Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760127-17950S1

Date of Document: 1997-04-16

واردات و صادرات انسان نگاهي به مشكل مهاجرت در جهان امروز (بخش آخر ) در كنار كره جنوبي، تايوان، هنگ كنگ و سنگاپور، اكنون مالزي و تايلند هم محلي براي كارگران وارداتي ارزان شده اند، اكثر اين كارگران از اندونزي و فيليپين مي باشند و فقط هر ساله 300 هزار كارگر غيرقانوني به كارگران در تايوان اضافه مي شوند. در آخر سال 1991 فقط 3 ميليون افغاني در مرز شرقي ايران به علت جنگ داخلي طولاني و ادامه دار افغانستان منتظر ورود به ايران بودند. در /2 5 اكتبر 1992 ميليون افغاني در مرز غربي پاكستان منتظر ورود به پاكستان بودند. ميليونها افغاني بعد از خروج ارتش سرخ روسيه به علت عدم امنيت داخلي و جنگهاي بين قبيله اي و قومي مجبور به ترك آب و خاكشان شده اند، با اينكه ازشهرهاي افغانستان غير از ويرانه اي باقي نمانده براساس آماري كه كميسيون عالي آوارگان جهاني ( UNHCR) اعلام كرده هفته اي 70 هزار نفر از پاكستان به شهرهاي ويرانه خود بازمي گردند، اين سازمان هفته اي /1 5ميليون دلار براي فراهم كردن امكانات بازگشت اين آوارگان به افغانستان مي پردازد. كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا رشد اقتصادي كشورهاي شرق وجنوب شرقي آسيا باعث كشش مهاجرين كاري به سمت اين كشورها شده است. اين مناطق به تازگي به علت رشد اقتصادي قابل توجه و نياز روزافزون به كارگر قطب جديدي جهت كشش مهاجرين كاري شده است. وارد كردن كارگر، غيرقانوني ارزانتر است! در كنار كره جنوبي، تايوان، هنگ كنگ و اكنون سنگاپور، مالزي و تايلند هم محلي براي كارگران وارداتي ارزان شده اند، اكثر اين كارگران از اندونزي وفيليپين مي باشند و فقط هر ساله 300 هزار كارگرغيرقانوني به كارگران در تايوان اضافه مي شوند. تعداد كارگران غيرقانوني مشغول در مالزي را 50 هزارنفر تخمين مي زنند كه بيشتر آنها روي ساختمانها وهمچنين در صنايع جنگلي مورد استفاده قرار مي گيرند. تعداد كارگراني كه از اندونزي و فيليپين آمده اند به 500 هزار نفر مي رسد. ژاپن تنها كشوري بود كه با توجه به نياز فراوان به كارگر بيشتر كارگر قانوني وارد مي كرد كه اكنون به علت عدم پرداخت مناسب به سازمان واردكننده كارگرقانوني تعداد زيادي كارگر غيرقانوني وارد ژاپن شده اند و اكثر آنها از پاكستان و بنگلادش و برزيل و فيليپين مي باشند. صدور كارگر به عنوان چشمه اقتصادي و سوپاپ اجتماعي اولين و بالاترين آمار صدور كارگر به صورت قانوني وغيرقانوني را كشور فيليپين دارد. /3 5حدود ميليون مرد و زن فيليپيني در سراسر دنيا مشغول به كار مي باشند. مردان به عنوان كارگر ساختماني در كشورهاي منطقه خليج يا به عنوان كارگر ارزان روي كشتي هاي خارجي و زنان به عنوان مستخدم يا پرستار يا عنوان هاي ديگر مشغولند. دولت نحوه خروج اين كارگران را برنامه ريزي مي كند زيرا با توجه به بدي وضع بازار كار داخلي صدور اين كارگران