Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760127-17998S1

Date of Document: 1997-04-16

رژيم صهيونيستي و حمايت هاي آشكار و پنهان امريكا نقش سرمايه داري جهاني در تكوين صهيونيسم - (بخش سوم ) زندگي رژيم اسرائيل با سه ميليون و هشتصدهزار نفر جمعيت تا حد زيادي به وجود دوازده ميليون يهودي ساكن كشورهاي ديگر كه شش ميليون نفر آن در آمريكا زندگي مي كنند بستگي دارد طرق اعمال سياست مالكانه اراضي و قوانين كنشت - قانون اراضي متروك ( ); 19481950 - حكم مقررات كشت زمين هاي ويران ( ); 1948 - حكم مقررات اموال غايب - - 1950 (شامل افرادي مي شد كه بنحوي از اقامت در فلسطين دست كشيده - از 24 نوامبر- 1947 و يا مقيم و ساكن كشور ديگر شده بودند. همچنين دولت ليكود اسرائيل طبق قانون كنشت اين حق را داشت كه اموال شهري را به ارزش رسمي بفروشد ); - قانون انتقال اموال ( ) 1950 طبق اين قانون انتقال اموال فقط به دولت، صندوق ملي يهود و به طور كلي سازمانهاي دولتي تعلق مي گرفت; - قانون مناطق امنيتي وزارت دفاع ( ); 1949 - قانون سرزمين هاي كشت نشده ( ); 1949 - قانون سلب مالكيت ( ); 1950 قانون تحصيل زمين ( ); 1953 قانون محدويت ( ) 1958 و... از بررسي وضع قانون توقيف اراضي به خوبي معلوم مي شود كه سياست اسرائيل به وسيله آواره كردن سكنه غيريهودي نه تنها ايجاد يك حكومت صددرصد يهودي بود بلكه غرضش اين بود، كه اموال اعراب، خانه ها و ساختمان آنهارا - چه آواره و چه مقيم - به چنگ آورد. ( ) 40 اسرائيل و منافع مناطق اشغالي - تسخير بازارهاي منطقه اشغالي براي فروش كالاهاي اسرائيلي; - استفاده از منابع آبي; - صادرات فرآورده هاي كشاورزي; - جهانگردان كرانه هاي باختري; - دور بودن از مشكلات مربوط به اداره كردن ساكنان بومي غيريهودي; - امتياز روتمبرگ (بهره برداري از آب ) و واگذاري امتياز درياي مرده (براي استخراج املاح و معادن ) به دو نماينده شركت پتاس و... بدين سان در مي يابيم كه صهيونيسم باسرمايه و ثروت اعراب ساكن فلسطين (منابع مالي و اقتصادي )سرمايه و، ثروت يهوديان ثروتمندو سرمايه داري جهاني (منابع مالي و اقتصادي خارجي ); موفق به اخراج تدريجي فلسطيني ها وتاسيس دولت ملي يهود شد. واكنش هاي رسمي اعرابواكنش هاي رسمي اعراببيشتر در قالب تشكيل كنگره ها، تاسيس جنبش ها سازمانها، و جمعيت هاي مختلف اسلامي و انقلابي بود: انجمن ادبي و جمعيت خيريه اسلامي، جمعيت مبارزه با صهيونيسم، شركت تجارت ملي، جمعيت برادري و پرهيزكاري، شركت اقتصادي فلسطين، جمعيت دانشجويي مرجعيون، جمعيت جوانان نابلس، جمعيت المنتدي الادبي، جمعيت زنان الاحسان العام و يقظه الفتاه العربيه و تشكيل گروههاي ديگر در قالبانديشه انقلابمسلحانه از اين دسته اند. اعراب براي جلوگيري از فروش زمين ها به يهوديان مهاجر (در سال ) 1934 بانك عرب را كه در سال 1930 تاسيس شده بود تقويت كردند و به صورت سازمان عمده اي در زمينه هاي مالي، سياسي و ملي در آوردند. بانك كشاورزي عرب با سرمايه اي معادل 60 هزار ليره فلسطيني آغاز به كار كرد و امر آباداني اراضي را به عهده