Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760127-17955S1

Date of Document: 1997-04-16

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان ـ 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( ) 15 همچنين ميان دموكراسي و صلح پيوند پيچيده اي وجود دارد. دموكراسي مي تواند در سطح بين المللي عامل ثبات چنانچه باشد، ميان كشورهايي كه دموكراسي در آنها به چشم مي خورد، امكان بروز جنگ كمتر است. در سطح ملي، پيوند ميان صلح و دموكراسي مخاطره آميزتر اگر مي نمايد به دموكراسي اجازه ريشه گرفتن بدهيم، قادر است در دراز مدت از پيدايش درگيريها جلوگيري كند. هر چند بايد توجه داشت، وجود كمي كشمكش و حتي درگيري نشانه سياستهاي مبتني بر دموكراسي است و بايد از آن استقبال كرد. درگيريهايي كه بر سر منابع تقسيم پذير صورت مي گيرد، همچون چسبي است كه جامعه را به هم نگه مي دارد البته، شناسايي زودهنگام نارضايتي ها و يافتن راه حلهاي آشتي دهنده براي آن، به مهارت و رغبت سياستمداران كشور بستگي پيدا مي كند گاهي، آزادي بيان سياسي، بخصوص در نظامهاي نوپاي دموكراتيك (و همچنين درنظامهاي بالنده مبتني بر دموكراسي ) در، خدمت سياست تهاجمي بكار گرفته مي شود وهدف آن عميقتر ساختن شكافهاي موجود، رسوايي ديگران و انكار حقوق ايشان است. ميانه روي فضيلتي شمرده مي شود كه در سياستهاي صلح جويانه و مبتني بر دموكراسي، نقش حياتي را داراست. صرفنظر از اينكه انتخابات عادلانه و متناوب، آزادي اطلاعات و مطبوعات و همچنين آزادي تجمع، اجزاي اصلي دموكراسي و جامعه مدني آزادهستند، روندهاي مبتني بردموكراسي بايد با حمايتهاي قيد شده در قانون اساسي درخصوص حفظ اقليتهاي سياسي، قومي و غيره در برابر ظلم اكثريت هماورد شود. در جهان امروز كه حدود ده هزار جامعه مشخص، زير نظردويست حكومت زندگي اين مي كنند، پرسش كه چگونه بايد آسايش اقليتها را فراهم كرد، موضوعي نيست كه در سطح دانشگاهي و ادبي به آن بپردازيم، بلكه چالش اصلي براي هر سياستي كه بر پايه انسانيت استوار گشته است، به شمار مي رود. ـ 3حمايت از اقليتها تلاشهاي بسياري كه در جهت جهان گرايي انجام گرفته، حركتهاي قومي و ملي را كه خواهان خودتعيين كننده بودن هستند، از ميان نبرده است. برعكس، مليتهايي كه فكر مي كرديم مدتها پيش نابود شده، دوباره از نوپا گرفته اند و مي توان تجربه اروپاي شرقي و مركزي پس از سال 1989 ميلادي را شاهدي بر اين امر گرفت. بسياري از اوقات، بازتاب اكثريتها در برابر اقليتهاي فرهنگي كه بر هويت خود اصرار مي ورزند و خواهان نوعي خودگرداني هستند، همراه با تبعيض و سركوب بوده است. خواسته اقليتهاي فرهنگي براي ابراز هويت فرهنگي خود يا اعطاي تجلي سياسي به آن، درقالب نوعي خودگرداني را بايد موضوعي جدي دانست اما هميشه تشكيل حكومتهاي جديد به دلايل اقتصادي مانند وجود بازارهاي يكپارچه ملي، بهترين راه حل نيست. بعلاوه، حكومتهاي جديدي كه به وجود مي آيند، خود زاينده اقليتهاي جديد و نزاعهاي جديد هستند. با نبوغ و ابتكار سياسي و فرهنگي مي توان راه حلهاي سياسي تازه اي را براي درگيريهاي كهن فرهنگي به ارمغان آورد.