Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760126-17874S1

Date of Document: 1997-04-15

فقر، آلودگي، بي پناهي نگاهي به مشكل مهاجرت در جهان امروز مسئله مهاجرت به عنوان يك مشكل بزرگ درنظم جهاني درآمده است. مهاجرت صلح داخلي و همچنين روابط بين تمام كشورها را به خطر انداخته است ومسئله حقوق بشر را در تمام كشورها مورد سئوال قرار داده است. اختلاف وضعيت اجتماعي بين كشورهاي توسعه يافته و كشورهاي فقير هر روز افزايش مي يابد، بسياري از كشورهاي در حال توسعه با توجه به افزايش سريع جمعيت جوان به سختي قادر به توليد كار و تامين نان روزمره عمومي مي باشند. افزايش فشار مهاجرين از مرزهاي كشورها و حتي قاره ها هم گذشته، فشار مهاجرين از جنوب به علت باز شدن درهاي مرز شرق به غرب مي باشد. از طرف ديگر مسئله فقر در قسمت اروپاي شرقي باعث افزايش مهاجرين از شرق به غرب اروپا شده است. ميليونها انسان در اثر جنگ و ديكتاتوري و فجايع طبيعي، نابودي محيط زيست، سرمايه زندگي خود را از دست مي دهند و دچار فقر اقتصادي مي شوند. مهاجرت در دنيا هر روزه تعداد بيشتري كشورشان را به علت عدم گرسنگي، امنيت و بيكاري ترك مي كنند و به علت تغييردائمي اين آمار و حركت دائمي مهاجرين نمي توان آمار دقيقي بدست آورد. تعريف لغت مهاجر معني لغت مهاجر ( Migrant) از نظر بين المللي شامل تمام كساني مي شود كه مرز تعيين شده كشورشان را ترك مي كنند. مهاجران قانوني كساني هستند كه به وسيله يافتن كار يك اقامت قانوني در كشور مقصد به دست آورده اند. مهاجران غيرقانوني كساني هستند كه بدون داشتن مقصدمشخص به علت در خطر بودن جانشان فرار را انتخابمي كنند. گروه سوم مهاجريني هستند كه در داخل كشور تغيير محل داده اند يعني از روستاها يا شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ مهاجرت كرده اند. تعداد اين مهاجران قبل از دهه 80 به حدود 400 ميليون تا 1 ميليارد نفر رسيده بود. در گزارش پيشرفتهاي انساني سال 1990 آمده رشدجمعيت در شهرهاي بزرگ در حد انفجار مي باشد و به حدي زياد شده كه ديگر مسئولان امور قادر به كنترل آن نمي باشند. چه كسي مهاجر ناميده بسياري؟ مي شود از محققين سعي كردند كه يك تعريف واحدبراي اين لغت بيابند ولي آنچه كه تاكنون نوشته شده كاملا دقيق نمي باشد. كميسيون عالي آوارگان جهان ( UNHCR) و سازمان بين المللي كار (ILO) طالب يك تعريف قانوني مي باشند و معتقدند كه بايد تفاوتي بين مهاجران كاري و آوارگاني كه حقوق انساني آنان در خطر است گذاشته شود. ولي از طرف ديگر سازمان بين المللي مهاجرت براي اينكه حقوق كلي دو گروه پايمال نشود يك تعريف واحد دارد و كلا تمام انسانهائي را كه محل زندگاني خود را به محلي غير از كشورشان انتقال داده اند مهاجر مي نامد. كنفدراسيون پناهندگان ژنو براي حفظ حقوق آوارگان قانون پناهندگي را عنوان كرد. طبق اين قانون آوارگان از حقوق مجزائي برخوردار مي باشند. هر روزه تعداد بيشتري از انسانها از اين قانون استفاده كرده، خود را از خشونت و فقر اجتماعي كشورشان رهائي مي دهند. ولي در سالهاي اخير كشورهاي صنعتي براي جلوگيري ازسوءاستفاده از قانون پناهندگي جوياي راههائي ديگربراي مهاجرت قانوني مي باشند مثلا ورود كارگران فصلي و يا كارگران قراردادي. عوامل جذبكننده و دفع كننده كشورها محققين مهاجرت معتقدند شرايط دفع كننده وجذبكننده در كشورها باعث مهاجرت مي شود. عوامل دفع كننده: .