و ميزان پولي كه آنها ماهانه از درامد خود براي فيليپين واريز مي كنند بار دولت را سبك مي سازد. شانس بازگشت آوارگان به وطنشان در دهه 70 /1 4حدود ميليون آواره از ويتنام اندونزي لائوس و كامبوج در كشورهاي امريكاي جنوبي پناه يافتند. بعد از آرامش نسبي در اين كشورها به علت بدي وضع اقتصادي اين كشورها سازمان جهاني مانع بازگشت دسته جمعي اين گروه به كشورشان شد. فقط 300 هزار كامبوجيايي بعد از مدتها انتظار در مرز تايلند با تصويب قرارداد موقت صلح توانستند به كشورشان اما بازگردند وضعيت نابسامان كامبوج امكان ورود همه را ميسر نمي سازد. قاره امريكا در امريكاي جنوبي به علت حكومت ديكتاتوري در دهه 70 60 و بسياري از مردم به خاطر خفقان مجبور به ترك وطنشان شدند. در دهه 80 به علت بازگشت دموكراسي بسياري از مردم به وطنشان بازگشتند، ولي به علت وضعيت خاص سياسي و بدهكاري هاي سنگين دولتها، بيشتر كشورها دچار فقر شدند كه اين خود باعث مهاجرت مجدد گروه كثيري گرديد. ايالات متحده امريكا: محل هجوم مهاجران غيرقانوني اتفاقاتي را كه هر روزه در مرز ريوگراند يعني مرز بين مكزيك و امريكا مي افتد را مكزيكو سندرم ناميدند. روزانه 1000 نفر سعي مي كنند از مكزيك و همچنين ازامريكاي مياني و جنوبي از موانع مرزي به هر طريقي كه هست عبور كنند و وارد امريكا بشوند. خيلي از اينها كه مثلا با قايق از جزاير كارائيبمي آيند به وسيله پليس مرزي بازگردانده مي شوند و عده اي هم از طريق ديگر موفق مي شوند. به طور كلي تعداد مهاجرين غيرقانوني امريكا ميليون 10را نفر تخمين مي زنند كه البته به علت اينكه سندي وجود ندارد نمي توان چندان به آن اطمينان كرد. مهاجرت روزافزون مردم امريكاي لاتين به شهرهاي جنوبي امريكا خصوصا جنوب كاليفرنيا باعث شد كه فقط 57 درصد از مردم كاليفرنيا اجداد سفيدپوست داشته باشند همچنين در آمارگيري 1990 فقط 50 درصدمردم نيومكزيكو سفيدپوست هستند و اجداد اسپانيائي ندارند. اكثر مهاجرين امريكاي جنوبي در مزارع و كارخانه هاي قديمي و همچنين در بخش خدمات كار مي كنند و به علت ارزان بودن نقش مهمي در اقتصاد امريكا دارند. با اينكه در امريكا مرزها را خيلي كنترل مي كنند ولي باز هم نمي توانند كاملا جلوي آمدن مهاجرين غيرقانوني را بگيرند. مهاجرين بدبخت از جنوب امريكاي مركزي در دهه 80 مركز حركت آوارگان جنگ بود داخلي در نيكاراگوئه، السالوادر، گواتمالاباعث فرار و پراكندگي مردم اين مناطق شد. بيشتر جمعيت اين كشورها هستي خودشان را از دست داده اند و به شهرهاي بزرگ فرار كردند يا اكثرا دراردوگاه آوارگان كشورهاي همسايه مستقر تعدادي شده اند، هم موفق شدند به صورت غيرقانوني واردامريكا بشوند و در آنجا به عنوان كارگر مهاجر غيرقانوني با حقوقي بسيار بسيار پائين تر از حد قانوني مشغول به كار ولي شوند به علت تفاوت ارزش دلار آنها سعي مي كنند با ارسال پول براي خانواده آنها را حمايت كنند. تعدادي هم بعد از پايان جنگهاي داخلي به وطنشان بازگشتند ولي