Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760127-17948S1

Date of Document: 1997-04-16

نمايش تخته حوضي يا فلسفه مدرن! يادداشتي كوتاه بر نمايش عشق آباد يكي از اصول آدم بودن ريا نكردنه... همت از شما، دوا از ما، شفا از خدا كوچه تنگ نسبتا نادوني رسم نسبتا اين جملاتي است كه همه روزه در سالن اصلي تئاتر شهر در نمايشي به نام عشق آباد مي شنويم. چندي است كه وقتي از كنار تئاتر شهر رد مي شويم شاهد ازدحام جمعيتي هستيم كه براي ديدن نمايشي به نام عشق آباد ساعتها، صبورانه به انتظار ايستاده اند. داستان نمايش راجع به آدمهايي است كه همه ديوانه اند يا به قول نمايش وارونه. قصه به بررسي يك آسايشگاه مي پردازد. به شرح حال چند ديوانه كه هركدام به دليل مشخص يا نامشخص در كنار هم گرد آمده اند و به دور از هرگونه پليدي، حسادت و ريا در كنار يكديگر زندگي مي كنند. نمايش از جايي شروع مي شود كه دكتراشكوري با خر شدن! سعي در درمان و كمك به بيمارانش دارد. او در عين حال كه سعي در اثبات نظريه خود دارد تلاش بي وقفه اي در نزديكي و درك هرچه بيشتر بيمارانش دارد... قصه نمايش، به علت از دست دادن هدفي مشخص براي راضي كردن تماشاگر عامي يارضايت بيننده فهيم و حرفه اي تئاتر، از لجام گسيختگي عجيبي رنج مي برد. داستان گاه بر نعل و گاهي بر ميخ مي كوبد. گاهي داراي بافتي رمانتيك مي شود وگاهي تراژيك. در جايي سخن جدي، محكم و بسيار ثقيل است و در جايي ديگر با رقص و آواز و آهنگي كه توسط نوازندگان به طور زنده نواخته مي شود، بياني كوچه بازاري دارد كه از محتوا و مفهوم قابل تاملي برخوردار نيست. براي اين نمايش هيچ ژانر يا ريختار خاصي نمي توان قائل شد. نمايش عشق آباد ملغمه اي است از نمايش تخته حوضي و كارواني (كارناوالي ) كه باديالوگ هايي فلسفه گونه ادا مي گردد و نوعي سردرگمي و بي هويتي را القا مي كند. كارنوعي امپرسيون به نظر مي رسد كه سعي مي كند در طول داستان به قواعد كلاسيك پايبند بماند. انگار به تصويري پست مدرنيسم مي نگري كه در چهارچوبي سنتي جاي گرفته است. پلان بندي، پرده بندي و سكانس پلانها آن گونه به هم نزديك است كه اصلا به چشم نمي آيد و همين موضوع باعث شده تا اوج، ميانه و فرود قصه گم شود. در اين ميان نقش آفريني زيباي پرويز پرستويي كه چند نقش مجزا را ايفا مي كندبسيار قابل تقدير است. پرستويي با رعايت صحيح ميزانسن، تيپ سازي و صلاي دلنشين بسيار موفق ظاهر مي شود. نقش زلفي را كه رسول نجفيان برعهده دارد با انعطاف و تبحري خاص ارائه مي دهد. ايشان كه تنظيم موسيقي نمايش را نيز برعهده دارد، به نوعي ميانداري دست مي يازد. وسايل صحنه (Props) دكور، و نور در نهايت سادگي و بي پيرايگي طراحي شده اند. لباسهاي صحنه تقريباهمه يكدست است و نوعي اونيفورم را تداعي مي كند و دكور نيز از چند اتاقك چوبي، چند صورتك و يك وسيله چرخ دار در وسط صحنه كه به شكلهاي مختلف از آن استفاده مي شود، تشكيل شده است. نورپردازي كه جزءلاينفك هر نمايش محسوب مي شود در اينجا بهترين شكل خود و به صورتي رئاليستي ارائه شده است. مازيار شيباني فر