شرايط غيرقابل تحمل زندگي ودرخطر بودن جان انسانها عوامل جذبكننده: كار، آسايش، ثروت، امنيت وآزادي معمولا مهاجرين كاري كه به علت فقر مجبور به مهاجرت مي شوند را به عنوان آوارگان اقتصادي مي شناسند و از نظر سازمان حمايت از آوارگان جزو پناهندگان منظور نمي شوند. زيرا آنها معتقدند كساني پناهنده محسوب مي شوند كه جانشان در خطر باشد. مهاجرين كاري تعداد مهاجرين كاري خيلي دقيق مشخص نيست چون تعداد زيادي به صورت غيرقانوني مشغول به كارمي باشند. آخرين آماري كه سازمان بين المللي مهاجرين ژنو (IOM) اعلام كرده 70 ميليون مي باشد اگر بخواهيم تعداد مهاجرين كاري قانوني و غيرقانوني را حساب كنيم شايد به حدود ميليون 200 نفر برسد. آمار ديگر در اين زمينه بين 80 تا 100 ميليون نفر مي باشد. سازمان بين المللي كار ژنو اعلام كرد (ILO) در سال 1990 كارگران قانوني خارج از وطنشان را 25 ميليون اعلام كرد كه از اينها 6 ميليون در اروپا و 5 ميليون در امريكا مشغول مي باشند. تنها در امريكا كارگران غيرقانوني را 10 ميليون نفرتخمين مي زنند. مقصد مهاجرين، مناطق ثروتمند حركت مهاجرين در داخل يا خارج از كشور به سوي مناطق ثروتمند مي باشد زيرا اكثرا به دنبال كار مي باشند و مقصد بيشتر آنان كشورهاي صنعتي غرب و يا كشورهاي كم جمعيت منطقه خليج فارس مي باشد. همچنين تعداد قليلي هم به سوي كشورهاي در حال توسعه مثل آفريقا جنوبي و مناطق خليج غرب آفريقا مهاجرت مي كنند. محققين مهاجرت طي تحقيقاتشان در مورد دلايل انتخابمقصد مهاجرين به نتايج زير رسيده اند - 1 نزديكي جغرافيايي كشور مقصد با كشور مبداء - 2 وجود نزديكان و فاميل در كشور مقصد يا راحتي ارتباطات بين كشور مبدا و مقصد - 3 نزديكي قومي زباني و نژادي بين دو كشور - 4 شرايط اجتماعي و حقوق موجود در كشور مقصد باخت و برد كشورهاي مبدا و مقصد طي تحقيقات اقتصادي مهاجرت به ضرر كشور مبدا وبه نفع كشور مقصد مي باشد كه البته اين كاهش نيروي كار در كشور مبدا با ارسال پول براي خويشاوندان در آن كشور تا حدودي جبران مي شود. از طرف ديگر براي بسياري از كشورها مثل تركيه، مصر، يمن، فيليپين فرستادن نيروي كار به وسيله مسئولان كشوري يكي از روشهاي كاهش مشكلات اجتماعي مي باشد. آوارگان تعداد آوارگان را كميسيون عالي آوارگان جهان درآخر سال 1992 در حدود 20 ميليون تخمين زده ولي است فقط 12 ميليون از آنها توانستند از قانون حمايت از پناهندگان استفاده كرده و به عنوان پناهنده پذيرفته شوند. آوارگان ناشي از جنگ داخلي يوگسلاوي باعث شد كه تعداد آوارگان بين سالهاي 1991 و 1992 حدود سه ميليون افزايش يابد. البته همه اميدوارند كه با حل مشكلات شرق و غرب وكاهش جنگهاي داخلي تعداد آوارگان تقليل يابد. مثلا پايان جنگهاي داخلي در اتيوپي زئير، كامبوجيا و السالوادور امكان بازگشت بسياري از آوارگان را فراهم كرد. ولي از طرف ديگر شروع جنگهاي داخلي در مناطق ديگر آفريقا مثل سودان، سومالي، رواندا، ليبريا و آنگولا و همچنين عدم آرامش در اتحاديه سابق جماهير شوروي ( آذربايجان، مولداوي، تاجيكستان ) باعث حركت جديد آوارگان از اين مناطق شده است. آوارگان داخلي در آمار ارائه شده از طرف كميسيون عالي آوارگان جهان تعداد آوارگان داخلي دقيق اعلام نشده زيرا آنها فقط آوارگاني را اعلام مي دارند كه مرزهاي كشورشان را ترك كنند ولي تعداد آوارگان داخلي را اين سازمان تقريبا بين 10 تا 20 ميليون تخمين مي زند. چه كسي را آواره؟ مي نامند تعريفي كه در سال 1951 از طرف كنفدراسيون آوارگان ژنو عنوان شد آواره كسي است كه به خاطر نژاد، مذهب و مليت و تعلق به قبيله يا گروه اجتماعي و سياسي خاصي مورد تعقيب قرار گرفته و به همين علت مجبور به ترك آب و خاك وطنش شده است، اين تعريف به علت جنگ جهاني دوم حساسيت شرايط آن زمان را نشان مي دهد. به مرور زمان اين تعريف كمي وسيع تر شده، يعني در حال حاضر شامل آوارگان ناشي از جنگهاي داخلي، جنگهاي بين كشوري، ناآرامي داخلي و فجايع طبيعي هم مي شود. فجايع طبيعي هميشه يكي ديگر از دلايل مهاجرت بوده مثل طوفان و سيل واكنون خشكسالي در آفريقا، برزيل و هند و از طرف ديگر آتشفشان در فيليپين يا آلودگي اتمي كه باعث خالي شدن چرنوبيل و منطقه درياي شمال شده. سازمان صليب سرخ تعداد آوارگان فجايع طبيعي را به 500 ميليون تخمين زده است. اقتصاد دنيايي (آوارگان اقتصادي ) يكي ديگر از دلايل آوارگي تغييراتي است كه در فرم اقتصادي دنيا بوجود آمده است مثلاواردات و صادرات كالاها و تغييراتي كه در مشاغل خدماتي داده شد بازار كار را دگرگون كرده و يافتن كار را براي افراد ساده مشكل ساخته است. افزايش ارتباطات بين كشوري و قاره اي و همچنين امكانات سرمايه گذاري در ساير كشورها امكان توليدات ارزان در كشوري ديگر با هزينه و اجرت كمتر را ميسر كرده است، مجموعه اين عوامل تعداد زيادي از افراد را به آوارگان اقتصادي تبديل مي كند زيرا آنها به علت فقر اقتصادي مجبور به ترك كشورشان مي شوند. ارتباطات جهاني سيستم اطلاعاتي دنيا به قدري گسترده و وابسته شده كه خود يكي از دلايل تحرك بيشتر انسانها و جابجايي آنهاست امكانات پروازي آسان و كوتاه بين قاره ها خود يكي ديگر از دلايلي است كه وضعيت اقتصادي دنيا را تغيير مي دهد. در حقيقت هجوم انساني همچنان ادامه دارد وخواهد داشت و اين حركت در تمام دنيا مي باشد و مردم بايد ياد بگيرند كه چگونه با اين مسئله مواجه شوند. دلايل اصلي گرايش به مهاجرت - 10 جنگ داخلي: مثل جنگ داخلي يوگسلاوي يا جنگ داخلي در افغانستان - 20 دخالت دول خارجي: دخالت دولتها در وضعيت ممالك ديگر يكي از بزرگترين دلايل آوارگي در جهان مي باشد مثلا اختلاف بين شرق و غرب خصوصا اختلافاتي كه در جنوب آفريقا، شاخ آفريقا در افغانستان و كامبوجيا را مي توان عنوان كرد. - 30 اختلافات قومي و قبيله اي: يكي ديگر از دلايل جديد آوارگي است مثل اختلافاتي كه در سومالي باعث آوارگي تعداد زيادي از مردم اين كشور شده است. -جنگ 40 بين قدرتها و باقيمانده استعمارگري: باعث اختلافات زيادي در كشورهاي جهان سوم مي باشد، بسياري از جنگهاي داخلي نتايج عدم موفقيت در تقسيم بندي صحيح ملتها مي باشد كه معمولا خودش را بصورت اختلافات قبيله اي و يا مذهبي نشان مي دهد و اقليتها را وادار به ترك و فرار از آب و خاك خودشان مي كند. - 50 فجايع طبيعي و نابودي محيط زيست: اين يكي ديگر از دلايل مهاجرت مي باشد. سازمان هواشناسي آمريكا ميزان زمينهايي را كه به علت فجايع طبيعي ديگر