Hamshahri corpus document

DOC ID : H-760126-17869S1

Date of Document: 1997-04-15

نقد فيلم بيمار انگليسي نمايي از فيلم بيمار انگليسي هفته نامه اشپيگل در نهمين شماره امسال خود، به بهانه نمايش فيلم بيمار انگليسي در سينماهاي مطلبي آلمان، در تحسين اين فيلم به چاپ رسانده است. اين مطلب كه قبل از اعلام برگزيدگان اسكار نوشته شده، از حضور موفقيت آميز فيلم در جشنواره برلين خبر مي دهد. اشپيگل مي نويسد: اين فيلم مانند شهابي پرقدرت كه از جهاني ديگر به طرف برلين راهش را گم كرده بود، در اين جشنواره درخشيد. مرگ طولاني و تدريجي كنت لازلو آلماسي (با بازي رالف فاينس ) نبض اين فيلم طولاني و غم انگيز است. فيلم تماشاچي را به طرز غيرمنتظره ايي - مانند يك سراب - مجذوب و به دنبال خود مي كشاند. تقريبا يك ساعت بعد از شروع فيلم، بالاخره تماشاچي به چشمانش و به فيلم بيمار انگليسي اعتماد مي كند. اين فيلم با مهارت و هوشمندي و با لحن رمانتيك وفوق العاده اش، تماشاچي را تحت تاثير قرار به مي دهد، طوري كه اين فيلم آنتوني مينگلا كارگردان 42 ساله انگليسي در جشنواره برلين با استقبال مواجه شد. فيلم بيمار انگليسي تنها يك قهرمان دارد; (كه اين خود نكته اي سوال برانگيز است ) اما كنت فيلم بين دو مكان، دو زمان و رويدادهاي جانبي ديگري تقسيم شده است. در پايان دهه سي، كمي قبل از شروع جنگ جهاني دوم كنت كه يك مجارستاني منزوي و داراي لهجه عالي ودرجه يك انگليسي است، به همراه گروهي كاشف در شمال آفريقا زندگي و كار مي كند. روزي سر و كله يك همكارجديد پيدا مي شود، او يك انگليسي با رفتاري دوستانه وصميمي است و همسرش كاترين (با بازي كريستين اسكات تامس ) همراه اوست. كنت مي خواهد كاترين را بازگرداند و از خود دور كندولي موفق در نمي شود اين ميان اين دو به يكديگرعلاقه مند مي شوند. در جايي از فيلم كنت براي او درباره بادهاي آفريقاي شمالي صحبت مي كند، بادهايي كه كشاورزان در مقابل آنها با خنجر از خود دفاع مي كنند. كنت روي اين بادها نام گذاشته است. او يك نقشه كش است و مي خواهد چيزهايي را كه دوست دارد به نام بخواند، خواه باد باشد يا هرچيز ديگر. قدرت بيان ونفوذ كلام تنها چيزي است كه او در اين ميان از دست نخواهد داد. چند سال بعد، كنت كه مصدوم شده به همراه يك پرستار كانادايي به نام هانا (با بازي ژوليت بينوش ) كه در خدمت متفقين است، در يك صومعه متروك و بمباران شده در توسكانا نشان داده مي شود. جنگ تقريبا تمام كنت شده كه در اثر سانحه اي سوخته و از كار افتاده است كه هيچكس نامش را نمي داند، به همين خاطر او رابيمار انگليسي مي نامند. او به همراه كاترين در صحرا هدف گلوله قرار مي گيرد و به وسيله باديه نشين ها نجات اكنون مي يابد كنت مجروح، با نفس هاي كوتاه در انتظار پايان كارش است. در اين بين دو شخصيت ديگر هم در صومعه ظاهر مي شوند، آگنت كاراواجي (با بازي ويلم دفسو ) و كيپ (با بازي ناون اندروز ) يك كارشناس هندي بمب كه در ارتش انگليس خدمت مي كند و به هاناي