Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760128-18040S1

Date of Document: 1997-04-17

طلاق توافقي، غفلت يا؟ صداقت! در راهروهاي دادگاه خانواده در دعاوي اصل نكاح و طلاق داوران نظر خودرا مبني بر امكان يا عدم امكان زندگي مشترك زن و مرد به دادگاه ارائه مي كنند و هيچ نظري در مورد طلاق نمي دهند و اعتبار آن هم تا وقتي در دادگاه با تاييد قاضي يا در دفتر اسناد رسمي تنظيم نشده باشد رسميت نمي يابد. اگر مرداني كه ازدواج مي كنند از آغاززندگي مشترك به حقوقي كه نسبت به همسر خود دارند آگاه باشند و دقت كنند، اگر اين ازدواج منجر به جدايي شود مقولاتي مانند اجرت المثل و نفقه را بيشتر مورد توجه قرار داده و حتي از پيش مقدماتي براي پرداخت تدريجي آن تدارك مي بينند. صرف نظر از علل جدايي طرفين از يكديگر، انجام اعمال و رفتاري كه نشان از سوء نيت يكي از طرفين دعوي يا وكلا و يا نمايندگان قانوني ايشان در جريان دادرسي دارد، نه تنها به لحاظ اخلاقي بلكه در مواردي از جهت قانوني نيز غيرموجه است. مرد: آقاي قاضي نمي دونيد 18 ماهه كه شب وروز سادگي ندارم كردم و بسيار پشيمونم. فكرنمي كردم اين قدر زنم بي مبالات باشه فكرش رو كنيد من با يه بچه بايد چكار؟ كنم يكي از انواع طلاق كه بسياري از زنان ومردان خواهان جدائي از يكديگر، به آن متوسل مي شوند طلاق توافقي است. عليرغم خوشايند بودن ظاهري پسوندتوافقي در اين گونه طلاق ها به ويژه براي كسانيكه به اختيار خود دچار آن مي شوند كه اگر چه مي تواند از مسير شدت عوارض منفي جدائي طرفين كم كند، اما در مواردي ممكن است عنوان توافقي بودن كاملا بي معني باشد. چرا كه به طور مثال در برخي از دعاوي طلاق زن و شوهر به توافقي كه مورد نظر قانونگذار است نرسيده اند و در واقع ايشان صرف پذيرفتن موضوع مراجعه به دادگاه براي طرح دعوي طلاق و تقاضاي رسيدگي را مصداق طلاق توافقي مي دانند، در حاليكه چنين نيست. بلكه منظور قانونگذار اين بوده كه دو طرف پس از تعيين تكليف تمام حقوق و تكاليفي كه پيش از طلاق نسبت به يكديگر داشته و پس ازآن خواهند داشت به دادگاه صالح مراجعه نمايند. چه بسا اگر يكي از طرفين در جلسه دادگاه با مسئله اي كه ظاهرا از پيش بر سرآن به توافق رسيده اند مخالفت كند در نتيجه خواسته طلاق حالت توافقي خود را از دست بدهدو قاضي با رد درخواست طرفين پرونده را مختومه كند، در اين صورت طرفي كه خواهان جدائي است بايد دادخواست جداگانه اي تقديم دادگاه كند. ديگر اينكه حتي در صورت توافق طرفين ممكن است يكي از طرفين به دليل ناآگاهي، توافقي نمايد كه به ضرر خود او تمام شود يا طرف ديگر با زيركي موافقت او را دراين مورد جلب به كند عبارت ديگر غفلت فردممكن است منجر به پشيماني او گردد. - مجتمع قضائي شهرستان - خواهان: مرد - كارمند - خوانده: زن - شاغل - خواسته: طلاق - (زن حضور ندارد و وكيل او هم نيامده است ) قاضي (رو به مرد ): توافق نامه رو تنظيم؟ كرديد مرد: بله جناب قاضي. اما من چيزي ننوشتم. وكيل زنم اين كار رو انجام داده. چرا با هم؟ نيومدين نمي دونم چرا خانوم يا وكيلشون نيومدن. گرچه خوانده يا طرف دعوي زن يا وكيل وي ملزم به حضور در دادگاه نيستند مگر آنكه در موارد ضروري رياست دادگاه لازم تشخيص دهد، اما از اين رهگذر خواهان ممكن است به دو صورت متضرر شود. اول اينكه شايد قاضي حضور طرف را موثر در رسيدگي به پرونده بداند و جلسه دادگاه را به تعويق بياندازد كه در اين دعوي چنين شده است. دوم اينكه خواهان نمي تواند از اظهارات شفاهي خوانده عليه او و به نفع خودش بهره مند شود و اين نشان از هوشياري كامل زن و وكيل او دارد. توافق نامه اي كه قاضي از آن سخن به ميان آورد و در اين دعوي نقش عمده اي ايفا مي كنند بر مبناي ماده 623 