غيرقابل سكونت /4 5مي باشند ميليارد هكتار تخمين زده است كه علت آن آلودگي هوا يا سمي شدن آب و خشكسالي مي باشد. همين تغييرات طبيعي باعث مهاجرت 850 ميليون نفر از ساكنان اين مناطق شده است. مهاجرت دسته جمعي خود باعث نابودي طبيعت مي شود، وقتي صدها هزار نفر در اردوگاه كوچك با هم زندگي كنند، احتياج به آب و چوب دارند در نتيجه باعث نابودي جنگلها و كاهش سطح آبهاي زيرزميني مي شوند. اين مهاجرين سير طبيعي زندگي و آرامش اجتماعي افراد محلي را هم به خطر مي اندازند. - 60 بي احترامي به حقوق بشر: در دهه 60 وآغاز دهه 70 بسياري از مبارزان سياسي راحكومتهاي ديكتاتوري وادار به مهاجرت كردند كه با دموكراسي شدن بيشتر ممالك دنيا در دهه 80 اين دلايل هم از بين رفت. اما مجددا به تازگي سازمان بين المللي حقوق بشر اعلام كرد كه در بعضي از ممالك شكنجه، مفقود كردن، دستگيري بي دليل وترور يكي از برنامه هاي حكومتها شده است. - 70 به خطر افتادن سرمايه هاي اوليه: افزايش سرسام آور جمعيت در بعضي از كشورها باعث فقر در بسياري از خانواده ها شده و همچنين در اثر فجايع طبيعي بسياري از مردم سرمايه هاي اوليه زندگي خود را از دست مي دهند به نحوي كه تعداد اين آوارگان بيشتر از آوارگان ناشي از جنگها شده است. سازماندهي مهاجرت بسياري از مهاجران به كمك سازمانهاي مخصوص يا دوستان و اقوام و سازمانهاي بين المللي اقدام به مهاجرت مي كنند. اين كمكها طي ساليان طولاني تغييراتي كرده و هر روزه روشهاي جديدي بوجود مي آيد ولي مستمر مي باشد. سازمانهاي قاچاق انسانها ترتيب انتقال مردم را از كشورها حتي قاره ها مي دهند، كه معمولااين سازمانها از طرف كشورهاي مقصد محكوم مي باشند و عملشان را جنايتكارانه مي دانند. اغلب ترتيب مهاجرت تبديل به تجارت انساني مي شود يعني روش مدرن برده فروشي مثلا صدور كارگر ارزان، فروش زنان كه بيشتر از كشورهاي جهان سوم مي باشند. معمولا در كنار اين جنايتها سازمانهايي هم ترتيب ازدواجهاي نامناسب از دو كشور متفاوت يا قبول كودكان به عنوان فرزند از كشورهاي درحال توسعه با قيمت هاي سرسام آور را مي دهند. اين تجارت مثل قاچاق مواد مخدر به عنوان يك تجارت بين المللي غيرقانوني درآمده است. بيشتر مهاجرين از فيليپين، تايلند و آسياي جنوبي، غرب آفريقا، آمريكاي لاتين و كارائيب مي باشند. قاچاقچيان انساني روز بروز افزايش مي يابندو جنايتكاراني كه اين باندها را هدايت مي كنند از طرف سازمان بين المللي مهاجرت وهمين طور از طرف پليس بين المللي حمايت مي شوند. جهت حركت مهاجران در دنيا بين سالهاي 1820 1930 40 تا ميليون نفر ازاروپا خارج شدند كه اكثر آنهابعد از جنگ جهاني دوم و بهبود وضع اقتصادي بازگشتند، تعداد زيادي هم به اميد يافتن كار به اين قاره مهاجرت كردند با اينكه هيچكدام از كشورهاي اروپا جزو كشورهاي مهاجرپذير نمي باشند. تا ميانه دهه 70 حدود 15 ميليون كارگر ازجنوب و شرق اروپا براي كمك به سازندگي وبهبود وضع اقتصادي آلمان بطور قانوني به آلمان مهاجرت كردند. از ميانه دهه 70 كشورهاي شمالي مجتمع اروپا به كارگر وارداتي بي نياز شدند دليل اين بي نيازي به كارگر ورود پناهندگان به اين كشورها خصوصا آلمان غربي مي باشد و كشورهاي اروپايي كه خود كارگر صادر مي كردند مقصد مهاجرين اجباري شدند مثل