گرفت. صندوق امت عرب دست به كار شد و براي جمع آوري سهام و خريدن اراضي اي كه در خطر فروش به يهوديان بود اقداماتي انجام داد. مجلس عالي اسلامي نيز عليه فروش اراضي به يهوديان دست به فعاليت تبليغاتي موثري زد. صحنه اين فعاليت مساجد و مطبوعات عرب بود. از كشاورزان صاحب زمين خواسته مي شد كه براي جلوگيري از فروش زمين هاي خود به يهوديان، زمين هاي خود را به عنوان وقف به ورثه خود منتقل سازند. ( ) 41 كنگره ششم فلسطين ( در 1923 يافا ); موضوع ماليات فلسطيني ها به حكومت وقت اختصاص يافت. بسياري از شخصيت ها نيز ازسياست امتناع از دادن ماليات حمايت و دفاع كردند. كاظم حسيني معتقد بود كه ملتي كه نماينده ندارد ماليات هم نمي دهد. علت بنيادين اتخاذاستراتژي امتناع اين بود كه حكومت مالياتهاي جمع آوري شده را به جمعيت هاي صهيونيستي مي بخشيد و به تحكيم و تثبيت موقعيت اشغالگران كمك مي نمود... بررسي و اظهار نظربالاخره در طول ساليان دراز، هريك از اعرابو يهوديان پس از خارج شدن از سلطه امپراتوري عثماني، آرزوي تشكيل دولت واحدي را در از سرمي پروراندند طرف ديگر، انگلستان كه دركمين فلسطين موضع گرفته بود وبه يهود نيزچشمي داشت به وعده هاي خود به شريف مكه در رابطه با واگذاري شبه جزيره عراق، عربستان، سوريه، لبنان و بويژه فلسطين (امپراتوري عرب ) عمل نكرد و در اثناي جنگ جهاني اول اعلاميه بالفور را صادر، و فلسطين راخانه ملي يهود تعهد كرد. موافقتنامه سايكس - پيكو و كنفرانس سان رمو ( آوريل ) 1920 نقشه هاي ديرينه اعراب ساكن فلسطين رابرآب كرد. جامعه يهود براي نيل به هدف هاي استعماري در فلسطين، تشكيلاتي منظم و مرتب و احزاب متعدد بوجود آورد و با سرعت هرچه تمامتر وسايل براي يك استعمار مطابق نظم و قاعده تهيه گرديد. تراست كميسيون يهود، صندوق ملي استعمار، يهود و كمپاني براي توسعه و رشد زراعي در فلسطين از نخستين وسايل و ابزارهايي بودندكه سازمان هاي صهيونيستي بنيان نهادند. سازمان ملل متحد در اين فاصله عملا نتوانسته بود مساله فلسطين را حل نمايد. خلاصه اينكه، يهوديان يك روز قبل از تخليه قواي انگليس، تاسيس دولت يهود را اعلان داشتند و بلافاصله توسط آمريكا، روسيه و انگليس به رسميت شناخته در شدند اين فاصله، سيل كمك هاي مالي و اقتصادي - نيكوكارانه - از جانب يهوديان ثروتمند و استكبار جهاني در جهت سركوب وآواره كردن هرچه بيشتر مردم مظلوم فلسطين به سوي اسرائيل سرازير شد. پس از اعلان و تاسيس دولت يهود و هجوم اعراب به مواضع صهيونيست ها، قيام هاي پراكنده، و همچنين مشكلات عظيم مالي ناشي از اعتراضات و شورش هاي پي درپي و مستمر براي دولت نورسيده يهود، خانم گلداماير را برآن داشت تا باسفري به آمريكا و جلب كمك هاي ثروتمندان يهود و سرمايه داري جهاني، كيان و موجوديت اسرائيل را ممكن سازد. خانم ماير در شوراي فدراسيون يهودي نطقي ايراد كرد كه باعث سرازير شدن كمك به اسرائيل گرديد. البته اين كمك بدون حمايت دولت آمريكا امكان نداشت. بن گوريون، اولين نخست وزير اسرائيل، اثراين ماموريت خانم ماير را چنين توصيف كرده است: روزي، هنگامي كه اوراق تاريخ نوشته شود، گفته خواهد شد كه زني يهودي بود وپول هايي كه او فراهم آورد موجوديت دولت اسرائيل را ممكن ساخت. ( فلسطين، ارض موعود ) پس از تصويباصل قيموميت توسط شوراي جامعه ملل، بريتانيا متوجه مفاداعلاميه بالفور شد. با انتشار كتابسفيد فروش املاك و اراضي به يهوديان محدود شد و محدودشدن مهاجرت يهوديان به فلسطين و تشكيل كشور فدرال از جانب اعراب و صهيونيست ها; موجب برخورد يهوديان با قواي انگليسي شد. با توجه به اختلافات ناشي از اصول مطرح شده در كتاب سفيد، يهوديان مركز فعاليت خود رابه آمريكاي جنوبي منتقل كردند. زيرا احساس مي كردند كه به علت اهميت استراتژيك اتحاد انگلستان با اعراب و دوستي با آنان در خاور نزديك، انگلستان قصد دارد سياست ميهن ملي يهود را رها كند. در همين حال صهيونيست ها اندك اندك متوجه ايالات متحده آمريكا شدند و اعراب رفته رفته آمريكا را دشمن خود مي شمردند. ( ) 42 دليل اين امر اين بود كه: كتاب سفيد انگليس، مهاجرت يهوديان به سرزمين مقدس (ادني الارض )( ) 43 را محدود مي ساخت اما داويد بن گوريون رئيس كميته اجرايي كارگزاري يهود پيشنهادهايي به مجمع سازمان صهيوني آمريكا داد، مبني براينكه محدوديت مهاجرت لغو گردد; ارتش يهود تشكيل شود; و سراسر خاك فلسطين به يك كشور يهود مبدل گردد. اين پيشنهادها كه بعدا به بيلت مور معروف شد، توسط سازمان صهيوني آمريكا پذيرفته شد و به تصويب كميته صدير - يعني شوراي سازمان يهود اورشليم نيز رسيد و در دهم نوامبر 1942 به مورد اجرا در آمد. ( ) 44 پس از جنگ جهاني دوم كه امپرياليسم آمريكابه دليل بركناري از جنگ تقويت شده بودايجاد يك امپراتوري براي رژيم اشغالگر قدس ( ) 45 يكي از اولويت هاي پنهان و آشكار سياست خارجي استكبار جهاني بوده است. دلايل پيوند ايالات متحده امريكا و اسرائيل غاصب الف - نفوذ يهوديان ثروتمند و انتلكتوئل -تحصيل كرده - در شبكه هاي بانكي و صنعتي و اقتصادي، و ساخت و ساز سياسي سرآمدان قدرت; ب - تحت الشعاع قرار گرفتن قدرت فرتوت وخسته از جنگ، و كم رنگ شدن سياست مكر وفريب; ج - سياست محافظه كارانه كتابسفيد ودرگيري پراكنده يهوديان با قواي انگليسي; د - قدرت اقتصادي آمريكا و احتمال تسلط برمنابع عظيم نفتي در خاورميانه; هـ - اهميت استراتژيكي و ژاندارمي اسرائيل در منطقه خاورميانه، و نقش آن در كناركانال سوئز و درياي مديترانه; و - سياست شوراندن جوانان يهودي تبار عليه كمونيسم در كشورهاي سوسياليستي تحت لواي شعار دفاع از يهوديان شوروي (پاسدار منافع امپرياليسم ); ز - رودررو قرار دادن حكومت و نهضت هاي عربدر مقابل آمريكا (و غيره )... ماكسيم رونسون در صفحه 54 كتاباسرائيل وعرب در رابطه با ارتباط سرمايه داري و صهيونيسم جهاني مي نويسد: با منابع عادي درآمد نمي شد اين وضع اقتصادي را سروسامان بخشيد و مشكلات را رفع كرد. در دوران قيموميت منابع مالي يهوديان، عبارت بود از كمك هاي داوطلبانه يهوديان سراسر دنيا علي الخصوص يهوديان آمريكا از سال 1917 تا 1942 از /535/22 000پوند ليره انگليسي كه كل درآمد موسسات يهود را تشكيل /86 8 مي داد درصد از طريق كمك هاي داوطلبانه تامين شده بود. وسايل و تجهيزات جنگ 1948 در سايه نطق و بيان گلداماير خريداري او شد با سخنرانيهاي خود توانست از يهوديان آمريكا، پنج ميليون دلار پول بگيرد. هيجده ماه بعد او به آمريكا برگشت تا براي ساختمان اسرائيل، از آمريكائيها پول بگيرد. بدين سان مي بينيم كه قدرت اسرائيل بيشتر به پولي بستگي دارد كه از سوي ثروتمندان آمريكا فراهم مي شود و يا از طريق فشار به دولت امريكا براي آن كشور ارسال مي گردد. در فوريه 1948 يك كارشناس هوشيار آمريكائي (وان آلستاين ) نوشت: بدون جريان مداوم پول و حمايت سياسي از جانب يهوديان امريكا، اسرائيل تقريبا جديد، دچار نابودي حتمي خواهد شد. ( ) 46 روژه گارودي نويسنده و متفكر شهير فرانسوي مي گويد: اگر روزي پشتيباني خارجي قطع گردد(همان طور، كه در گذشته جنگجويان صليبي ازجهت اسلحه و كمك مالي به چنين سرنوشتي دچار شدند ) وابستگي مالي و نظامي كشور صهيونيستي چنان است كه در چنين صورتي، مشخص خواهد شد كه صهيونيسم سياسي بدترين فاجعه را براي يهوديان فراهم كرده است. ( ) 47 قطعا اسرائيل نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد. بدين سان مي توان نتيجه گرفت كه زندگي رژيم اسرائيل با سه ميليون و هشتصد هزارجمعيت تا حد زيادي به وجود دوازده ميليون يهودي ساكن كشورهاي ديگر كه شش ميليون آن درآمريكا زندگي مي كنند بستگي دارد. علاوه براين هفتاد و پنج درصد كمك هاي خارجي ايالات متحده به اسرائيل و مصر اختصاص دارد، به اين ترتيب كسري موازنه پرداخت هاي رژيم كه به چهار ميليارد دلار سر مي زند با كمك هاي خارجي كه سه چهارم آن به صورت اعتبار يا كمك هاي بلاعوض امريكا است جبران سالانه چهارصد مي شود ميليون دلار نيز سازمانهاي يهودي درجهان به اسرائيل مي پردازند. چهارصد ميليون دلار ديگر از انتقال سرمايه خصوصي عايد رژيم اسرائيل مي گردد. چهارصد و پنجاه ميليون دلارنيز آلمان غربي به عنوان غرامت جنگ دوم جهاني مي پردازد. علاوه براين آلمان فدرال سالانه 140 ميليون مارك اعتبار با شرايطبسيار سهل در اختيار دولت اسرائيل مي گذارد ( ) 48 بنابر اين در مي يابيم كه سازمان جهاني صهيونيست از طرفي با سرمايه داران امريكا و انگليس و انتقامجويان آلمان فدرال و از طرف ديگر با توسعه طلبان اسرائيلي سيستم ارتباطي بي نظيري برقرار كرده است. سازمان هاي صهيونيستي سرمايه هاي نامحدودي دراختيار دارند. بيشتر اين سرمايه ها از طريق هداياي ميلياردرهاي امريكا، بريتانياي كبير، فرانسه و ساير كشورها بوجود آمده است و چنانكه مي دانيم اين ميلياردرها در پاداش دادن به كساني كه به منافع آنان صادقانه خدمت مي كنند مضايقه اي ندارند. اين سرمايه هابه سازمانهاي صهيونيستي نه تنها امكان استخدام اعضاي جديد و پرداخت رشوه به پيروان جديد آنها را در بخش هاي گوناگون جامعه سرمايه داري مي دهد، بلكه آنها را قادر مي سازد كه در فعاليت هاي سياسي و جاسوسي نيز شركت داشته باشند. ( ) 49 اهميت ثروت و سرمايه داري در نزد يهوددرپروتكل هاي زعماي يهود آمده است: امروزدر باره برنامه