Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760126-17881S1

Date of Document: 1997-04-15

گوناگوني خلاق ما گزارش يونسكو از وضعيت فرهنگي جهان - 1996 مترجم: سوسن سليم زاده ( )براي 14 كارآمد ساختن معيارهاي حقوق بشر در سراسر به جهان، فعاليت و همكاري چند عامل اجرايي نياز داريم. حكومتها و دولتها در هر جا بايد خالصانه پايبند به اجراي حقوق بشر و اعمال موافق آنها همه باشند حكومتها به منظور همكاري گسترده بين المللي، از فضايي خاص برخوردارند. با وجود اين، براي تحقق اين نقشي امر، كه عاملان اجرايي در سطح ملي، در همكاريهاي بين المللي و در جامعه مدني جهاني نيز بازي بسيار مي كنند، مهم است. سازمانهاي غيردولتي هم مي توانند با ضبط دقيق نمونه هاي فردي و تبليغات در خصوص مواردي كه حقوق بشر نقض شده است، نقش اساسي را ايفا كنند. در حقيقت، توسعه اساسا به معناي كارآيي حقوق انساني است، يعني براي هر انساني كه در اين كره خاكي پا به عرصه وجودمي گذارد، بايد فرصتهاي يك زندگي كامل را فراهم آوردو هر انساني بايد بتواند به طور كلي از حقوق اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي خود بهره مند شود. ـ 2دموكراسي و عناصر جامعه مدني امروزه دموكراسي نيز بايد همانند حقوق بشر، عنصري اصلي در ايجاد يك فرهنگ مدني جهاني باشد. دموكراسي به مفهوم استقلال سياسي و تكيه بر قدرت اجرايي مردم همان كشور همه است مردم بايد درباره نحوه شناخت زندگي جمعي خود و آينده اي كه برمي گزينند، تصميم گيري كنند، نه اينكه فقط طبقه ممتاز يا خود گماشته جامعه اين امر را در انحصار خود نگه دارد. دموكراسي صرف نظر از اينكه به خودي خود، يك ارزش است، پيوستگي دروني و نزديكي هم با چند ارزش مهم ديگر دارد. مي توان در آغاز به پيوستگي صميمانه دموكراسي و حقوق بشر اشاره كرد. دموكراسي، پايه اصلي براي حفظ حقوق اساسي افراد يك كشور به شمار مي رود. دموكراسي، دولتها را وادار مي سازد تا زير فشار افكارعمومي، اقدام خود را تغيير دهند و تدابير بازدارنده اي چاره كنند. اگر به آناني كه از اوضاع اجازه ناراضي اند، بيان عقيده بدهيم، به احتمال بسيار زياد ازرخداد فاجعه هاي بزرگ اجتماعي بدور خواهيم بود. همچنين ميان دموكراسي و توسعه، بستگي متقابل و نسبت دوسويه اي برقرار است. توسعه موفق در درازمدت، به دموكراسي نياز دارد. توسعه، امري خطير از سوي ارباب فن نيست كه با حفظ سلسله مراتب، ازدولت مركزي آغاز و به سوي پايين ادامه يابد، بلكه مشاركت فعال همه اعضاي جامعه را اگرمردم فرامي خواند خود را افراد حقيقي كشور ببينند كه در تعيين سوي حركت كشور خود و مشخص كردن اولويتها نقش دارند، انگيزه بيشتري براي همكاري پيدا مي كنند آزادي بيان، به خودي خود، هم هدف است و هم بخشي از معناي توسعه را تشكيل مي دهد و همچنين براي ارتقاي ارزش توسعه، كاربردي دارد. درعين حال، دموكراسي به توسعه وابسته است. همانطور كه از كشورهايي مانند كاستاريكا، بوتسوانا، موريتيوس و سايرين برمي آيد، دموكراسي بكلي با اجراي موفق توسعه، پيوندي استوار دارد. گرچه بعضي از دولتهاي استبدادي مانند كشورهاي آسياي شرقي نيز از پيشينه خوبي در خصوص رشد اقتصادي برخوردارند، ولي همينكه توسعه، بخصوص توسعه انساني كه بر همگاني شدن مزاياي تغذيه، بهداشت و آموزش تكيه مي كند، از محدوده مشخصي فراتر رود و همچنين زماني كه طبقه متوسط آنها، فرهيخته و از آگاهي سياسي برخوردار باشند، ديگر مردم نمي توانند براي مشاركت درروند سياسي ادعاي زيادي كنند. براي اين موضوع، مي توان گواه بسياري در سراسر جهان يافت مانند اتحاد جماهيرشوروي سابق، آسياي شرقي، امريكاي لاتين و آفريقاي جنوبي. فقط توسعه است كه مي تواند شرايط دلخواه براي شكوفايي دموكراسي را فراهم آورد.