برآمده اند، قدرداني شده است. همه ما مسئوليم تا منافع موجود در وراي روند ساخت اسلحه را آشكار سازيم و مزاياي همكاري آشتي، صلح آميز و بردباري را كشت دهيم.