با توجه به فقر اقتصادي و بيكاري در اين كشورها مهاجرين بازگشته مشكل اجتماعي بزرگي براي اين كشورها به وجود آورده اند به همين دليل اين كشورها خيلي سخت با بازگشت اين مهاجرين موافقت مي كنند. فرار مهاجرين از جانب جزاير كارائيب ( ) 1 فرار مردم كوبا، دومنيكن و از همه بيشتر هائيتي ادامه دارد، و همچنين از جزاير كوچك هم گروه زيادي در حال مهاجرت مي باشند كه آمارشان مشخص نيست. حكومت نظامي ديكتاتوري حاكم بر جزيره هائيتي كه فقر و بدبختي روزافزون براي اين ملت به ارمغان آورده باعث فرار بيشتر مردم اين جزيره به سمت امريكا شده است. -Karibik 1 با افزايش نابساماني هاي ناشي ازجنگ و مشكلات ناشي از فجايع طبيعي و ناهنجاري هاي اجتماعي واقتصادي در دنيا مي توان انتظار داشت كه فشار مهاجرين براي فرار از اين مشكلات و بدست آوردن آرامش و آسايش و امنيت همچنان ادامه خواهد داشت. رشد روز افزون جمعيت در قسمت جنوبي كره زمين اين مشكل را دوچندان مي كند بنا به قضاوت سازمان استراتژي جهاني IISS در لندن فشار مهاجرين باعث به خطرافتادن تعادل و امنيت داخلي كشورهاي مقصد مي شود و خطر آن بيشتر از حمله نظامي و تروريستي مي باشد. روشهاي قديمي را بايد فراموش كنيم مدتها بود كه براي كنترل مهاجرت روشهاي قانوني يعني صدور كارگر را دنيا پيش گرفته بود اما اكنون به علت اينكه از طريق غيرقانوني انسانهاسريعتر مي توانند به مقصد برسندديگر از روش قديمي نمي توان استفاده كرد و همچنين گروهي با دادن درخواست پناهندگي سعي مي كنند تعقيب سياسي را عنوان كنند بدين ترتيب از قوانين سياسي بين المللي استفاده كنند. جريانات افغانستان، ليبريا سومالي، و جنگ داخلي در بالكان نشان داد كه روشهاي فعلي كمك به حوادث ناشي از فجايع مختلف محدود مي باشد خصوصا اگر دشمنان داخلي سعي در ايجاد مانع كنند. كميسيون عالي آوارگان UNHCRجهان هم موقعي مي تواندكمك كند كه شخص واقعا جزوآوارگان باشد در حال حاضر كمك هاي اين سازمان يعني سكنا دادن و يا بازگرداندن آوارگان به وطنشان به علت وضع بد اقتصادي اين سازمان بسيار محدود مي باشد. در يكي از جلسات سازمان ملل در سال 1986 پيشنهاد شد براي جلوگيري از مشكلاتي كه باعث آوارگي مي شود روشي اتخاذ كنند كه بدين وسيله مانع فرار دسته جمعي ملتها بشوند كه متاسفانه هنوز موفق نشده اند. مسئولان به اين نتيجه رسيده اندكه با رد كردن پناهندگي يامحدوديت حقوق خارجي ها و يابستن مرزها نمي توان جلوي مهاجرت و آوارگي را گرفت، بلكه بايد يك روش كامل و صحيح در جهت جلوگيري از جنگهاي داخلي مشكلات بزرگ اجتماعي اتخاذ شود همچنين با كنترل رعايت حقوق بشر و بالا بردن و بهتر كردن سطح زندگي در كشورهاي مختلف و پيش بيني و اتخاذ يك روش صحيح در مبارزه با فجايع طبيعي مي توان ميزان مهاجرت را به سطح معقولي كاهش داد. رعايت صلح و حقوق انساني رعايت اين دو نياز به همكاري كامل همه كشورها در زمينه امنيت، اقتصاد و پيشرفت سياسي و يك برنامه ريزي موثر و سريع دارد. - 1 