ايتاليا، يونان، اسپانيا و پرتغال و كشورهاي جنوبي اروپاي متحد مثل فرانسه مقصد مهاجرين غيرقانوني خصوصا از آفريقا شد. تعداد مهاجريني كه به عنوان توريست واردايتاليا شده و بعد از پايان دوره ويزا بطورغيرقانوني در آنجا مانده اند /1 5به ميليون نفر تخمين زده اسپانيا مي شود فقط در سال 1991 مقصد 300 هزار مهاجر غيرقانوني شده كه اكثرا از مغرب و آمريكاي لاتين آمده اند. يكپارچه شدن اروپا و از بين رفتن مرزهاي EGبين كشورهاي تعداد مهاجرين غيرقانوني را هم افزايش داده است، زيرا بسياري از ترس اينكه با درخواست پناهندگي آنها مخالفت خواهد شد و آنها را مجبور به ترك اروپا مي كنند ترجيح مي دهند بطور غيرقانوني در كشورهاي اروپايي بمانند، اين عمل بسيار خطرناكي است زيرا در حقيقت آنها هيچ حقوق انساني در اين كشورها ندارند. بين كشورهاي اروپاي متحد آلمان درصد 80حدود پناهندگان را پذيرفته كه دو سوم آنهامتعلق به كشورهاي اروپاي شرقي مي باشند. مهاجرت در كشورهاي منطقه خليج فارس در آخر دهه 80 مهاجرين كاري منطقه خليج فارس به 7 ميليون رسيد كه 3 ميليون آنها درعربستان سعودي /1 5و ميليون در عراق و يك سوم ميليون در كويت و يك ميليون در عمارات عربي مشغول به كار بودند. در حقيقت 90 درصدكارگران منطقه خليج فارس را مهاجرين كاري تشكيل مي دهند. /3 5فقط ميليون كارگر از مصر آمده اند و گروه دوم از اردن و يمن و پاكستان، هند، فيليپين و تعدادي هم متعلق به كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا مي باشند. در زمان جنگ /2 5خليج فارس ميليون كارگر مجبور به ترك مناطق جنگي شدند كه فقط 100 هزار نفر آنها متعلق به مصر، يمن و اردن بودند. اين مسئله ضرر بزرگ اقتصادي براي كشورهاي نام برده داشت زيرا كارگران مهاجر هر روزه مقدار زيادي از درآمد خود را براي اقوام و خانواده خودشان به بانكهاي كشورهاي نامبرده واريز مي كردند، عدم واريز اين ارز ضرر بزرگي به اين كشورها زد. ميزان ارزي كه سالانه از كشورهاي منطقه خليج فارس به ساير نقاط دنيا واريز مي شود راحدود 12 ميليارد دلار تخمين مي زنند. بعد از جنگ خليج كارگران فلسطيني به علت حمايت از صدام حسين نتوانستند مجددا به شغلهاي سابق خود بازگردند كه بجاي آنها كارگراني از جنوب و جنوب شرقي آسياآمده اند. هرساله حدود 750000 كارگر مهاجر واردكشورهاي منطقه خليج شدند كه يك سوم آنان را زنان تشكيل مي دهند كه اكثر آنها بعنوان مستخدم، پرستار و خود فروش استخدام مي شوند. كلا وجود اين كارگران در منطقه خليج نقش مهمي در اقتصاد اين منطقه و همچنين اثر بزرگ اقتصادي در كشورهاي صادر كننده كارگر دارند مثل مصر و يمن. كشورهاي خاور ميانه منطقه فرار آوارگان به علت نابساماني در حكومت صدام حسين ومورد حمله قراردادن كردهاي عراقي فقط حدود 2 ميليون كرد عراقي بين مرز ايران و مرز تركيه آواره اند، به علت اين ناامني سازمان امنيت ماده 688 را تصويب كرد كه براساس آن منطقه اي بنام منطقه امن تعيين شده كه ارتش عراق حق ورود به اين منطقه را ندارد تاكردهاي آواره عراقي در اين منطقه بي خطر سكنا گزينند. از طرف ديگر بعد از جنگ خليج فارس حكومت عراق تصميم به سركوبي انقلابيون شيعه درمنطقه مرز جنوبي عراق گرفت كه خود باعث پناهندگي بيش از 100 هزار شيعه عراقي به ايران شد. ادامه دارد