پرستار دل مي بندد. سراسر فيلم از نظر زماني در ميان صحرا و صومعه به عقب و جلو تاب مي خورد. فيلم از حال به گذشته و از خارج به درون ذهن كنت وگاه در ميان دنياي خاطرات او جريان دارد. مثلا: طنين قدم هاي هانا در حياط صومعه با ريتم طبل هاي عربي در صحرا يكي مي شود و داستاني قديمي درباره خيانت و انتقام كه توسط هانا براي كنت خوانده مي شود - با برگشتي به گذشته - در حالي كه به وسيله كاترين و در كمپ صحرايي خوانده مي شود، به پايان مي رسد. در اينجا اصل رويداد مرگ است و زمان و مكان اهميتي ندارد. بيمار انگليسي اقتباسي از رماني با همين عنوان اثرمايكل اونداتي نويسنده كانادايي است. او در نوشتن فيلمنامه هم با كارگردان همكاري بسيارداشته است. اين رمان درباره رنجها و شوقهاي انساني در جنگ است، و سراسر با زبان استعاره بازگو شده است. رمان، سفره اي از افكار گوناگون را پهن مي كند و فضايي متنوع ايجاد مي نمايد. به همين ترتيب فيلم موضوع را نشان مي دهد. در فيلم قسمت هايي حذف شده است. به همين خاطر اطلاعات كمتري نسبت به كتاب درباره گذشته هانا و كيپ و كارا واجي در فيلم به تماشاچي داده به مي شود جاي آن فيلم از يك جريان قوي از اعمال مختلف تشكيل شده و به يك نمايش غم انگيز بزرگ و مسحوركننده بدل شده است. اين فيلم كه يك اقتباس ادبي است در تصاويرش گوياست نه در لغات. انتظار نمي رفت كه آنتوني مينگلا، درست همان كسي باشد كه بتواند اين رمان مشكل را به روي پرده سينما بياورد. مينگلا به عنوان نويسنده در تئاتر و تلويزيون انگليس شخصيتي شناخته شده است. او در سال 1991 اولين فيلمش را با عنوان صادقانه - ديوانه وار - عميقا Deeply, Madly, Truly را كارگرداني كرد. اين فيلم باداستاني شاد و ماليخوليايي درباره مردي مرده است كه به صورت روح به زندگي همسر بيوه و غمگين اش بازمي گردد. موضوع اين فيلم قدرت بي رحم عشق را نمايش مي دهد. مينگلا اين موضوع را دربيمار انگليسي هم دست مايه قرار مي دهد و اذعان مي كند; اين درست همان چيزي است كه در تصاوير فيلم نوشته ام. اين فيلم با فيلم لارنس عربستان اثر ديويد لين مقايسه شده است. اما فيلم لين بيشتر متكي به هنرپيشگان بزرگش است. لين به شخصيت هايش طوري نگاه مي كند كه انگار با دوربين به آنها مي نگرد. حتي وقتي تصوير درشتي از آنها را نشان مي دهد، باز هم آنها دور و تقريبا غيرحقيقي اند. اما درست عكس آن بيمار انگليسي كاملا صميمي و شخصي حس مي شود. اين فيلم به طرز دردناكي به درون جسم و روح شخصيت هايش رخنه كرده است. در آن زنان درست مانند زنان راه مي روند نه مانند ستاره هاي سينما. كنت گرفتار كاترين شده است و به خاطر قولي كه به او داده است نقشه ها را به آلماني ها مي فروشد و تبديل به يك خائن مي شود. در اينجا موضوعي شخصي و عاشقانه بدل به موضوعي سياسي مي شود، خيانت به كشورش و كاراواجي كه يك مامور مخفي است از اين بابت رنج مي برد. همه اين نكات، دقيقا همان چيزهايي است كه فيلم بيمار انگليسي را به اثري استادانه تبديل كرده است.