كنترل صلح جهاني بوسيله سازمان ملل متحد همانطور كه درژوئن از 1992 طرف دبيركل سازمان ملل عنوان گرديد تابدينوسيله مانع ايجاد جنگهاي داخلي و جنگهاي بين كشوري شده و در حقيقت از بين بردن دليل اصلي آوارگي. ـ 2كنترل بين المللي توليد وصدور اسلحه كه در واقع باعث ايجاد خشونت و ادامه جنگهامي باشد. - 3 رعايت حقوق بشر: بصورت حقيقي نه بعنوان يك استراتژي سياسي يا اقتصادي كه باعث تقويت و پابرجائي ديكتاتورمي شود كه انسانها را تعقيب و تبعيد مي كند. - 4 تنبيه يكپارچه بين المللي تنبيه يكپارچه بين المللي عليه كشوري كه حقوق انسانها را پايمال مي كند و باعث آوارگي و بهم خوردن صلح و ايجاد جنگ بين كشوري مي شود. ـ 5برنامه ريزي كامل و جامع سياسي بين المللي براي جلوگيري از اجحاف و تبعيض. كمك به كشورهاي مبدا اين وظيفه كشورهاي صنعتي است كه مشكل آوارگان دنيا را محدودكنند يعني امكاناتي بوجودآورند كه آوارگان تا جاي ممكن در مرزهاي كشورشان يا حداقل در منطقه اسكان دهند. پارلمان آلمان در 14 ژانويه قانوني 1993 تصويب كرد كه درآن دولت را موظف نموده با كمك به توسعه كشورهاي مبداءآوارگان را در منطقه البته نگه دارد، اين كمك در حقيقت بخاطر دور نگه داشتن آوارگان از مرزهاي خود آلمان مي باشد. با كمك به كشورهاي مبدا و يا به كشورهاي همسايه در حقيقت مقدار زيادي صرفه جوئي مالي مي شود زيرا اگر آوارگان به مرزهاي كشوري برسند بايد امكان اسكان آنها فراهم گردد و مخارج زيادي كشور مقصد متحمل شود. با برنامه ريزي طولاني مدت مي توان فاصله اقتصادي و اجتماعي كشورهاي ثروتمند و فقير راكاهش داد. با جلوگيري از آزمايشهايي كه باعث نابودي محيط زيست مي شود و همچنين با جلوگيري از جنگهاي داخلي و تقسيم بندي هاي كشوري مي توان تا حدودي ميزان مهاجرت را تقليل داد. فقط يك راه وجود دارد: يك برنامه سياسي و اجتماعي يكپارچه براي دنيا - 1 بخشش بدهكاري سنگين كشورهاي عقب مانده كه باعث فقر عمومي و به تعويق انداختن پيشرفت اجتماعي و عدم ايجاد دموكراسي مي شود. اين مشكلات بايد سريعتر حل شود تا زندگي اجتماعي در اين كشورها قابل تحمل گردد. - 2 يك سياست بين المللي محيطزيست همانطور كه در كنفرانس سازمان بين المللي محيط زيست 1992 در يادداشت شماره 21 آمده نبايد براساس يك يا چند نكته محدود گردد، بلكه بايداسكلت داخلي را تغيير داده و يك برنامه ريزي جديد اجتماعي براساس نظم بين المللي تنظيم گردد همانطوركه در تبصره 28 قانون حفظ حقوق بشر در سال 1948 ذكر گرديده است. حمايت از يك سياست پناهندگي و سياست اجتماعي صحيح وظيفه يكايك مردم و خصوصاسياستمداران كشورهاي صنعتي است و بايد آنها بدانند كه رسيدن به يك ثروت جهاني مسئله به حق رسيدن نيست بلكه بايد خواسته طولاني مدت همه باشد. بطور كلي وظيفه سياسي و اخلاقي مي گويد: نه با آوارگان بلكه بادلايل آوارگي بايد جنگيد. منبع: .Frieden and Entwicklung Stiftung. Trends Globale . / .Blaschke Jachen.Dr.Prof ترجمه: زهرا خباز بهشتي