قانون آئين دادرسي مدني تنظيم مي شود. ماده ياد شده مي گويد: در هر مرحله از مراحل و در هر دور از ادوار دادرسي مدني، طرفين دعوي مي توانند منازعه خود را به طريق سازش خاتمه دهند. با توجه به اينكه خواسته دعوي، طلاق توافقي و از سوي دو طرف نبوده است، اما چون دعوي حقوقي يا مدني محسوب مي شود، بنابر اين قانونگذار سازش بين طرفين دعوي را در هر مرحله از دادرسي به دليل رضايت ايشان و تسريع در رسيدگي به پرونده و ختم آن مورد احترام قرارداده است كه البته تحت شرايطي معتبر و لازم الاجر است. چون توافق نامه خارج از دادگاه تنظيم شده و در دفتر اسناد رسمي نيز تنظيم نشده است، بنابر اين براي معتبر شدن آن طرفين بايد در دادگاه حاضر شده و ضمن اقرار به درستي آن و ثبت در صورتجلسه دادگاه، به امضاي ايشان و قاضي برسد. اگر طرفين براي اين منظور در زمان تعيين شده و بدون عذر موجه در دادگاه حاضر شوند، رئيس دادگاه بدون توجه به توافق نامه تنظيمي رسيدگي به دعوي را ادامه مي دهد. (قاضي رو به مرد كه مضطرب به نظرمي رسد ): مي دوني با اين وضعيتي كه داري اگرنتونيد توافق كنيد بايد بابت اين زندگي ساله تون 30 اجرت المثل؟ بپردازي آقاي قاضي ما توافق كرديم. اين طوري كه نوشتن نبوده. تو اين توافق نامه كه غير از اين چيزي ننوشته باور كنيد اصلا نمي دونم وكيل خانوم چي برداشته نوشته! اين رونوشت چكها چيه تو؟ پرونده گذاشتي جناب قاضي من نمي خواستم اين چكهاروبدم، وكيل خانوم ازم گرفت. همه رو هم رفته وصول كرده از بانك. اصلاتو چرا اين چكها رو دادي براي؟ بهشون؟ چي (با عصبانيت و تاثر ) (با ناراحتي ): براي نفقه دوران عده خانوم شانس آوردي روي چكها نوشتي براي چي و در وجه چه كسي با توجه به اينكه تقاضاي طلاق ازآغاز توسط مرد تقديم دادگاه شده است به طور طبيعي اجرت المثل به زن تعلق مي گيرد. هر چند طرفين درصدد رسيدن به توافقي درباره چگونگي جدائي ازيكديگر هستند اما زن به ياري وكيلي كه كاملا بر پرونده و حتي مرد تسلط دارد نه تنها حقوقي را كه نسبت به مرد دارد به هر ترتيب ممكن به اثبات مي رساند بلكه پيش از اعتبار يافتن توافق نامه تنظيمي ـ كه مورد اعتراض مرد بوده و توسط وكيل خود زن نوشته شده است - وختم دادرسي كه حتي ممكن است حداقل به زودي به طلاق منجر نشود، حق مالي را كه شايد در آينده به او تعلق بگيرد تمام و كمال دريافت نموده است. البته در اين مورد ناآگاهي مرد و شتاب و سادگي او در مذاكره با وكيل همسرش كار دستش داده است. در مورد ادعاي مرد مبني بر اينكه متن توافق نامه با آنچه كه مورد توافق شفاهي قرار گرفته است فرق اگر دارد، بتواند آن را ثابت كند - كه مخالفتش با مفاد توافق نامه ارائه شده آن را به اثبات مي رساند - و چنانچه سو نيت زن و وكيل وي محرز باشد مطابق ماده 536 قانون تعزيرات مي تواند ايشان را به جعل در اسناد عادي متهم كند. بالطبع با اثبات تقلبي بودن توافق نامه مذكور، استفاده از آن در دعوي زن و مرد هم منتفي است. چكهايي كه مرد به عنوان نفقه دوره عده زن به وكيل همسرش داده است، كاري بوده كه احتمالا بايد درآينده انجام مي داد. چون طلاق ميان زن وشوهر در اين دعوي رجعي خواهد بود - يعني اينكه تا پايان مدتي معين بنام عده از سوي مرد بازگشت پذير است - خرجي زن در اين مدت به عهده مرد است و تا پايان آن مدت زن در حكم همسر مرد است. فقط تمكين خاص از مرد نمي كند. يعني ارتباط جنسي وجود ندارد و اگر ايجاد شود به معني بازگشت مرد به زندگي مشترك و انصراف از طلاق است. به جز مورد اخير اگر زن در طول مدت ياد شده از انجام وظايفش خودداري كند و به بنابر قانون مدني ناشزه شود، مستحق نفقه يا خرجي نخواهد بود. اين جوري كه دارن كشش مي دن و بهونه مي آرن، اگه كار به رسيدگي از طرف دادگاه بكشه يعني خودتون با هم كنار نيائيد مجبور مي شي مبلغ سنگيني بابت اجرت المثل پرداخت كني. آخه خانوم خودش شاغله، درآمد داره. تا حالا هم از من خرجي نمي گرفته. دو تا خونه هم داره، در حالي كه من تو خونه مادرم زندگي اين مي كنم؟ انصافه! حتي اگر صد تا خونه و ماشين هم به نامش كرده باشي اگه با هم به توافق نرسيد بايدحقوقي رو كه داره و مي تونه بخواد، بهش بدي. چنانچه مرداني كه ازدواج مي كنند از آغاز زندگي مشترك به حقوقي كه نسبت به همسر خود دارند و متقابلا تعهدات و تكاليفي كه بر عهده دارند آگاه باشند در مورد حق مالي چون مهريه به لحاظ كميت و كيفيت آن بيشتر دقت مثلا مي كنند با پيش بيني بدترين احتمال يعني جدائي از همسر مقولاتي مانند اجرت المثل و نفقه را مورد توجه قرار داده و حتي از پيش مقدماتي براي پرداخت تدريجي و ارادي آن تدارك يا مي بينند با توافق همسر حق الزحمه اي بابت كارهاي زن در خانه تعيين و به طريقي كه براي هر دو مطلوب باشد پرداخت نمايند. طرح چنين پيشنهادي به اين دليل است كه در خانواده هايي مثل خانواده مورد بحث در دعوي مورد بررسي كه مرد يا زن بخشي يا تمام اموال خود را به يكديگريا فرزندانشان منتقل مي كنند، اگرچشم داشتي يا عوضي در قبال آنچه منتقل كرده اند نخواهند و نگيرند، حداقل بعدها بدهكار همسر و فرزند شوند و زيربار دين ايشان نمانند. هر چند مهر و محبت همسر و فرزندان بتواند تا حدودي مانع از سخت گيري و شدت عمل ايشان در شرايط خاصي همچون جدائي زن و شوهر از يكديگر، نسبت به پدر خانواده شود، اما به هر حال بايد هميشه درصدي را براي پيش آمدهاي غيرمنتظره پيش بيني نمود. جناب رئيس پس نظري كه داورهاي ما دادن هيچ ارزشي؟ نداره به اندازه حكم دادگاه و توافقي كه مي تونه بين خود شما و زنتون باشه اعتباره نداره. پس به همين راحتي مي تونن بزنن زيرحرفهاي؟ قبلي شون بله، شما توي دادگاه كه توافق نكرديد. آيا صورتجلسه؟ شد آورديد اينجا زيرش رو در حضور بنده امضاء؟ كنيد يعني رسمي هست يا؟ نه آئين نامه اجرائي تبصره يك ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، داوري در اين قانون را تابع شرايط مندرج در قانون آئين دادرسي نمي داند. درواقع داوري پيش بيني شده در دعاوي اصل نكاح و طلاق كاملا با داوري مندرج در قانون آئين دادرسي مدني تفاوت دارد. در دعاوي اصل نكاح و طلاق داوران نظر خود را مبني بر امكان يا عدم امكان زندگي مشترك زن و مرد به دادگاه ارائه مي كنند و هيچ نظري در مورد طلاق نمي دهند. درمورد طلاق اعتبار آن نيز تا وقتي در دادگاه و با حضور و تاييد قاضي يا در دفتر اسنادرسمي همانند توافق نامه (سازش نامه ) تنظيم نشده باشد رسميت نمي يابد و نظر قاضي رسيدگي كننده به پرونده نيز همين است. (مرد با تاثر و ناراحتي ): آقاي قاضي نمي دونيد 18 ماهه كه شب و روز سادگي ندارم كردم و بسيار پشيمونم. فكر نمي كردم اين قدر [زنم ] بي مبالات فكرش باشد رو كنيد من با يه بچه بايد چكار؟ كنم! صورتجلسه امروز رو امضاء كن تا درموعدي كه اعلام مي كنيم بيائيد. اگه به توافق رسيديد كه بر مبناي همون گواهي عدم امكان سازش صادر مي شه و گرنه كه بر طبق مقررات مربوطه رسيدگي مي كنيم (مرد با عذر خواهي و سپاس از رياست دادگاه، خارج مي شود. ) صرف نظر از علل جدائي طرفين از يكديگر، انجام اعمال و رفتاري كه نشان از سونيت يكي از طرفين دعوي يا وكلا و يا نمايندگان قانوني ايشان جريان دادرسي دارد، نه تنها به لحاظ اخلاقي بلكه در مواردي از جهت قانوني نيز غيرموجه است. در موردمرد نيز كه دراين ميان متحمل بيشترين زيان شده است بايد گفت: فكر كردن از عصباني شدن و عجله كردن جلوگيري مي كند. وقتي فكر مي كنيد به راحتي مي توانيد براحساس خشمي كه ممكن است از آن لطمه ببينيد غلبه كنيد.