مالي كه براي اواخر گزارش خود در نظر گرفته ايم و مشكل ترين و حساس ترين نقشه هاي ماست سخن خواهيم راند... سرمايه داران و متمولين بايد وظيفه خود بدانندكه قسمتي از تمول خود را در اختيار دولت بگذارند تا بتواند بقيه سرمايه آنها را حفظنموده و به آنها اجازه كسب ثروت مشروع بدهد. ( ) 50 اصل اول ثروت است كه به وسيله ما توليد مي گردد و اصل دوم علوم است كه ازطرف دانشمندان و زعماي ما در آنها تتبع مي شود. ( ) 51 تمام چرخ هاي ماشين هاي اجتماعي احتياج به قوه محركه و موتوري دارد كه فقط در دست ماست. اين قوه محركه طلاست و علم اقتصاد سياسي كه به وسيله دانشمندان ما ابداع شده اهميت قابل توجه طلا را به خوبي اثبات مي كند. ( ) 52 در يكي ديگر از پروتكل هاي صهيونيسم آمده است: اگر در رابطه هايمان دست روي حساس ترين عصب ذهن آدميان بگذاريم، خيلي زود به پيروزي خواهيم رسيد و اين اعصاب حساس ذهني آدمي عبارتند از: زراندوزي، مال پرستي و تنوع طلبي در ارضاء نيازهاي مادي، هريك از اين خواسته ها به تنهايي نمي تواند آدم را تسليم بكند. سوال شده است دليل كه، حرص يهود برجمع آوري مال؟ چيست شايد اين مسئله به طرز عقيده يهود كه خود راملت برگزيده خدا مي پندارند ارتباط داشته باشد و بدين جهت مي خواهند برجهان استيلا يابند، البته مال و ثروت از عوامل مهمي است كه آنها را به هدف و مقصود خود خواهد رسانيدو اكنون آنها سكان دولت هاي بزرگ را به وسيله ثروت هايي كه انباشته اند و باعث تحرك اقتصاد و سياست جهاني مي گردد تحت تاثير خوددر آورده اند و هرطور كه بخواهند آن رامي چرخانند و شايد هم علت آن طرز تفكر مادي ايشان باشد زيرا كه يهود به جز ظواهر زندگي مادي به چيز ديگري ايمان ندارد و زندگاني جاويدان سراي ديگر از نظر آنها مفهومي ندارد. ( ) 53 بنابر اين با وجودي كه رژيم صهيونيستي ازپيشرفت نسبي در زمينه هاي علمي و تكنيكي برخوردار است اما در مساله اقتصاد هرگز متكي به خود نبوده و بدون كمك هاي خارجي كه سالانه ميلياردها دلار به اين رژيم مي شود به هيچ وجه قادر به مقاومت و ايستادگي روي پاي خودنمي باشد.. از بدو مطرح شدن انديشه تشكيل دولت اسرائيل در واپسين سال هاي قرن نوزدهم وتا تشكيل اين دولت در سال 1948 تاكنون قراربراين بوده كه مصرانه كوشش شود مهاجرين يهودي از سراسر گيتي به سرزمين فلسطين منتقل شوند. بدين خاطر آژانس ها و موسسات متعددي بوجود آمدند و اموال بسياري جمع آوري گرديد وپشتيباني و حمايت كشورهاي متنفذي تامين شد. كما اينكه مبارزه سختي را به هدف انتقال اين امدادات به فلسطين پشت سرگذاشتند. براي همگان روشن است كه در حال حاضر قوم يهود به آساني قادرند انواع سلاح ها و همه گونه امكانات بسيج كننده و كشورهاي قدرتمند جهان را به طرفداري و جانبداري از خود دعوت نمايند، تا برضد مسلمانان موضع بگيرند و صدايشان بلند و رساتر از صداي مسلمانان تبليغاتشان است، گسترده تر و فعالتر از مسلمانان مي باشد، مطبوعات و رسانه هاي بين المللي را به دست گرفته اند و بالاخره هرگاه تقاضاي سلاحي راكنند از نظر كيفيت و كميت دريافت مي دارند. ( ) 54